۱۰ نکته برای نویسندگان
کولم تویبین
۱. هر کاری را که شروع کردهاید تمام کنید.
۲. با آن کنار بیایید.
۳. تمام روز لباس کار پناهندگی خود را بپوشید.
۴. از دلسوزی برای خود دست بردارید.
۵. در حین کار از مصرف الکل، رابطه جنسی یا مواد مخدر خودداری کنید.
۶. تمام صبح کار کنید، سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار، بعداز ظهر کار کنید و اگر دوست دارید به اخبار ساعت شش گوش کنید. سپس به سر کار برگردید تا زمان خواب فرا برسد. قبل از خواب، به شوبرت گوش دهید، ترجیحاً چند آهنگ.
۷. اگر میخواهید بخوانید تا خود را شاد کنید، زندگی نامه نویسندگانی را بخوانید که دیوانه شدهاند.
۸. شنبهها میتوانید فیلمهای قدیمی برگمان را تماشا کنید، پرسونا یا سونات پاییزی بهترین هستند.
۹. هرگز به لندن نروید.
۱۰. و به طور کلی هرگز جایی نروید.
@Writing_lover
کولم تویبین
۱. هر کاری را که شروع کردهاید تمام کنید.
۲. با آن کنار بیایید.
۳. تمام روز لباس کار پناهندگی خود را بپوشید.
۴. از دلسوزی برای خود دست بردارید.
۵. در حین کار از مصرف الکل، رابطه جنسی یا مواد مخدر خودداری کنید.
۶. تمام صبح کار کنید، سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار، بعداز ظهر کار کنید و اگر دوست دارید به اخبار ساعت شش گوش کنید. سپس به سر کار برگردید تا زمان خواب فرا برسد. قبل از خواب، به شوبرت گوش دهید، ترجیحاً چند آهنگ.
۷. اگر میخواهید بخوانید تا خود را شاد کنید، زندگی نامه نویسندگانی را بخوانید که دیوانه شدهاند.
۸. شنبهها میتوانید فیلمهای قدیمی برگمان را تماشا کنید، پرسونا یا سونات پاییزی بهترین هستند.
۹. هرگز به لندن نروید.
۱۰. و به طور کلی هرگز جایی نروید.
@Writing_lover
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from طعم ستگادین
▪️چگونه تغییر رخ میدهد؟
▪️ستگادین ۶ خرداد ۱۴۰۱
به آرامی و بعد، در یک لحظه.
تغییر فرهنگی برای مردمی که توجه نمیکنند یا فعالانه درگیر تغییرات نیستند، میتواند چنین به نظر برسد که یک رخداد ناگهانی است. تغییرات بزرگ، یکی پس از دیگری.
در واقع همیشه تغییر فرهنگی، به نسبت، کند اتفاق میافتد. از فردی به فرد دیگر، از گفتگویی به گفتگوی دیگر، به مرور انتظارات تثبیت میشوند، نقشها تعیین میشوند و سیستمها ساخته میشوند.
از زیربنا.
افرادی که در اخبار و پشت تریبون حضور دارند، همهی توجهات را به خودشان جلب میکنند. ولی آنها نشانهاند و معمولاً علت نیستند. مردم در زندگی روزمره، کماهمیت نیستند، آنها ریشهها، زیربناها و درست، منبع فرهنگ هستند. فرهنگ ماییم و آن را تغییر میدهیم یا توسط فرهنگ تغییر میکنیم.
سینه به سینه.
تغییر به صورت افقی رخ میدهد: از دیگران چه انتظاری داریم؟ دربارهی چه چیز حرف میزنیم؟ از چه کسی تقلید میکنیم یا چه کسی را فالو یا حمایت میکنیم؟ چه کاری روال عادی شده است؟
وقتی میگوییم: آدمهایی مثل ما اهل چنین کارهایی هستند.
روز به روز، هفته به هفته، سال به سال.
