مونتنی دربارهی رسالهی خود گفته: «بیش از آنچه این کتاب مرا پدید آورده، من پدیدش نیاوردهام.»
فکر میکنم منظورش این بوده که نوشتههایش، او را بر خودش آشکار کردهاند. او در مقالههایش بارها و بارها، بی هیچ عمدی، خود را کشف میکند.
همه اینها فقط نشانگر این هستند که اساس هویت شخصی شما، با یا بدون رضایتتان، در نوشتههایتان آشکار میشود.
لئونارد مایکلز
کتاب : ناخمن
@Writing_lovers🖌
فکر میکنم منظورش این بوده که نوشتههایش، او را بر خودش آشکار کردهاند. او در مقالههایش بارها و بارها، بی هیچ عمدی، خود را کشف میکند.
همه اینها فقط نشانگر این هستند که اساس هویت شخصی شما، با یا بدون رضایتتان، در نوشتههایتان آشکار میشود.
لئونارد مایکلز
کتاب : ناخمن
@Writing_lovers🖌
🔥1
هدایایی که انتظارمان را میکشند.
✍ معصومه حامی دوست
طبق قرار همیشگیام، کتابی را برداشتم تا پیش از نوشتن، چند صفحهای بخوانم، مشغول خواندن کلمات ابتدایی کتاب بودم که متوجه اتفاق عجیبی شدم.
با باز کردن کتاب، فکر موذی و چسبندهای که در ناخوداگاهم حضور داشت و پیش از آن، از وجودش اطلاعی نداشتم، به سرعت غیب شد و من حالا متوجه فرارش شده بودم.
مدتی پاییدمش تا اگر احیانا سرو کله اش پیدا شد، دستگیرش کنم و قضیهاش را حل و فصل کنم. مطمئن بودم همان اطراف است و دیر یا زود باید منتظر ظاهر شدنش باشم. اما به این نتیجه رسیدم مادامی که در حال خواندن کتاب هستم، محال است دستش به من برسد.
مطالعه، خانهی امنی است که وسوسهها و شیاطین موذی و آزاردهنده به آن راه ندارند. در واقع افکار سمجی که مغزمان را میجوند؛ از جنس روزمرهگیهایند و کتاب در زمرهی این روزمره گیها نیست.
اگر بخواهیم در این پناهگاه در امان باشیم، باید در مطالعه، مداومت داشته باشیم. به گفتهی بورخس: « راه را ادامه بده، هدیهی گرانبهایی در انتظار توست.»
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
طبق قرار همیشگیام، کتابی را برداشتم تا پیش از نوشتن، چند صفحهای بخوانم، مشغول خواندن کلمات ابتدایی کتاب بودم که متوجه اتفاق عجیبی شدم.
با باز کردن کتاب، فکر موذی و چسبندهای که در ناخوداگاهم حضور داشت و پیش از آن، از وجودش اطلاعی نداشتم، به سرعت غیب شد و من حالا متوجه فرارش شده بودم.
مدتی پاییدمش تا اگر احیانا سرو کله اش پیدا شد، دستگیرش کنم و قضیهاش را حل و فصل کنم. مطمئن بودم همان اطراف است و دیر یا زود باید منتظر ظاهر شدنش باشم. اما به این نتیجه رسیدم مادامی که در حال خواندن کتاب هستم، محال است دستش به من برسد.
مطالعه، خانهی امنی است که وسوسهها و شیاطین موذی و آزاردهنده به آن راه ندارند. در واقع افکار سمجی که مغزمان را میجوند؛ از جنس روزمرهگیهایند و کتاب در زمرهی این روزمره گیها نیست.
اگر بخواهیم در این پناهگاه در امان باشیم، باید در مطالعه، مداومت داشته باشیم. به گفتهی بورخس: « راه را ادامه بده، هدیهی گرانبهایی در انتظار توست.»
@Writing_lovers🖌
وقتی مینویسیم جریان فکر، تغییر میکند و باعث آزاد شدن جملاتی میشود که در کرانههای آگاهی، پنهان بودهاند.
انگار ریتمی در نوشتن هست که نتهای ناشنیده را به چنگ میآورد. در فاصلهی بین سر و شکل دادن به یک فکر و نوشتناش، نانوثانیهای وجود دارد که در آن فکر به جمله تبدیل میشود. این ریتم فقط موقع نوشتن محقق میشود.
آرتور کریستال
کتاب: فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers🖌
انگار ریتمی در نوشتن هست که نتهای ناشنیده را به چنگ میآورد. در فاصلهی بین سر و شکل دادن به یک فکر و نوشتناش، نانوثانیهای وجود دارد که در آن فکر به جمله تبدیل میشود. این ریتم فقط موقع نوشتن محقق میشود.
آرتور کریستال
کتاب: فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers🖌
👍1
آنچه را انسان میخواهد بگوید، باید مدتی دراز و با دقت نگاه کند تا بتواندجنبه ای از آن را بیابد که پیش از آن به وسیله کسی گفته نشده. زیرا در هر چیزی جنبه ای بیان نشده وجود دارد.
