خیلی سخت است که آدم در مورد چیزی که به خودش مربوط نیست بنویسد. همیشه آدم دربارهی مشکلاتش مینویسد و خب شما بهتر میدانید، ادبیات در این مورد خیلی به آدم کمک میکند. من اینطور فکر میکنم.
چون مثلا من هم مثل خیلی از آدم های دنیا ناراحت میشوم و به جای اینکه بنشینم و به بدبختیام فکر کنم، میروم سراغ ادبیات و از موقعیت احساسی ماجرا استفاده میکنم.
مثلا « فانس باحافظه» این داستان را وقتی نوشتم که مرض بیخوابی داشتم. اغلب بیخوابی به سرم میزد و کابوس میدیدم. هر شب هروقت که میرفتم که بخوابم ترس داشتم که خوابم نبرد. دست خودم نبود اتاق، خانه، حیاط و هر چه که بود میآمد توی ذهنم. آزارم میداد و زشت و بد ترکیب میدیدمشان.
اگر قرار بود همه تصاویری که در دنیا دیده بودم، چهرهی همهی آدمها و شکل همهی مکانهایی که میشناختم، همیشه در ذهنم بیاید، دنیا خیلی وحشتناک میشد. برای همین این داستان را نوشتم، داستان مردی که حافظه بیکران و پیوسته دارد. بعد مدت کوتاهی بیخوابیها تمام شد. تمام شد چون من سمبل همهی بیخوابیهایم را در این پسر بیچاره فانس پیدا کردم.
کتاب: گفتگو با بورخس
فرناندو سورنتینو
به نظرم کاملترین مصاحبه با بورخس است.
*دوستان خوبم منتظر نمانید تا به شما گفته بشه داستان «فانس پر حافظه » بورخس رو بخونید. کنجکاو باشید و مطلب را بقاپید.
@Writing_lovers🖌
چون مثلا من هم مثل خیلی از آدم های دنیا ناراحت میشوم و به جای اینکه بنشینم و به بدبختیام فکر کنم، میروم سراغ ادبیات و از موقعیت احساسی ماجرا استفاده میکنم.
مثلا « فانس باحافظه» این داستان را وقتی نوشتم که مرض بیخوابی داشتم. اغلب بیخوابی به سرم میزد و کابوس میدیدم. هر شب هروقت که میرفتم که بخوابم ترس داشتم که خوابم نبرد. دست خودم نبود اتاق، خانه، حیاط و هر چه که بود میآمد توی ذهنم. آزارم میداد و زشت و بد ترکیب میدیدمشان.
اگر قرار بود همه تصاویری که در دنیا دیده بودم، چهرهی همهی آدمها و شکل همهی مکانهایی که میشناختم، همیشه در ذهنم بیاید، دنیا خیلی وحشتناک میشد. برای همین این داستان را نوشتم، داستان مردی که حافظه بیکران و پیوسته دارد. بعد مدت کوتاهی بیخوابیها تمام شد. تمام شد چون من سمبل همهی بیخوابیهایم را در این پسر بیچاره فانس پیدا کردم.
کتاب: گفتگو با بورخس
فرناندو سورنتینو
به نظرم کاملترین مصاحبه با بورخس است.
*دوستان خوبم منتظر نمانید تا به شما گفته بشه داستان «فانس پر حافظه » بورخس رو بخونید. کنجکاو باشید و مطلب را بقاپید.
@Writing_lovers🖌
هر نویسندهای که میشناسید، واقعا پیش نویسهای وحشتناکی مینویسد اما از روی صندلیش تکان نمیخورد. شاید فرق شما و آنها همین باشد. آنها با قرار قبلی که با خودشان میگذارند، کار نوشتن را انجام میدهند. ساعت به ساعت و ذره ذره.
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، یادتان باشدکه تک تک اتفاقاتی که برایتان افتاده ، مال خودتان است.
آن لاموت
@Writing_lovers🖌
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، یادتان باشدکه تک تک اتفاقاتی که برایتان افتاده ، مال خودتان است.
آن لاموت
@Writing_lovers🖌
هیچ کشتی بادبان بر افراشته ای چون کتاب ما را از سرزمین هایمان بیرون نخواهد برد،
هیچ اسب رهواری چون برگی شعر
برایمان مرکبی چموش نخواهد شد،
این مسیری است که درمانده ترین ها را از رنج و تعب خواهد رهانید؛ ارابه ی کارزار است کتابی، که روح انسان را دوام می آورد.
