نوشتن رمان ( یک فراینده ساده)
بخش سوم: نوشتن فصل اول
تبریک! سختترین قسمت را پشت سر گذاشتید، چون نوشتن سرگرم کننده است. بنابراین اکنون بهترین بخش کار شروع میشود. اما شروع فصل اول هرگز آسان نیست، به خصوص برای کمال گراها.
بنابراین، به جای اینکه مستقیماً به ابتدای مرحله قبل بروید چیز متفاوتی را امتحان کنید: کتاب خود را قبل از اولین صحنهای که به ذهنتان خطور کرده، شروع کنید. یک یا چند صحنه قبل از آن.
زمانی که به اولین صحنه رسمی برسید، از قبل در جریان خواهید بود، با شخصیتها قرابت خاصی خواهید داشت، نه تنها با شخصیتها، بلکه با دنیا و طرح داستانی خود بهترآشنا میشوید. بنابراین، قبل از صحنه افتتاحیه شروع کنید. وقتی زمان ویرایش فرا رسید، میتوانید همه آن را حذف کنید یا نگه دارید.
برای شروع آمادهاید؟
http://www.tumblr.com: منبع
@Writing_lovers
بخش سوم: نوشتن فصل اول
تبریک! سختترین قسمت را پشت سر گذاشتید، چون نوشتن سرگرم کننده است. بنابراین اکنون بهترین بخش کار شروع میشود. اما شروع فصل اول هرگز آسان نیست، به خصوص برای کمال گراها.
بنابراین، به جای اینکه مستقیماً به ابتدای مرحله قبل بروید چیز متفاوتی را امتحان کنید: کتاب خود را قبل از اولین صحنهای که به ذهنتان خطور کرده، شروع کنید. یک یا چند صحنه قبل از آن.
زمانی که به اولین صحنه رسمی برسید، از قبل در جریان خواهید بود، با شخصیتها قرابت خاصی خواهید داشت، نه تنها با شخصیتها، بلکه با دنیا و طرح داستانی خود بهترآشنا میشوید. بنابراین، قبل از صحنه افتتاحیه شروع کنید. وقتی زمان ویرایش فرا رسید، میتوانید همه آن را حذف کنید یا نگه دارید.
برای شروع آمادهاید؟
http://www.tumblr.com: منبع
@Writing_lovers
Tumblr
Trending topics on Tumblr
Explore trending topics on Tumblr. See all of the GIFs, fan art, and general conversation about the internet’s favorite things.
سعدی به زبان همه ملل و اقوام عالم سخن میگويد و گفتههای او مانند هومر، شكسپير، سروانتس و مونتنی هميشه تازگی دارد.
رالف والدو امرسون
@Writing_lovers
رالف والدو امرسون
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
قبل از اینکه بتوانم کلمهای بنویسم، باید بتوانم شخصیت را از درون و بیرون تصور کنم. من باید تمام لایههای روح او را درک کنم.
هنریک ایبسن
@Writing_lovers
هنریک ایبسن
@Writing_lovers
وقت آن است که آثار خوب بخوانیم.
از کتابهایی که این روزها با جان و دل مشغول خواندن آنم، «طومار شیخ شرزین» بهرام بیضایی است. همه آثار بیضایی در زبان و اندیشه، آموزاننده و خواندنی است.
او از نویسندگانی است که با عمل نوشتن و اندیشهای متعالی که در سطر سطر آثارش پیداست، شجاعت نوشتن را بیش از هر نویسندهای در من برمیانگیزد. به گفتهٔ خودش: «بکر نبودن، بهتر از سترونی است»
خواندن آثارش و حضورش ثابت میکند، نویسنده ایرانی هم میتواند حتی در تاریکی اندوه، به مدد قلم، اثری هنری و چند لایه خلق کند که اندیشه را به تکاپو وادارد.
بخشی از متن نمایشنامه طومار شیخ شرزین:
«روز اول قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم. از آن خون بر صفحه جاری شد. پوست کاغذ شکافت. خون هزار کس در هر سطر میجوشید.»
کار دیگری که این روزها خواندم شعری است از مایا کوفسکی با نام «اتفاقی عجیب که برای من در کلبه ییلاقی رخ داد.» اگر این شعر را نخواندهاید، پیشنهاد میکنم، حتما بخوانید. مایا کوفسکی شاعر عجیب و غریب روسها توانسته از طریق کلمات و تخیل بینظیرش در قطعهای جذاب، فضا و روایتی بیهمتا و به یادماندنی برای مخاطب ایجاد کند.