معاملهگران در فرهنگ ما با شرکت در تجمعات روزانه، انجام اقداماتی اجتماعی سیاسی در فضای آنلاین از روی تنبلی(slacktivism) و پریدن از کارهای فوری(urgency) روی کارهای اضطراری(emergency)، مسیر فرهنگ را بالا پایین میکنند و بازی میدهند. ولی حواس کسانی که فرهنگ را مدام و فعالانه تغییر میدهند، به این راحتیها پرت نمیشود. آنها با یک اقدام کوچک بیشتر، یک گفتگوی بیشتر یا تثبیت یک استاندارد بیشتر، کارشان را پیش میبرند.
اینترنت مایل است که ما روی اتفاقی که پنج دقیقه قبل رخ داده است تمرکز کنیم. این فرهنگ است که میفهمد آنچه در پنج سال قبل رخ داده است اهمیت دارد.
اقدام متمرکز و باثباتِ جامعه است که نحوهی تغییر سیستمها را تعیین میکند. و سیستمها، هنجارهای فرهنگی را مشخص و اجرا میکنند.
اگر [تغییر فرهنگ] برای شما مهم است، به صحبتکردن ادامه دهید. به اقدامکردن ادامه دهید. متمرکز بمانید و خسته نشوید.
.
▪️ستگادین ۶ خرداد ۱۴۰۱
به آرامی و بعد، در یک لحظه.
تغییر فرهنگی برای مردمی که توجه نمیکنند یا فعالانه درگیر تغییرات نیستند، میتواند چنین به نظر برسد که یک رخداد ناگهانی است. تغییرات بزرگ، یکی پس از دیگری.
در واقع همیشه تغییر فرهنگی، به نسبت، کند اتفاق میافتد. از فردی به فرد دیگر، از گفتگویی به گفتگوی دیگر، به مرور انتظارات تثبیت میشوند، نقشها تعیین میشوند و سیستمها ساخته میشوند.
از زیربنا.
افرادی که در اخبار و پشت تریبون حضور دارند، همهی توجهات را به خودشان جلب میکنند. ولی آنها نشانهاند و معمولاً علت نیستند. مردم در زندگی روزمره، کماهمیت نیستند، آنها ریشهها، زیربناها و درست، منبع فرهنگ هستند. فرهنگ ماییم و آن را تغییر میدهیم یا توسط فرهنگ تغییر میکنیم.
سینه به سینه.
تغییر به صورت افقی رخ میدهد: از دیگران چه انتظاری داریم؟ دربارهی چه چیز حرف میزنیم؟ از چه کسی تقلید میکنیم یا چه کسی را فالو یا حمایت میکنیم؟ چه کاری روال عادی شده است؟
وقتی میگوییم: آدمهایی مثل ما اهل چنین کارهایی هستند.
روز به روز، هفته به هفته، سال به سال.
معاملهگران در فرهنگ ما با شرکت در تجمعات روزانه، انجام اقداماتی اجتماعی سیاسی در فضای آنلاین از روی تنبلی(slacktivism) و پریدن از کارهای فوری(urgency) روی کارهای اضطراری(emergency)، مسیر فرهنگ را بالا پایین میکنند و بازی میدهند. ولی حواس کسانی که فرهنگ را مدام و فعالانه تغییر میدهند، به این راحتیها پرت نمیشود. آنها با یک اقدام کوچک بیشتر، یک گفتگوی بیشتر یا تثبیت یک استاندارد بیشتر، کارشان را پیش میبرند.
اینترنت مایل است که ما روی اتفاقی که پنج دقیقه قبل رخ داده است تمرکز کنیم. این فرهنگ است که میفهمد آنچه در پنج سال قبل رخ داده است اهمیت دارد.
اقدام متمرکز و باثباتِ جامعه است که نحوهی تغییر سیستمها را تعیین میکند. و سیستمها، هنجارهای فرهنگی را مشخص و اجرا میکنند.
اگر [تغییر فرهنگ] برای شما مهم است، به صحبتکردن ادامه دهید. به اقدامکردن ادامه دهید. متمرکز بمانید و خسته نشوید.
.