امیلی دیکنسون
@Writing_lovers🖌
هیچ اسب رهواری چون برگی شعر
برایمان مرکبی چموش نخواهد شد،
این مسیری است که درمانده ترین ها را از رنج و تعب خواهد رهانید؛ ارابه ی کارزار است کتابی، که روح انسان را دوام می آورد.
امیلی دیکنسون
@Writing_lovers🖌
چرا کم مینویسی؟ چرا منتشر نمیکنی. چرا به دست اهل نمیسپاری؟ نوشتن و به غبار محفظهها سپردن، کفران نعمت است. حرام کردن نیرویی است که از آن تو نیست. چیزی نیست که در سینه مدفون شود و با تن به خاک رود. باید پراکنده شود و همیشه بماند.
سیمین بهبهانی
@Writing_lovers🖌
سیمین بهبهانی
@Writing_lovers🖌
👍1
«خداوند در جزییات است.»
این سخن فلوبر، خالق مادام بوواری است.
✍ معصومه حامی دوست
اغلب وقتی از دانشجویانم میخواهم تا موضوعی را با جزییاتش بنویسند، به بیان جزییترین موضوعاتی میپردازند که حول وحوش ایدهی نوشتنشان وجود دارد. به طوری که نوشتارشان شکل یک حاشیه روی پر طول و تفصیل به خود میگیرد.
برای بیان جزییات یکموضوع لازم نیست حاشیه بروید و پراکنده گویی کنید. پس منظورم از پرداختن به جزییات چیست؟
روی یک ایده اصلی تمرکز کنید. هیچوقت از چند ایده همزمان در نوشتههایتان حرف نزنید و در توصیف آن دریچه دوربین تان را زیاد باز نکنید.
برای این کار زمینه حرفهایتان را محدود کنید. بعد آن را به اجزای محدودتری تقسیم کنید.
به طور مثال اگر میخواهید دربارهی دیدارتان از یک درخت منحصربه فرد در طبیعت بنویسید. از تاثیری که کوهها در شما دارد یا راههای حفظ محیط زیست ننویسید. فقط بنویسید چطور شد که آن را دیدید؟ چه احساسی هنگام ایستادن در مقابل آن داشتید؟ و هر اطلاعاتی را که میخواهید دربارهی آن بدهید حین روایت اینکه چطور شد آن درخت خاص نظرتان را جلب کرد، بیاورید.
وقتی به بیان یک ایده همراه با تمرکز بر جزییات آن میپردازید، خواننده را وا میدارید تا پابه پایتان ماجرا را دنبال کند.
شما قابی به او میدهید و باعث میشوید تا فکرش منسجم شود و حسی تازه را تجربه کند. همچنین خود را از شر حواشی نامربوطی که توجه مخاطبانتان را از ایده اصلی منحرف می کند، رها میکنید.
در این باره سخن مونتنی فیلسوف را راهنمای خود قرار دهید:« هر چیزی صد قسمت دارد و من فقط یکی از آن ها را بیان میکنم.»
@Writing_lovers🖌
این سخن فلوبر، خالق مادام بوواری است.
✍ معصومه حامی دوست
اغلب وقتی از دانشجویانم میخواهم تا موضوعی را با جزییاتش بنویسند، به بیان جزییترین موضوعاتی میپردازند که حول وحوش ایدهی نوشتنشان وجود دارد. به طوری که نوشتارشان شکل یک حاشیه روی پر طول و تفصیل به خود میگیرد.
برای بیان جزییات یکموضوع لازم نیست حاشیه بروید و پراکنده گویی کنید. پس منظورم از پرداختن به جزییات چیست؟
روی یک ایده اصلی تمرکز کنید. هیچوقت از چند ایده همزمان در نوشتههایتان حرف نزنید و در توصیف آن دریچه دوربین تان را زیاد باز نکنید.
برای این کار زمینه حرفهایتان را محدود کنید. بعد آن را به اجزای محدودتری تقسیم کنید.
به طور مثال اگر میخواهید دربارهی دیدارتان از یک درخت منحصربه فرد در طبیعت بنویسید. از تاثیری که کوهها در شما دارد یا راههای حفظ محیط زیست ننویسید. فقط بنویسید چطور شد که آن را دیدید؟ چه احساسی هنگام ایستادن در مقابل آن داشتید؟ و هر اطلاعاتی را که میخواهید دربارهی آن بدهید حین روایت اینکه چطور شد آن درخت خاص نظرتان را جلب کرد، بیاورید.
وقتی به بیان یک ایده همراه با تمرکز بر جزییات آن میپردازید، خواننده را وا میدارید تا پابه پایتان ماجرا را دنبال کند.