و در پایان : خواندن و نوشتن را در کنار هم پیش ببرید. جملهٔ طلایی بهرام بیضایی را در ستایش شجاعت نوشتن، از خاطر نبرید:
«بکر نبودن، بهتر از سترونی است»
به شرط آنکه بکوشیم آنچه را در ذهن داریم، هر روز بهتر و بهتر از روز قبل بنویسیم و بخشی از روزمان را به خواندن آثار خوب اختصاص بدهیم.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
از کتابهایی که این روزها با جان و دل مشغول خواندن آنم، «طومار شیخ شرزین» بهرام بیضایی است. همه آثار بیضایی در زبان و اندیشه، آموزاننده و خواندنی است.
او از نویسندگانی است که با عمل نوشتن و اندیشهای متعالی که در سطر سطر آثارش پیداست، شجاعت نوشتن را بیش از هر نویسندهای در من برمیانگیزد. به گفتهٔ خودش: «بکر نبودن، بهتر از سترونی است»
خواندن آثارش و حضورش ثابت میکند، نویسنده ایرانی هم میتواند حتی در تاریکی اندوه، به مدد قلم، اثری هنری و چند لایه خلق کند که اندیشه را به تکاپو وادارد.
بخشی از متن نمایشنامه طومار شیخ شرزین:
«روز اول قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم. از آن خون بر صفحه جاری شد. پوست کاغذ شکافت. خون هزار کس در هر سطر میجوشید.»
کار دیگری که این روزها خواندم شعری است از مایا کوفسکی با نام «اتفاقی عجیب که برای من در کلبه ییلاقی رخ داد.» اگر این شعر را نخواندهاید، پیشنهاد میکنم، حتما بخوانید. مایا کوفسکی شاعر عجیب و غریب روسها توانسته از طریق کلمات و تخیل بینظیرش در قطعهای جذاب، فضا و روایتی بیهمتا و به یادماندنی برای مخاطب ایجاد کند.
و در پایان : خواندن و نوشتن را در کنار هم پیش ببرید. جملهٔ طلایی بهرام بیضایی را در ستایش شجاعت نوشتن، از خاطر نبرید:
«بکر نبودن، بهتر از سترونی است»
به شرط آنکه بکوشیم آنچه را در ذهن داریم، هر روز بهتر و بهتر از روز قبل بنویسیم و بخشی از روزمان را به خواندن آثار خوب اختصاص بدهیم.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
حقیقت را بگو، هر چند در لباس مبدل، اما حرف بزن. با غم و اندوه مادام العمری که ناشی از عدم رضایت است کنار بیایید.
زادی اسمیت
@Writing_lovers
زادی اسمیت
@Writing_lovers
از دیشب شروع به نوشتن رمانم کردم. از همین الان میتوانم مشکلات وحشتناک سبک را در کارم پیش بینی کنم.سبک چیز پیش پا افتاده و سادهای نیست.
(فلوبر، کرواسه، سپتامبر.۱۸۵۱)
بسیار نگران و عمیقا مأیوسم. بوواری ملعون من، دارد عذابم میدهد و دیوانهام میکند. یکشنبه قبل، بویه نمایشنامه نویس از یکی از شخصیتها و نیز نکات عمدهٔ رمانم ایراد گرفت. اما کاری نمیتوانم بکنم البته او یک چیزهایی را راست میگوید اما حس میکنم عکس حرفهای اوهم صحیح است. آه خسته و مأیوسم. میخواهم تا آنجا که میتوانم کارم را سریعتر ادامه بدهم تا تصویر کلی از رمان دستم بیاید.
(فلوبر، کرواسه، ۱۲ ژانویه ۱۸۵۲)
@Writing_lovers
(فلوبر، کرواسه، سپتامبر.۱۸۵۱)
بسیار نگران و عمیقا مأیوسم. بوواری ملعون من، دارد عذابم میدهد و دیوانهام میکند. یکشنبه قبل، بویه نمایشنامه نویس از یکی از شخصیتها و نیز نکات عمدهٔ رمانم ایراد گرفت. اما کاری نمیتوانم بکنم البته او یک چیزهایی را راست میگوید اما حس میکنم عکس حرفهای اوهم صحیح است. آه خسته و مأیوسم. میخواهم تا آنجا که میتوانم کارم را سریعتر ادامه بدهم تا تصویر کلی از رمان دستم بیاید.
(فلوبر، کرواسه، ۱۲ ژانویه ۱۸۵۲)
@Writing_lovers
ده فرمان نوشتن جاناتان فرنزن
۱) سوم شخص بنویسید، مگر اینکه صدای اول شخص واقعاً منحصر به فرد باشد که نتوان دربرابرش مقاومت کرد.
