نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
از دیشب شروع به نوشتن رمانم کردم. از همین الان می‌توانم مشکلات وحشتناک سبک را در کارم پیش بینی کنم.سبک چیز پیش پا افتاده و ساده‌ای نیست.

(فلوبر، کرواسه، سپتامبر.۱۸۵۱)

بسیار نگران و عمیقا مأیوسم. بوواری ملعون من، دارد عذابم می‌دهد و دیوانه‌ام می‌کند. یکشنبه قبل،‌ بویه نمایشنامه نویس از یکی از شخصیت‌ها و نیز نکات عمدهٔ رمانم ایراد گرفت. اما کاری نمی‌توانم بکنم البته او یک چیزهایی را راست می‌گوید اما حس می‌کنم عکس حرفهای او‌هم صحیح است. آه خسته و مأیوسم. می‌خواهم تا آنجا که می‌توانم کارم را سریعتر ادامه بدهم تا تصویر کلی از رمان دستم بیاید.


(فلوبر، کرواسه، ۱۲ ژانویه ۱۸۵۲)



@Writing_lovers
ده فرمان نوشتن جاناتان فرنزن


۱) سوم شخص بنویسید، مگر اینکه صدای اول شخص واقعاً منحصر به فرد باشد که نتوان دربرابرش مقاومت کرد.

۲) کسی که در محل کارش به اینترنت دسترسی دارد، بعید است کتاب خوبی بنویسد.

۳) داستانی که از سفر و ماجراجویی شخصی نویسنده به ناشناخته‌ها نگوید، فقط و فقط برای پول نوشته شده است.


۴) هرگز از کلمه «بعد» به عنوان حرف ربط استفاده نکن. برای این منظور «و» را داریم. جایگزینی «بعد» یک نوع تنبلی و راه‌حل بی‌فایدهٔ نویسندگان بی‌اعتنا به الفاظ است برای خلاص شدن از شر «و»های متعدد توی یک صفحه.


۵) در زمانه‌ای که اطلاعات در سطح جهانی رایگان و در دسترس همه هست، تحقیقات گسترده برای یک رمان ارزشی ندارد.


۶) ناب‌ترین اتوبیوگرافی (خودزندگینامه‌نویسی) مستلزم نوآفرینی ناب است. هیچ‌کس تا به حال داستانی ننوشته که از «مسخ» اتوبیوگرافی‌تر باشد.


۷) آن زمان که آرام گرفته‌اید، بیشتر می‌یابید تا زمانی‌که در تعقیب چیزی هستید.

۸) خواننده‌ی شما یک دوست است، نه یک حریف  یا یک تماشاچی.

۹) فعل‌های به نظر جذاب به‌ندرت جالبند.


۱۰) برای بی‌رحم بودن هم ، اول باید عشق بورزی.



@Writing_lovers
زمانی که شخصیت‌هایتان در حال توصیف یا فلسفه پردازی هستند، اتفاقی بیفتد. این به حفظ تنش چشمگیر کمک می کند. 


مایکل جان مورکاک


@Writing_lovers
ابر بارانش گرفته‌ست
شمیم بهار/صدای یونس تراکمه
@litera9
شنیدنِ بی‌سانسورِ داستانِ
«ابر بارانش گرفته‌ست»‌ آقای شمیم بهار،
(انتشار در «اندیشه و هنر» سال ۱۳۴۴) با صدا و لحنِ درخور و درستِ یونس تراکمه
‌از پادکست‌های سایت «سرخ و سیاه» مرحوم
 وقتی می‌نویسم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به زبان گفتاری نزدیک کنم. فکر و خیالم این است که زبان را ساده کنم. به علاوه، زمانی که داستان کوتاه می‌نویسیم، کلمات باید به زمینه و به روند داستان مربوط باشند. به دنبال این هستم که کلمات به صورت ساده و درست آورده شوند. ساده نوشتن بسیار سخت است‌. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به مانند زندگی روزمره حرف نمی زنند. دیالوگ بسیار مهم است، به ویژه در زبان فارسی که می‌تواند خیلی زود سنگین شود. 


