نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
Forwarded from That's all folks! (Nima)
رضا قاسمی یک رمانی دارد به اسم همنوایی شبانه ارکستر چوبها. واقعا خواندنی‌ست. شک نکنید. بخوانیدش. زویا پیرزاد رمانی دارد به اسم چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم. اگر نخوانده‌اید قبل از هر کتاب دیگری این را بخرید. بقیه‌ی کارهایش خواندن ندارد. هوشنگ گلشیری نثر فنی‌ای دارد. یعنی شما هربار که چیزی ازش می‌خوانی کج و کوله می‌شوی و اگر خواننده‌ی جدی ادبیات نیستی اصلا ولش کن. شازده احتجابش چون خیلی کمر باریک است را شاید بشود بخوانید. آن هم با تمرکز بالا که بفهمید چی به چی شد.
1
ما اغلب منتظر فرصتی هستیم، به امید اینکه در مناسب باز شود، اگر چه فکر می‌کنم بهتر است یک اره برقی بردارید و این در لعنتی را برای خودتان ایجاد کنید.

دان راف


@Writing_lovers
شکست کاری است که نویسندگان انجام می‌دهند!

آن آنرایت


من با شکست مشکلی ندارم، این موفقیت است که مرا غمگین می کند. شکست آسان است. من هر روز این کار را انجام می‌دهم، سالهاست که این کار را انجام می‌دهم. من در این سالها بیشتر از همیشه جملات را دور ریخته‌ام، ماه‌ها کارم را ترک کردم، سال‌های زیادی را هدر داده‌ام تا چیزهای اشتباه برای افراد اشتباه بنویسم. حتی زمانی که راه درست را ‌یافتم و آثارم ‌را چاپ کردم، از نتایج راضی نیستم. این فقط یک احساس نیست بلکه شکست کاری است که نویسندگان هر روز انجام می‌دهند.


جاه طلبی بی‌اندازه شما از طریق هزاران کلمه از رمانتان بیرون می‌زند، هر یک از آنها چندین بار نوشته و بازنویسی می‌شوند و این مستلزم آن است که برای مدتی طولانی اعصاب‌تان را حفظ کنید، جهان پر از اضطراب اطراف را فراموش کنید و فقط این کار را برای مدتی طولانی انجام دهید.

عشق بزرگ و پایدار نویسنده به زبانی است که هر روز با آن کار می‌کند. شاید این چیزی نباشد که ما را به سمت میز تحریر می‌برد، اما چیزی است که ما را آنجا نگه می‌دارد و بعد از ۲۰ یا ۳۰ سال، این عشق باعث عادت و لذت و ضرورت می‌شود.

 همه ما در درازمدت از دنیا خواهیم رفت و ممکن است هیچ کداممان پروست نشویم. باید بدانید که شکست 90% به احساسات ما مربوط است و 10% واقعیت خودشکوفایی است و این واقعیت که ما ظاهرا گاهی کاملا تحت تسخیر آن هستیم. با اینهمه نکته اصلی این است که موفقیت و شکست هر دو یک توهم هستند تا شما را از میز دور نگه دارند، آنها استعداد شما را از بین می‌برند.

مشکل این استدلال این است که موفقیت و شکست از طرفی بسیار واقعی است. شما می‌توانید یک کتاب واقعی را تمام کنید و می‌توانید آن را چاپ کنید و بفروشید. هر یک از این رویدادهای واقعی نوشتن، انتشار و فروش کتاب بعدی را آسان‌تر می‌کند و اگر به راه خود ادامه دهید و با استقامت در این مسیر بمانید، می‌توانید به افتخارات و جوایز برسید، می‌توانید در خیابان و بین مردم شهرت پیدا کنید، ممکن است یک منتقد بدخلق بگوید کار شما نه تنها موفق نیست، حتی بد است اما اینها دیگر اهمیت ندارد.

موفقیت شما ممکن است حسی مادی باشد، اما همچنین یک احساس است، احساسی که نه شما، بلکه توسط دیگران احساس می‌شود. به همین دلیل است که ما مشتاق آن هستیم و نمی‌توانیم آن را به طور کامل برای خودمان داشته باشیم. این حس موفقیت متعلق به ما نیست.

راستش من با احساس شخصی شکست راحت‌تر از موفقیت کنار می‌آیم. من این را می‌گویم با وجودی که خدا می‌داند چقدر دراین باره جاه طلب و مشتاق هستم.