۲) کسی که در محل کارش به اینترنت دسترسی دارد، بعید است کتاب خوبی بنویسد.
۳) داستانی که از سفر و ماجراجویی شخصی نویسنده به ناشناختهها نگوید، فقط و فقط برای پول نوشته شده است.
۴) هرگز از کلمه «بعد» به عنوان حرف ربط استفاده نکن. برای این منظور «و» را داریم. جایگزینی «بعد» یک نوع تنبلی و راهحل بیفایدهٔ نویسندگان بیاعتنا به الفاظ است برای خلاص شدن از شر «و»های متعدد توی یک صفحه.
۵) در زمانهای که اطلاعات در سطح جهانی رایگان و در دسترس همه هست، تحقیقات گسترده برای یک رمان ارزشی ندارد.
۶) نابترین اتوبیوگرافی (خودزندگینامهنویسی) مستلزم نوآفرینی ناب است. هیچکس تا به حال داستانی ننوشته که از «مسخ» اتوبیوگرافیتر باشد.
۷) آن زمان که آرام گرفتهاید، بیشتر مییابید تا زمانیکه در تعقیب چیزی هستید.
۸) خوانندهی شما یک دوست است، نه یک حریف یا یک تماشاچی.
۹) فعلهای به نظر جذاب بهندرت جالبند.
۱۰) برای بیرحم بودن هم ، اول باید عشق بورزی.
@Writing_lovers
۱) سوم شخص بنویسید، مگر اینکه صدای اول شخص واقعاً منحصر به فرد باشد که نتوان دربرابرش مقاومت کرد.
۲) کسی که در محل کارش به اینترنت دسترسی دارد، بعید است کتاب خوبی بنویسد.
۳) داستانی که از سفر و ماجراجویی شخصی نویسنده به ناشناختهها نگوید، فقط و فقط برای پول نوشته شده است.
۴) هرگز از کلمه «بعد» به عنوان حرف ربط استفاده نکن. برای این منظور «و» را داریم. جایگزینی «بعد» یک نوع تنبلی و راهحل بیفایدهٔ نویسندگان بیاعتنا به الفاظ است برای خلاص شدن از شر «و»های متعدد توی یک صفحه.
۵) در زمانهای که اطلاعات در سطح جهانی رایگان و در دسترس همه هست، تحقیقات گسترده برای یک رمان ارزشی ندارد.
۶) نابترین اتوبیوگرافی (خودزندگینامهنویسی) مستلزم نوآفرینی ناب است. هیچکس تا به حال داستانی ننوشته که از «مسخ» اتوبیوگرافیتر باشد.
۷) آن زمان که آرام گرفتهاید، بیشتر مییابید تا زمانیکه در تعقیب چیزی هستید.
۸) خوانندهی شما یک دوست است، نه یک حریف یا یک تماشاچی.
۹) فعلهای به نظر جذاب بهندرت جالبند.
۱۰) برای بیرحم بودن هم ، اول باید عشق بورزی.
@Writing_lovers
زمانی که شخصیتهایتان در حال توصیف یا فلسفه پردازی هستند، اتفاقی بیفتد. این به حفظ تنش چشمگیر کمک می کند.
مایکل جان مورکاک
@Writing_lovers
مایکل جان مورکاک
@Writing_lovers
ابر بارانش گرفتهست
شمیم بهار/صدای یونس تراکمه
@litera9
شنیدنِ بیسانسورِ داستانِ
«ابر بارانش گرفتهست» آقای شمیم بهار،
(انتشار در «اندیشه و هنر» سال ۱۳۴۴) با صدا و لحنِ درخور و درستِ یونس تراکمه
از پادکستهای سایت «سرخ و سیاه» مرحوم
شنیدنِ بیسانسورِ داستانِ
«ابر بارانش گرفتهست» آقای شمیم بهار،
(انتشار در «اندیشه و هنر» سال ۱۳۴۴) با صدا و لحنِ درخور و درستِ یونس تراکمه
از پادکستهای سایت «سرخ و سیاه» مرحوم
وقتی مینویسم سعی میکنم زبان نوشتاری را به زبان گفتاری نزدیک کنم. فکر و خیالم این است که زبان را ساده کنم. به علاوه، زمانی که داستان کوتاه مینویسیم، کلمات باید به زمینه و به روند داستان مربوط باشند. به دنبال این هستم که کلمات به صورت ساده و درست آورده شوند. ساده نوشتن بسیار سخت است. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمیپسندم، این است که شخصیتها به مانند زندگی روزمره حرف نمی زنند. دیالوگ بسیار مهم است، به ویژه در زبان فارسی که میتواند خیلی زود سنگین شود.
