بخوانید، بخوانید، همه چیز بخوانید: آثار کلاسیک، کتاب های آشغال، خوب یا بد و سعی کنید کشف کنید که نویسنده چگونه جملاتش را نگاشته است.
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers🖌
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers🖌
شعر زبان اصلی مردم تاریخ مند است و شاعری پی افکنی حقیقت است با واژه در واژه . شعر نامیدن فتوح و سرشت همه چیزهاست .
هایدگر
@Writing_lovers🖌
هایدگر
@Writing_lovers🖌
چگونه ابعاد مختلف یک تجربه را بنویسیم؟
✍ معصومه حامی دوست
اغلب نویسندگان بزرگ بر اهمیت به کارگیری تجربههای شخصی در نوشتن، تأکید کردهاند. اما چطور میتوان از تمام جنبههای یک تجربه نوشت؟ چطور میتوان از طریق دیدهها، نادیدهها را حدس زد؟
هنری جیمز به نویسندگان جوان توصیه میکند: « سعی کنید چیزی از چشمتان دور نماند.» برای این کار باید از ادراکی قوی برخوردار بود و از کمترین امکان بیشترین بهره را برد.
من از تمرین زیر برای دیدن زوایای مختلف تجربیاتم استفاده میکنم. شاید این روش برای شما هم الهامبخش باشد. آن را امتحان کنید:
ابتدا راجع به چیزی بنویس که عمیقا به آن معتقدی و اصول پایهای زندگیت است. سه هزار کلمه راجع به آن بنویس. فرض کن میخواهی برای کسی نامهای بنویسی و از آن برایش بگویی. مهم نیست نظراتت تا چه حد علمی یا محققانه است.
بنویس چه وجوهی از آن را میشناسی؟ آیا میتوانی با شوق و ذوق از آن بگویی. تلاش کن مخاطبت را مجاب کنی. از همهی چیزهایی که در آن باره اطمینان داری بنویس.
در مرحله بعد سؤالات جدیدی دربارهی آن مطرح کن. در این بخش سه هزار کلمهی دیگر دربارهی نظرات مختلف و حتی مخالف بنویس. طوری که راجع به آن شک ایجاد کنی.
این تمرین، نوعی سیر و سفر است. با این شکل از نوشتن، مطالب را از تاریکی به روشنایی میآوریم. آن را میکاویم و جنبههای مختلفی از آن را میبینیم که پیش از آن، بر خودمان هم پنهان بوده است.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
اغلب نویسندگان بزرگ بر اهمیت به کارگیری تجربههای شخصی در نوشتن، تأکید کردهاند. اما چطور میتوان از تمام جنبههای یک تجربه نوشت؟ چطور میتوان از طریق دیدهها، نادیدهها را حدس زد؟
هنری جیمز به نویسندگان جوان توصیه میکند: « سعی کنید چیزی از چشمتان دور نماند.» برای این کار باید از ادراکی قوی برخوردار بود و از کمترین امکان بیشترین بهره را برد.
من از تمرین زیر برای دیدن زوایای مختلف تجربیاتم استفاده میکنم. شاید این روش برای شما هم الهامبخش باشد. آن را امتحان کنید:
ابتدا راجع به چیزی بنویس که عمیقا به آن معتقدی و اصول پایهای زندگیت است. سه هزار کلمه راجع به آن بنویس. فرض کن میخواهی برای کسی نامهای بنویسی و از آن برایش بگویی. مهم نیست نظراتت تا چه حد علمی یا محققانه است.
بنویس چه وجوهی از آن را میشناسی؟ آیا میتوانی با شوق و ذوق از آن بگویی. تلاش کن مخاطبت را مجاب کنی. از همهی چیزهایی که در آن باره اطمینان داری بنویس.
در مرحله بعد سؤالات جدیدی دربارهی آن مطرح کن. در این بخش سه هزار کلمهی دیگر دربارهی نظرات مختلف و حتی مخالف بنویس. طوری که راجع به آن شک ایجاد کنی.
این تمرین، نوعی سیر و سفر است. با این شکل از نوشتن، مطالب را از تاریکی به روشنایی میآوریم. آن را میکاویم و جنبههای مختلفی از آن را میبینیم که پیش از آن، بر خودمان هم پنهان بوده است.
@Writing_lovers🖌
حاضرم شرط ببندم که وقتی مینشینم سر نوشتن، سلولهای خاکستری بیشتری به تکاپو میافتد تا وقتی که بلند میشوم حرف بزنم. اگر از مغزم ام آی آر بگیرند، میبینید منطقههایی روشن شدهاند که وقتی حرف میزنم، سوسو هم نمیزنند. در واقع هنگام نوشتن قشر مخم به کمک انبوهی نورون، فکرها و احساساتم را هوشمندانه به کلمه تبدیل میکنند.
