هر اتفاقی که بیفتد، از خواندن آثار داستانی صرفنظر نخواهیم کرد، چون در آنها دنبال فرمولی برای معنا بخشی به زندگیمان میگردیم. در نتیجه، ما تا هرگاه که زندهایم، در جستجوی داستان نخستینی هستیم که به ما بگوید چرا به دنیا آمدهایم و زندگی میکنیم.
گاهی یک داستان کیهانی را جستجو میکنیم، داستان جهان را و گاه داستان شخصی خودمان را. گاهی امیدواریم داستان شخصی خودمان را با داستان جهان منبطق کنیم.
اومبرتو اکو
کتاب: شش گشت و گذار در جنگلهای روایت
@Writing_lovers🖌
گاهی یک داستان کیهانی را جستجو میکنیم، داستان جهان را و گاه داستان شخصی خودمان را. گاهی امیدواریم داستان شخصی خودمان را با داستان جهان منبطق کنیم.
اومبرتو اکو
کتاب: شش گشت و گذار در جنگلهای روایت
@Writing_lovers🖌
نقطه عطفی در نوشتن
✍معصومه حامی دوست
آیا شما هم با دیدن خط خطیهای نوشتهتان، کلافه میشوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟
این روزها که همهی ما به یک کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر میآید.
خط زدن مرحلهی مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ گذشته بوده. همهی آنان بدون استثنا اعتراف کردهاند که نسخهی اولیهی آثارشان پر از خط زدنهای مکرر بوده است.
ممکن است بعضی ها با دیدن خط خطی ها در دست نوشتههایشان، مأیوس شوند و گمان کنند به بنبست رسیده اند، اما حقیقت این است که این حالت نشانهی تلاش ذهن است برای ورود به بخش اصلی نوشتن و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانهی آغاز فعالیت ذهن او است.
مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر میشود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان میبرد.
شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطهی عطفی در نوشتنتان به حساب میآیند.
بنابراین هر گاه در نوشتن مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهنتان در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.
به این فرایند اعتماد کنید و به ذهن تان مجال دهید تا بهترین جمله بندی ها را در اختیار شما قرار دهد.
@Writing_lovers🖌
✍معصومه حامی دوست
آیا شما هم با دیدن خط خطیهای نوشتهتان، کلافه میشوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟
این روزها که همهی ما به یک کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر میآید.
خط زدن مرحلهی مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ گذشته بوده. همهی آنان بدون استثنا اعتراف کردهاند که نسخهی اولیهی آثارشان پر از خط زدنهای مکرر بوده است.
ممکن است بعضی ها با دیدن خط خطی ها در دست نوشتههایشان، مأیوس شوند و گمان کنند به بنبست رسیده اند، اما حقیقت این است که این حالت نشانهی تلاش ذهن است برای ورود به بخش اصلی نوشتن و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانهی آغاز فعالیت ذهن او است.
مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر میشود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان میبرد.
شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطهی عطفی در نوشتنتان به حساب میآیند.
بنابراین هر گاه در نوشتن مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهنتان در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.
به این فرایند اعتماد کنید و به ذهن تان مجال دهید تا بهترین جمله بندی ها را در اختیار شما قرار دهد.
@Writing_lovers🖌
❤1
نوشتن بهتر از نوشیدن است و اگر هر دو را همزمان انجام دهید، دیوار ها به رقص در میآیند.
چارلز بوکوفسکی
@Writing_lovers🖌
چارلز بوکوفسکی
@Writing_lovers🖌
در لحظات شورانگیز ولی پر رنج آفرینش
بخوان، در رؤیا نباش. غرق مطالعات دور و دراز شو، هیچکاری دائمش خوب نیست الا سرسختانه کار کردن.
فلوبر
@Writing_lovers🖌
بخوان، در رؤیا نباش. غرق مطالعات دور و دراز شو، هیچکاری دائمش خوب نیست الا سرسختانه کار کردن.
