امروز وقتی مثل همیشه زیر میز، دنبال خودکارم میگشتم تا در دفتر چیزی را یادداشت کنم، با خودم گفتم آخرش به شیوه جان نیدل من، از دنیا میروی!
جان نیدلمن، یکی از شخصیتهای داستان وودی آلن است که زیر میزی انباشته از کاغذ و در حالی که به دنبال فرهنگ لغت شعر و قافیهاش میگشت، خفه شد. بنظر من که مرگ آرامش بخشی بود، مرگی در میان کتابها و کاغذها.
@1Writing_lovers
جان نیدلمن، یکی از شخصیتهای داستان وودی آلن است که زیر میزی انباشته از کاغذ و در حالی که به دنبال فرهنگ لغت شعر و قافیهاش میگشت، خفه شد. بنظر من که مرگ آرامش بخشی بود، مرگی در میان کتابها و کاغذها.
@1Writing_lovers
اگر چيزی مهمتر از نوشتن توی زندگیات وجود دارد، بايد تا زمانی که میتوانی آن را ترک کنی. کسانی که نمیتوانند یا نمیخواهند ترک کنند، فقط باید یک چیز را به خاطر بسپارند: نوشتن زندگی است. آن را عمیقا نفس بکش.
تری بروکس
@Writing_lovers
تری بروکس
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشی برای پرورش خلاقیت داستانیتان
ویلیام استایرون در کتاب رؤیای نویسندگان مینویسد: «تمام ایدهی رمان "انتخاب سوفی" اگر نگویم در اثر خواب در نتیجه یک خیال پس از بیداری بود که در ذهنم باقی ماند.»
خواب بیداریها یا خوابهایتان را دست کم نگیرید. خوابهای شما سرچشمهٔ خلاقانه نوشتن هستند.
همین الان که تازه باران بند آمده و من با جورابهای تا به تای صورتیرنگ که برای پرهیز از اتلاف وقت با عجله پوشیدهام و نشستهام و اینها را برای شما تایپ میکنم، تازه نوشتن داستان «عمق جنگل» را تمام کردهام. این داستان میان خواب و بیداری شبانه به ذهنم خطور کرد. در نهایت روی پایان بندیاش کار کردم و داستان با یک چرخش غیرمنتظره عالی از آب درآمده.
داستان بعدیام «سنگ و شبگرد» است که دیشب قبل از خواب طرحش را توی ذهنم نوشتهام. فراموش نکنید ذهن شما در هنگام خواب در هوشیارانهترین حالت ممکن خود قرار دارد و شما میتوانید بهترین بهره را از آن ببرید.
البته مسلما برای تکمیل داستان نیاز به تلاش بیشتری داریم؛ مثلا من متوجه شدهام از شخصیت این داستان چیز زیادی نمیدانم پس برای اینکه شخصیت داستانیام واقعیتر باشد، سی روز از خاطراتش را به شکل یادداشت روزانه مینویسم تا خوب بشناسمش. اما اصل خلاقیت در نوشتن این داستان، مربوط است به زمان خواب بیداریهایم.
اینجا دربارهٔ روش استفاده از خوابها در داستاننویسی مطلبی نوشتهام که میتواند برایتان مفید باشد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
ویلیام استایرون در کتاب رؤیای نویسندگان مینویسد: «تمام ایدهی رمان "انتخاب سوفی" اگر نگویم در اثر خواب در نتیجه یک خیال پس از بیداری بود که در ذهنم باقی ماند.»
خواب بیداریها یا خوابهایتان را دست کم نگیرید. خوابهای شما سرچشمهٔ خلاقانه نوشتن هستند.
همین الان که تازه باران بند آمده و من با جورابهای تا به تای صورتیرنگ که برای پرهیز از اتلاف وقت با عجله پوشیدهام و نشستهام و اینها را برای شما تایپ میکنم، تازه نوشتن داستان «عمق جنگل» را تمام کردهام. این داستان میان خواب و بیداری شبانه به ذهنم خطور کرد. در نهایت روی پایان بندیاش کار کردم و داستان با یک چرخش غیرمنتظره عالی از آب درآمده.