فلوبر
@Writing_lover🖌
فلوبر
@Writing_lover🖌
در هر نوشتهای مقداری موسیقی وجود دارد.
✍ معصومه حامی دوست
آیا روشی هست که با آن تمرکز بیشتری برای نوشتن داشته باشید؟ روشی که ناخودآگاه تان را فعال کند و باعث شود تا بهتر و مؤثر تر بنویسید؟
این روش از تاثیر گذارترین روشها برای نوشتن است و به من کمک میکند تا هربار ایدهی جدیدی به ذهنم برسد.
کافیست پیش از نوشتن یا در حین آن زمانی را به موسیقی اختصاص بدهم. این کار باعث میشود تا بتوانم ساعتها بیوقفه و بدون خستگی بنویسم.
به نظرم کشف موسیقی از جنبههای شگفت انگیز زندگی است. موسیقی خوب قدرت آن را دارد تا دنیایمان را زیر و رو کند و شکلی نو به تجربههایمان بدهد.
شاید گوش دادن به موسیقی همان روشی باشد که شما هم برای فعال کردن ذهن ناخودآگاهتان به آن نیاز دارید. روشی که کمکتان میکند تا به شکل خلاقانه تری بییندیشید و بنویسید.
پیشنهاد میکنم بخشی از روز _ ترجیحا نزدیکترین زمان به نوشتنتان_ را به موسیقی اختصاص بدهید و به تأثیر آن، بر روند خلاقیتتان دقت کنید.
گوش دادن به موسیقی مانند نرمش دادن ذهن است. چه بسا گوش دادن به موسیقی مورد علاقهتان در هنگام نوشتن بتواند آرزوها، رویاها و خاطراتی از گذشته را به یادتان بیاورد که مدت هاست فراموشش کردهاید و به شما تمرکز دهد تا مؤثرتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
آیا روشی هست که با آن تمرکز بیشتری برای نوشتن داشته باشید؟ روشی که ناخودآگاه تان را فعال کند و باعث شود تا بهتر و مؤثر تر بنویسید؟
این روش از تاثیر گذارترین روشها برای نوشتن است و به من کمک میکند تا هربار ایدهی جدیدی به ذهنم برسد.
کافیست پیش از نوشتن یا در حین آن زمانی را به موسیقی اختصاص بدهم. این کار باعث میشود تا بتوانم ساعتها بیوقفه و بدون خستگی بنویسم.
به نظرم کشف موسیقی از جنبههای شگفت انگیز زندگی است. موسیقی خوب قدرت آن را دارد تا دنیایمان را زیر و رو کند و شکلی نو به تجربههایمان بدهد.
شاید گوش دادن به موسیقی همان روشی باشد که شما هم برای فعال کردن ذهن ناخودآگاهتان به آن نیاز دارید. روشی که کمکتان میکند تا به شکل خلاقانه تری بییندیشید و بنویسید.
پیشنهاد میکنم بخشی از روز _ ترجیحا نزدیکترین زمان به نوشتنتان_ را به موسیقی اختصاص بدهید و به تأثیر آن، بر روند خلاقیتتان دقت کنید.
گوش دادن به موسیقی مانند نرمش دادن ذهن است. چه بسا گوش دادن به موسیقی مورد علاقهتان در هنگام نوشتن بتواند آرزوها، رویاها و خاطراتی از گذشته را به یادتان بیاورد که مدت هاست فراموشش کردهاید و به شما تمرکز دهد تا مؤثرتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
👌1
به محض اینکه شغل کسی نویسندگی میشود، اتفاقات، زیر سلطهی خوداگاهی اوست. نویسندگی او نوعی حفاظ است. شیوهای است که با آن دردهای تلخش را فوری شیرین میکند. حال آنکه آدم وقتی جوانتر است، چاره ای جز مشاهده و احساس ندارد.
جان آپدایک
@Writing_lovers🖌
جان آپدایک
@Writing_lovers🖌
هر داستان، همکاری مشترکی است میان نویسنده و خواننده، تنها جایی در جهان که دو غریبه با صمیمیت تمام با هم برخورد میکنند.
پل آستر
ترجمه احمد اخوت
به نقل از نشریه observer، شماره پنجم، نوامبر ۲۰۰۶
@Writing_lovers🖌
پل آستر
ترجمه احمد اخوت
به نقل از نشریه observer، شماره پنجم، نوامبر ۲۰۰۶
@Writing_lovers🖌
هر اتفاقی که بیفتد، از خواندن آثار داستانی صرفنظر نخواهیم کرد، چون در آنها دنبال فرمولی برای معنا بخشی به زندگیمان میگردیم. در نتیجه، ما تا هرگاه که زندهایم، در جستجوی داستان نخستینی هستیم که به ما بگوید چرا به دنیا آمدهایم و زندگی میکنیم.
گاهی یک داستان کیهانی را جستجو میکنیم، داستان جهان را و گاه داستان شخصی خودمان را. گاهی امیدواریم داستان شخصی خودمان را با داستان جهان منبطق کنیم.
اومبرتو اکو
کتاب: شش گشت و گذار در جنگلهای روایت
@Writing_lovers🖌
گاهی یک داستان کیهانی را جستجو میکنیم، داستان جهان را و گاه داستان شخصی خودمان را. گاهی امیدواریم داستان شخصی خودمان را با داستان جهان منبطق کنیم.