فلوبر
@Writing_lovers🖌
چه کسی از آن هیجان غیر طبیعی که بعدا هنگام بازخوانی کتابهای مورد علاقهی کودکی، به سراغ آدم میآید برخوردار نشده؟ من تازگیها بعد از فاصلهی پنجاه سالهای، کتاب «شیر شمال» هنتی را دوباره خواندم. عجب تجربهای بود!
امروز هم میتوانم هر کدام از کتابهای او را بردارم و مثل دورانی که پسر بچهای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارقالعاده میدانم.
هنری میلر
کتاب: خواندن در توالت
@Writing_lovers🖌
امروز هم میتوانم هر کدام از کتابهای او را بردارم و مثل دورانی که پسر بچهای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارقالعاده میدانم.
هنری میلر
کتاب: خواندن در توالت
@Writing_lovers🖌
یک تجربه لذتبخش
✍ معصومه حامی دوست
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست، حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما دیدن خطوط کج وکولهی دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد و برای نوشتن سر ذوق میآیم.
از نظر علمی هم استفاده از هر دو دست، باعث فعال شدن هر دو نیمکرهی راست و چپ مغز میشود و کمک میکند تا از همهی توان ذهنیمان بهره ببریم.
شما هم این تمرین را انجامدهید. ممکن است با اینکار دستخط تان پیشرفت چندانی نکند اما حسی از تازگی به شما میدهد و ترغیبتان میکند تا بیشتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست، حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما دیدن خطوط کج وکولهی دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد و برای نوشتن سر ذوق میآیم.
از نظر علمی هم استفاده از هر دو دست، باعث فعال شدن هر دو نیمکرهی راست و چپ مغز میشود و کمک میکند تا از همهی توان ذهنیمان بهره ببریم.
شما هم این تمرین را انجامدهید. ممکن است با اینکار دستخط تان پیشرفت چندانی نکند اما حسی از تازگی به شما میدهد و ترغیبتان میکند تا بیشتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
👍1
نکتهی متناقضنما در آثاری که از دیگران میخوانیم این است که آنها اغلب دربارهی زندگی خود ما بیش از آنکه خودمان به تنهایی کشف و تجربه کردهایم، برایمان حرف میزنند.
واژگانی بر صفحهای نوشتهی دیگران است که وادارمان میکند حسی روشنتر بیابیم از اینکه کی هستیم و دنیایی که در آنیم چگونه است.
آلن دوباتن
در باب نوشتن
کتاب: درباب مشاهده و ادراک
@Writing_lovers🖌
واژگانی بر صفحهای نوشتهی دیگران است که وادارمان میکند حسی روشنتر بیابیم از اینکه کی هستیم و دنیایی که در آنیم چگونه است.
آلن دوباتن
در باب نوشتن
کتاب: درباب مشاهده و ادراک
@Writing_lovers🖌
👍1
واژه انگلیسی نوشتن، برگرفته از لغت آلمانی Writan به معنای خاریدن است. به عبارت دیگر هر نوشته از یک تحریک ذهنی صورت میپذیرد. این فرایند به همراه تفکر و تخیل، معنای واقعی خود را پیدا میکند.
@Writing_lovers🖌
@Writing_lovers🖌
قدر مسلم کاری غریب است که زندگیت را صرف این کنی که بنشینی تنها در اتاقی، قلم به دست، ساعت تا ساعت، روز تا روز و سال تا سال با زحمت بسیار کاغذها را با واژگانی سیاه کنی، برای خلق چیزهایی که جز در سر تو در جای دیگر وجود ندارند. اصلا چرا کسی در دنیا بخواهد دست به چنین کاری بزند؟ تنها پاسخم به این سؤال این است که چون مجبور است و راه دیگری ندارد.
پل آستر
@Writing_lovers🖌
پل آستر
@Writing_lovers🖌
بدون تخیل، استعدادهای دیگر، گویی اصلا وجود ندارند. هیچیک از استعدادهای دیگر بدون تخیل کاری از پیش نمیبرد اما فقدان یکی از آنها میتواند با تخیل جبران شود.