شما قابی به او میدهید و باعث میشوید تا فکرش منسجم شود و حسی تازه را تجربه کند. همچنین خود را از شر حواشی نامربوطی که توجه مخاطبانتان را از ایده اصلی منحرف می کند، رها میکنید.
در این باره سخن مونتنی فیلسوف را راهنمای خود قرار دهید:« هر چیزی صد قسمت دارد و من فقط یکی از آن ها را بیان میکنم.»
@Writing_lovers🖌
برای نوشتن مجموعهای از آن داستانهای کوتاه درخشان، همهی عمر به عرق ریزی روح محکوم هستی.
هنری جیمز
@Writing_lovers🖌
هنری جیمز
@Writing_lovers🖌
👍1
جدی نمینویسم
✍ معصومه حامی دوست
اصلیترین قاعدهای که برای نوشتن باید در نظر گرفت این است که نوشتن را جدی نگیریم. ممکن است با خودتان بگویید این دیگر چه جور توصیهای است؟
ابدا منظورم این نیست که در نوشتن جدیت به خرج ندهید یا کم کاری کنید بلکه کاملا برعکس اگر بخواهید به عنوان یک نویسنده در کارتان پیشرفت کنید، باید با جدیت و نظم به برنامه نوشتنتان متعهد باشید و هر روز وقتی را برای آن در نظر بگیرید.
پس غرض از جدی نگرفتن چیست؟ جدی نگرفتن به این معناست که برای نوشتن یا پیدا کردن موضوع سختگیری به خرج ندهید و هر روز حتی مطالب بی اهمیت و پیش پاافتادهای را که به ذهنتان میرسد، بنویسید.
اگر بتوانید خودتان را طوری عادت دهید تا تحت هر شرایطی بنویسید و نوشتن را به برنامه اصلی و همیشگیتان تبدیل کنید و آنقدرها جدی برگزارش نکنید، به مرور خواهید توانست با ظهور ایدهها در حین نوشتن، به نوشتههای ارزشمندی دست یابید که اگر سالها هم منتظرش بمانید، محال است به ذهنتان خطور کند.
پس دل به دریا بزنید و به خودتان اجازه بدهید تا در ابتدای راه از چیزهای کوچک و معمولی حرف بزنید. مطمئن باشید نوبت به موضوعات بزرگ و ارزشمند هم میرسد.
شما با به کار گرفتن این روش، نه تنها چیزی را از دست نمیدهید بلکه در مسیر اصلی نوشتن قرار میگیرید. پس این توصیهی راهگشا را در نوشتن به یاد داشته باشید: « معمولی نوشتن، بهتر از هرگز ننوشتن است.»
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
اصلیترین قاعدهای که برای نوشتن باید در نظر گرفت این است که نوشتن را جدی نگیریم. ممکن است با خودتان بگویید این دیگر چه جور توصیهای است؟
ابدا منظورم این نیست که در نوشتن جدیت به خرج ندهید یا کم کاری کنید بلکه کاملا برعکس اگر بخواهید به عنوان یک نویسنده در کارتان پیشرفت کنید، باید با جدیت و نظم به برنامه نوشتنتان متعهد باشید و هر روز وقتی را برای آن در نظر بگیرید.
پس غرض از جدی نگرفتن چیست؟ جدی نگرفتن به این معناست که برای نوشتن یا پیدا کردن موضوع سختگیری به خرج ندهید و هر روز حتی مطالب بی اهمیت و پیش پاافتادهای را که به ذهنتان میرسد، بنویسید.
اگر بتوانید خودتان را طوری عادت دهید تا تحت هر شرایطی بنویسید و نوشتن را به برنامه اصلی و همیشگیتان تبدیل کنید و آنقدرها جدی برگزارش نکنید، به مرور خواهید توانست با ظهور ایدهها در حین نوشتن، به نوشتههای ارزشمندی دست یابید که اگر سالها هم منتظرش بمانید، محال است به ذهنتان خطور کند.
پس دل به دریا بزنید و به خودتان اجازه بدهید تا در ابتدای راه از چیزهای کوچک و معمولی حرف بزنید. مطمئن باشید نوبت به موضوعات بزرگ و ارزشمند هم میرسد.
شما با به کار گرفتن این روش، نه تنها چیزی را از دست نمیدهید بلکه در مسیر اصلی نوشتن قرار میگیرید. پس این توصیهی راهگشا را در نوشتن به یاد داشته باشید: « معمولی نوشتن، بهتر از هرگز ننوشتن است.»
@Writing_lovers🖌
مطالعه هر چیزی را عوض می کند، هر چیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگی ابلهانه می کشاند.
