نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
Forwarded from دَردِل‌نِگاشتگان (Sepehr Soleyman)
بر دیوار اتاقم، تنها دو عکس جاوادانه پایدارند...
نخست ویلیام شکسپیرِ والامقام،
سپس

عالی‌جناب بهرام‌ بیضایی... این جراح زبان و پروردگار ادبیات پارسی‌.. اولین نویسنده‌ای بود که نشستم‌ و به ترتیب نگارش کارهایش همه را خواندم.
گویی با جوانی ۲۲ ساله که کتاب تاریخ نمایش در ایران را نوشته آغاز شدم و گام‌ به گام، اثر به اثر با وی سالخورده و هشتاد ساله گشتم. شادکام شدم از کامیابی یک‌ اثر... سرخورده که یک پرده بهتر می‌توانست نوشته شود‌... هراسان از ژرفای تاریک "دیباچه نوین شاهنامه"، دلخون از خصم و ظلم "سیاوش‌خوانی"...

‍ بیایید و بخوانید لمحاتی از قلم سحر انگیز او در نمایشنامه ها و آثارش:

✔️روزی باشد که دروغ‌ها راست به نظر آید، راست‌ها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است!

🔸نمایشنامه #ندبه

✔️زن: بزکشان را ببین. بلندتبارانی چون شما از گرده ی ما تسمه ها کشیده اید. شما و همه ی آن نوجامگان نوکیسه. شما دمار از روزگار ما درآورده اید. فرق من و تو یک شمشیر است که تو بر کمر بسته ای.
سردار: زبانت ببرد!
زن: و تو شمشیر را برای همین بسته ای!

🔸#مرگ_یزدگرد

✔️ بپرس‌اش شمار تازيان چند است؟ چه در سر دارند؟ سواره‌اند يا پياده؟ دور می‌شوند يا نزديک؟
درکار گذشتن‌اند يا ماندن؟ پيک است يا خبرچين يا پيش‌آهنگ؟
بپرس‌اش ويرانه چرا ميسازند؟!آتش چرا می‌زنند؟!سياه چرا می‌پوشند؟! و اين خدای که می‌گويند چرا چنين خشمگين است؟!

🔸نمایشنامه #مرگ_یزدگرد

✔️آسیابان: ما هرچه داریم از پادشاه است.
زن: چه می‌گویی مرد؛ ما که چیزی نداریم.
آسیابان: آن نیز از پادشاه است!

🔸#مرگ_یزدگرد

✔️رستم : تو كه بدين خردی رستم را می آزمايی بگو نام چهاربن را شنيده ای؟
سياوش: آب و باد و خاك و آتش!
رستم : كدام چيره ترند؟
سياوش: هر دم يكى؛ چون تشنه اى آب، چون خونت بريزند خاك، چون درگذرى باد، و چون دلت بسوزد آتش...

🔸#نمایشنامه سياوش_خواني

✔️این آخرالزمان است و نشان آن کوتاهیِ دست حقیقت!
دبیر:سلطان در خواب اشخاصی نورانی را دیده بود روی خراشیده، مویها پریشان و کالیده و جامه های سیاه برمثال سوگواران پوشیده، بر سر زنان نوحه می کردند، زرا ایشان پرسید شما کیستید؟ گفتند ما مملکت ایرانیم!
🔸نمایشنامه تاریخ سری سلطان در آبسْکون

✔️من یک بار اورا دیده‌ام که با اسیران نصرانی عیسی مسیح را به شفاعت گرفت که آشفتگی نکنند و بند از پای ایشان برداشت هنوزم این سخن در گوش است که فرمود:ما برای برداشتن بند آمده ایم نه بند نهادن.ما آمده‌ایم با ظلم بجنگیم نه آنکه خود ظالم باشیم...
“خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زده‌اند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیده‌اند تک پیرهنان را پیرهن بر تن می‌درند؛ آنان که دستار بر سر نهاده‌اند سر از گردن خداترسان می‌اندازند؛ و آنان که آب بر مردمان می بندند مردمان را آب از لبه تیغ میدهند. این نیست آنچه ما می گفتیم. اینان سپاه آز می‌آرایند و دیوار غرور می‌افرازند و کوشک‌های خودپرستی می‌سازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.”
🔸 روز واقعه