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
اگر یک کلمه را کنار کلمه دیگر بگذاریم جهان خلق میشود به همین سادگی. اشتباه تاریخی ما از مشروطه تا اینجا این بوده که میخواستیم یک شبه جهان را عوض کنیم. اگر کتابها پیامی داشته باشند این است که جهان ذره ذره عوض میشود همان طور که در زمان نوشتن این کلمه در کنار آن کلمه قرار میگیرد و بعد جمله عوض میشود.
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
۱. بنویس!
۲. کلمات را یکی پس از دیگری بنویس و کلمه صحیح را بیاب و یادداشت کن.
۳. آنچه مینویسی را تمام کن اگرچه برایت هزینه داشته باشد، کار را تمام کن.
۴. متنی که نوشتی را کنار بگذار. آن را بخوان و وانمود کن که قبلا آن را ندیدهای.
۵. آنچه نوشتی را تصحیح کن و به یاد داشته باش که دیر یا زود، قبل از اینکه کارت به کمال برسد، باید آن را رها کنی و شروع به نوشتن کار بعدی خود کنی. تلاش برای کمال مانند تلاش برای رسیدن به افق هست. معطل نکن!
۶. قانون اصلی این است که اگر تصمیم به نوشتن داری- آن را با اطمینان انجام بده و اطمینان به شما اجازه میدهد هر کاری را که واقعاً دوست داری انجام بدهی. (این فقط قانون نوشتن نیست بلکه قانون تمام زندگی است. اما این قانون برای نویسنده کاملاً صادق است). پس داستان خود را آنطور که باید نوشته شود، بنویس. صادقانه بنویس و تا جایی که میتوانی خوب بگو. من مطمئن نیستم قوانین دیگری وجود داشته باشد که واقعاً مهم باشد.
توصیههای نیل گیمن به نویسندگان
@Writing_lovers
۲. کلمات را یکی پس از دیگری بنویس و کلمه صحیح را بیاب و یادداشت کن.
۳. آنچه مینویسی را تمام کن اگرچه برایت هزینه داشته باشد، کار را تمام کن.
۴. متنی که نوشتی را کنار بگذار. آن را بخوان و وانمود کن که قبلا آن را ندیدهای.
۵. آنچه نوشتی را تصحیح کن و به یاد داشته باش که دیر یا زود، قبل از اینکه کارت به کمال برسد، باید آن را رها کنی و شروع به نوشتن کار بعدی خود کنی. تلاش برای کمال مانند تلاش برای رسیدن به افق هست. معطل نکن!
۶. قانون اصلی این است که اگر تصمیم به نوشتن داری- آن را با اطمینان انجام بده و اطمینان به شما اجازه میدهد هر کاری را که واقعاً دوست داری انجام بدهی. (این فقط قانون نوشتن نیست بلکه قانون تمام زندگی است. اما این قانون برای نویسنده کاملاً صادق است). پس داستان خود را آنطور که باید نوشته شود، بنویس. صادقانه بنویس و تا جایی که میتوانی خوب بگو. من مطمئن نیستم قوانین دیگری وجود داشته باشد که واقعاً مهم باشد.
توصیههای نیل گیمن به نویسندگان
@Writing_lovers
چرا مردم با وجود اینکه میدانند، وانمود میکنند نمیدانند؟ ...
با زندگی مواجه شوید، مثل من که با هرآنچه زندگی پیش پایم گذاشت مواجه شدم. من تا آنجایی که بتوانم احساس میکنم، نه بیشتر و نه کمتر.
بادام
وون پیونگ سون
@writing_lovers
با زندگی مواجه شوید، مثل من که با هرآنچه زندگی پیش پایم گذاشت مواجه شدم. من تا آنجایی که بتوانم احساس میکنم، نه بیشتر و نه کمتر.
بادام
وون پیونگ سون
@writing_lovers
چگونه توانایی خود را در داستان نویسی افزایش دهیم؟
شطرنجبازهایی که میخواهند تواناییها و امتیازهای خود را در این کار افزایش دهند هر روز مدتی یکسری کارها را تمرین میکنند. این تمرینها طوری طراحی شده که مهارت و آگاهی آنها را در به کارگیری شگردهای بازی شطرنج زیادتر میکند.