شارل بودلر
@Writing_lovers🖌
شارل بودلر
@Writing_lovers🖌
خیلی سخت است که آدم در مورد چیزی که به خودش مربوط نیست بنویسد. همیشه آدم دربارهی مشکلاتش مینویسد و خب شما بهتر میدانید، ادبیات در این مورد خیلی به آدم کمک میکند. من اینطور فکر میکنم.
چون مثلا من هم مثل خیلی از آدم های دنیا ناراحت میشوم و به جای اینکه بنشینم و به بدبختیام فکر کنم، میروم سراغ ادبیات و از موقعیت احساسی ماجرا استفاده میکنم.
مثلا « فانس باحافظه» این داستان را وقتی نوشتم که مرض بیخوابی داشتم. اغلب بیخوابی به سرم میزد و کابوس میدیدم. هر شب هروقت که میرفتم که بخوابم ترس داشتم که خوابم نبرد. دست خودم نبود اتاق، خانه، حیاط و هر چه که بود میآمد توی ذهنم. آزارم میداد و زشت و بد ترکیب میدیدمشان.
اگر قرار بود همه تصاویری که در دنیا دیده بودم، چهرهی همهی آدمها و شکل همهی مکانهایی که میشناختم، همیشه در ذهنم بیاید، دنیا خیلی وحشتناک میشد. برای همین این داستان را نوشتم، داستان مردی که حافظه بیکران و پیوسته دارد. بعد مدت کوتاهی بیخوابیها تمام شد. تمام شد چون من سمبل همهی بیخوابیهایم را در این پسر بیچاره فانس پیدا کردم.
کتاب: گفتگو با بورخس
فرناندو سورنتینو
به نظرم کاملترین مصاحبه با بورخس است.
*دوستان خوبم منتظر نمانید تا به شما گفته بشه داستان «فانس پر حافظه » بورخس رو بخونید. کنجکاو باشید و مطلب را بقاپید.
@Writing_lovers🖌
چون مثلا من هم مثل خیلی از آدم های دنیا ناراحت میشوم و به جای اینکه بنشینم و به بدبختیام فکر کنم، میروم سراغ ادبیات و از موقعیت احساسی ماجرا استفاده میکنم.
مثلا « فانس باحافظه» این داستان را وقتی نوشتم که مرض بیخوابی داشتم. اغلب بیخوابی به سرم میزد و کابوس میدیدم. هر شب هروقت که میرفتم که بخوابم ترس داشتم که خوابم نبرد. دست خودم نبود اتاق، خانه، حیاط و هر چه که بود میآمد توی ذهنم. آزارم میداد و زشت و بد ترکیب میدیدمشان.
اگر قرار بود همه تصاویری که در دنیا دیده بودم، چهرهی همهی آدمها و شکل همهی مکانهایی که میشناختم، همیشه در ذهنم بیاید، دنیا خیلی وحشتناک میشد. برای همین این داستان را نوشتم، داستان مردی که حافظه بیکران و پیوسته دارد. بعد مدت کوتاهی بیخوابیها تمام شد. تمام شد چون من سمبل همهی بیخوابیهایم را در این پسر بیچاره فانس پیدا کردم.
کتاب: گفتگو با بورخس
فرناندو سورنتینو
به نظرم کاملترین مصاحبه با بورخس است.
*دوستان خوبم منتظر نمانید تا به شما گفته بشه داستان «فانس پر حافظه » بورخس رو بخونید. کنجکاو باشید و مطلب را بقاپید.
@Writing_lovers🖌
هر نویسندهای که میشناسید، واقعا پیش نویسهای وحشتناکی مینویسد اما از روی صندلیش تکان نمیخورد. شاید فرق شما و آنها همین باشد. آنها با قرار قبلی که با خودشان میگذارند، کار نوشتن را انجام میدهند. ساعت به ساعت و ذره ذره.
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، یادتان باشدکه تک تک اتفاقاتی که برایتان افتاده ، مال خودتان است.
آن لاموت
@Writing_lovers🖌
اگر نمی دانید از کجا شروع کنید، یادتان باشدکه تک تک اتفاقاتی که برایتان افتاده ، مال خودتان است.
آن لاموت
@Writing_lovers🖌