داستان بعدیام «سنگ و شبگرد» است که دیشب قبل از خواب طرحش را توی ذهنم نوشتهام. فراموش نکنید ذهن شما در هنگام خواب در هوشیارانهترین حالت ممکن خود قرار دارد و شما میتوانید بهترین بهره را از آن ببرید.
البته مسلما برای تکمیل داستان نیاز به تلاش بیشتری داریم؛ مثلا من متوجه شدهام از شخصیت این داستان چیز زیادی نمیدانم پس برای اینکه شخصیت داستانیام واقعیتر باشد، سی روز از خاطراتش را به شکل یادداشت روزانه مینویسم تا خوب بشناسمش. اما اصل خلاقیت در نوشتن این داستان، مربوط است به زمان خواب بیداریهایم.
اینجا دربارهٔ روش استفاده از خوابها در داستاننویسی مطلبی نوشتهام که میتواند برایتان مفید باشد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
Telegram
نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
منبع خلاق نوشتن
در تاریخ ادبیات، آثار ادبی مشهوری در نتیجه خواب و رؤیا نوشتهشدهاند. همسر رابرت لؤیی استیونسون تعریف میکرد که رؤیاهای استیونسون بعدها بهداستانهای او تبدیل میشدند.
ویلیام استایرون هم در کتاب رؤیای نویسندگان توضیح میدهد که «تمام ایدهی…
در تاریخ ادبیات، آثار ادبی مشهوری در نتیجه خواب و رؤیا نوشتهشدهاند. همسر رابرت لؤیی استیونسون تعریف میکرد که رؤیاهای استیونسون بعدها بهداستانهای او تبدیل میشدند.
ویلیام استایرون هم در کتاب رؤیای نویسندگان توضیح میدهد که «تمام ایدهی…
من هرگز نویسندهای را ندیدهام که در این دنیا احساس بدی نداشته باشد. همه ما به نوعی احساس غربت میکنیم. این بخشی از دلیل نوشتن ماست. ما احساس میکنیم که با این دنیا متناسب نیستیم، مال ما نیست، و اگرچه قادر به حرکت در آن هستیم، نمیتوانیم از آن خارج شویم. تجربیات مختلف در زندگی ما میتواند این احساس را کم یا زیاد کند، اما فکر میکنم اگر کاملا از بین برود، دیگر از نوشتن دست میکشیم.
آندره آ بارت
@Writing_lovers
آندره آ بارت
@Writing_lovers
❤1
نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستانهای جنایی. این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان جنایی با ۶ هزار کلمه است. این فرمول برای داستانهای ماجراجویی، پلیسی، وسترن و جنگی کار میکند و نشان میدهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد. تمام داستانهایی…
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستانهای جنایی.
قسمت سوم
۱۵۰۰ کلمه سوم
۱. قهرمان را دوباره به دردسر بیندازید.
۲. قهرمان تا حدودی پیشرفت میکند اما تبهکاران یا شخصی مانعش میشود
۳. درگیری فیزیکی.
۴. یک چرخش غیرمنتظره از طرح، که بهتر است، قهرمان در پایان ۱۵۰۰ کلمه ضربه محکمی به خود وارد کند.
پرسشها در این مرحله:
آیا در داستان هنوز هشدار ناشناخته وجود دارد؟
آیا تهدید قویتر میشود؟
آیا قهرمان در یک مخمصه جهنمی هست؟
آیا همه چیز منطقی به نظر میرسد؟
این طرح کلی فقط برای این است که مطمئن شوید درگیری فیزیکی را وارد داستان کردهاید و برخی پیچهای اصلی و تعلیق و تهدید را در آنها وارد کنید. بدون آن، شما نمیتوانید داستان جذابی بنویسید.
