نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
توصیه‌ای برای نوشتن که دوستش نداری!


اگر داری روی داستان یا رمانی کار می‌کنی که برایت مهم است و واقعاً می‌خواهی به بهترین شکل ممکن نوشته شود، آنچه می‌نویسی را ویرایش نکن. 

تکرار می‌کنم. ویرایشش نکن. 


بلکه هر چیزی را که نوشتی و هر کلمه را دوباره تایپ کن ( از دو پنجره باز ویرایشگر استفاده کن). همه چیز را دوباره تایپ کن. با استفاده از اولین پیش نویس خود به عنوان یک الگو، همه چیز را از ابتدا بازسازی کن. یک صفحه خالی باز کن و آنها را دوباره تایپ کن. 

می‌دانم که داد می‌زنی: خدای من! این دیوانگی است! 

آره. دیوانگی است.

اما مهمتر از آن، این قدرتمندترین کاری است که می‌توانی برای کارت انجام بدهی.

اگر چیزی وجود داشته باشد، که بخواهم آن را به سطح حرفه‌ای برسانم، این همان کاری است که انجام می‌دهم. البته، می‌توانی این کار را برای متن‌های کم اهمیت‌تر هم انجام بدهی. این به خودت بستگی دارد که چقدر می‌خواهی زمان برای کارت صرف کنی. 

البته می‌توانی ویرایش کنی اما هیچ وقت مثل روش پیشنهادی من، به سطح تغییرات لازم که پیش نویس دوم نیاز دارد، نخواهی رسید. در ویرایش خودنسخه، ممکن است به خیلی چیزها توجه نکنی. متوجه آنها نمی‌شوی، فقط می گویی: «خب، الان به اندازه کافی خوب است.»

اولین باری که این کار را کردم، به توصیه یک نفر بود، اول مردد بودم. اما بعد از دو صفحه با خودم گفتم: چرا قبلا این کار را نکردم. از اینکه چقدر تغییرات ایجاد کرده بودم شگفت زده شدم. زمانی که فارغ التحصیل شدم، رمان کاملا متفاوتی در دست داشتم. با تایپ مجدد هر کلمه، ایجاد تغییرات قابل توجه آسان است. جملات را دوباره مرتب می‌کنی، عبارات را نظم میدهی، کلمات را تغییر می‌دهی. پاراگراف هایی را کشف می‌کنی که دیگر مورد نیاز نیستند. دیالوگ‌هایی را پیدا می‌کنی که نیاز به تجدید نظر دارند. تمام نکات اصلی طرح، ناگهان متفاوت می‌شود، کل داستان ایرادات خودش را آشکار می‌کند، که می‌توانی اصلاح کنی.

نمی‌توانی با ویرایش کار، به سطح اساسی تغییرات مورد نیاز دست پیدا کنی. اگر می‌خواهی تکامل پیدا کند، باید آن را دوباره بسازی و از تفاوتی که ایجاد می‌کنی شگفت زده می‌شوی. 

طول می کشد. من نمی‌گویم آسان است. هرگز آسان نیست. اما این روش کاملاً انقلابی است. 

امتحانش کن. قول می‌دهم منظورم را متوجه خواهی شد.

منبع


@Writing_lovers 
اگر می‌خواهید شعری بخوانید، تا آنجا که می‌توانید بلند بخوانید. وقتی بعضی از آثار را شمرده می‌خوانید هشیاری شما تحریک می‌شود. وقتی متنی را با صدای بلند می‌خوانید گذر فکر، توسط لحن نویسنده مورد توجه قرار می‌گیرد و روی جزییات آن می‌اندیشید. سعی کنید صدای صفحات را با صداقت و شمرده بشنوید تا توان مؤثر برای نوشتن را به دست آورید.



📚چگونه نقد بنویسیم؟
دیوید. ب. پیری


@Writing_lovers
روزی ۷_۸ ساعت می‌نویسم و فکر می‌کنم اگر روزی این کار را انجام ندهم حتما به دوزخ می‌روم.


کارلوس فوئنتس

📚خودم با دیگران

@Writing_lovers
داستان کوتاه برایم همیشه جذاب بوده، زیاد هم می‌خوانم. دنبال پیدا کردن آدم جدید هم هستم چه از نویسنده‌های ایرانی و چه فرنگی‌ها. خیلی وقت‌ها داستان‌نویس‌هایی برایم جذاب می‌شوند که نه مُد هستند و نه مُد خواهند شد و کسی سراغشان خواهد رفت. نتیجه‌ این زیاد خواندن این است که آدم معیاری برای مقایسه پیدا می‌کند. گلشیری هم جمله‌ای دارد به این مضمون که من نهنگ برکه‌ی خُردم.