رقصندگان هم به طور مرتب ساعتها تمرین میکنند. نیروهای رزمنده حرفهای نیز تمرین های بیامان و طاقت فرسا میکنند تا همه چیز ملکه ذهنشان شود و به طور خودکار انجامش دهند. این خط را همین طور ادامه دهید. پس چرا باید نویسندگی تافته جدابافته از کارهای دیگر باشد؟
برای نویسندگی هم تمرین های زیادی هست که شما میتوانید انجام دهید تا توانایی شما در طراحی داستان بسیار بیشتر شود. اما این تمرین هم مثل همه تمرینها به کارسخت نیاز دارد.
اما اگر ده دوازده هفته این تمرینها را انجام بدهید از سرمایه گذاری خودتان در زمینه نویسندگی بهره میبرید:
گام اول: پنج شش رمان از نوع رمان یا داستانهایی که خودتان میخواهید بنویسید، انتخاب کنید. این رمانها میتوانند رمانهایی باشند که قبلا خواندهاید.
گام دوم: برای ده دوازده هفتهٔ خود یک برنامه زمان بندیشده بنویسید ؛ برنامه ای که بتوانید اجرا کنید. چون قرار است شما در این مدت شش رمان را بخوانید و بعد تقریبا ده دوازده ساعت برای تجزیه و تحلیل آنها و یادداشت برداشتن از آنها به شیوهای که به شما خواهم گفت، وقت بگذارید. و شش ساعت روی آنها فکر کنید.
گام سوم:رمان را برای تفریح و مثل همه خوانندهها بخوانید. وقتی خواندید، یک روزی درباره آن فکر کنید، ببنید از آن خوشتان میآید؟ آیا روی شما تأثیر گذاشته ؟ شخصیت رمان به یادماندنی بود؟ آیا طرحش انسجام داشت؟ ضمن خواندن قسمتی از آن این احساس را داشتید که خسته کننده است؟ و جوابهایی را که میدهید یادداشت کنید.
گام چهارم: حالا رمان دوم و سوم و ... برای هر کدام یک روز وقت بگذارید و دوباره سوالهایی را که در گام سوم گفته شد از خودتان بپرسید و یادداشت کنید.
گام پنجم: حالا دوباره به سراغ رمان اول بروید و آن را صحنه به صحنه مرور کنید. محل وقوع، زاویه دید، خلاصه صحنه در دوسطر، نوع صحنه ( عمل، عکسالعمل، مقدمه چینی، عمق بخشی) آیا آخر هر صحنه شما را ترغیب میکند که به خواندن داستان ادامه دهید؟ چرا آری و چرا نه؟
⭕️اگر برای همه داستانها یا رمانهای انتخاب شدهتان این تمرین را انجام دهید با پرشی بلند از ۹۹ درصد از نویسندگان دنبال پیشرفت، جلو خواهید زد. نویسندههایی که بیشترشان سعی دارند با آزمون و خطا طرح رمانشان را پیدا کنند. شما در دوازده هفته تمرین با این شیوه به جایی میرسید که آنها با وضعیتی مشابه شما سالها طول میکشد تا برسند.
طرح و ساختار رمان
جیمز اسکات بل
@Writing_lovers
شطرنجبازهایی که میخواهند تواناییها و امتیازهای خود را در این کار افزایش دهند هر روز مدتی یکسری کارها را تمرین میکنند. این تمرینها طوری طراحی شده که مهارت و آگاهی آنها را در به کارگیری شگردهای بازی شطرنج زیادتر میکند.
رقصندگان هم به طور مرتب ساعتها تمرین میکنند. نیروهای رزمنده حرفهای نیز تمرین های بیامان و طاقت فرسا میکنند تا همه چیز ملکه ذهنشان شود و به طور خودکار انجامش دهند. این خط را همین طور ادامه دهید. پس چرا باید نویسندگی تافته جدابافته از کارهای دیگر باشد؟
برای نویسندگی هم تمرین های زیادی هست که شما میتوانید انجام دهید تا توانایی شما در طراحی داستان بسیار بیشتر شود. اما این تمرین هم مثل همه تمرینها به کارسخت نیاز دارد.