زویا پیرزاد


@Writing_lovers
بسیار پیش می‌آید که رمان در نیمه راه جذابیتش را برایمان از دست می‌دهد یا آن قدر سخت می‌شود که فکر می‌کنیم در نهایت چیز خوبی از آب درنخواهد آمد. یا مشکلات فکری دیگری از این قبیل. به گمان من باید از ابتدا این مسئله را بدانیم که نوشتن رمان صبر زیادی می‌خواهد و حوصله و پشت کاری که بعد از حتی چند ماه هم خسته نشویم و آن را هر طور شده تمام کنیم. یعنی بهتر است از همان ابتدا بدانیم که خیلی ها با این مشکل مواجه می‌شوند که در نیمه راه احساس کنند دیگر نمی‌توانند تمامش کنند. وقتی دانستیم این مشکل عمومی است و اغلب نویسندگان در اولین کارهایشان همین احساس را پیدا کرده‌اند شاید ادامه کار برایمان راحت تر باشد. دیگر اینکه حتی با فرض اینکه مطمئنیم کارمان در نهایت رمان خوبی نخواهد شد باز بهتر است آن را تمام کنیم. هم به این دلیل که بعد فرصت بازنویسی و بهتر کردنش را خواهیم داشت هم اگر تمامش نکنیم ممکن است اعتماد بنفس نصفه نیمه‌ای هم که داریم از دست بدهیم و نوشتن کارهای دیگرمان هم مشکلتر از سابق شود و چه بسا تا مدتها نتوانیم هیچ چیزی بنویسیم به خصوص رمان. پس هر طور شده رمان تان را تمام کنید.


حسین سناپور

📚یک شیوه برای رمان‌نویسی

@Writing_lovers
نقل قول‌هایی از هارپر لی نویسندهٔ رمان « کشتن مرغ مقلد»


کتابی که هارپر لی خلق کرد به خودی خود یک کتاب درسی عالی برای نویسندگان است. در اینجا بخشی از جملات او را دربارهٔ نوشتن می‌خوانید:

«نوشتن فرآیندی از نظم و انضباط شخصی است. قبل از اینکه بتوانید خود را نویسنده بنامید باید آن را یاد بگیرید. افرادی هستند که می نویسند، اما من فکر می‌کنم آنها با کسانی که مجبور به نوشتن هستند بسیار متفاوتند.»

هارپر لی کشتن مرغ مقلد را به عنوان مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه شروع کرد که سرانجام به صورت یک رمان جمع آوری شد. «لی» شغل هواپیمایی خود را رها کرد و دو سال و نیم را به بازنویسی رمان خود اختصاص داد. او کتابش را در یک آپارتمان کوچک و سرد نوشت و یک در چوبی،‌ میز کار او بود.


او به نویسندگان جوان توصیه می‌کند:

«به بهترین‌ها امیدوار باشید، اما هیچ انتظاری نداشته باشید. آن وقت ناامید نخواهی شد.»

«نویسندگان واقعی برای شهرت یا پول نمی‌نویسند، آنها می‌دانند که این فرآیند خود پاداش خودش است.»

چنانکه خانم مادی در کشتن مرغ مقلد می‌گوید:

«افراد با عقل سلیم هرگز به استعدادهای خود افتخار نخواهند کرد.»




@Writing_lovers
با رمان نیمه کاره چه کار کنیم؟

گاهی با رمان نیمه کاره هیچ کاری نمی‌شود کرد. باید اینطور چیزها را بدست زمان سپرد، تا مگر بعد از مدتی جنبه‌های تازه‌ای در آن برایمان پیدا یا روشن شود. آن وقت حتما دوباره ما را به خود جلب خواهد کرد. در این صورت ممکن است با تغییراتی اندک یا بدون تغییر، ‌دوباره بتوانیم بنویسم شان.

البته در درجه اول فکر می‌کنم وقتی نتوانستیم رمان را ادامه بدهیم، شاید بهتر باشد کار دیگری را شروع نکنیم وذهن مان را پرت یا معطوف کار دیگری نکنیم. شاید در این صورت ذهن مان در مدتی کوتاه بتواند برای مشکلات فنی و ماجرای داستان راهی پیدا کند. یا اگر رمان خسته و دلزده‌مان کرده، همین مدت دوری بتواند دوباره ما را به آن علاقمند کند و بعد از مدتی کوتاه بتوانیم دوباره به آن برگردیم.

