نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
سه ویدئوی الهام بخش و مفید در زمینه نوشتن(آرمینا سالمی)

پلات و پردازش داستان

https://www.instagram.com/tv/CGT6MYtpzyt/?utm_medium=copy_link

ایده و ایدپردازی

https://www.instagram.com/tv/CGT80IYJ1Aq/?utm_medium=copy_link

شروع

https://www.instagram.com/tv/CGT_xJJJRlK/?utm_medium=copy_link



@Writing_lovers
همه ما شاگرد در حرفه‌ای هستیم که هیچ کس در آن استاد نمی‌شود.



ارنست همینگوی


@Writing_lovers
از ویلیام استنفورد پرسیدند به کسی که دچار بازماندگی ذهنی شده چه توصیه ای می‌کند، گفت:«از توقعات خود کم کن و بچسب به کار.» خردمندانه‌ترین حرفی که در این‌باره زده شد همین است. بیخود نیست که به شاگردانم سفارش می‌کنم:«فقط به فکر کار همان روز باش.» هر کتاب خوب، بد و حتی کتابهای عالی را هم به تدریج نوشته‌اند؛ هر روزی کار همان روز را کرده‌اند؛ بی وقفه ماهها و حتی سالها. نگرانی درباره نتایج یا اینکه نویسنده دیگری چه می‌کند، موقوف. فقط «کار همان روز» «امروز کاری از پیش بردم؟» این تنها چیزی است که حق داری از خودت بپرسی و بخواه که بیشتر روزها بتوانی به آن پاسخ مثبت بدهی و بقیه کار را به فردا موکول کنی.

ریچارد باوش

@Writing_lovers
هيچ قانونی وجود ندارد شما می‌توانید، اگر بخواهید کتابی بدون کشمکش، بدون تعلیق، بدون شروع، وسط و یا پایان عالی بنویسید. البته لازم است به عنوان یک نابغه پذیرفته شوید تا از این قوانین فرار کنید و این سخت‌ترین چالش است، متقاعد کردن دیگران به اینکه شما یک نابغه هستید.

فردریک براون


@Writing_lovers
شاهکار همیشه توی کار خلق می‌شود.


بهمن فرسی


@Writing_lovers
👍1
هنرمند انسان بی‌محتواست، کسی که هویت دیگری ندارد جز تجلی مدام از دل هیچ‌بودگی تجلی، و زمین دیگری ندارد مگر همین قرارگاه فهم‌ناپذیر در این جانب خودش(جورجو آگامبن، انسان بی‌محتوا، ترجمه‌ی داود میرزایی، نشر شب‌خیز، چاپ اول، ۱۴۰۰، ص ۷۸).
@tabarshenasi_ketab
تمرین

یک دیالوگ بنویسید که در آن هر کدام از دو شخصیت رازی را از هم پنهان کنند. رازها را لو ندهید اما کاری کنید که خواننده بتواند آن ها را حدس بزند؛ مثلا دیالوگتان می تواند بین یک زن و شوهر باشد، شوهر به تازگی شغلش را از دست داده و هنوز جرأت نکرده به زنش بگوید و زن می خواهد شوهرش را ترک کند. هدف تمرین دادن صدا و لحن اختصاصی به شخصیت ها و کنایی کردن دیالوگ با استفاده از نشان دادن غیرمستقیم احساسات شخصیت ها یادتان باشد.قانون دیالوگ این است که تک تک مکث ها باید به گونه ای نشان داده شوند، حالا یا توسط راوی (مثلا «فلانی چند لحظه مکث کرد») یا با بعضی ایما و اشاره ها که بیانگر این مکث باشند و یادتان هم نرود که ایما و اشاره جزو لاینفک تمام دیالوگ های واقعی است. مثلا ما گاهی اوقات به جای جواب دادن رویمان را می کنیم آن طرف.