اگر بدون زمینه این جمله را بشنوی به این نتیجه می‌رسی که گلشیری هم یک آدم خودبزرگ‌بین و مغرور است ولی او دارد در قیاس با فضای اطرافش می‌گوید و اگر بقیه داستان‌هایی که اطراف گلشیری در دهه شصت تولید می‌شود ببینید حرفش پربیراه نیست. در واقع برای اینکه از این قافله عقب نباشی باید خیلی بکوشی.

به نظرم یکی از بهترین لحظه‌های نویسنده لحظه‌ای است که به کار یک همکارش حسادت می‌کند. چون خیلی موتور محرکه قوی‌ای است. در چند سال‌ اخیر.. مثلا وقتی «خسرو خوبان» رضا دانشور را خواندم، من هیچوقت داستان سمبلیک به آن سطح نخواهم نوشت، مبهوت شدم از اینکه چطور وقایع تاریخی را تبدیل به یک سمبلیسم داستانی می‌تواند بکند. یا وقتی مجموعه داستان پیمان اسماعیلی را خواندم واقعاً لذت بردم احساس کردم با یک نویسنده خوب و استاندارد در سطح جهانی مواجهم. یا در مواجهه با مجموعه داستان آرش [صادق‌بیگی] از این همه هوش نویسندگی لذت می‌برم ولی مثلا میلهاوزر حسادت مرا برمی‌انگیزد.

می‌توانی از کسی تقلید کنی. اما مضمون غیرقابل آموزش است. مثلا می‌توانی ادای گلشیری را در نثر دربیاوری، می‌توانی تکنیکالی آن زمان‌پریشی گلشیری و فرم را در کار بیاوری اما مضمون را که نمی‌توانی از دیگری بگیری. مضمون نتیجه‌ی زیست و تجربه زندگی تو و مداقه در ادبیات است.


محمد طلوعی


@Writing_lovers
ذهن آزاد و کنجکاو با ارزش‌ترین چیز در این جهان برای یک نویسنده است. این چیزی است که من حاضرم برای آن بجنگم و من را به حرکت در می آورد.

جان اشتاین بک


@Writing_lovers
کتابهایی که بی تی اس پیشنهاد می‌کنند

(بیایید از هر فرصتی برای یادگیری و کنجکاوی استفاده کنیم، هر فرصتی!) ولی مواظب لینک‌های ناشناس نامطمئن هم باشید ارزش کنجکاوی ندارند!

https://testchi.ir/tests/176629/داستان-هایی-که-BTS-پیشنهاد-میکنن-آرمی-ها-بخونن
من شازده کوچولو را اخیر دوباره خواندم. شنیده‌ام می‌گویند وقتی این داستان را برای سی یا چهلمین بار میخوانی خیلی متفاوت است. فکر می‌کنم خوب است شما هم سعی کنید آن را دوباره بخوانید.


نامجون


@Writing_lovers
1
عصیان منبع همه نوشته‌هایم بود. عصیان بود که مرا به سمت نوشتن سوق داد.



کارلوس فوئنتس

📚پوست انداختن


@Writing_lovers
نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌های جنایی. این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان جنایی با ۶ هزار کلمه است. این فرمول برای داستان‌های ماجراجویی، پلیسی، وسترن و جنگی کار می‌کند و نشان می‌دهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد. تمام داستان‌هایی…
📚فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌های جنایی.

قسمت دوم

این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان جنایی با ۶ هزار کلمه است و برای داستان‌های ماجراجویی، پلیسی، وسترن و جنگی کار می‌کند و نشان می‌دهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد.

1500 کلمه دوم.

۱. غم و اندوه و بدبختی‌های بیشتری را بر سر قهرمان بریزید.

۲. قهرمان چون قهرمان است می‌جنگد و مبارزه‌اش او را به این مقام می‌رساند:

۳. یک درگیری فیزیکی دیگر.

۴. یک چرخش غیرمنتظره در طرح در پایان 1500 کلمه دوم.