شاید یکی از دلایل نیمه کاره ماندن رمان‌مان این است که زودتر از هنگام لازم شروعش کرده‌ایم. یعنی پیش از آنکه خوب توی ذهن مان وتوی یادداشت هامان پخته شود. پس بهتر است موقعی رمان را شروع کنیم که خوب درباره اش فکر کرده باشیم و یادداشت برداشته باشیم و مهمترین نکات را درباره اش دانسته باشیم. بهترین شکل عرضه بیرونی‌اش همان خلاصه نویسی و پرونده سازی برای شخصیت‌ها است. خلاصه بهتر است وقتی شروعش کنیم که نوشتن دیوانه‌مان کند و یعنی دیگر ناگزیر باشیم به نوشتنش.

حسین سناپور

📚یک شیوه برای رمان نویسی

@Writing_lovers
برای نوشتن یک داستان خوب، مقاله معروف «فرمول جهانی لستر دنت برای ساختن داستان» را بخوانید. می‌توانید آن را در اینترنت بیابید. این مقاله برای نشان دادن نحوه نوشتن داستان‌های کوتاه در ژانر جنایی نوشته شده است، اما همین فرمول را می‌توان با موفقیت برای اکثر داستان‌ها با هر طول و ژانری تطبیق داد و داستانی موفق نوشت.


مایکل مورکاک


@Writing_lovers
نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
برای نوشتن یک داستان خوب، مقاله معروف «فرمول جهانی لستر دنت برای ساختن داستان» را بخوانید. می‌توانید آن را در اینترنت بیابید. این مقاله برای نشان دادن نحوه نوشتن داستان‌های کوتاه در ژانر جنایی نوشته شده است، اما همین فرمول را می‌توان با موفقیت برای اکثر داستان‌ها…
مقالهٔ «لستر دنت» در فضای وب فارسی در دسترس نیست. متن اصلی مقاله را در صفحاتی از سایت‌ خارجی یافتم. ترجمه بخشی از مقاله را در کانال «نویسندگی و نوشتن» قرار می‌دهم. فایل اصلی مقاله را هم برای دوستانی که دستی بر آتش ترجمه دارند، می‌گذارم تا در صورت تمایل ترجمه کار را با نام خودشان برای نشر در کانال نویسندگی و نوشتن بفرستند یا در فضای وب منتشر کنند تا این منبع ارزشمند در وب فارسی هم در دسترس باشد.

@Writing_lovers
PDF d.pdf
67.7 KB
فایل اصلی مقالهٔ «دستورالعمل جامع پیرنگ» لستر دنت
۷ صفحه
@Writing_lovers
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌های جنایی.


این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان جنایی با ۶ هزار کلمه است. این فرمول برای داستان‌های ماجراجویی، پلیسی، وسترن و جنگی کار می‌کند و نشان می‌دهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد. تمام داستان‌هایی که با استفاده از این فرمول نوشته‌ام با موفقیت فروش رفته‌اند. به نظر می‌رسد که داستان‌نویسی تفاوت چندانی با هر کسب و کار دیگری ندارد.


از کجا شروع کنیم:

۱. شرور باید هربار از روش جدیدی برای کشتن قربانی استفاده کند.

۲. شرور باید برای چیز جدیدی تلاش کند.

۳. مکان های عمل باید تغییر کند.

۴. یک تهدید همیشگی، باید مانند یک ابر، بالای سر قهرمان باشد.

استفاده از یکی از این نکات خوب است، دو حتی چند مورد بسیار عالی است. توجه به این نکات قبل از توجه به بقیه موارد می‌تواند به شما کمک کند.
درباره موقعیت مکانی منحصر به فرد چه کار می‌توانید انجام دهید؟ مکانی را انتخاب کنید که با روش کشتن و گنجی که شرور در جستجوی آن است (هدف شرور) مطابقت داشته باشد. اگر از مکانی استفاده کنید که در آن زندگی یا کار کرده اید، خوب خواهد بود. بسیاری از نویسندگان این کار را نمی‌کنند. گاهی اوقات دانستن در مورد آن منطقه یک راه هوشمندانه برای تطبیق داستان شما با حال و هوای محلی است. (....)