نکته غم انگیز این است که وقتی مورد توجه قرار می‌گیرید، احساس می‌کنید که مردم چقدر از آنچه در زندگی خودشان به دست آورده‌اند ناراضی هستند. در ضمن و اجمالاً جمله تو «موفق» هستی یعنی جمله‌ای که خواه از حسادت و خواه تحسین بر زبان آورده می‌شود. برخی از مردم اینها را دوست دارند، اما من به دلایلی که هنوز متوجه نشده‌ام، آن را موقعیتی دشوار می‌دانم. من نمی‌خواهم مورد حسادت باشم. زیرا حسادت را ناخوشایند می‌دانم و در برابر تعریف و تمجید هم مقاومت می‌کنم.

زندگی نویسنده به خودی خود یکی از امتیاز بزرگ است، بنابراین ممکن است بگویید "انجامش بده" اما دو نوع جاه طلبی در اینجا وجود دارد. یکی این است که شناخته شوید و شاید پول در بیاورید و دیگران به شما احترام بگذارند. مورد دیگر اینکه نوشتن یک کتاب واقعا خوب است.

کتاب هرگز برای افراد دنیای بیرون نوشته نمی‌شود، بلکه برای یک خواننده در یک زمان نامعلوم نوشته می‌شود. رمان یا داستان نه برای قضاوت، بلکه برای تجربه کردن نوشته می‌شود. شما در واقع می‌خواهید مردم را در ذهن‌تان ملاقات کنید، حداقل برای من اینطور است. من هنوز این ایده بزرگ و احمقانه را دارم که اگر به اندازه کافی خوب و خوش شانس باشید می‌توانید چیزی بسازید که پافشاری بر حقیقتی است که در ذهن‌تان وجود دارد. یک چیز کاملا شخصی، کتابی که مطالبش از فردی به فرد دیگر متفاوت است. رمان واقعی، رمانی است که زندگی می‌کند، حرف می‌زند، نفس می‌کشد، از مردن امتناع می‌کند و در چنین مواردی این من هستم که محکوم به شکست هستم.



@Writing_lovers
فضای اسرار آمیز خاص خودم را در درونم دارم. فضای تاریکی است. این پایگاهی است که هنگام نوشتن پا به آن می‌گذارم. این در مخصوصی برای من است و اشیا این فضا همان چیزهایی است که در راه از دست داده‌ام.


هاروکی موراکامی


@Writing_lovers
طلای آسمان آبی (۱۹۶۷)
میرو نقاشی که باغبان بود

@Writing_lovers
نویسنده از هیچ، کتابی می ‌آفریند، آن را از خودش بیرون می‌آورد. او مثل عنکبوت است، تمام تار درون بدنش است.

ماریو پوزو


منبع

گاهی جملاتی که اینجا براتون می‌ذارم از صفحه‌های خارجی هست اگه انگلیسی باشه اصل منبع رو میذارم. اگه نباشه، فقط نقل قول را قرار می‌دم. نقل قول بالا از یک صفحه تلگرام روسی هست که مدتهاست می‌خونمش. این هم یکی دیگه از کانال‌هایی هست که مدیرش با مهربونی، مطالب خوبی برای مخاطبانش میذاره. البته دوتاشون هم به زبان روسی هست.‌ می‌خوام بگم آدم به شوق یادگیری راه می‌افته و با چیزهای تازه و افراد زیادی آشنا میشه و این دنیا هنوز پر از چیزهایی هست که باعث میشن ذهنت تازه بمونه. کافیه اشتیاقمون رو دنبال کنیم.

@writing_lovers
۱۰ نکته برای نویسندگان

کولم تویبین


۱. هر کاری را که شروع کرده‌اید تمام کنید. 

۲. با آن کنار بیایید. 

 ۳. تمام روز لباس کار پناهندگی خود را بپوشید.

۴. از دلسوزی برای خود دست بردارید. 

۵. در حین کار از مصرف الکل، رابطه جنسی یا مواد مخدر خودداری کنید. 

۶. تمام صبح کار کنید، سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار، بعداز ظهر کار کنید و اگر دوست دارید به اخبار ساعت شش گوش کنید. سپس به سر کار برگردید تا زمان خواب فرا برسد. قبل از خواب، به شوبرت گوش دهید، ترجیحاً چند آهنگ. 

۷. اگر می‌خواهید بخوانید تا خود را شاد کنید، زندگی نامه نویسندگانی را بخوانید که دیوانه شده‌اند.

 ۸. شنبه‌ها می‌توانید فیلم‌های قدیمی برگمان را تماشا کنید، پرسونا یا سونات پاییزی بهترین هستند. 

۹. هرگز به لندن نروید.

۱۰. و به طور کلی هرگز جایی نروید. 



@Writing_lover
Forwarded from طعم ست‌گادین
▪️چگونه تغییر رخ می‌دهد؟

▪️ست‌گادین ۶ خرداد ۱۴۰۱



به آرامی و بعد، در یک لحظه.