کارلوس فوئنتس
@Writing_lovers🖌
کارلوس فوئنتس
@Writing_lovers🖌
👍1
مطالعه کتابهای خوب آدمهای بهتری از ما میسازد. ما باید فرزندانمان را قانع کنیم که خواندن مسلما لذتی خارقالعاده است اما در عین حال بهترین راه برای بهتر شدن.
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers🖌
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers🖌
👍1
هر چه بیشتر بنویسید، بهتر است. در میان صدها هزار تن زغال سنگ، گاهی یک قطعه الماس پیدا میشود. در میان همین نوشته ها گاهی به کشف تازه برمیخوریم و تازه متوجه میشویم برای ادامه کار به مطالعه نیاز داریم.
سیمین بهبهانی
@Writing_lovers🖌
سیمین بهبهانی
@Writing_lovers🖌
چرا نوشتن تا این اندازه مهم است؟
✍ معصومه حامی دوست
تقریبا همه کسانی که در کار آموزش نوشتن هستند بر این نکته تأکید دارند که هیچ روش یکسان و مشخصی برای نوشتن وجود ندارد، اما اصول زیادی وجود دارد که میتواند برای هر کس متفاوت باشد و کسی که مینویسد باید تلاش کند تا راه و روش ویژهی خود را پیدا کند.
در واقع آنچه نوشتن را برای ما لذتبخش میکند، تلاش مان برای پیدا کردن روش مناسب، همچنین زمان و مکان مخصوص به خودمان است. در این تلاش ذهن یاد میگیرد تا قواعد مخصوص به خودش را، در لحظه کشف کند.
این موضوع ما را به لحظهی حال پیوند میدهد و با چیزهایی آشنا میشویم که ذهنمان، در همانلحظه کشف کرده است.
بنابراین نوشتن از این جهت اهمیت دارد که ما را در لحظهی اکنون قرار میدهد. تلاشمان برای پیدا کردن راه و روش خاص خودمان، با تازگی بینظیری که نصیبمان میکند باعث میشود تا بیشتر از پیش، در حال زندگی کنیم و دقیقا همین موضوع است که ما را عاشق نوشتن میکند.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
تقریبا همه کسانی که در کار آموزش نوشتن هستند بر این نکته تأکید دارند که هیچ روش یکسان و مشخصی برای نوشتن وجود ندارد، اما اصول زیادی وجود دارد که میتواند برای هر کس متفاوت باشد و کسی که مینویسد باید تلاش کند تا راه و روش ویژهی خود را پیدا کند.
در واقع آنچه نوشتن را برای ما لذتبخش میکند، تلاش مان برای پیدا کردن روش مناسب، همچنین زمان و مکان مخصوص به خودمان است. در این تلاش ذهن یاد میگیرد تا قواعد مخصوص به خودش را، در لحظه کشف کند.
این موضوع ما را به لحظهی حال پیوند میدهد و با چیزهایی آشنا میشویم که ذهنمان، در همانلحظه کشف کرده است.
بنابراین نوشتن از این جهت اهمیت دارد که ما را در لحظهی اکنون قرار میدهد. تلاشمان برای پیدا کردن راه و روش خاص خودمان، با تازگی بینظیری که نصیبمان میکند باعث میشود تا بیشتر از پیش، در حال زندگی کنیم و دقیقا همین موضوع است که ما را عاشق نوشتن میکند.
@Writing_lovers🖌
اشتیاق همان منبعی است که پشتکار و سرسختی لازم را به همراه میآورد. این همان چیزی است که باعث میشود برخی سعی کنند تا به معنی واقعی کلمه، نویسندهی بهتری باشند.
مدیسن اسمارت بل
@Writing_lovers🖌
مدیسن اسمارت بل
@Writing_lovers🖌
دائم بنویس. منتظر الهام نباش. خود نوشتن الهام بخش است. اگر موفق شدی، دائم بنویس. اگر ناکام هم ماندی دائم بنویس. اگر سرشوقی بنویس و اگر کسلی هم، باز بنویس.
مایکل کرایتن
@Writing_lovers🖌
مایکل کرایتن
@Writing_lovers🖌
همین چندی پیش برای بهتر نوشتن رمانم، مجددا بسیاری از کتابهای کودکان را خواندم و امشب پس از مرور آن همه، از کتابچههای اشعار مصور گرفته تا قصههای مربوط به کشتی شکستگی در دریا و دزدهای دریایی، کمی گیج و منگم.