✔️«آن‌ها سه تن‌اند که می‌میرند. یکی برای ظلمش، یکی برای مکرش و یکی برای عدالتش. ولی نه، حالا پس از قرن‌ها می‌دانیم واقعا چه شد. در عمل، ظالم و مکار جان به در بردند و تنها سومی بود که فرقش شکافت. بلی؛ عدالت می‌میرد و ظلم و مکر می‌ماند. این شروع خوبی است؟»
🔸نمایشنامه مجلس ضربت خوردن

✔️بزرگان همه عددند، و سلطان و سالاران برتر شماره‌اند. سلطان نُه است و وزیران و چاکران و سالاران و دیوانیان، هشت و هفت و شش و پنج و چهار و سه و دو و یک‌اند و رعیت صفر است. با این همه، بهای هر سلطان به رعیت است، و هیچ عدد بی‌صفر بزرگ نشود، چنان که هزار بی‌صفرهاش بیش از یک نیست. بدان که رعیت هیچ می‌نماید و بیش از همه است

🔸 طومار شیخ شرزین


@Dardelnegashtegan
👍1
نوشتن شیوه‌ای از زندگی است.

گوستاو فلوبر


@Writing_lovers
به دفتر یادداشت خود مراجعه کنید و سعی کنید به یاد بیاورید هر کدام از گفت‌وگوهای درونی یا دل‌نوشته‌هایتان را بعد از کدام ماجرا نوشته‌اید. یکی را که بیشتر به مذاقتان سازگار است، انتخاب کنید و درباره‌اش بنویسید.

آتوسا افشین نوید

📚یک، دو، سه نویسندگی


@Writing_lovers
نصیحت؟ من نصيحتی ندارم. دست از اشتیاق بردار و شروع کن به نوشتن. اگر در حال نوشتن هستید، نویسنده‌اید. طوری بنویسید که انگار زندانی ردیف اول مرگ هستید و فرماندار خارج از کشور است و فرصت عفو وجود ندارد. بنویس انگار که به لبه پرتگاه چسبیدی و آخرین نفس است و فقط یک حرف برای گفتن داری، انگار پرنده ای هستی که بالای سر ما پرواز می کنی و همه چیز را می‌بینی، و خواهشأ به خاطر خدا چیزی را به ما بگو که ما را از شر خودمان نجات دهد. نفس عمیق بکش و عمیق ترین و تاریک ترین رازت را به ما بگو تا بتوانیم اشک‌هایمان را پاک کنیم و بدانیم که تنها نیستیم. بنویس انگار که پیامی مهمی داری. یا ننویس؛ کسی چه می‌داند، شاید شما یکی از آن خوشبخت‌هایی باشید که مجبور نیستید، بنویسید.

آلن واتس
Kiingo.com

@Writing_lovers
همۀ ما زندگی می‌کنیم اما یک در هزاران در میان ما زندگی را درک می‌کند و می‌تواند آن را بیان کند، بنویسد و روی کاغذ بیاورد.



مهشید امیرشاهی

@Writing_lovers
گربه: گوش کنید، ما که حیوانات، اشیا و عناصر اصلی هستیم، همه ما دارای روحی هستیم که بشر هنوز آن را نشناخته و به آن دست نیافته و همین یک‌خورده استقلالی هم که برای ما باقی مونده به همین جهته. اما اگر بشر درین سفر پرنده آبی را پیدا کنه کلیه اسرار بر او کشف می‌شه و هر چیز که تا به حال بر او نامعلوم بوده معلوم خواهد شد. آن وقت دیگه ما کاملا در چنگال بی‌رحم بشر خواهیم افتاد. اما باید مخصوصا بدونید آنچه را شنیدید ابدا گفتار من نیست، بلکه رفیق قدیمی من «تاریکی» که پاسبان اسرار ازلی است به من خبر داده. پس سلامت و صلاح ما اینه که به هر قیمتی هست نگذاریم بشر این پرنده را پیدا کند.