درگیریهای فیزیکی در هر قسمت میتواند متفاوت باشد. اگر قبلا یک مورد از دعوای معمولی وجود داشته، نباید از چنین درگیری دوباره در همان داستان استفاده کنید. طبیعتاً ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. مثلا شخصیتی یا روشی برای اسلحه کشیدن میتواند بیش از یک بار مورد استفاده قرار بگیرد.
ایده اصلی اجتناب از یکنواختی است.
اقدامات :
روشن و سریع. تنش ایجاد کنید، اجازه دهید خواننده ببیند و احساس کند که چه اتفاقی می افتد.
فضای داستان:
بشنوید، بو کنید، ببینید، حس کنید، بچشید.
توصیفات جزیی:
درختان، باد، منظره و آب وهوا
@Writing_lovers
قسمت سوم
۱۵۰۰ کلمه سوم
۱. قهرمان را دوباره به دردسر بیندازید.
۲. قهرمان تا حدودی پیشرفت میکند اما تبهکاران یا شخصی مانعش میشود
۳. درگیری فیزیکی.
۴. یک چرخش غیرمنتظره از طرح، که بهتر است، قهرمان در پایان ۱۵۰۰ کلمه ضربه محکمی به خود وارد کند.
پرسشها در این مرحله:
آیا در داستان هنوز هشدار ناشناخته وجود دارد؟
آیا تهدید قویتر میشود؟
آیا قهرمان در یک مخمصه جهنمی هست؟
آیا همه چیز منطقی به نظر میرسد؟
این طرح کلی فقط برای این است که مطمئن شوید درگیری فیزیکی را وارد داستان کردهاید و برخی پیچهای اصلی و تعلیق و تهدید را در آنها وارد کنید. بدون آن، شما نمیتوانید داستان جذابی بنویسید.
درگیریهای فیزیکی در هر قسمت میتواند متفاوت باشد. اگر قبلا یک مورد از دعوای معمولی وجود داشته، نباید از چنین درگیری دوباره در همان داستان استفاده کنید. طبیعتاً ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. مثلا شخصیتی یا روشی برای اسلحه کشیدن میتواند بیش از یک بار مورد استفاده قرار بگیرد.
ایده اصلی اجتناب از یکنواختی است.
اقدامات :
روشن و سریع. تنش ایجاد کنید، اجازه دهید خواننده ببیند و احساس کند که چه اتفاقی می افتد.
فضای داستان:
بشنوید، بو کنید، ببینید، حس کنید، بچشید.
توصیفات جزیی:
درختان، باد، منظره و آب وهوا
@Writing_lovers
فكر میكنم نويسندهای كه همه داستانهايش را با يك زبان بنويسد، شكست خورده و يا حداقل، تك بعدی است. زبان، هدف نگارش است. نويسنده بايد بتواند طيفي از زبانهای مختلف را خلق كند. آنچه كه زبان يك نويسنده را میسازد مجموعهای از شگردهاست كه نويسنده مال خود میكند و نحوه ارتباطی است كه با آنها برقرار میكند.
يادمان باشد در ادبيات، دلالت فقط با دلالت اصلی كلمه نيست و ادبيات با سايه روشن كلمات ارتباط دارد.
در داستاني كه امروز نوشته میشود، نويسنده بايد همراه با دلالت امروزی از دلالتهای گذشته كلمه هم استفاده كند و اين عاملی است كه ادبيت اثر را میرساند. اما در كشور ما اين موضوع مهم، به چشم نمیخورد؛ به همين خاطر داستانها در خاطرمان باقی نمیماند و از ياد میرود.
ادبيات و ادبيات داستانی چیزی نيست جز تبديل كردن ماجرا، اشياء و مكانها به كلمه. در حقيقت همه چیز در نوشتن داستان، كيمياگری كلمه است.