زویا پیرزاد
@Writing_lovers
زویا پیرزاد
@Writing_lovers
بسیار پیش میآید که رمان در نیمه راه جذابیتش را برایمان از دست میدهد یا آن قدر سخت میشود که فکر میکنیم در نهایت چیز خوبی از آب درنخواهد آمد. یا مشکلات فکری دیگری از این قبیل. به گمان من باید از ابتدا این مسئله را بدانیم که نوشتن رمان صبر زیادی میخواهد و حوصله و پشت کاری که بعد از حتی چند ماه هم خسته نشویم و آن را هر طور شده تمام کنیم. یعنی بهتر است از همان ابتدا بدانیم که خیلی ها با این مشکل مواجه میشوند که در نیمه راه احساس کنند دیگر نمیتوانند تمامش کنند. وقتی دانستیم این مشکل عمومی است و اغلب نویسندگان در اولین کارهایشان همین احساس را پیدا کردهاند شاید ادامه کار برایمان راحت تر باشد. دیگر اینکه حتی با فرض اینکه مطمئنیم کارمان در نهایت رمان خوبی نخواهد شد باز بهتر است آن را تمام کنیم. هم به این دلیل که بعد فرصت بازنویسی و بهتر کردنش را خواهیم داشت هم اگر تمامش نکنیم ممکن است اعتماد بنفس نصفه نیمهای هم که داریم از دست بدهیم و نوشتن کارهای دیگرمان هم مشکلتر از سابق شود و چه بسا تا مدتها نتوانیم هیچ چیزی بنویسیم به خصوص رمان. پس هر طور شده رمان تان را تمام کنید.
حسین سناپور
📚یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
حسین سناپور
📚یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
نقل قولهایی از هارپر لی نویسندهٔ رمان « کشتن مرغ مقلد»
کتابی که هارپر لی خلق کرد به خودی خود یک کتاب درسی عالی برای نویسندگان است. در اینجا بخشی از جملات او را دربارهٔ نوشتن میخوانید:
«نوشتن فرآیندی از نظم و انضباط شخصی است. قبل از اینکه بتوانید خود را نویسنده بنامید باید آن را یاد بگیرید. افرادی هستند که می نویسند، اما من فکر میکنم آنها با کسانی که مجبور به نوشتن هستند بسیار متفاوتند.»
هارپر لی کشتن مرغ مقلد را به عنوان مجموعهای از داستانهای کوتاه شروع کرد که سرانجام به صورت یک رمان جمع آوری شد. «لی» شغل هواپیمایی خود را رها کرد و دو سال و نیم را به بازنویسی رمان خود اختصاص داد. او کتابش را در یک آپارتمان کوچک و سرد نوشت و یک در چوبی، میز کار او بود.
او به نویسندگان جوان توصیه میکند:
«به بهترینها امیدوار باشید، اما هیچ انتظاری نداشته باشید. آن وقت ناامید نخواهی شد.»
«نویسندگان واقعی برای شهرت یا پول نمینویسند، آنها میدانند که این فرآیند خود پاداش خودش است.»
چنانکه خانم مادی در کشتن مرغ مقلد میگوید:
«افراد با عقل سلیم هرگز به استعدادهای خود افتخار نخواهند کرد.»
@Writing_lovers
کتابی که هارپر لی خلق کرد به خودی خود یک کتاب درسی عالی برای نویسندگان است. در اینجا بخشی از جملات او را دربارهٔ نوشتن میخوانید:
«نوشتن فرآیندی از نظم و انضباط شخصی است. قبل از اینکه بتوانید خود را نویسنده بنامید باید آن را یاد بگیرید. افرادی هستند که می نویسند، اما من فکر میکنم آنها با کسانی که مجبور به نوشتن هستند بسیار متفاوتند.»
هارپر لی کشتن مرغ مقلد را به عنوان مجموعهای از داستانهای کوتاه شروع کرد که سرانجام به صورت یک رمان جمع آوری شد. «لی» شغل هواپیمایی خود را رها کرد و دو سال و نیم را به بازنویسی رمان خود اختصاص داد. او کتابش را در یک آپارتمان کوچک و سرد نوشت و یک در چوبی، میز کار او بود.
او به نویسندگان جوان توصیه میکند:
«به بهترینها امیدوار باشید، اما هیچ انتظاری نداشته باشید. آن وقت ناامید نخواهی شد.»