پرنده آبی

موریس مترلینگ

@Writing_lovers
به هیچ چیز این قدر شوق ندارم مگر به نوشتن. بیشتر فکرها هم برای من هر قدر اساسی باشند در همان موقع نوشتن پیدا می‌شوند. هر وقت می‌خواهم مطلب تازه‌‌ای را بفهمم، می‌نویسم.


نیما یوشیج


@Writing_lovers
تمرین

با استفاده از عناصری همچون صحنه، عبارات توصیفی، تک گویی و یا گفتگو_ هرچه مناسب به نظر می‌رسد_قطعات کوتاهی بنویس که نشان دهند از گذشتهٔ شخصیت‌هایت چه می‌دانی. ببین‌ چطور می‌توانی از آن‌ها برای خلق اشکال گوناگون بازگشت به ‌گذشته استفاده کنی و بر تأثیر داستانی که در زمان حال نقل می‌شود، بیفزایی.

جیل مک‌کور کل

📚اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی

@Writing_lovers
ای حافظ ، آرزوی من آن است که فقط مریدی از مریدان تو باشم. سخن تو هم چون ابدیت بزرگ است ؛ زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. تو آن کشتی‌ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینهٔ دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم. در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می‌کشد و فرو می‌برد.

گوته

پ.ن: شعر حافظ پر از لحظه‌های بودن است. لحظه‌هایی که تو را می‌سازد. درباره حافظ هرگونه سخن بی فایده است زیرا باید نخست غزلیاتش را خواند و با آن انس پیدا کرد تا به اعجاز واقعی‌اش پی‌برد.

@Writing_lovers
اگر می‌خواهید استاد شوید، قلم خود را در حقیقت غوطه ور کنید. هیچ چیز دیگری همچون حقیقت شما را شگفت زده نخواهد کرد.


واسیلی شوکشین


@Writing_lovers
جُستارهایی خواندنی از جورج اورول. آن‌چه بیش از همه در این جستارها به چشم می‌آید ارزشِ کلمه برای اورول است؛ کلمه‌هایی که وقتی کنار هم می‌نشینند معنای تازه‌ای پدید می‌آید؛ چیزی که نامش ادبیات است.


کتاب یا سیگار
جورج ارول
ترجمه #سپیده_اشرفی
#نشر_چشمه
@Writing_lovers
تمرین

داستانی بگو که در آن برای ثبت تجربه‌ها فقط از ساختار و محتوای معین استفاده شده باشد. مثلا روایت یک برده، سفرنامه یک ناخدای کشتی، نامه یا دفتر خاطرات روزانه. هنگام استفاده از این قالب‌ها متوجه تنگناها و امکانات هر یک از آنها باش. آنها می‌توانند به نویسنده امکان بدهند تا نوعی زبان اختصاصی خلق کند یا لحنی ایجاد کند که با دانش مورد نیاز خواننده برای حل معما مناسب باشد.


چارلز جانسن

@Writing_lovers
یک روز بدون آنکه بدانم چه می‌کنم، برداشتم یک جمله نوشتم. همین جمله یک کتاب شد. جمله جمله می‌زاید. نخستین جملات خیلی مهم‌اند، خیلی خیلی مهم. آن‌ها بذرهای کتاب‌ هستنند.