تغییر فرهنگی برای مردمی که توجه نمی‌کنند یا فعالانه درگیر تغییرات نیستند، می‌تواند چنین به نظر برسد که یک رخداد ناگهانی است. تغییرات بزرگ، یکی پس از دیگری.

در واقع همیشه تغییر فرهنگی، به نسبت، کند اتفاق می‌افتد. از فردی به فرد دیگر، از گفتگویی به گفتگوی دیگر، به مرور انتظارات تثبیت می‌شوند، نقش‌ها تعیین می‌شوند و سیستم‌ها ساخته می‌شوند.

از زیربنا.

افرادی که در اخبار و پشت تریبون حضور دارند، همه‌ی توجهات را به خودشان جلب می‌کنند. ولی آنها نشانه‌اند و معمولاً علت نیستند. مردم در زندگی روزمره، کم‌اهمیت نیستند، آنها ریشه‌ها، زیربناها و درست، منبع فرهنگ هستند. فرهنگ ماییم و آن را تغییر می‌دهیم یا توسط فرهنگ تغییر می‌کنیم.

سینه به سینه.

تغییر به صورت افقی رخ می‌دهد: از دیگران چه انتظاری داریم؟ درباره‌ی چه چیز حرف می‌زنیم؟ از چه کسی تقلید می‌کنیم یا چه کسی را فالو یا حمایت می‌کنیم؟ چه کاری روال عادی شده است؟

وقتی می‌گوییم: آدم‌هایی مثل ما اهل چنین کارهایی هستند.

روز به روز، هفته به هفته، سال به سال.

معامله‌گران در فرهنگ ما با شرکت در تجمعات روزانه، انجام اقداماتی اجتماعی سیاسی در فضای آنلاین از روی تنبلی(slacktivism) و پریدن از کارهای فوری(urgency) روی کارهای اضطراری(emergency)، مسیر فرهنگ را بالا پایین می‌کنند و بازی می‌دهند. ولی حواس کسانی که فرهنگ را مدام و فعالانه تغییر می‌دهند، به این راحتی‌ها پرت نمی‌شود. آنها با یک اقدام کوچک بیشتر، یک گفتگوی بیشتر یا تثبیت یک استاندارد بیشتر، کارشان را پیش می‌برند.

اینترنت مایل است که ما روی اتفاقی که پنج دقیقه قبل رخ داده است تمرکز کنیم. این فرهنگ است که می‌فهمد آنچه در پنج سال قبل رخ داده است اهمیت دارد.

اقدام متمرکز و باثباتِ جامعه است که نحوه‌ی تغییر سیستم‌ها را تعیین می‌کند. و سیستم‌ها، هنجارهای فرهنگی را مشخص و اجرا می‌کنند.

اگر [تغییر فرهنگ] برای شما مهم است، به صحبت‌کردن ادامه دهید. به اقدام‌کردن ادامه دهید. متمرکز بمانید و خسته نشوید.


.
اگر یک کلمه را کنار کلمه دیگر بگذاریم جهان خلق می‌شود به همین سادگی. اشتباه تاریخی ما از مشروطه تا اینجا این بوده که می‌خواستیم یک شبه جهان را عوض کنیم. اگر کتاب‌ها پیامی داشته باشند این است که جهان ذره ذره عوض می‌شود همان طور که در زمان نوشتن این کلمه در کنار آن کلمه قرار می‌گیرد و بعد جمله عوض می‌شود.



هوشنگ گلشیری

@Writing_lovers
۱. بنویس!

۲. کلمات را یکی پس از دیگری بنویس و کلمه صحیح را بیاب و یادداشت کن.

۳. آنچه می‌نویسی را تمام کن اگرچه برایت هزینه داشته باشد، کار را تمام کن.


۴. متنی که نوشتی را کنار بگذار. آن را بخوان و وانمود کن که قبلا آن را ندیده‌ای.


۵. آنچه نوشتی را تصحیح کن و به یاد داشته باش که دیر یا زود، قبل از اینکه کارت به کمال برسد، باید آن را رها کنی و شروع به نوشتن کار بعدی خود کنی. تلاش برای کمال مانند تلاش برای رسیدن به افق هست. معطل نکن!

۶. قانون اصلی این است که اگر تصمیم به نوشتن داری- آن را با اطمینان انجام بده و اطمینان به شما اجازه می‌دهد هر کاری را که واقعاً دوست داری انجام بدهی. (این فقط قانون نوشتن نیست بلکه قانون تمام زندگی است. اما این قانون برای نویسنده کاملاً صادق است). پس داستان خود را آنطور که باید نوشته شود، بنویس. صادقانه بنویس و تا جایی که می‌توانی خوب بگو. من مطمئن نیستم قوانین دیگری وجود داشته باشد که واقعاً مهم باشد.


