نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
در ابتدای کار، چخوف لحن روایت جزیره ساخالین را دوست نداشت. او در نامه‌ای به تاریخ 28 ژوئیه 1893، روند تبلور سبک کتاب را چنین توصیف می‌کند: «من برای مدت طولانی نوشتم و نوشتم و احساس می‌کردم که دارم راه را اشتباه می‌روم، تا اینکه بالاخره اشتباه را فهمیدم. اشتباه کارم دقیقاً در این واقعیت بود که به نظر می‌رسید می‌خواستم با ساخالین چیزی را آموزش دهم و در همان حال چیزی را پنهان می‌کردم و خودم را سانسور می‌کردم. اما به محض اینکه شروع کردم به تصویر کشیدن این موضوع که چه حس عجیبی در ساخالین داشتم ، آن وقت برای من آسان‌تر شد و کارم شروع به جوشش کرد.

جزیره ساخالین
چخوف

@Writing_lovers
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫

کارگاه سه روزهٔ عناصر داستان‌


💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫

عناصر و مبانی مهم داستانی را براساس شاهکارهای ادبیات داستانی یادبگیرید. در این کارگاه سه روزه، تمامی نکات مهم نگارش خلاق را به شکل قدم به قدم آموزش می‌بینید و هیچ وقت فراموش نمی‌کنید.



📑در پایان جلسات:
داستان می‌نویسید.
اشکالات ساختاری آن را به شکل مشاوره خصوصی دریافت می‌کنید.
و نکات و نحوهٔ بازنویسی آن به شما گفته خواهد شد.


📲جلسات در فضای اسکایپ برگزار می‌شود و چنانچه به هر دلیل نتوانید آنلاین باشید، فایل‌های ضبط شدهٔ کارگاه برایتان ارسال می‌شود.


🗓روزهای برگزاری: ۱۸,۱۹,۲۰ خرداد

💰شهریه دوره: ۳۵۰ هزار تومان


📩پس از واریز وجه،‌ تصویری از قبض واریزی و اطلاعات شخص‌تون رو به آیدی زیر بفرستید:
@nevis_admin

💳شماره کارت
5859 8310 2294 6619


@Writing_lovers
چند نکته برای کسانی که ناگهان در وسط نوشتن داستان، گیر می‌افتند!



۱) این سوال را از خود بپرسید : «چه اشتباهی رخ داد؟» و دقیقاً بنویسید که چگونه همه چیز اشتباه پیش رفت!


۲) تمرکز را از شخصیتی که در حال حاضر درباره آن می‌نویسید بردارید و روی شخص دیگری تمرکز کنید (درباره شخصیت کم اهمیت‌تر بنویسید)


۳) از نوشتن صحنه‌ای که در آن گیر کرده‌اید، دست بردارید و به سراغ نوشتن صحنه بعدی بروید.


۴) یک صحنه رمانتیک بنویسید.


۵) از دستورات نمایشی برای نوشتن صحنه‌ها استفاده کنید.


۶) از جملات آغازین کتاب‌ها استفاده کنید.


۷) کتاب‌های نویسندگان دیگر را بخوانید.

منبع

@Writing_lovers
تندیس خیام در مادرید اسپانیا
محوطه دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کمپلوتنسه


@Writing_lovers🖌
.