اما اگر ده دوازده هفته این تمرینها را انجام بدهید از سرمایه گذاری خودتان در زمینه نویسندگی بهره میبرید:
گام اول: پنج شش رمان از نوع رمان یا داستانهایی که خودتان میخواهید بنویسید، انتخاب کنید. این رمانها میتوانند رمانهایی باشند که قبلا خواندهاید.
گام دوم: برای ده دوازده هفتهٔ خود یک برنامه زمان بندیشده بنویسید ؛ برنامه ای که بتوانید اجرا کنید. چون قرار است شما در این مدت شش رمان را بخوانید و بعد تقریبا ده دوازده ساعت برای تجزیه و تحلیل آنها و یادداشت برداشتن از آنها به شیوهای که به شما خواهم گفت، وقت بگذارید. و شش ساعت روی آنها فکر کنید.
گام سوم:رمان را برای تفریح و مثل همه خوانندهها بخوانید. وقتی خواندید، یک روزی درباره آن فکر کنید، ببنید از آن خوشتان میآید؟ آیا روی شما تأثیر گذاشته ؟ شخصیت رمان به یادماندنی بود؟ آیا طرحش انسجام داشت؟ ضمن خواندن قسمتی از آن این احساس را داشتید که خسته کننده است؟ و جوابهایی را که میدهید یادداشت کنید.
گام چهارم: حالا رمان دوم و سوم و ... برای هر کدام یک روز وقت بگذارید و دوباره سوالهایی را که در گام سوم گفته شد از خودتان بپرسید و یادداشت کنید.
گام پنجم: حالا دوباره به سراغ رمان اول بروید و آن را صحنه به صحنه مرور کنید. محل وقوع، زاویه دید، خلاصه صحنه در دوسطر، نوع صحنه ( عمل، عکسالعمل، مقدمه چینی، عمق بخشی) آیا آخر هر صحنه شما را ترغیب میکند که به خواندن داستان ادامه دهید؟ چرا آری و چرا نه؟
⭕️اگر برای همه داستانها یا رمانهای انتخاب شدهتان این تمرین را انجام دهید با پرشی بلند از ۹۹ درصد از نویسندگان دنبال پیشرفت، جلو خواهید زد. نویسندههایی که بیشترشان سعی دارند با آزمون و خطا طرح رمانشان را پیدا کنند. شما در دوازده هفته تمرین با این شیوه به جایی میرسید که آنها با وضعیتی مشابه شما سالها طول میکشد تا برسند.
طرح و ساختار رمان
جیمز اسکات بل
@Writing_lovers
اولین جمله هر رمان باید این باشد: «به من اعتماد کنید، فهمیدن آن مدتی طول میکشد، اما نظمی در کتاب وجود دارد، اگر چه بسیار ضعیف، درست مثل یک انسان. سطر اول داستان شما باید قلب خواننده را لمس کند و بفشارد و به او بگوید که دنیا دیگر مثل سابق نخواهد شد.
مایکل اوندااتجه
@Writing_lovers
مایکل اوندااتجه
@Writing_lovers
آثار متعالی چگونه رقم میخورند؟
دو هفته پیش به تماشای نمایش «آدم آدم است» برتولت برشت رفتم. نمایشنامهاش را وقتی دبیرستانی بودم خوانده بودم اما تقریبا هیچی ازش در خاطرم نمانده بود. برای همین قبل از رفتن، یکبار دیگر نمایشنامه را خواندم و لذت بردم و لذت اثر با طراحی و کارگردانی خوب نمایش (نیما جهان بین) بیشتر هم شد.
طنز تلخ، مهمترین خصیصه نمایش «آدم آدم است» بود. استحاله و دگرگونی آدم را نشان میداد؛ اینکه چطور یک نفر به دنبال ماهی میرود و به فیل میرسد و چطور یک باربر ساده میتواند به هیولایی خون آشام تبدیل شود.