شهریار مندنیپور
@Writing_lovers
يادمان باشد در ادبيات، دلالت فقط با دلالت اصلی كلمه نيست و ادبيات با سايه روشن كلمات ارتباط دارد.
در داستاني كه امروز نوشته میشود، نويسنده بايد همراه با دلالت امروزی از دلالتهای گذشته كلمه هم استفاده كند و اين عاملی است كه ادبيت اثر را میرساند. اما در كشور ما اين موضوع مهم، به چشم نمیخورد؛ به همين خاطر داستانها در خاطرمان باقی نمیماند و از ياد میرود.
ادبيات و ادبيات داستانی چیزی نيست جز تبديل كردن ماجرا، اشياء و مكانها به كلمه. در حقيقت همه چیز در نوشتن داستان، كيمياگری كلمه است.
شهریار مندنیپور
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارگاه عناصر داستان
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
یه بار برای همیشه عناصر داستانی را خوب و درست یاد بگیر.
🔍 توی این کارگاه سه روزه، قصد داریم عناصر و مبانی مهم داستانی رو براساس داستانهای مهم و درخشان ادبیات فارسی به شما آموزش بدیم.
📑در پایان جلسات:
داستان مینویسید.
بازخورد دریافت میکنید.
نحوهٔ بازنویسی و رفع مشکلات داستانتون به شما گفته میشه.
📲جلسات در فضای اسکایپ برگزار میشه و چنانچه به هر دلیل نتونید آنلاین باشید، فایلهای ضبط شدهٔ کارگاه براتون ارسال میشه.
🗓روزهای برگزاری: ۱۸,۱۹,۲۰ خرداد
💰شهریه دوره: ۳۵۰ هزار تومان
🏷 ده نفر اول: ۳۰۰ هزار تومان
📩پس از واریز وجه، تصویری از قبض واریزی و اطلاعات شخصتون رو به آیدی زیر بفرستید:
@nevis_admin
💳شماره کارت
5859 8310 2294 6619
@Writing_lovers
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
یه بار برای همیشه عناصر داستانی را خوب و درست یاد بگیر.
🔍 توی این کارگاه سه روزه، قصد داریم عناصر و مبانی مهم داستانی رو براساس داستانهای مهم و درخشان ادبیات فارسی به شما آموزش بدیم.
📑در پایان جلسات:
داستان مینویسید.
بازخورد دریافت میکنید.
نحوهٔ بازنویسی و رفع مشکلات داستانتون به شما گفته میشه.
📲جلسات در فضای اسکایپ برگزار میشه و چنانچه به هر دلیل نتونید آنلاین باشید، فایلهای ضبط شدهٔ کارگاه براتون ارسال میشه.
🗓روزهای برگزاری: ۱۸,۱۹,۲۰ خرداد
💰شهریه دوره: ۳۵۰ هزار تومان
🏷 ده نفر اول: ۳۰۰ هزار تومان
📩پس از واریز وجه، تصویری از قبض واریزی و اطلاعات شخصتون رو به آیدی زیر بفرستید:
@nevis_admin
💳شماره کارت
5859 8310 2294 6619
@Writing_lovers
خوب بنویسید یا بد، نکتهٔ اصلی نوشتن است. حداقل یک ساعت برای بدنویسی وقت بگذارید تا بذری بکارید که فرصت جوانه زدن دارد.