آرتور کریستال
@Writing_lovers🖌
آرتور کریستال
@Writing_lovers🖌
نوشتن از خودم همیشه برایم از هر موضوع دیگری سختتر بوده، آنچه اطمینان دارم این است که نوشتن از خودم، همیشه مستلزم نوشتن از دیگران است.
لئونارد مایکلز
@Writing_lovers🖌
لئونارد مایکلز
@Writing_lovers🖌
ما می نویسم برای اینکه انرژیمان لبریز شده است، برای اینکه حساس تر، زندهتر و کنجکاوتر از دیگران هستیم. چرا از این موهبت حداکثر بهره را نگیریم؟
جویس کارول اوتز
@Writing_lovers🖌
جویس کارول اوتز
@Writing_lovers🖌
زمانی که نمینویسیم!
✍ معصومه حامی دوست
هر نویسنده باید زمانی برای ننوشتن داشته باشد. زمانی که در آن به طرحهایش فکر کند، به دنبال کلمات باشد، به نزدیکترین کتابخانه شهر برود و در میان کتابها گشتی بزند. به آنها نگاه کند و بعد از زمانی طولانی یک کتاب را انتخاب کند.
وقت بگذارد و نظرات کتابخوانها را بشنود و با آنان که مشتاق نوشتناند گپی بزند.( جایی که سرچشمهی ایدههای بینظیری برای نوشتن است.)
دفترچههای زیاد بخرد و مجموعه خودکارهایش را کامل کند. ساعاتی برای شکار لحنها و ارتباط با آدمها داشته باشد و به جزییات گفتگویشان دقیق شود.
زمانی که در آن خودش را بشناسد. بداند چه چیزها او را سر شوق میآورد، چه وقتها میتواند یک نفس بنویسید. به ماجرایش با یک کتاب و یا جمله ای که هنگام خواندن مبهوتش کرده، فکر کند.
وقت بگذارد و به دنبال کتابهای جدید باشد و آنها را بشناسد و برای خواندنشان برنامه ریزی و حتی خیالبافی کند.
به نمایشگاههای نقاشی، عکس، کنسرت موسیقی و ... برود و به فوت و فن آن هنر و تلفیقش با نوشتن، فکر کند.
آن وقت است که باید با شجاعت تمام، خودش را به میز کارش ببندد و بنویسد.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
هر نویسنده باید زمانی برای ننوشتن داشته باشد. زمانی که در آن به طرحهایش فکر کند، به دنبال کلمات باشد، به نزدیکترین کتابخانه شهر برود و در میان کتابها گشتی بزند. به آنها نگاه کند و بعد از زمانی طولانی یک کتاب را انتخاب کند.
وقت بگذارد و نظرات کتابخوانها را بشنود و با آنان که مشتاق نوشتناند گپی بزند.( جایی که سرچشمهی ایدههای بینظیری برای نوشتن است.)
دفترچههای زیاد بخرد و مجموعه خودکارهایش را کامل کند. ساعاتی برای شکار لحنها و ارتباط با آدمها داشته باشد و به جزییات گفتگویشان دقیق شود.
زمانی که در آن خودش را بشناسد. بداند چه چیزها او را سر شوق میآورد، چه وقتها میتواند یک نفس بنویسید. به ماجرایش با یک کتاب و یا جمله ای که هنگام خواندن مبهوتش کرده، فکر کند.
وقت بگذارد و به دنبال کتابهای جدید باشد و آنها را بشناسد و برای خواندنشان برنامه ریزی و حتی خیالبافی کند.
به نمایشگاههای نقاشی، عکس، کنسرت موسیقی و ... برود و به فوت و فن آن هنر و تلفیقش با نوشتن، فکر کند.
آن وقت است که باید با شجاعت تمام، خودش را به میز کارش ببندد و بنویسد.
@Writing_lovers🖌
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چاره ای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که مردم دور یک آتش جمع می شدند و برای هم قصه تعریف می کردند.
پائولو کوئیلو
@Writing_lovers🖌
پائولو کوئیلو
@Writing_lovers🖌
نویسنده در زنجیر است، بردگی به او فشار میآورد، امّا او با نوشتن دقایقی را مییابد و همین امر او را آزاد میکند تا جهانی بدونِ برده بیافریند، جهانی که در آن برده به ارباب بدل میشود و قانونی نو ایجاد میکند؛ از اینرو انسانِ در زنجیر، با نوشتن آزادی را به صورتِ بیواسطه برایِ خود و برایِ جهان میکند؛ او هرچه را که خود هست، نفی میکند، تا هرآنچه خود نیست بشود. به این معنا کارش کُنشی عظیم و حیرتآور است؛ بزرگترین و مهمترین کاری که میتواند وجود داشته باشد.