حال بیایید به قسمت دوم فرمول جهانی برویم.

موضوع داستان ۶هزار کلمه‌ای را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید. در هر بخش ۱۵۰۰ کلمه‌ای، موارد زیر را بنویسید:



۱۵۰۰ کلمه اول

۱ . در خط اول یا تا حد امکان نزدیک به آن، شخصیت اصلی را تصور کنید و با یک مشت دردسر به او ضربه بزنید. به معمایی، تهدید یا مشکلی که باید حل شود اشاره کنید، چیزی که قهرمان باید با آن مقابله کند.

۲ . قهرمان برای کنار آمدن با مشکلاتی که برایش پیش آمده عجله می کند. (او در تلاش است تا یک راز را کشف کند، یک تهدید را از بین ببرد یا یک مشکل را حل کند.)

۳ . همه شخصیت‌های دیگر را در اسرع وقت معرفی کنید. آنها را روشن کنید.

۴ . تلاش‌های قهرمان او را در پایان ۱۵۰۰ کلمه اول وارد یک درگیری فیزیکی واقعی می‌کند.

۵. در پایان ۱۵۰۰ کلمه، یک چرخش کاملا غیرمنتظره در توسعه طرح وجود دارد.

در این مرحله به این موارد فکر کنید:

آیا در داستان اضطراب ناشناخته وجود دارد؟

آیا تهدیدی برای قهرمان وجود دارد؟

آیا هر اتفاقی که می‌افتد منطقی به نظر می‌رسد؟

ادامه دارد...
@Writing_lovers
یادداشت‌های تمیز و بی‌خط‌‌ خوردگی


جلال آل احمد همیشه چند دسته کاغذ بیاض‌مانند در جیب‌هایش داشت که برای نوشتن آنچه می‌خواست سریع بنویسد از آن‌ها استفاده می‌کرد. شب که به خلوت خود برمی‌گشت، در گوشه‌ای هر کدام از آن یادداشت‌ها را در کتابچه‌های مربوطه وارد می‌کرد و خاطراتش را با طرح‌ها مصور می‌کرد. طرح‌هایی که جلال می‌کشید به مناسبت در یادداشت‌ها می‌چسباند؛ مثلا گنبد کلیسایی را که در مسکو دیده، نقاشی کرده است.

او در شروع کتابچه اول خاطراتش نوشته است: «شش و نیم بعدازظهر، تهران یعنی اندر خانه‌مان در تجریش، گویی درست دو سال پیش در چنین روزهایی بود که دفتر یعنی اوراق یادداشت‌هایم را دزد برد. در خانه موقتی کوچکی که پایین خانه فعلی‌ام در شمیران اجاره کرده بودم. ده - پانزده روزی بعد از مراجعت سیمین از آمریکا بود. سیمین تازه کیف کار برایم آورده بود. به قول خودش از پوست خوک بود و من تمام یادداشت‌هایم را مرتب در آن گذاشته بودم و چون زندگی به هم ریخته بود، شبی دزدی آمد و لباس‌هایی از من و او برد و کفش‌های مرا و آن کیف را. بیچاره لابد خیال کرده بود در آن کیف قشنگ اسکناس‌های قشنگی به دستش می‌رسد غافل از اینکه یک مقدار کاغذ پاره در آن بود که فقط به درد من می‌خورد. آنچه دزد برد از سال ۲۷ تا الان بوده است. در حدود ۴۰۰ صفحه بود، به هر صورت حیف بود. گور پدرش. نمی‌شود که عزا گرفت. از نو شروع می‌کنم.»


@Writing_lovers
اندیشه‌هایتان همانند کودکان هستند اگر آن‌ها را به دنیای خارج نفرستید با شما خواهند مرد.


جیکوب مارنو

@Writing_lovers