منبع
(ده تمرین برای داستان‌نویسی)

@Writing_lovers
روز خوب در نویسندگی، روزی است که وقتی نوشته‌های آن روز را مرور می‌کنم به یکی دو جمله برسم که ندانم از کجا آمده‌اند. این همان مراقبه‌ای است که همیشه دنبالش می‌گردم، جایی درون متن که خودت را موقتا از یاد برده باشی.


جیل مک کورکل

به نقل از کتاب
📚اندیشه های نو در رمان نویسی
باربارا شوپ


@Writing_lovers
قفسه کتاب‌های من


کتابی که اخیرا درباره داستان‌نویسی خوانده‌ام: کتاب اندیشه‌های نو در رمان نویسی بوده. در این کتاب نویسندگان از فرایند آفرینش‌شان می‌گویند. کتابی که برایم سرگرم کننده وشیرین بود.


از کتاب‌های فارسی در زمینهٔ داستان‌نویسی که باید خواند: «حرکت در مه» محمد حسن شهسواری، کتابی است جامع درباره نویسندگی و با مثالهای روشنی که از داستان‌های فارسی می‌آورد، می‌تواند کمک خوبی برای نویسندگان جوان باشد.
نوشته‌های حسین سناپور از جمله کتاب «شگردهای داستان‌نویسی» کتاب بسیار مفیدی است. سناپور در کتابهایش به نکاتی اشاره می‌کند که اگر شاگرد کلاس‌هایش باشی آنها را می‌شنوی. متأسفانه آقای سناپور ویدئویی درباره داستان ندارند و واقعا حیف است که نویسندگان ایرانی چندان در پی مصاحبه نیستند و از آن ابا دارند در حالی که نویسندگان خارجی، بخش بزرگی از تجربه‌های خود را از این طریق به نسل جوان انتقال می‌دهند.

در میان کتاب‌های جهان که در ایران منتشر شده‌اند، نشر عصر داستان و سوره مهر کارهای ارزشمندی در زمینه آموزش نویسندگی چاپ کرده‌اند. من زمانی «میانبرهای رمان» را از نشر عصر داستان همینجا معرفی کرده‌ام و بخش‌های مفید و الهام بخشی از کتاب «طرح و ساختار رمان» انتشارات سوره مهر را در کانال منتشر کرده‌ام اما هنوز این کتاب نکات تازه‌ای دارد که سزاوار خوانده شدن است.

از داستان‌های ایرانی که این روزها بارها خوانده‌ام: داستان کوتاه «سیاسنبو» از محمدرضا صفدری و داستان کوتاه «پونه» کیهان خانجانی است. هدفم یادگیری از زبان این دو داستان بود. البته‌ اعتقاد ندارم که آثار داستانی را به ایرانی و خارجی تقسیم کنیم. ادبیات یک کل منسجم بدون مرزبندی است و باید از همه آنها آموخت. چیزی که گوته بدان باور داشت یعنی ایده «ادبیات جهانی» چیزی است که من هم عمیقا به آن معتقدم. اما گاهی برای یادگیری بهتر زبان داستانی، خواندن داستان‌های خوب ایرانی می‌تواند بسیار مفید باشد.

داستانی که به تازگی نوشته‌ام: داستان«عشق روی چرخ و فلک» است و آن را با خواندن خبری به این قرار نوشتم:

«بلندترین چرخ و فلک جهان در دبی با ۲۵۰ متر ارتفاع افتتاح شد. این چرخ و فلک ۲۴ ساعته بازه و تقریبا یک‌ نمای ۳۶۰ درجه از دبی برای کسایی که سوار میشن نشون میده. ۱۱۰۰۰ تن فولاد برای ساخت این چرخ فلک استفاده شده. فولاد برج ایفل حدود ۷۰۰۰ تنه.»