موریس بلانشو
@Writing_lovers🖌
نویسنده در زنجیر است، بردگی به او فشار میآورد، امّا او با نوشتن دقایقی را مییابد و همین امر او را آزاد میکند تا جهانی بدونِ برده بیافریند، جهانی که در آن برده به ارباب بدل میشود و قانونی نو ایجاد میکند؛ از اینرو انسانِ در زنجیر، با نوشتن آزادی را به صورتِ بیواسطه برایِ خود و برایِ جهان میکند؛ او هرچه را که خود هست، نفی میکند، تا هرآنچه خود نیست بشود. به این معنا کارش کُنشی عظیم و حیرتآور است؛ بزرگترین و مهمترین کاری که میتواند وجود داشته باشد.
موریس بلانشو
@Writing_lovers🖌
به این نتیجه رسیدم که هر آدمی فقط واسه نوشتن یک کتاب به دنیا آمده، نه هیچ کار دیگهای. یک کتاب نبوغآمیز یا یک کتاب معمولی، مهم نیست، ولی کسی که هیچی ننویسد، یک آدم بازنده است، فقط از زمین میگذرد و هیچ ردی از خودش باقی نمیگذارد.
آگوتا کریستوف
@Writing_lovers🖌
آگوتا کریستوف
@Writing_lovers🖌
نوشتن مثل نفس کشیدن است، میشود یاد گرفت آن را خوب انجام داد، اما به هر حال باید آن را انجام داد.
جولیا کامرون
✍ معصومه حامی دوست
کتابخوان ها، آدمهای متین و عمیقی هستند، دوستداشتنیاند. جاه طلب نیستند و اغلب میتوانی آنها را از این دیالوگشان بشناسی « ما فقط خواندن را دوست داریم، چیزی نداریم بگوییم.»
باید تعداد این آدمهای نازنین بیشتر شود اما همیشه آرزو دارم جاهطلبی بیشتری داشته باشند و تواضع منفعلانهشان را کنار بگذارند.
باید از آنها بخواهیم خودشان را از ما دریغ نکنند، برایمان از دنیایشان بگویند، از ماجراهایشان با کتابها و جهان بگویند. ما آمادهی شنیدن قصههایشان هستیم.
خواندن برای کسی که با آن انس دارد کار لذتبخشی است. فقط آنکه تجربهاش میکند، می داند چه دنیایی است.
اما به عنوان کسی که هر دو اینها را تجربه کرده، باید بگویم که نوشتن صدبرابر خواندن لذت دارد. کافی است با آن انس بگیری.
تجربه بی نظیری است. شبیه راه رفتن، حرف زدن، خواندن. دنیای بینوشتن دنیای سوت و کوری است.
@Writing_lovers🖌
جولیا کامرون
✍ معصومه حامی دوست
کتابخوان ها، آدمهای متین و عمیقی هستند، دوستداشتنیاند. جاه طلب نیستند و اغلب میتوانی آنها را از این دیالوگشان بشناسی « ما فقط خواندن را دوست داریم، چیزی نداریم بگوییم.»
باید تعداد این آدمهای نازنین بیشتر شود اما همیشه آرزو دارم جاهطلبی بیشتری داشته باشند و تواضع منفعلانهشان را کنار بگذارند.
باید از آنها بخواهیم خودشان را از ما دریغ نکنند، برایمان از دنیایشان بگویند، از ماجراهایشان با کتابها و جهان بگویند. ما آمادهی شنیدن قصههایشان هستیم.
خواندن برای کسی که با آن انس دارد کار لذتبخشی است. فقط آنکه تجربهاش میکند، می داند چه دنیایی است.
اما به عنوان کسی که هر دو اینها را تجربه کرده، باید بگویم که نوشتن صدبرابر خواندن لذت دارد. کافی است با آن انس بگیری.
تجربه بی نظیری است. شبیه راه رفتن، حرف زدن، خواندن. دنیای بینوشتن دنیای سوت و کوری است.
@Writing_lovers🖌
«فن داستاننویسی» کتابی شامل مقالات و يادداشت هايي است در بارهی نویسندگی از نويسندگان و منتقدان صاحب نام که با ترجمه درخشان محسن سلیمانی در سال ۱۳۷۴ منتشر شده است.
