نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چه کسی از آن هیجان غیر طبیعی که بعدا هنگام بازخوانی کتابهای مورد علاقه‌ی کودکی، به سراغ آدم می‌آید برخوردار نشده؟ من تازگی‌ها بعد از فاصله‌ی پنجاه ساله‌ای، کتاب «شیر شمال» هنتی را دوباره خواندم. عجب تجربه‌ای بود!

امروز هم می‌توانم هر کدام از کتاب‌های او را بردارم و ‌مثل دورانی که پسر بچه‌ای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارق‌العاده می‌دانم.

هنری میلر
کتاب: خواندن در توالت

@Writing_lovers🖌
یک تجربه لذتبخش

معصومه حامی دوست

در دفتر یادداشت‌‌های روزانه‌ام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشته‌ام. این صفحات مربوط به تلاش‌ من برای نوشتن با دست راستم است.

اولین بار که متوجه شدم بچه‌های مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده می‌کنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده می‌کردم.

نوشتن با دست راست، حس خوبی به من می‌دهد. وقتی با دست راست می‌نویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده می‌کنم، ناخودآگاه قواعد را کنار می‌گذارم و حس می‌کنم خلاق‌تر شده‌ام.

نوشتن با خط رسمی‌ام باعث می‌شود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما دیدن خطوط کج وکوله‌ی دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من می‌دهد و برای نوشتن سر ذوق می‌آیم.

از نظر علمی هم استفاده از هر دو دست، باعث فعال شدن هر دو نیمکره‌ی راست و چپ مغز می‌شود و کمک می‌کند تا از همه‌ی توان ذهنی‌مان بهره ببریم.

شما هم این تمرین را انجام‌دهید. ممکن است با اینکار دستخط تان پیشرفت چندانی نکند اما حسی از تازگی به شما می‌دهد و ترغیب‌تان می‌کند تا بیشتر بنویسید.

@Writing_lovers🖌
👍1
من مطمئن نیستم که واقعا وجود داشته باشم. من تمام نویسندگانی هستم که خوانده ام.

بورخس


@Writing_lovers🖌
نکته‌ی متناقض‌نما در آثاری که از دیگران می‌خوانیم این است که آن‌ها اغلب درباره‌ی زندگی خود ما بیش از آنکه خودمان به تنهایی کشف و تجربه کرده‌ایم، برای‌مان حرف می‌زنند.

واژگانی بر صفحه‌ای نوشته‌ی دیگران است که وادارمان می‌کند حسی روشن‌تر بیابیم از اینکه کی هستیم و دنیایی که در آنیم چگونه است.

آلن دوباتن
در باب نوشتن

کتاب: درباب مشاهده و ادراک

@Writing_lovers🖌
👍1
فقط وقتی می‌نویسم، فکر می‌کنم.

میشل دومونتنی


@Writing_lovers🖌
واژه انگلیسی نوشتن، برگرفته از لغت آلمانی Writan به معنای خاریدن است. به عبارت دیگر هر نوشته از یک تحریک ذهنی صورت می‌پذیرد. این فرایند به همراه تفکر و تخیل، معنای واقعی خود را پیدا می‌کند.

@Writing_lovers🖌
قدر مسلم کاری غریب است که زندگیت را صرف این کنی که بنشینی تنها در اتاقی، قلم به دست، ساعت تا ساعت، روز تا روز و سال تا سال با زحمت بسیار کاغذها را با واژ‌گانی سیاه کنی، برای خلق چیزهایی که جز در سر تو در جای دیگر وجود ندارند. اصلا چرا کسی در دنیا بخواهد دست به چنین کاری بزند؟ تنها پاسخم به این سؤال این است که چون مجبور است و راه دیگری ندارد.

پل آستر

@Writing_lovers🖌
بدون تخیل، استعدادهای دیگر، گویی اصلا وجود ندارند. هیچیک از استعدادهای دیگر بدون تخیل کاری از پیش نمی‌برد اما فقدان یکی از آنها می‌تواند با تخیل جبران شود.

شارل بودلر

@Writing_lovers🖌
خیلی سخت است که آدم در مورد چیزی که به خودش مربوط نیست بنویسد. همیشه آدم درباره‌ی مشکلاتش می‌نویسد و خب شما بهتر می‌دانید، ادبیات در این مورد خیلی به آدم کمک می‌کند. من اینطور فکر می‌کنم.
چون مثلا من هم مثل خیلی از آدم های دنیا ناراحت می‌شوم و به جای اینکه بنشینم و به بدبختی‌ام فکر کنم، می‌روم سراغ ادبیات و از موقعیت احساسی ماجرا استفاده می‌کنم.

مثلا « فانس باحافظه» این داستان را وقتی نوشتم که مرض بی‌خوابی داشتم. اغلب بی‌خوابی به سرم می‌زد و کابوس می‌دیدم. هر شب هروقت که می‌رفتم که بخوابم ترس داشتم که خوابم نبرد. دست خودم نبود اتاق، خانه، حیاط و هر چه که بود می‌آمد توی ذهنم. آزارم می‌داد و زشت و بد ترکیب میدیدم‌شان.