کریل بیکوف
@Writing_lovers
کریل بیکوف
@Writing_lovers
❤1
محروم کردن زبان از واژههای مترادف
مهشید امیرشاهی، در نقد نثری که از واژهها بهدرستی بهره نمیگیرد، از محمود دولت آبادی نام میبرد و وجوه به کارگیری زبان را در آثار او مثال میزند. اگر چه این سخنان از محبوبیت دولت آبادی در نظر ما کم نمیکند، نکتههای بسیار مفیدی را درباره داستاننویسی به ما یادآوری میکند، امیرشاهی در مصاحبهای میگوید:
محروم کردن زبان از واژههای مترادف، زبان را فقير میکند. در نثر دولت آبادی هرجا که سخن از «شيب» است واژه «فرودست» به کار می رود / «بينی از نظر دولت آبادی فقط «بال» دارد ـ نه پَرّه، نه سوراخ، نه حفره، نه دالان ! / انگشت فقط «دل»دارد ـ نه سر، نه ته، نه بند ـ و «دست» فقط سينه، ـ نه کف، نه گودی، نه درون، نه بيرون ! / به جای آن که «پستان» را جمع ببندد، «سينه» را جمع می بندد! / دولت آبادی در جائی از کليدر نوشته است «ناممکن اگر نباشد، محال است» يعنی «ناممکن را از محال، ناممکن تر می داند!» (میبينيد دقت را؟)
@Writing_lovers
مهشید امیرشاهی، در نقد نثری که از واژهها بهدرستی بهره نمیگیرد، از محمود دولت آبادی نام میبرد و وجوه به کارگیری زبان را در آثار او مثال میزند. اگر چه این سخنان از محبوبیت دولت آبادی در نظر ما کم نمیکند، نکتههای بسیار مفیدی را درباره داستاننویسی به ما یادآوری میکند، امیرشاهی در مصاحبهای میگوید:
محروم کردن زبان از واژههای مترادف، زبان را فقير میکند. در نثر دولت آبادی هرجا که سخن از «شيب» است واژه «فرودست» به کار می رود / «بينی از نظر دولت آبادی فقط «بال» دارد ـ نه پَرّه، نه سوراخ، نه حفره، نه دالان ! / انگشت فقط «دل»دارد ـ نه سر، نه ته، نه بند ـ و «دست» فقط سينه، ـ نه کف، نه گودی، نه درون، نه بيرون ! / به جای آن که «پستان» را جمع ببندد، «سينه» را جمع می بندد! / دولت آبادی در جائی از کليدر نوشته است «ناممکن اگر نباشد، محال است» يعنی «ناممکن را از محال، ناممکن تر می داند!» (میبينيد دقت را؟)
@Writing_lovers
شروع یک رمان، باز کردن دری به روی منظرهای مه آلود است. هنوز میتوانید خیلی کم ببینید. میتوانید بوی زمین خیس و وزیدن باد را حس کنید.
آیریس مرداک
@Writing_lovers
آیریس مرداک
@Writing_lovers
یک بار و برای همیشه عناصر داستانی را خوب و درست یاد بگیر. این دوره کمک میکند تا مبانی مهم داستانی را براساس شاهکارهای ادبیات داستانی یادبگیری و هیچ وقت فراموش نکنی.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
کارگاه سه روزهٔ عناصر داستان
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
📑در پایان جلسات:
داستان مینویسید.
بازخورد دریافت میکنید.
نحوهٔ بازنویسی و رفع مشکلات داستانتان به شما گفته خواهد شد.
📲جلسات در فضای اسکایپ برگزار میشود و چنانچه به هر دلیل نتوانید آنلاین باشید، فایلهای ضبط شدهٔ کارگاه برایتان ارسال میشود.
🗓روزهای برگزاری: ۱۸,۱۹,۲۰ خرداد
💰شهریه دوره: ۳۵۰ هزار تومان
🏷 ده نفر اول: ۳۰۰ هزار تومان
📩پس از واریز وجه، تصویری از قبض واریزی و اطلاعات شخصتون رو به آیدی زیر بفرستید:
@nevis_admin
💳شماره کارت
5859 8310 2294 6619
@Writing_lovers
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
کارگاه سه روزهٔ عناصر داستان
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
📑در پایان جلسات:
داستان مینویسید.
بازخورد دریافت میکنید.