حالا :

آیا در قسمت دوم زنگ خطر ناشناخته وجود دارد؟

آیا تهدید مثل یک ابر حاوی رعد و برق، در حال رشد است؟

آیا قهرمان به خاطر کاری که انجام داده مشت به گردنش خورده؟

آیا قسمت دوم منطقی است؟


درباره این چیزها فقط صحبت نکنید. به من نشان بده که چه شکلی است؟ این یکی از رازهای نویسنده است: هرگز چیزی به خواننده نگویید بلکه نشان دهید: او می لرزد، چشمانش سرگردان است، فکش افتاده و ...) خوانندگان باید آن را ببینند.

هنگام نوشتن یک داستان، داشتن حداقل یک شگفتی کوچک در هر صفحه به مخاطب کمک می‌کند. منطقی است انتظار داشته باشیم که چنین شگفتی‌هایی خواننده را به ادامه خواندن کتاب ترغیب کند. البته سورپرایزها نباید قوی باشند. یکی از راه‌های رسیدن به چنین تأثیری، گمراه کردن آرام خواننده است.

قهرمان اتاقی را که قتل در آن رخ داده، بررسی می‌کند. در پشت سرش به آرامی باز می‌شود. او نمی‌بیند چون در تحقیقات خود غرق است. در به آرامی باز می‌شود، باز و بازتر تا اینکه شیشه‌ پنجره‌ دیوار مقابل از چارچوبش می‌افتد و می‌شکند. اما چه اتفاقی افتاده؟ چرا شیشه شکست؟ یک راز بزرگ دیگر

هدف از به تصویر کشیدن این است که چیزی به مخاطب بدهیم که در ذهنش حک شود. پس؛

۱. یک برچسب به یادماندنی به آن بچسبانید.

۲. داستان خود را با کنش‌ها ادامه دهید.

ادامه دارد...

@Writing_lovers
این سه تا از کتابهایی هست که تازه هدیه گرفتم و به طور همزمان دارم می‌خونم. بیخود و بی‌جهت همانطور که فکر می‌کردم کتاب جذابیه. کتاب سلین هم از نظر مضمون کتابی هست که دلم می‌خواست زمانی بخونم و یادبگیرم چطور می‌شه کتابی درباره تاریخ نوشت. در موضوع کتاب سه تا عنوان اومده متخصصان زایمان، مجارستان، سرگذشتنامه. نامه‌های پیک ویک کتاب مشکوکی از چارلز دیکنز هست که به نظر یک جور سبک کمدی سرخوشانه داره و از نظر توصیف چیزهای تازه‌ای دارم ازش یادمی‌گیرم.

@Writing_lovers
ناامیدی، نویسنده را وامی‌دارد که بنویسد. زمانی‌که نویسنده از ناامیدی و نارضایتی دست کشید، دیگر نمی‌نویسد.


چارلز بوکوفسکی


@Writing_lovers
امروز وقتی مثل همیشه زیر میز، دنبال خودکارم می‌گشتم تا در دفتر چیزی را یادداشت کنم، با خودم گفتم  آخرش به شیوه جان نیدل من، از دنیا می‌روی! 

جان نیدل‌من، یکی از شخصیت‌های داستان وودی آلن است که زیر میزی انباشته از کاغذ و در حالی که به دنبال فرهنگ لغت شعر و قافیه‌اش می‌گشت، خفه شد. بنظر من که مرگ آرامش بخشی بود، مرگی در میان کتاب‌ها و کاغذها.


@1Writing_lovers
اگر چيزی مهم‌تر از نوشتن توی زندگی‌ات وجود دارد، بايد تا زمانی که می‌توانی آن را ترک کنی. کسانی که نمی‌‌توانند یا نمی‌خواهند ترک کنند، فقط باید یک چیز را به خاطر بسپارند: نوشتن زندگی است. آن را عمیقا نفس بکش.


تری بروکس

@Writing_lovers
روشی برای پرورش خلاقیت داستانی‌تان


ویلیام استایرون در کتاب رؤیای نویسندگان می‌نویسد: «تمام ایده‌ی رمان "انتخاب سوفی" اگر نگویم در اثر خواب در نتیجه یک خیال پس از بیداری بود که در ذهنم باقی ماند.»

خواب بیداری‌ها یا خوابهایتان را دست کم نگیرید. خوابهای شما سرچشمهٔ خلاقانه نوشتن هستند.