بیرون که آمدم فکر کردم، برشت این نمایشنامه را سالها پیش نوشته با اینهمه چقدر به زمانه ما نزدیک است. او «دغدغه انسانی» را هدف خودش قرار داده و این باعث شده اثر، در گذار از تاریخ، خود را با همه غنا و ارجمندیاش به دست ما برساند.
اما چطور میتوانیم چنین اثری بنویسیم؟
این سؤالی بود که از خودم پرسیدم. اینکه بتوانی با هوشمندی چیزی خلق کنی که در همهٔ دوران، حرفی برای گفتن داشته باشد. حس خلق چنین اثری واقعا وسوسه برانگیز است.
به نظرم ساختار جالب در کنار محتوا و تفکر است که میتواند کار خوب را رقم بزند. اگر وقتی برای تفکر نداری، نمیتوانی بنویسی. نمیتوانی به ارزشهای انسانی، درست و آنطور که باید بپردازی. غلتیدن تو در زندگی روزمره، کارت را از اساس پوچ و خالی از محتوا میکند و در نهایت چیز ارزشمندی از کار در نمیآید! مجبوری از شتاب زندگی کم کنی و به اندیشهات بپردازی و رشدش بدهی، کتاب بخوانی و خوب در مفاهیم تفکر کنی و آن وقت است که به تدریج همه چیز در تو شروع به تغییر میکند.
برشت در این نمایشنامه میگوید: آدمها به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشوند. بلکه فقط یک دسته آدم داریم. هر کسی میتواند به راحتی به گالی گی تبدیل شود. آدم آدم است؛ اما آنچه با دیدن این نمایش بیش از هر چیز ذهنم را به خودش مشغول کرد نه حقارت انسان بلکه تعالی و ارجمندی هنر و ذهن خلاقی بود که میتوانست از دل تاریخ با من نجوا کند و تسلایم بدهد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
دو هفته پیش به تماشای نمایش «آدم آدم است» برتولت برشت رفتم. نمایشنامهاش را وقتی دبیرستانی بودم خوانده بودم اما تقریبا هیچی ازش در خاطرم نمانده بود. برای همین قبل از رفتن، یکبار دیگر نمایشنامه را خواندم و لذت بردم و لذت اثر با طراحی و کارگردانی خوب نمایش (نیما جهان بین) بیشتر هم شد.
طنز تلخ، مهمترین خصیصه نمایش «آدم آدم است» بود. استحاله و دگرگونی آدم را نشان میداد؛ اینکه چطور یک نفر به دنبال ماهی میرود و به فیل میرسد و چطور یک باربر ساده میتواند به هیولایی خون آشام تبدیل شود.
بیرون که آمدم فکر کردم، برشت این نمایشنامه را سالها پیش نوشته با اینهمه چقدر به زمانه ما نزدیک است. او «دغدغه انسانی» را هدف خودش قرار داده و این باعث شده اثر، در گذار از تاریخ، خود را با همه غنا و ارجمندیاش به دست ما برساند.
اما چطور میتوانیم چنین اثری بنویسیم؟
این سؤالی بود که از خودم پرسیدم. اینکه بتوانی با هوشمندی چیزی خلق کنی که در همهٔ دوران، حرفی برای گفتن داشته باشد. حس خلق چنین اثری واقعا وسوسه برانگیز است.
به نظرم ساختار جالب در کنار محتوا و تفکر است که میتواند کار خوب را رقم بزند. اگر وقتی برای تفکر نداری، نمیتوانی بنویسی. نمیتوانی به ارزشهای انسانی، درست و آنطور که باید بپردازی. غلتیدن تو در زندگی روزمره، کارت را از اساس پوچ و خالی از محتوا میکند و در نهایت چیز ارزشمندی از کار در نمیآید! مجبوری از شتاب زندگی کم کنی و به اندیشهات بپردازی و رشدش بدهی، کتاب بخوانی و خوب در مفاهیم تفکر کنی و آن وقت است که به تدریج همه چیز در تو شروع به تغییر میکند.