یک کوچه‌راه با خیام جوان

کنارم نشست؛ پالتو بلند مشکی اش را جمع و جور کرد. بعد به سطرهای کتاب روی زانویم نگاهی دقیق انداخت.
پرسید: ?persian scription
گفتم: بله خط فارسی است.
گفت: ایرانی هستی؟ من خیّام هستم.
گفتم: خیام! چه نام بزرگی ! من هم محمود هستم.
تشکر کرد و با احساسی عمیق ضمن خندۀ تلخی گفت: توی دانشگاه تورنتو به من می‌گویند عرب هستی؟ و من ناراحت می‌شوم؛ می‌گویم نه این نام پرشین است. من ریاضیات و جبر خوانده‌ام، شراب سرخ هم می‌نوشم و شیعه هستم. شیعۀ اسماعیلی پیرو آقاخان.
بی اختیار گفتم: بله بله، حسن صبّاح دوست خیام و حجت امام اسماعیلیه، بود.
خیام جوان قصۀ سه یار دبستانی (حسن صباح و خیام و خواجه نظام الملک) را شنیده بود.
گفت که از نوجوانی شروع کردم به شناختن دقیق اسم خودم. راست می‌گفت؛ همه چیز را دربارۀ اسم خودش می‌دانست. زادگاهش، تحصیلاتش، سال وفاتش، خیلی از شعرهایش را هم حفظ بود؛ البته ترجمۀ فیتزجرالد را. فیتزجرالد را هم خوب می‌شناخت.
گفتم خیام یک تقویم ایرانی هم طراحی کرده که می‌گویند طبیعی‌ترین تقویم دقیق تاریخ بشر است. سال نو را نوروز خیامی هم می‌گویند.
این یکی را خیام جوان نمی‌دانست. خیلی ذوق زده شد. موبایلش را روشن کرد و گفت: omar khayyam calendar
صفحۀ ویکیپدیا بالا آمد. با انگشتش مقاله را باز کرد و صفحه را سُراند پایین و بعد از کمی دقت گفت: وای solar calendar
پرسیدم: می‌دانی خیام چند رباعی دارد؟
گفت خیلی زیاد. شاید چند هزار تا.
گفتم: نه! رباعیهایی که احتمال دارد از یک نفر به نام عمر خیام باشد کمتر از سی تاست.
برافروخته شد و گفت: می‌گویی احتمال دارد از یک نفر به نام خیام باشد؟! یعنی شک داری؟!
گفتم: بعضی محققان می‌گویند اصلاً کسی به نام خیام ...
حرفم را بریدم. اصلاً چرا حال خوش خیام جوان را خراب کنم؟!
گفتم یکی از محققان خیام‌شناس تحقیق دقیقی در منابع بسیار کهن کرده و رباعیهای خیام را شناسایی کرده.
گفت: چه جالب! اسمش چیه؟ گفتم سیدعلی میرافضلی. من با او آشنایی دارم.
پرسید: کتابش به انگلیسی است؟
گفتم: نه به فارسی است.
آهی کشید. بعد گفت البته شاید پدرم بتواند برایم بخواند. پدرم ایرانی است و مادرم متولد لاهور پاکستان! هر دو در جوانی آمده‌اند به تورنتو.
گفتم پس خیام در تورنتو به دنیا آمده!

خیام جوان به اسم خودش چه عشقی می‌ورزید. می‌گفت چقدر خوشبختم که تمام جهان مرا می‌شناسند.
یک بار دیگر گفتم چه اسم والایی !
باز گفت: من ریاضیات خوانده‌ام جبر خوانده‌ام، شراب را می‌ستایم. برایش شعر می‌سُرایم.
گفتم: اگر ستاره‌شناسی بخوانی و تقویم جلالی را هم بدانی، خیام جوان تو هستی.
گاهی چنان حرف می‌زد که هردوتامان باورمان می‌شد که خود خیام است.
گفت: باید بیشتر بخوانم. دربارۀ نوروز و خیام؛ ما اسماعیلی‌ها نوروز را گرامی می‌داریم، جزو آیین ماست؛ اما از امروز، نوروز با اسم خودِ من مرتبط است.
رسیدیم به ایستگاه، گفت باید پیاده شود. بلند شدم خیام جوان را در آغوش گرفتم.
چهرۀ قهوه‌ای با موی مشکی لخت شرقی از واگن مترو بیرون رفت. درها که بسته شد قد بلند خیام وسط جمعیت روی پله‌ برقی آرام آرام بالا می‌رفت .


#محمودفتوحی
#کاروندپارسی
@karvandparsi
.
وقتی داستان کامل شد،‌ می‌توانید ویرایشش کنید. یک ایده عالی ناتمام، برای همیشه از بین خواهد رفت. تنها چیزی که بد نوشته‌اید این است که چیزی ننوشته‌اید.


کریل بیکوف


@Writing_lovers
عادت به نوشتن برای چشم‌های من تمرین بسیار خوبی‌ است. نوشتن رباط‌های چشم من را فراخ‌تر می‌کند.


ویرجینیا ولف


@Writing_lovers
ده فرمان نویسندگی ال. کندی


۱. متواضع باشید. نویسندگان با تجربه‌تر می‌توانند مشاوره بدهند و قوانینی وضع کنند پس به آنچه آنها می‌گویند، توجه کنید، با اینهمه به آنها اجازه ندهید مغز شما را به انحصار درآورند، چون این نویسندگان می‌توانند تلخ شوند و زندگی آنها را فرسوده کند.

۲. حتی بیشتر فروتن باشید؛ به یاد داشته باشید که محدودیت‌ توانمندی‌های خود را نمی‌دانید. چه موفق شوید یا نه، اگر به فراتر از محدودیت‌های خود قدم بگذارید، زندگی خود را غنی خواهید کرد و با اینکار حتی ممکن است افرادی را که نمی‌شناسید، خوشحال کنید.  

۳. از دیگران محافظت کنید. البته، می‌توانید داستان‌ها یا ویژگی‌های شخصیتی کتاب‌هایتان را از خانواده و دوستان خود بدزدید و پروفایل شخصیت‌ها را پر کنید و... اما شاید بهتر باشد از کسانی که دوستشان دارید، با نوشتن به گونه‌ای تجلیل کنید که حریم خصوصی‌اش حفظ شود.   