همین الان که تازه باران بند آمده و من با جوراب‌های تا به تای صورتی‌رنگ که برای پرهیز از اتلاف وقت با عجله پوشیده‌ام و نشسته‌ام و اینها را برای شما تایپ می‌کنم، تازه نوشتن داستان «عمق جنگل» را تمام کرده‌ام. این داستان میان خواب و بیداری شبانه به ذهنم خطور کرد. در نهایت روی پایان بندی‌اش کار کردم و داستان با یک چرخش غیرمنتظره عالی از آب درآمده.

داستان بعدی‌ام «سنگ و شبگرد» است که دیشب قبل از خواب طرحش را توی ذهنم نوشته‌ام. فراموش نکنید ذهن شما در هنگام خواب در هوشیارانه‌ترین حالت ممکن خود قرار دارد و ‌شما می‌توانید بهترین بهره را از آن ببرید.

البته مسلما برای تکمیل داستان نیاز به تلاش بیشتری داریم؛ مثلا من متوجه شده‌ام از شخصیت این داستان چیز زیادی نمی‌دانم پس برای اینکه شخصیت داستانی‌ام واقعی‌تر باشد، سی روز از خاطراتش را به شکل یادداشت روزانه می‌نویسم تا خوب بشناسمش. اما اصل خلاقیت در نوشتن این داستان، مربوط است به زمان خواب بیداری‌هایم.

اینجا دربارهٔ روش استفاده از خوابها در داستان‌نویسی مطلبی نوشته‌ام که می‌تواند برایتان مفید باشد.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
من هرگز نویسنده‌ای را ندیده‌ام که در این دنیا احساس بدی نداشته باشد. همه ما به نوعی احساس غربت می‌کنیم. این بخشی از دلیل نوشتن ماست. ما احساس می‌کنیم که با این دنیا متناسب نیستیم، مال ما نیست، و اگرچه قادر به حرکت در آن هستیم، نمی‌توانیم از آن خارج شویم. تجربیات مختلف در زندگی ما می‌تواند این احساس را کم یا زیاد کند، اما فکر می‌کنم اگر کاملا از بین برود، دیگر از نوشتن دست می‌کشیم.


آندره آ بارت

@Writing_lovers
1
نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌های جنایی. این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان جنایی با ۶ هزار کلمه است. این فرمول برای داستان‌های ماجراجویی، پلیسی، وسترن و جنگی کار می‌کند و نشان می‌دهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد. تمام داستان‌هایی…
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌های جنایی.

قسمت سوم

۱۵۰۰ کلمه سوم

۱. قهرمان را دوباره به دردسر بیندازید.

۲. قهرمان تا حدودی پیشرفت می‌کند اما تبهکاران یا شخصی مانعش می‌شود

۳. درگیری فیزیکی.

۴. یک چرخش غیرمنتظره از طرح، که بهتر است، قهرمان در پایان ۱۵۰۰ کلمه ضربه محکمی به خود وارد کند.

پرسش‌ها در این مرحله:


آیا در داستان هنوز هشدار ناشناخته وجود دارد؟

آیا تهدید قوی‌تر می‌شود؟

آیا قهرمان در یک مخمصه جهنمی هست؟

آیا همه چیز منطقی به نظر می‌رسد؟

این طرح کلی فقط برای این است که مطمئن شوید درگیری فیزیکی را وارد داستان کرده‌اید و برخی پیچ‌های اصلی و تعلیق و تهدید را در آنها وارد ‌کنید. بدون آن، شما نمی‌توانید داستان جذابی بنویسید.

درگیری‌های فیزیکی در هر قسمت می‌تواند متفاوت باشد. اگر قبلا یک مورد از دعوای معمولی وجود داشته، نباید از چنین درگیری دوباره در همان داستان استفاده کنید. طبیعتاً ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. مثلا شخصیتی یا روشی برای اسلحه کشیدن می‌تواند بیش از یک بار مورد استفاده قرار بگیرد.

ایده اصلی اجتناب از یکنواختی است.


اقدامات :
روشن و سریع. تنش ایجاد کنید، اجازه دهید خواننده ببیند و احساس کند که چه اتفاقی می افتد.

فضای داستان:
بشنوید، بو کنید، ببینید، حس کنید، بچشید.

توصیفات جزیی:
درختان، باد، منظره و آب وهوا


@Writing_lovers