نحوهٔ بازنویسی و رفع مشکلات داستانتان به شما گفته خواهد شد.
📲جلسات در فضای اسکایپ برگزار میشود و چنانچه به هر دلیل نتوانید آنلاین باشید، فایلهای ضبط شدهٔ کارگاه برایتان ارسال میشود.
🗓روزهای برگزاری: ۱۸,۱۹,۲۰ خرداد
💰شهریه دوره: ۳۵۰ هزار تومان
🏷 ده نفر اول: ۳۰۰ هزار تومان
📩پس از واریز وجه، تصویری از قبض واریزی و اطلاعات شخصتون رو به آیدی زیر بفرستید:
@nevis_admin
💳شماره کارت
5859 8310 2294 6619
@Writing_lovers
وقتی نویسنده با تنبلی شاخ به شاخ میشود!
تنبلی در سادهترین تعریفش بیرغبتی به کار است. والتر بنیامین گفته بود که تحت تأثیر زحل قدم به این جهان گذاشته است. ستارهای که کندترین چرخش را دارد، سیاره تأخیر و ول گشت. نخستین مقالهنویس ما مونتنی هم اعتراف کرده که دارای مقادیر معتنابهی تنبلی بوده، اما مقالههای فوقالعادهٔ آنها خود به خود نوشته نشدهاند.
شخصیت نقاش چشم انداز در داستان «خانهای با یک شیروانی» چخوف میگوید: «چون به ایستایی ابدی محکوم بودم، در زندگی هیچ نکردم. ساعتها از پشت پنجره به آسمان و پرندگان و خیابانها خیره شدم، هر چه از پست برایم آمد، خواندم و خوابیدم. گاهی از خانه بیرون رفتم و تا نیمه شب در خیابانها پرسه زدم.»
با اینکه نمیشود گفت کسی که نشسته و برای کاراکترهای داستانی یا ذرات زیر اتمی دنبال اسم و توضیح میگردد، هیچ کار نمیکند، ولی تلقی عمومی و کلیشهای از تنبلی همچنان غالب است. بله بله همه اینها را شنیدهایم. اما گول نخورید: تنبلی شکل واحدی ندارد. آدمهای پرانرژی ممکن است شبیه هم باشند اما تنبلها هر کدام باسرعتهای مختلف ساز خودشان را میزنند. تنبلی عمیق بیش از آنکه به معنای هیچ کار نکردن باشد به معنای تقلای و رنج بیش از اندازه برای هر کار است.
واقع بین باشیم بعضی از پسرها و دخترها نویسنده میشوند چون تنها دفتر کاری که دوست دارند، داخل سرشان است و همان میل و انگیزهای که آنها را به نوشتن سوق میدهد، میتواند مانع کار کردنشان شود. یادتان باشد احساس نارضایتی کلی نسبت به جهان که ریشه همهٔ نوشتنهاست میتواند نویسنده را پایین بکشد، از انگیزه تهی کند و به صرافت بیندازد که آیا اصلا ارزشش را دارد یا نه؟
لم کار این است که آدم این تهدید را به فرصت تبدیل کنید. رابرت برتون پر تلاش نوشت :«من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم.»
من هم اتفاقا همیشه برای خودم کلی آرزو و برنامه داشتم، میخواستم رمانهای کت و کلفت بنویسم اما جاه طلبی بدون انرژی به چه درد میخورد؟ چیزی غیر از خیالبافی است؟ رمان نوشتن انگیزه و تعهد «ترولوپ» وار میخواهد. به عنوان عضو قدرتمندی از ردهٔ لمیدگان همیشه میدانستم که چیزهایی خواهم نوشت. ساموئل بکت آن را این طور توضیح میدهد: «نه چیزی هست که بگویی، نهچیزی که با آن بگویی، نهچیزی که از آن بگویی، نه توانی برای گفتن، نه میلی به گفتن، اما باید گفت.»