ادگار لارنس دکتروف


@Writing_lovers
تجربه خواندن و نوشتن


۱
امروز خودم را در اوراق سفید پیش رویم غرق کردم و به ترمیم اجزا در هم شکسته داستانم پرداختم. هربار کلمات را انتخاب می‌کنم با اینکه می‌دانم هر کلمه‌ای که می‌نویسم از آنچه باید باشد فاصله دارد. وقتی ذهنم احساس خستگی می‌کند به گلهای بابونه (گلهای باران) خیره می‌شوم که همیشه الهام بخش من بوده‌اند تا با انتظار کمتر و صبوری بیشتر پیشروی کنم و به چیزهایی که در سرم می‌چرخند نظم بدهم. در افسانه‌ها، گلهای باران نماد شکنندگی در عین حال تولد دوباره است. گل‌های دلگرم کنندهٔ بابونه همیشه قوی‌ترین نشانه‌ای بوده که در روزهای غمیگن حسی از تلاش و حرکت به من داده به خصوص که دمنوش بابونه این روزها برای درمان آلرژی‌ام به من کمک می‌کند. عنصر الهام بخش شما چیست و شما از چه چیزهایی برای نوشتن بی‌توقف الهام می‌گیرید؟


۲
«سخن گفتن بخشی از تخیل است.»
تجربه تازه‌ام در زمینه کتابخوانی، خواندن کتاب بی‌نظیر داود دانشور با‌عنوان «صدا و بیان برای بازیگر » است.
برای آنکس که می‌خواهد تخیل قدرتمندی داشته باشد، کار کردن روی صدا و سخن پردازی اهمیت ویژه‌ای دارد. کتاب دیگری که در این زمینه تهیه‌کرده‌ام «صدا و بیان هنرپیشه» از سیسلی بری است. او بر این عقیده است که کسب توانایی راحتی بدن، نخستین گامی است که هر کاربر صدا باید پشت سر بگذارد. «راحتی بدن اهمیت حیاتی دارد، زیرا به یک معنا راحتی بدن هنگام سخن گفتن یعنی حضور تشدید آوا و گرفتگی عضلات مانع آزادی حرکت صحیح اندامهای گفتار می‌شود.» فعلا به گفته داود دانشور در حال تمرین تلفظ حروف الفبای فارسی هستم. تجربه خوبی است. براساس توصیه‌های کتاب به طور اختصاصی‌تری به بهداشت دهانم پرداختم و این حس عالی را تجربه کردم که تلاش برای پیشرفت در هر زمینه‌ای، روی سایر اجزا زندگی آدم تأثیرات مثبتی دارد. شما دلتان می‌خواهد در چه زمینه‌هایی پیشرفت کنید؟ یک کتاب خوب در آن زمینه انتخاب کنید و اطلاعاتتان را راجع به آن زیاد کنید.

معصومه حامی‌دوست

https://www.instagram.com/p/CVABo4Zq1YM/?utm_medium=share_sheet
هرچه هوا شفاف‌تر باشد، نور خورشید بیشتر می‌شود. هرچه نثر شفاف‌تر باشد، زیبایی آن کاملتر و طنین آن در قلب انسان قوی‌تر است.



کنستانتین پاستوفسکی


@Writing_lovers
هیچوقت نوشتن را به‌خاطر نداشتن ایده متوقف نکنید. نویسنده ایده ال از نظر من کسی است که نوشتن را تنها برای رفع احتیاجات و امور روزمره قطع می‌کند و در سایر مواقع دغدغه‌ای جز نوشتن ندارد.

والتر بنیامین

@writing_lovers
تمرین

خصوصیت خاصی را نام ببر که بیانگر شخصیت داستانت باشد. مثلا جاه طلبی، دلواپسی، کم توقعی یا پس فطرتی. با نوشتن صحنه ای از دوران کودکی او، نشان بده که چطور آن خصوصیات در او شکل گرفته است.


دوروتی آلیسن


@Writing_lovers
اگر ترس زائیدهٔ ناآگاهی به چیزهایی است که در اطرافمان می‌گذرد، باید بگویم «نوشتن» تنها چتری است که زیر آن احساس ایمنی می‌کنم؛ چتری که زیر آن واقعیت‌ها خودشان را برهنه می‌کنند.


رضا قاسمی

@Writing_lovers