«نویسندگان واقعی برای شهرت یا پول نمینویسند، آنها میدانند که این فرآیند خود پاداش خودش است.»
چنانکه خانم مادی در کشتن مرغ مقلد میگوید:
«افراد با عقل سلیم هرگز به استعدادهای خود افتخار نخواهند کرد.»
@Writing_lovers
با رمان نیمه کاره چه کار کنیم؟
گاهی با رمان نیمه کاره هیچ کاری نمیشود کرد. باید اینطور چیزها را بدست زمان سپرد، تا مگر بعد از مدتی جنبههای تازهای در آن برایمان پیدا یا روشن شود. آن وقت حتما دوباره ما را به خود جلب خواهد کرد. در این صورت ممکن است با تغییراتی اندک یا بدون تغییر، دوباره بتوانیم بنویسم شان.
البته در درجه اول فکر میکنم وقتی نتوانستیم رمان را ادامه بدهیم، شاید بهتر باشد کار دیگری را شروع نکنیم وذهن مان را پرت یا معطوف کار دیگری نکنیم. شاید در این صورت ذهن مان در مدتی کوتاه بتواند برای مشکلات فنی و ماجرای داستان راهی پیدا کند. یا اگر رمان خسته و دلزدهمان کرده، همین مدت دوری بتواند دوباره ما را به آن علاقمند کند و بعد از مدتی کوتاه بتوانیم دوباره به آن برگردیم.
شاید یکی از دلایل نیمه کاره ماندن رمانمان این است که زودتر از هنگام لازم شروعش کردهایم. یعنی پیش از آنکه خوب توی ذهن مان وتوی یادداشت هامان پخته شود. پس بهتر است موقعی رمان را شروع کنیم که خوب درباره اش فکر کرده باشیم و یادداشت برداشته باشیم و مهمترین نکات را درباره اش دانسته باشیم. بهترین شکل عرضه بیرونیاش همان خلاصه نویسی و پرونده سازی برای شخصیتها است. خلاصه بهتر است وقتی شروعش کنیم که نوشتن دیوانهمان کند و یعنی دیگر ناگزیر باشیم به نوشتنش.
حسین سناپور
📚یک شیوه برای رمان نویسی
@Writing_lovers
گاهی با رمان نیمه کاره هیچ کاری نمیشود کرد. باید اینطور چیزها را بدست زمان سپرد، تا مگر بعد از مدتی جنبههای تازهای در آن برایمان پیدا یا روشن شود. آن وقت حتما دوباره ما را به خود جلب خواهد کرد. در این صورت ممکن است با تغییراتی اندک یا بدون تغییر، دوباره بتوانیم بنویسم شان.
البته در درجه اول فکر میکنم وقتی نتوانستیم رمان را ادامه بدهیم، شاید بهتر باشد کار دیگری را شروع نکنیم وذهن مان را پرت یا معطوف کار دیگری نکنیم. شاید در این صورت ذهن مان در مدتی کوتاه بتواند برای مشکلات فنی و ماجرای داستان راهی پیدا کند. یا اگر رمان خسته و دلزدهمان کرده، همین مدت دوری بتواند دوباره ما را به آن علاقمند کند و بعد از مدتی کوتاه بتوانیم دوباره به آن برگردیم.
شاید یکی از دلایل نیمه کاره ماندن رمانمان این است که زودتر از هنگام لازم شروعش کردهایم. یعنی پیش از آنکه خوب توی ذهن مان وتوی یادداشت هامان پخته شود. پس بهتر است موقعی رمان را شروع کنیم که خوب درباره اش فکر کرده باشیم و یادداشت برداشته باشیم و مهمترین نکات را درباره اش دانسته باشیم. بهترین شکل عرضه بیرونیاش همان خلاصه نویسی و پرونده سازی برای شخصیتها است. خلاصه بهتر است وقتی شروعش کنیم که نوشتن دیوانهمان کند و یعنی دیگر ناگزیر باشیم به نوشتنش.
حسین سناپور
📚یک شیوه برای رمان نویسی
@Writing_lovers
برای نوشتن یک داستان خوب، مقاله معروف «فرمول جهانی لستر دنت برای ساختن داستان» را بخوانید. میتوانید آن را در اینترنت بیابید. این مقاله برای نشان دادن نحوه نوشتن داستانهای کوتاه در ژانر جنایی نوشته شده است، اما همین فرمول را میتوان با موفقیت برای اکثر داستانها با هر طول و ژانری تطبیق داد و داستانی موفق نوشت.
مایکل مورکاک
@Writing_lovers
مایکل مورکاک
@Writing_lovers