اومبرتو اکو
کتاب: شش گشت و گذار در جنگلهای روایت
@Writing_lovers🖌
نقطه عطفی در نوشتن
✍معصومه حامی دوست
آیا شما هم با دیدن خط خطیهای نوشتهتان، کلافه میشوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟
این روزها که همهی ما به یک کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر میآید.
خط زدن مرحلهی مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ گذشته بوده. همهی آنان بدون استثنا اعتراف کردهاند که نسخهی اولیهی آثارشان پر از خط زدنهای مکرر بوده است.
ممکن است بعضی ها با دیدن خط خطی ها در دست نوشتههایشان، مأیوس شوند و گمان کنند به بنبست رسیده اند، اما حقیقت این است که این حالت نشانهی تلاش ذهن است برای ورود به بخش اصلی نوشتن و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانهی آغاز فعالیت ذهن او است.
مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر میشود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان میبرد.
شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطهی عطفی در نوشتنتان به حساب میآیند.
بنابراین هر گاه در نوشتن مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهنتان در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.
به این فرایند اعتماد کنید و به ذهن تان مجال دهید تا بهترین جمله بندی ها را در اختیار شما قرار دهد.
@Writing_lovers🖌
✍معصومه حامی دوست
آیا شما هم با دیدن خط خطیهای نوشتهتان، کلافه میشوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟
این روزها که همهی ما به یک کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر میآید.
خط زدن مرحلهی مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ گذشته بوده. همهی آنان بدون استثنا اعتراف کردهاند که نسخهی اولیهی آثارشان پر از خط زدنهای مکرر بوده است.
ممکن است بعضی ها با دیدن خط خطی ها در دست نوشتههایشان، مأیوس شوند و گمان کنند به بنبست رسیده اند، اما حقیقت این است که این حالت نشانهی تلاش ذهن است برای ورود به بخش اصلی نوشتن و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانهی آغاز فعالیت ذهن او است.
مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر میشود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان میبرد.
شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطهی عطفی در نوشتنتان به حساب میآیند.
بنابراین هر گاه در نوشتن مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهنتان در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.
به این فرایند اعتماد کنید و به ذهن تان مجال دهید تا بهترین جمله بندی ها را در اختیار شما قرار دهد.
@Writing_lovers🖌
❤1
نوشتن بهتر از نوشیدن است و اگر هر دو را همزمان انجام دهید، دیوار ها به رقص در میآیند.
چارلز بوکوفسکی
@Writing_lovers🖌
چارلز بوکوفسکی
@Writing_lovers🖌
در لحظات شورانگیز ولی پر رنج آفرینش
بخوان، در رؤیا نباش. غرق مطالعات دور و دراز شو، هیچکاری دائمش خوب نیست الا سرسختانه کار کردن.
فلوبر
@Writing_lovers🖌
بخوان، در رؤیا نباش. غرق مطالعات دور و دراز شو، هیچکاری دائمش خوب نیست الا سرسختانه کار کردن.
فلوبر
@Writing_lovers🖌
چه کسی از آن هیجان غیر طبیعی که بعدا هنگام بازخوانی کتابهای مورد علاقهی کودکی، به سراغ آدم میآید برخوردار نشده؟ من تازگیها بعد از فاصلهی پنجاه سالهای، کتاب «شیر شمال» هنتی را دوباره خواندم. عجب تجربهای بود!
امروز هم میتوانم هر کدام از کتابهای او را بردارم و مثل دورانی که پسر بچهای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارقالعاده میدانم.
هنری میلر
کتاب: خواندن در توالت
@Writing_lovers🖌
امروز هم میتوانم هر کدام از کتابهای او را بردارم و مثل دورانی که پسر بچهای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارقالعاده میدانم.
هنری میلر
کتاب: خواندن در توالت
@Writing_lovers🖌
یک تجربه لذتبخش
✍ معصومه حامی دوست
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست، حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما دیدن خطوط کج وکولهی دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد و برای نوشتن سر ذوق میآیم.
از نظر علمی هم استفاده از هر دو دست، باعث فعال شدن هر دو نیمکرهی راست و چپ مغز میشود و کمک میکند تا از همهی توان ذهنیمان بهره ببریم.
شما هم این تمرین را انجامدهید. ممکن است با اینکار دستخط تان پیشرفت چندانی نکند اما حسی از تازگی به شما میدهد و ترغیبتان میکند تا بیشتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست، حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما دیدن خطوط کج وکولهی دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد و برای نوشتن سر ذوق میآیم.
از نظر علمی هم استفاده از هر دو دست، باعث فعال شدن هر دو نیمکرهی راست و چپ مغز میشود و کمک میکند تا از همهی توان ذهنیمان بهره ببریم.
شما هم این تمرین را انجامدهید. ممکن است با اینکار دستخط تان پیشرفت چندانی نکند اما حسی از تازگی به شما میدهد و ترغیبتان میکند تا بیشتر بنویسید.
@Writing_lovers🖌
👍1