اگر قرار بود همه تصاویری که در دنیا دیده بودم، چهره‌ی همه‌ی آدم‌ها و شکل همه‌ی مکان‌هایی که می‌شناختم، همیشه در ذهنم بیاید، دنیا خیلی وحشتناک می‌شد. برای همین این داستان را نوشتم، داستان مردی که حافظه بیکران و پیوسته دارد. بعد مدت کوتاهی بی‌خوابی‌ها تمام شد. تمام شد چون من سمبل همه‌ی بی‌خوابی‌هایم را در این پسر بیچاره فانس پیدا کردم.

کتاب: گفتگو با بورخس
فرناندو سورنتینو

به نظرم کامل‌ترین مصاحبه با بورخس است.

*دوستان خوبم منتظر نمانید تا به شما گفته بشه داستان «فانس پر حافظه » بورخس رو بخونید. کنجکاو باشید و مطلب را بقاپید.

@Writing_lovers🖌
هر نویسنده‌ای که می‌شناسید، واقعا پیش نویس‌های وحشتناکی می‌نویسد اما از روی صندلیش تکان نمی‌خورد. شاید فرق شما و آنها همین باشد. آنها با قرار قبلی که با خودشان می‌گذارند، کار نوشتن را انجام می‌دهند. ساعت به ساعت و ذره ذره.
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، یادتان باشدکه تک تک اتفاقاتی که برایتان افتاده ، مال خودتان است.

آن لاموت

@Writing_lovers🖌
هیچ کشتی بادبان بر افراشته ای چون کتاب ما را از سرزمین هایمان بیرون نخواهد برد،
هیچ اسب رهواری چون برگی شعر
برایمان مرکبی چموش نخواهد شد،
این مسیری است که درمانده ترین ها را از رنج و تعب خواهد رهانید؛ ارابه ی کارزار است کتابی، که روح انسان را دوام می آورد.

امیلی دیکنسون

@Writing_lovers🖌
چرا کم می‌نویسی؟ چرا منتشر نمی‌کنی. چرا به دست اهل نمی‌سپاری؟ نوشتن و به غبار محفظه‌ها سپردن، کفران نعمت است. حرام کردن نیرویی است که از آن تو نیست. چیزی نیست که در سینه مدفون شود و با تن به خاک رود. باید پراکنده شود و همیشه بماند.

سیمین بهبهانی

@Writing_lovers🖌
👍1
«خداوند در جزییات است.»
این سخن فلوبر، خالق مادام بوواری است.

معصومه حامی دوست

اغلب وقتی از دانشجویانم می‌خواهم‌ تا موضوعی را با جزییاتش بنویسند، به بیان جزیی‌ترین موضوعاتی می‌پردازند که حول و‌حوش ایده‌ی نوشتن‌شان وجود دارد. به طوری که نوشتارشان شکل یک حاشیه روی پر طول و تفصیل به خود می‌گیرد.

برای بیان جزییات یک‌موضوع لازم نیست حاشیه بروید و پراکنده گویی کنید. پس منظورم از پرداختن به جزییات چیست؟

روی یک ایده اصلی تمرکز کنید. هیچوقت از چند ایده همزمان در نوشته‌هایتان حرف نزنید و در توصیف آن دریچه دوربین تان را زیاد باز نکنید.

برای این کار زمینه حرف‌هایتان را محدود کنید. بعد آن را به اجزای محدودتری تقسیم کنید.

به طور مثال اگر می‌خواهید درباره‌ی دیدارتان از یک درخت منحصربه فرد در طبیعت بنویسید. از تاثیری که کوهها در شما دارد یا راههای حفظ محیط زیست ننویسید. فقط بنویسید چطور شد که آن را دیدید؟ چه احساسی هنگام ایستادن در مقابل آن داشتید؟ و هر اطلاعاتی را که می‌خواهید درباره‌ی آن بدهید حین روایت اینکه چطور شد آن درخت خاص نظرتان را جلب کرد، بیاورید.

وقتی به بیان یک ایده همراه با تمرکز بر جزییات آن می‌پردازید، خواننده را وا می‌دارید تا پابه پایتان ماجرا را دنبال کند.

شما قابی به او می‌دهید و باعث می‌شوید تا فکرش منسجم شود و حسی تازه را تجربه کند. همچنین خود را از شر حواشی نامربوطی که توجه مخاطبانتان را از ایده اصلی منحرف می کند، رها می‌کنید.

در این باره سخن مونتنی فیلسوف را راهنمای خود قرار دهید:« هر چیزی صد قسمت دارد و من فقط یکی از آن ها را بیان می‌کنم.»


@Writing_lovers🖌
برای نوشتن مجموعه‌ای از آن داستان‌های کوتاه درخشان، همه‌ی عمر به عرق ریزی روح محکوم هستی.

هنری جیمز

@Writing_lovers🖌
هر چه بیشتر کتاب بخوانید، بیشتر از زندگی حقیقی برخوردار خواهید شد.

ولتر


@Writing_lovers🖌
👍1