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers
تنبلی در سادهترین تعریفش بیرغبتی به کار است. والتر بنیامین گفته بود که تحت تأثیر زحل قدم به این جهان گذاشته است. ستارهای که کندترین چرخش را دارد، سیاره تأخیر و ول گشت. نخستین مقالهنویس ما مونتنی هم اعتراف کرده که دارای مقادیر معتنابهی تنبلی بوده، اما مقالههای فوقالعادهٔ آنها خود به خود نوشته نشدهاند.
شخصیت نقاش چشم انداز در داستان «خانهای با یک شیروانی» چخوف میگوید: «چون به ایستایی ابدی محکوم بودم، در زندگی هیچ نکردم. ساعتها از پشت پنجره به آسمان و پرندگان و خیابانها خیره شدم، هر چه از پست برایم آمد، خواندم و خوابیدم. گاهی از خانه بیرون رفتم و تا نیمه شب در خیابانها پرسه زدم.»
با اینکه نمیشود گفت کسی که نشسته و برای کاراکترهای داستانی یا ذرات زیر اتمی دنبال اسم و توضیح میگردد، هیچ کار نمیکند، ولی تلقی عمومی و کلیشهای از تنبلی همچنان غالب است. بله بله همه اینها را شنیدهایم. اما گول نخورید: تنبلی شکل واحدی ندارد. آدمهای پرانرژی ممکن است شبیه هم باشند اما تنبلها هر کدام باسرعتهای مختلف ساز خودشان را میزنند. تنبلی عمیق بیش از آنکه به معنای هیچ کار نکردن باشد به معنای تقلای و رنج بیش از اندازه برای هر کار است.
واقع بین باشیم بعضی از پسرها و دخترها نویسنده میشوند چون تنها دفتر کاری که دوست دارند، داخل سرشان است و همان میل و انگیزهای که آنها را به نوشتن سوق میدهد، میتواند مانع کار کردنشان شود. یادتان باشد احساس نارضایتی کلی نسبت به جهان که ریشه همهٔ نوشتنهاست میتواند نویسنده را پایین بکشد، از انگیزه تهی کند و به صرافت بیندازد که آیا اصلا ارزشش را دارد یا نه؟
لم کار این است که آدم این تهدید را به فرصت تبدیل کنید. رابرت برتون پر تلاش نوشت :«من از اندوه مینویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم.»
من هم اتفاقا همیشه برای خودم کلی آرزو و برنامه داشتم، میخواستم رمانهای کت و کلفت بنویسم اما جاه طلبی بدون انرژی به چه درد میخورد؟ چیزی غیر از خیالبافی است؟ رمان نوشتن انگیزه و تعهد «ترولوپ» وار میخواهد. به عنوان عضو قدرتمندی از ردهٔ لمیدگان همیشه میدانستم که چیزهایی خواهم نوشت. ساموئل بکت آن را این طور توضیح میدهد: «نه چیزی هست که بگویی، نهچیزی که با آن بگویی، نهچیزی که از آن بگویی، نه توانی برای گفتن، نه میلی به گفتن، اما باید گفت.»
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers
بزرگترین شادی و توفیق خود را در نوشتن یافتم و از همان سن نوجوانی سرنوشت خود را به قلم بستم. شاید علتش آن بود که بشر در زندگی، خود را تنها و بیپناه مییابد و از طریق گفتن و نوشتن چنین میپندارد که در دیگران پخش میشود، تنهایی خود را با دیگران در میان میگذارد، هر کسی دست به شاخهای میزند. این، برای او تسلای خاطر است. من از نوشتن چنین انتظاری داشتم. گمان میکنم همه کسانی که به نوشتن دست زدهاند، دستخوش چنین انتظاری بودهاند. از کوچک و بزرگ.
محمدعلی اسلامی ندوشن
@Writing_lovers
محمدعلی اسلامی ندوشن
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از رویاروییها در صحنه داستانی استفاده کنید.