برشت در این نمایشنامه میگوید: آدمها به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشوند. بلکه فقط یک دسته آدم داریم. هر کسی میتواند به راحتی به گالی گی تبدیل شود. آدم آدم است؛ اما آنچه با دیدن این نمایش بیش از هر چیز ذهنم را به خودش مشغول کرد نه حقارت انسان بلکه تعالی و ارجمندی هنر و ذهن خلاقی بود که میتوانست از دل تاریخ با من نجوا کند و تسلایم بدهد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Советы Сценаристу
Посвятите себя процессу, а не проекту. Не бойтесь писать плохо, все так делают. Инвестируйте себя в образ жизни, а не в конкретное место работы.
ترجمه
خودتان را وقف فرآیند نوشتن کنید، نه پروژه. از بد نوشتن نترسید، همه نویسندهها همین کار را میکنند؛ روی یک سبک زندگی سرمایه گذاری کنید، نه یک شغل خاص.
کریل بیکوف
@Writing_lovers
خودتان را وقف فرآیند نوشتن کنید، نه پروژه. از بد نوشتن نترسید، همه نویسندهها همین کار را میکنند؛ روی یک سبک زندگی سرمایه گذاری کنید، نه یک شغل خاص.
کریل بیکوف
@Writing_lovers
زنان باید «مجرمان» ادبی شوند، قوانین ادبی را زیر پا بگذارند و قوانین خود را بازآفرینند، زیرا قوانین وضع شده، زنان را از ارائه واقعیت خود باز میدارد.
Cathy Acker, Bodies of work
@writing_lovers
Cathy Acker, Bodies of work
@writing_lovers
فهرستی از داستانها و رمانهایی که نویسنده باید بخواند
(بخش دوم)
۱. شهری چون بهشت. سیمین دانشور
۲. خانه ادریسیها. غزاله علیزاده
۳. زنان بدون مردان. شهرنوش پارسی پور
۴.کولی کنار آتش و کنیزو. منیرو روانی پور
۵. نگران نباش. مهسا محب علی
۶. در راه ویلا. فریبا وفی
۷. چراغها را من خاموش میکنم. زویا پیرزاد
۸. به صیغه اول شخص مفرد. مهشید امیرشاهی
۹.از شیطان آموخت و سوزاند. فرخنده آقایی
۱۰.شبیه عطری در نسیم. رضیه انصاری
۱۱. درخت گلابی. گلی ترقی
۱۲. پستچی. چیستا یثربی
۱۳. حافظه پروانهای. بهناز علیپور
بخش اول
@Writing_lovers
(بخش دوم)
۱. شهری چون بهشت. سیمین دانشور
۲. خانه ادریسیها. غزاله علیزاده
۳. زنان بدون مردان. شهرنوش پارسی پور
۴.کولی کنار آتش و کنیزو. منیرو روانی پور
۵. نگران نباش. مهسا محب علی
۶. در راه ویلا. فریبا وفی
۷. چراغها را من خاموش میکنم. زویا پیرزاد
۸. به صیغه اول شخص مفرد. مهشید امیرشاهی
۹.از شیطان آموخت و سوزاند. فرخنده آقایی
۱۰.شبیه عطری در نسیم. رضیه انصاری
۱۱. درخت گلابی. گلی ترقی
۱۲. پستچی. چیستا یثربی
۱۳. حافظه پروانهای. بهناز علیپور
بخش اول
@Writing_lovers
😍1
یادداشتهای روزانه چه کمکی به داستانپرداز میکند؟
تولستوی در دفتر یادداشتهای روزانه خود مینویسید: «نظم و انضباط، برای فاتحان ضروری است.» و یکی از راههای تثبیت عادت انضباط و رسیدن به پیروزی، توجه جدی نویسنده به یادداشتهای روزانه است علاوه بر این یادداشتهای روزانه به ماهیت درهم ریختهٔ زندگی، نظم میدهد و معناهای تازهای به ذهن میآورد که در داستاننویسی به کارمان میآید.