ارتفاع چرخ و فلک در داستانم ۳۰۰ متر بود و جغرافیای آن مطلقا اهمیت نداشت ولی صحنه پردازی و فضاسازی چرا. برای آن یک آغاز، یک میانه و یک پایان ساختم و جزییات داستانی لازم را در آن قرار دادم تا فضاهای خالی را پرکنم و بخش‌های مختلف داستانی را به هم مرتبط کنم. با پایان بندی کاملا غافلگیرانه و دیالوگ‌های حساب شده، ‌به یکی از بهترین داستان‌هایم تبدیل شد.


آیا نوشتن از مطلبی برایم سخت بوده؟ اغلب به راحتی می‌نویسم اما این روزها مشغول جمع آوری یادداشت‌هایم از کتاب «نامه‌های خصوصی یک کتاب‌خوان» هستم. وقتی به نوشتن از آثار جک لندن رسیدم؛ پروراندن جملات درباره او برایم سخت بود. من «سپید دندان» جک لندن را به سادگی نخواندم و خواندن آن را مدتها به تعویق می‌انداختم در نوشتن دربارهٔ او هم نظیر چنین حسی داشتم. بنابراین آثار جک لندن و ‌نوشتن از او به یک‌میزان برایم دشوار بود و با اینکه می‌دانستم می‌خواهم از چه بگویم اما حتی جمله بندی درباره او هم برایم ‌سخت بود و این شاید به خصلت نوشتاری خود جک لندن بازمی‌گردد.


فیلمی که اخیرا درباره نویسندگی دیده‌ام: فیلم سینمایی «عجیب تر از داستان» به کارگردانی مارک فورستر است. فیلم درباره شخصیتی است که می‌خواهد نویسنده‌اش را مجاب کند تا از مرگ محتومش صرف نظر کند.


کار‌ تأثیرگذاری که هر روز در زمینه نوشتن انجام می‌دهم: هر روز صبح،‌ دو کار را با اشتیاق انجام می‌دهم؛ نوشتن نامه به خودم و جهان تا با آنچه پیش رویم است، هماهنگی بیشتری داشته باشم. علاوه بر این، این کار‌ را برای فرستادن نجوایی به جهان و به قصد تأثیر گذاری بر آن انجام می‌دهم و این به نوعی به منزلهٔ اعلام وجود خودم در جهان است. 

معصومه حامی‌دوست

دو مطلب مشابه:
https://t.me/Writing_lovers/4289

https://t.me/Writing_lovers/3993

@Writing_lovers
نمی‌دانم نویسندگان دیگر چگونه کار می‌کنند، اما در بیشتر موارد، پس از خواندن داستان کوتاه یا رمان یک نفر دیگر، ممکن است راضی باشم یا حتی تحت تأثیر قرار بگیرم، اما در جایی عمیقا فکر می‌کنم که خودم هم قادر به نوشتن آن هستم.

پل ویلسون


@Writing_lovers
درون رمانت زندگی کن

راه یافتن به درون شخصیت‌های‌ داستانی تا اندازه زیادی سرگرم کننده است. برای مثال، شخصیت‌ اصلی را مجسم کن. از چه حرف می زند؟ کجا و چگونه زندگی می‌کند؟ روزها چه برنامه‌ای دارد؟ کوچک‌ترین جزئیات زندگی‌اش را بررسی کن. چه گذشته‌ای داشته است؟ گذشته در زندگی کنونی‌اش چه تأثیری دارد؟ در زندگی دچار چه تناقض‌هایی است؟ چه رازهایی دارد؟ از چه می‌ترسد؟ بیش از همه عاشق چیست؟ از چه بیزار است؟ با چه شاد می‌شود؟ چه کسانی در زندگی‌اش اهمیت دارند؟ رابطه‌اش با آنان چطور است؟ چه رویاهایی در سر می‌پروراند؟ مهم‌ترین آرزویش چیست و هیچ احتمال می‌دهد روزی به آن برسد و برایش مایه می گذارد؟ صد دلاری زبان بسته را چطور خرج می کند؟