۴. از کارتان محافظت کنید. سازمان‌ها، مؤسسات و عموم مردم اغلب فکر می‌کنند که کارتان را بهتر از خودتان درک می‌کنند، به خصوص اگر به شما پول بدهند. وقتی صمیمانه باور دارید که تصمیمات آنها به کار شما آسیب می‌رساند، آن را ترک کنید. فرار کنید، پول چندان مهم نیست. 

۵. از خودتان محافظت کنید. درک کنید که چه چیزی شما را خوشحال، با انگیزه و خلاق‌تر می‌کند. 

۶. بنویسید. مهم نیست که چقدر بدبخت به نظر می‌رسید، چقدر از این دنیا جدا هستید، مهم نیست که‌ قبول‌تان نداشته باشند. همه اینها هرگز چیزی به ذات‌تان به عنوان نویسنده اضافه نمی‌کند. نویسندگان می‌نویسند. 

۷. بخوانید؛ تا آنجا که می‌توانید. آنقدر عمیق و گسترده که شما را تغذیه کند. آنچه واقعاً ارزشمند است به خاطر سپرده می‌شود. حتی برای چنین چیزهایی نیازی به یادداشت برداری نخواهید داشت.  

۸. نترس باشید. ممکن است امکان پذیر نباشد، اما اجازه دهید ترس کوچک شما را مجبور به بازنویسی کند. با ترس بیش از حد، تنها چیزی که بدست می آورید سکوت‌کردن است. 

۹. به یاد داشته باشید که عاشق نوشتن هستید .نوشتن بی‌فایده خواهد بود اگر آن را دوست نداشته باشید. اگر عشق‌تان به کار محو شد، برای بازگرداندن آن هر کاری لازم است انجام بدهید. 

۱۰. به یاد داشته باشید که نوشتن شما را دوست ندارد. او اهمیتی نمی دهد. با این حال، می‌تواند با سخاوت قابل توجهی رفتار کند. در مورد آن خوب صحبت کنید، دیگران را تشویق کنید و آن را منتقل کنید.




@Writing_lovers
زبان فارسی بال و پرِ اندیشه و روح ماست، دریغ است آشفته‌حال و ناتوان باشد. وقتی موجودیت فکری و منش ایرانی برای ما اهمیت دارد، گمان نمی‌کنم این مقصود جز به مدد زبان فارسی میسر باشد.


غلامحسین یوسفی


@Writing_lovers
فهرست داستان‌ها و رمان‌های فارسی که به عنوان یک نویسنده حتما باید بخوانید:

(بخش اول)

۱. گدا، من و کچل و کیکاوس: غلامحسین ساعدی

۲. مسافر، زیر باران،‌ شهر کوچک ما: احمد محمود

۳. طوطی مرده همسایه من، مد و‌مه، خروس، از روزگار رفته حکایت: ابراهیم گلستان


۴. سنگر و قمقمه‌های خالی: بهرام صادقی


۵. نماز میت: رضا دانشور

۶. اوسنه بابا سبحان : محمود دولت آبادی


۷. پیرهن زرشکی، عدل، بعدازظهر آخر پاییز: صادق چوبک

۸. سه قطره خون، داش آکل: صادق هدایت


۹. گاو خونی: جعفر مدرس صادقی


۱۰. بچه مردم، جشن فرخنده، شوهرآمریکایی من، مدیر مدرسه: جلال آل احمد


@Writing_lovers
😍1
زندگی مانند زیرپوش است، روزی دوبار باید عوض کنی. از بلندای صخره به ژرفنای پرواز کن! در بین راه بال‌هایت را بساز!

ری بردبری


@Writing_lovers
یکی از کتابهای خوب و خواندنی درباره سعدی شیرازی و درک زیبایی سخن ‌او، «سعدی» نوشته ضیا موحد است. همچنین نگارش بسیار عالی کتاب می‌تواند الگوی مناسبی برای نوشتن باشد.‌

از متن کتاب

«چگونه گفتن؛ نه چه گفتن؛ که تار و پود و قالی را هم، نقشِ آن رقم می زند.»

@Writing_lovers
ضرب المثل کسل کنندهٔ قدیمی «آنچه را که می‌دانی بنویس» را فراموش کنید. در عوض، به دنبال یک منطقهٔ ناشناخته اما قابل شناخت باشید که در آن می‌توانید تجربه‌ای داشته باشید که درک شما از جهان را بهبود بخشد و در مورد آن بنویسید. 


رز ترمین

@Writing_lovers