توصیه‌های نیل گیمن به نویسندگان

@Writing_lovers
چرا مردم با وجود اینکه می‌دانند، وانمود می‌کنند نمی‌دانند؟ ...

با زندگی مواجه شوید، مثل من که با هر‌آنچه زندگی پیش پایم گذاشت مواجه شدم. من تا آنجایی که بتوانم احساس می‌کنم، نه بیشتر و نه کمتر.

بادام

وون پیونگ سون

@writing_lovers
چگونه توانایی خود را در داستان نویسی افزایش دهیم؟


شطرنج‌بازهایی که می‌خواهند توانایی‌ها و امتیازهای خود را در این کار افزایش دهند هر روز مدتی یکسری کارها را تمرین می‌کنند. این تمرین‌ها طوری طراحی شده که مهارت و آگاهی آنها را در به کارگیری شگردهای بازی شطرنج زیادتر می‌کند.
رقصندگان هم به طور مرتب ساعت‌ها تمرین می‌کنند. نیروهای رزمنده حرفه‌ای نیز تمرین های بی‌امان و طاقت فرسا می‌کنند تا همه چیز ملکه ذهنشان شود و به طور خودکار انجامش دهند. این خط را همین طور ادامه دهید. پس چرا باید نویسندگی تافته جدابافته از کارهای دیگر باشد؟

برای نویسندگی هم تمرین های زیادی هست که شما می‌توانید انجام دهید تا توانایی شما در طراحی داستان بسیار بیشتر شود. اما این تمرین هم مثل همه تمرین‌ها به کارسخت نیاز دارد.

اما اگر ده دوازده هفته این تمرین‌ها را انجام بدهید از سرمایه گذاری خودتان در زمینه نویسندگی بهره می‌برید:

گام اول: پنج شش رمان از نوع رمان یا داستان‌هایی که خودتان می‌خواهید بنویسید، انتخاب کنید. این رمان‌ها می‌توانند رمان‌هایی باشند که قبلا خوانده‌اید.


گام دوم: برای ده دوازده هفتهٔ خود یک برنامه زمان بندی‌شده بنویسید ؛ برنامه ای که بتوانید اجرا کنید. چون قرار است شما در این مدت شش رمان را بخوانید و بعد تقریبا ده دوازده ساعت برای تجزیه و تحلیل آن‌ها و یادداشت برداشتن از آنها به شیوه‌ای که به شما خواهم گفت، وقت بگذارید. و شش ساعت روی آنها فکر کنید.

گام سوم:رمان را برای تفریح و ‌مثل همه خواننده‌ها بخوانید. وقتی خواندید، یک روزی درباره آن فکر کنید، ببنید از آن خوشتان می‌آید؟ آیا روی شما تأثیر گذاشته ؟ شخصیت رمان به یادماندنی بود؟ آیا طرحش انسجام داشت؟ ضمن خواندن قسمتی از آن این احساس را داشتید که خسته کننده است؟ و جواب‌هایی را که می‌دهید یادداشت کنید.

گام چهارم: حالا رمان دوم و سوم و ... برای هر کدام یک روز وقت بگذارید و دوباره سوال‌هایی را که در گام سوم گفته شد از خودتان بپرسید و یادداشت کنید.



گام پنجم: حالا دوباره به سراغ رمان اول بروید و آن را صحنه به صحنه مرور کنید. محل وقوع، زاویه دید، خلاصه صحنه در دوسطر، نوع صحنه ( عمل، عکس‌العمل، مقدمه چینی، عمق بخشی) آیا آخر هر صحنه شما را ترغیب می‌کند که به خواندن داستان ادامه دهید؟ چرا آری و چرا نه؟

⭕️اگر برای همه داستان‌ها یا رمان‌های انتخاب شده‌تان این تمرین را انجام دهید با پرشی بلند از ۹۹ درصد از نویسندگان دنبال پیشرفت، جلو خواهید زد. نویسنده‌هایی که بیشترشان سعی دارند با آزمون و خطا طرح ‌رمانشان را پیدا کنند. شما در دوازده هفته تمرین با این شیوه به جایی می‌رسید که آن‌ها با وضعیتی مشابه شما سالها طول می‌کشد تا برسند.

طرح و ساختار رمان

جیمز اسکات بل


@Writing_lovers
اولین جمله هر رمان باید این باشد: «به من اعتماد کنید، فهمیدن آن مدتی طول می‌کشد، اما نظمی در کتاب وجود دارد، اگر چه بسیار ضعیف، درست مثل یک انسان. سطر اول داستان شما باید قلب خواننده را لمس کند و بفشارد و به او بگوید که دنیا دیگر مثل سابق نخواهد شد.


مایکل اوندااتجه

@Writing_lovers