یک صفحه از یادداشت روزانه من:
«دارم از گشنگی میمیرم.» اول صبح با این جمله چشمهایم را باز کردم. آهنگ قشنگی دارد اینطور نیست؟ گرسنگی اولین حسی بود که امروز به سراغم آمد و در طول روز هم ولم نکرد. گرسنگی برای دانستن بیشتر دربارهٔ خودم، درباره نوشتن و خواندن کتابها و...
چند روز است جست زدهام توی آن غار، یا چه میدانم ژرفنای درون. حفرهای که در درون همه ما وجود دارد. دربارهاش در دفتر یاداشتهای روزانهام نوشتم: «به جنگل وارد شدم. به عمق تاریکی. سقوطی داشتم به ژرفنا و آنجا پر از بارقههای شهود بود که چون فانوسهای کوچکی میدرخشید.»
ژرژ باتای امروز گردنم را شکست. چون مجبور شدم برای خواندن جملاتش ساعتها، روی صفحات خم شوم. مقاله «کارآموز جادو»یاش را خواندم و بعد «ندانستن، قهقهه و اشک» و بعد هم همینطور گشتم دنبال داستانهایش و دریغ از حتی یک ترجمه خوب که دستم را بگیرد. اما تسلیم نشدم و ادامه دادم. به این کانال رسیدهام. شاید شما هم بدتان نیاید آن را بخوانید. به نظر میرسد مخاطب باتای باشم.
ژرژ باتای گفته است:«وقتی مینویسم صدای رعد و برق و باد زوزه کش را میشنوم. من دارم درون خودم را میبینم. سروصدا را حس میکنم، انفجارها را و طوفانهایی که طی زمان از فراز زمین گذشتهاند.»
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
تولستوی در دفتر یادداشتهای روزانه خود مینویسید: «نظم و انضباط، برای فاتحان ضروری است.» و یکی از راههای تثبیت عادت انضباط و رسیدن به پیروزی، توجه جدی نویسنده به یادداشتهای روزانه است علاوه بر این یادداشتهای روزانه به ماهیت درهم ریختهٔ زندگی، نظم میدهد و معناهای تازهای به ذهن میآورد که در داستاننویسی به کارمان میآید.
یک صفحه از یادداشت روزانه من:
«دارم از گشنگی میمیرم.» اول صبح با این جمله چشمهایم را باز کردم. آهنگ قشنگی دارد اینطور نیست؟ گرسنگی اولین حسی بود که امروز به سراغم آمد و در طول روز هم ولم نکرد. گرسنگی برای دانستن بیشتر دربارهٔ خودم، درباره نوشتن و خواندن کتابها و...
چند روز است جست زدهام توی آن غار، یا چه میدانم ژرفنای درون. حفرهای که در درون همه ما وجود دارد. دربارهاش در دفتر یاداشتهای روزانهام نوشتم: «به جنگل وارد شدم. به عمق تاریکی. سقوطی داشتم به ژرفنا و آنجا پر از بارقههای شهود بود که چون فانوسهای کوچکی میدرخشید.»
ژرژ باتای امروز گردنم را شکست. چون مجبور شدم برای خواندن جملاتش ساعتها، روی صفحات خم شوم. مقاله «کارآموز جادو»یاش را خواندم و بعد «ندانستن، قهقهه و اشک» و بعد هم همینطور گشتم دنبال داستانهایش و دریغ از حتی یک ترجمه خوب که دستم را بگیرد. اما تسلیم نشدم و ادامه دادم. به این کانال رسیدهام. شاید شما هم بدتان نیاید آن را بخوانید. به نظر میرسد مخاطب باتای باشم.
ژرژ باتای گفته است:«وقتی مینویسم صدای رعد و برق و باد زوزه کش را میشنوم. من دارم درون خودم را میبینم. سروصدا را حس میکنم، انفجارها را و طوفانهایی که طی زمان از فراز زمین گذشتهاند.»
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
Telegram
ژرژ باتای
من برای کسی می نویسم که آن طور که به کتاب من وارد می شود که انگار به درون حفره ای سقوط کرده است هرگز نیز از این حفره بیرون نخواهد آمد.
#ژرژ_باتای/@bataille_geroges
#ژرژ_باتای/@bataille_geroges