اگر شخصیت داستان شما دست به عملی نزند، دیگر طرح داستان ندارید. طرح در نتیجه اعمال و اقداماتی که شخصیت انجام میدهد تا مشکلات پیش رویش را حل کند به وجود میآید. شخصیت همه این کارها را انجام میدهد تا به خواسته و هدفش برسد.
شخصیت برای اینکه دست به عملی بزند باید هدفش را انتخاب و در جهتش حرکت کند. در ضمن باید نیرویی با اقدام یا عمل او مخالفت کند. اگر او هر چه خواست راحت به آن برسد، صحنه ما بیروح و ملال آور خواهد شد.
اما با شخصیت منفعل چه کنیم؟
با شخصیتی که واقعا کار چندانی در داستان انجام نمیدهد چه کنیم؟ نصیحت من این است که تا وقتی نویسنده کارآزموده و ماهری نشدهاید از شخصیت های منفعل استفاده نکنید. اغلب انتخاب درست این است که ما شخصیت دیگری خلق کنیمکه به دلیلی سد راه شخصیت اصلی ما شود. در نتیجه بین آن دو رویارویی و درگیری به وجود میآید. مهم ترین راه برای ایجاد کشش، استفاده از تنشی است که خود شخصیت ها به وجود میآورند.
در پایان یکصحنه، ممکن است شخصیت بتواند همه موانع را از راهش بردارد و به هدفش در ان صحنه برسد. اما یادتان باشد از آنجا که هدف اصلی نگران نگه داشتن دایم خواننده یا همان تعلیق است، بهتر است شخصیت در صحنه به هدفش نرسد و تعلیق ادامه داشته باشد. الگوی «عمل، عکس العمل، عمل یا اقدام مؤثرتر» داستان را به جلو میبرد. همین الگو باعث میشود داستان شما رو به جلو حرکت کند.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختار رمان
ترجمه محسن سلیمانی
@Writing_lovers
اگر شخصیت داستان شما دست به عملی نزند، دیگر طرح داستان ندارید. طرح در نتیجه اعمال و اقداماتی که شخصیت انجام میدهد تا مشکلات پیش رویش را حل کند به وجود میآید. شخصیت همه این کارها را انجام میدهد تا به خواسته و هدفش برسد.
شخصیت برای اینکه دست به عملی بزند باید هدفش را انتخاب و در جهتش حرکت کند. در ضمن باید نیرویی با اقدام یا عمل او مخالفت کند. اگر او هر چه خواست راحت به آن برسد، صحنه ما بیروح و ملال آور خواهد شد.
اما با شخصیت منفعل چه کنیم؟
با شخصیتی که واقعا کار چندانی در داستان انجام نمیدهد چه کنیم؟ نصیحت من این است که تا وقتی نویسنده کارآزموده و ماهری نشدهاید از شخصیت های منفعل استفاده نکنید. اغلب انتخاب درست این است که ما شخصیت دیگری خلق کنیمکه به دلیلی سد راه شخصیت اصلی ما شود. در نتیجه بین آن دو رویارویی و درگیری به وجود میآید. مهم ترین راه برای ایجاد کشش، استفاده از تنشی است که خود شخصیت ها به وجود میآورند.
در پایان یکصحنه، ممکن است شخصیت بتواند همه موانع را از راهش بردارد و به هدفش در ان صحنه برسد. اما یادتان باشد از آنجا که هدف اصلی نگران نگه داشتن دایم خواننده یا همان تعلیق است، بهتر است شخصیت در صحنه به هدفش نرسد و تعلیق ادامه داشته باشد. الگوی «عمل، عکس العمل، عمل یا اقدام مؤثرتر» داستان را به جلو میبرد. همین الگو باعث میشود داستان شما رو به جلو حرکت کند.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختار رمان
ترجمه محسن سلیمانی
@Writing_lovers