چیزی که باعث میشه عاشق این کتاب باشم نامههای صمیمی فلوبر، هنگام نوشتن رمان «مادام بوواری» هست.
«راجع به خودم باید بگویم که هر چه بیشتر به مشکلات نوشتن پی میبرم، جسورتر میشوم. در غیر این صورت، بیشک تا حد یک ملانقطی سقوط میکردم.
آنقدر طرح و نقشه برای نوشتن دارم که تا آخر عمر مرا به خود مشغول خواهد کرد و اگر چه گاهگاهی، برای لحظاتی احساس تلخی میکنم و از خشم به فغان میآیم، اما لحظات دیگری هم هست که ندرتا میتوانم از وجد و سرور روی پا بند شوم. در این حالت چیزی عمیق و پر از لذت از درونم میجهد و بیرون میریزد و بعد قند توی دلم آب میشود و از افکارم سرمست میشوم. دیگران به هدفی که من برای خودم مشخص کرده ام، دست خواهند یافت و از طریقمن، فردی خوش استعدادتر، با قریحهتر و بر راه درست قرار خواهند گرفت.»
نامههای فلوبر
کتاب: فن داستان نویسی
*عاشق آیندهنگری فلوبر هستم. چقدر این نویسنده زیرک بوده که تجارب و جزییات نویسندگی خودش رو در قالب نوشته به آیندگان انتقال داده.
@Writing_lovers🖌
چیزی که باعث میشه عاشق این کتاب باشم نامههای صمیمی فلوبر، هنگام نوشتن رمان «مادام بوواری» هست.
«راجع به خودم باید بگویم که هر چه بیشتر به مشکلات نوشتن پی میبرم، جسورتر میشوم. در غیر این صورت، بیشک تا حد یک ملانقطی سقوط میکردم.
آنقدر طرح و نقشه برای نوشتن دارم که تا آخر عمر مرا به خود مشغول خواهد کرد و اگر چه گاهگاهی، برای لحظاتی احساس تلخی میکنم و از خشم به فغان میآیم، اما لحظات دیگری هم هست که ندرتا میتوانم از وجد و سرور روی پا بند شوم. در این حالت چیزی عمیق و پر از لذت از درونم میجهد و بیرون میریزد و بعد قند توی دلم آب میشود و از افکارم سرمست میشوم. دیگران به هدفی که من برای خودم مشخص کرده ام، دست خواهند یافت و از طریقمن، فردی خوش استعدادتر، با قریحهتر و بر راه درست قرار خواهند گرفت.»
نامههای فلوبر
کتاب: فن داستان نویسی
*عاشق آیندهنگری فلوبر هستم. چقدر این نویسنده زیرک بوده که تجارب و جزییات نویسندگی خودش رو در قالب نوشته به آیندگان انتقال داده.
@Writing_lovers🖌
به محض اینکه خواندن یاد بگیری، میبینی که انگار بال درآوردهای و بالهایت هستند که تو را میکشانند. آنوقت، تنها بدنت نیست که این طرف و آن طرف میرود. روحت هم میتواند بدود.
کاتیا_ثابت
@Writing_lovers🖌
کاتیا_ثابت
@Writing_lovers🖌
چطور بنویسیم ؟
ویلیام فاکنر
مبتدی و آماتور بنویسید. شما برای پول نمینویسید بلکه برای لذت مینویسید. باید برایتان مفرح و سرگرمکننده باشد. البته نه در موقع نوشتن، ولی بعد از اینکه تمام شد، باید هیجان و اشتیاق را احساس کنید. منظورم البته رضایت نیست، اینکه در گوشهای بنشینی و به کارت افتخار کنی، نه، بلکه به این معنی که میدانی بهترین کاری که میتوانستی و نهایت تلاشت را کردهای. دفعهی بعد بهتر خواهی شد.
از مصاحبه با روزنامهی پرینسی تونین 1958
@Writing_lovers🖌
ویلیام فاکنر
مبتدی و آماتور بنویسید. شما برای پول نمینویسید بلکه برای لذت مینویسید. باید برایتان مفرح و سرگرمکننده باشد. البته نه در موقع نوشتن، ولی بعد از اینکه تمام شد، باید هیجان و اشتیاق را احساس کنید. منظورم البته رضایت نیست، اینکه در گوشهای بنشینی و به کارت افتخار کنی، نه، بلکه به این معنی که میدانی بهترین کاری که میتوانستی و نهایت تلاشت را کردهای. دفعهی بعد بهتر خواهی شد.
از مصاحبه با روزنامهی پرینسی تونین 1958
@Writing_lovers🖌