از نامههای فلوبر
ترجمه محسن سلیمانی
@Writing_lovers🖌
از نامههای فلوبر
ترجمه محسن سلیمانی
@Writing_lovers🖌
«ریتا»ی عزیز از همراهان خوب کانال نویسندگی، مطلب زیر رو دربارهی تجربیاتشون از دنیای کتاب ها، برامون فرستادند.
"جمله های کوچک برای انسان های بزرگ"
نوشته: ریتا محمدی
*⃣ خواندن کتاب به تو آزادی، رهایی از وابستگی، تغییر سبک زندگی را می آموزد، زیرا نویسنده ایی که کتاب می نویسد خود نیز قبل از این ناآگاه بوده و حالا تو را در مسیر درست زندگی قرار می دهد.
*⃣ کتاب مانند کندوی عسل است، هزار تویی که هر قدر به درون آن پیش می روی، هرگز نمی توانی به انتهای آن دسترسی پیدا کنی، چون میلیون ها زنبور از ملکه محافظت می کنند.
*⃣ کتاب چراغی است که حتی در روشنایی هم به آن محتاج هستی.
*⃣ کتاب مادر همه ی ما انسان هاست، زیرا در هر لحظه مراقبت می کند تا قدم به سوی نیکی و سعادتمندی بگذاریم.
*⃣ کتاب تنها آموزگاری است که هرگز تنبیه نمی کند، حتی اگر سال ها تکالیفت را انجام ندهی، باز تو را به سوی خودش می کشاند تا از تاریکی و جهل رهایی یابی!
*⃣ نویسنده ایی که می نویسد، نه پولی دریافت می کند و نه به دنبال تشویق دیگران است. می نویسد چون با انتخاب کلماتش، معشوقه ای را خلق می کند که هر چه به درون آن می روی به اسرار پنهان جهان بیشتر و بیشتر پی می بری.
*⃣ کتاب تنها رفیقی است که بی مزد و منت هر آنچه بخواهی در اختیارت قرار می دهد.
*⃣ وقتی کتاب نویسنده ایی را می خوانیم، به اعماق وجود او رسوخ می کنیم. با لذت بردن از آن در واقع از گوشت و خون او که در تک تک کلمات حضور دارد تغذیه می کنیم و به جهانی تازه دست پیدا می کنیم. پس لطفا، با کتاب بیگانه نباشید!
*⃣ من هیچ کس نیستم. این را کتاب های خوب به من آموختند!
*⃣ کتاب تنها دوستی است که بدون هیچ مزد و منتی از بَدو تولد تا زمان مرگ با تو می ماند.
نوشته: ریتا محمدی
*⃣ خواندن کتاب به تو آزادی، رهایی از وابستگی، تغییر سبک زندگی را می آموزد، زیرا نویسنده ایی که کتاب می نویسد خود نیز قبل از این ناآگاه بوده و حالا تو را در مسیر درست زندگی قرار می دهد.
*⃣ کتاب مانند کندوی عسل است، هزار تویی که هر قدر به درون آن پیش می روی، هرگز نمی توانی به انتهای آن دسترسی پیدا کنی، چون میلیون ها زنبور از ملکه محافظت می کنند.
*⃣ کتاب چراغی است که حتی در روشنایی هم به آن محتاج هستی.
*⃣ کتاب مادر همه ی ما انسان هاست، زیرا در هر لحظه مراقبت می کند تا قدم به سوی نیکی و سعادتمندی بگذاریم.
*⃣ کتاب تنها آموزگاری است که هرگز تنبیه نمی کند، حتی اگر سال ها تکالیفت را انجام ندهی، باز تو را به سوی خودش می کشاند تا از تاریکی و جهل رهایی یابی!
*⃣ نویسنده ایی که می نویسد، نه پولی دریافت می کند و نه به دنبال تشویق دیگران است. می نویسد چون با انتخاب کلماتش، معشوقه ای را خلق می کند که هر چه به درون آن می روی به اسرار پنهان جهان بیشتر و بیشتر پی می بری.
*⃣ کتاب تنها رفیقی است که بی مزد و منت هر آنچه بخواهی در اختیارت قرار می دهد.
*⃣ وقتی کتاب نویسنده ایی را می خوانیم، به اعماق وجود او رسوخ می کنیم. با لذت بردن از آن در واقع از گوشت و خون او که در تک تک کلمات حضور دارد تغذیه می کنیم و به جهانی تازه دست پیدا می کنیم. پس لطفا، با کتاب بیگانه نباشید!
*⃣ من هیچ کس نیستم. این را کتاب های خوب به من آموختند!
*⃣ کتاب تنها دوستی است که بدون هیچ مزد و منتی از بَدو تولد تا زمان مرگ با تو می ماند.