آزادانه بنویس و بگذار او به زبان خودش به پرسش هایت پاسخ دهد او را در صحنه ای مجسم کن و به صحنه حرکت بده و ببین که چه می کند و چه می‌گوید. آزادانه گفت و گوهایی را بنویس که در آنها با مردم، همسر یا دوست دخترش، مادرش، رئیس، صندوقدار استارباکس، یا سر پیشخدمت رستورانی گران قیمت، صحبت می کند. گفت و گوهایی را بنویس که در آنها پشت سرش حرف می زنند. به چیزی که درباره او يقين داری یک اما اضافه کن و ببین ناگهان چه از ذهنت می‌گذرد. او مرسدس می‌راند، اما..

نتیجه این گونه تمرین‌ها چیزی است بیش از شکل‌گیری وجود یک شخصیت. به کمک تجربه هایی از این دست می‌توان صدای شخصیت را شنید. شيوه آگاهانه یا شهودی او در گزینش بعضی از موضوع‌ها، جمله‌ها، کلماتی که بازتاب منش اوست، نحوه تربیت، تجربه‌های او، همه و همه بی‌گمان در گفت و گوها نمود دارند.

📚اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی
باربارا شوپ

@Writing_lovers
آدم باید کار خودش را بکند. در هر امر طبیعی اینگونه است. من فکر کردم که یک کار می‌توانم انجام دهم و آن کار نوشتن است. تصمیم گرفتم این کار را به بهترین شکل انجام دهم. جنگل به وقتش سبز می‌شود و به وقتش برگریزان می‌شود.

محمود دولت آبادی

@Writing_lovers
تمرین


ببین که چه کشفی درباره حقیقت جهان، خواه در گذشته و خواه در چارچوب زمانی وقایع رمانت وجود دارد که شخصیت ها را شگفت زده می‌کند. صحنه ای بنویس که آن مکاشفه در آن رخ دهد.

راب فورمن


@Writing_lovers
داشتن یک نمازخانه و گوشهٔ خلوت برای نویسنده لازم است. جایی که او بتواند سکوت و تنهایی خود را به جان‌کاغذ بریزد.


عباس معروفی


@Writing_lovers
فقط می‌توانم بگویم داستان‌نویسی بدون جسارت ممکن نیست. پرسشگری و میل به کشف لایه‌های ناپیدا و عمیق واقعیت، پیش‌شرط نویسندگی است.


حسین سناپور

@Writing_lovers
ساده‌ترین و بهترین راهکار برای برطرف کردن مشکلات نوشته‌ات، رو آوردن به آزادنویسی است. بگذار ناخودآگاهت به مسئله پاسخ دهد. بگذار شخصیت ها با تو سخن بگویند و از رازشان پرده بردارند. بنویس «چه می‌شد اگر...؟» و ببین که پاسخت چیست. حتی وقتی که نوشته‌هایت بی‌معنا یا پوچ به نظر می‌رسند، از نوشتن دست برندار. این گونه‌ پوچی‌ها بیشتر زادهٔ چیزهای پیش بینی ناپذیرند و به اندیشه‌ای کاملا تازه راه می‌گشایند. به رؤیاهایت هم بی‌توجه نباش. چه بسا تصاویری که این رؤیاها می‌آفرینند و پیوندهای عجیبی که میان چیزها برقرار می‌کنند بازتابی از ضمیر ناخودآگاهت باشد. پس اگر از وجودشان آگاه شوی، معمولا به بصیرتی یا حتی به راه‌حل پیچیده رفع پاره‌ای از مشکلات که کلافه‌ات کرده‌اند، دست خواهی یافت.

📚اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی
باربارا شوپ


@Writing_lovers
برای هنرمند نثر نویس، جهان پر از کلمات آدمهای دیگر است و او در میان آنها باید راه خود را پیدا کند و مشخصات گفتاری آنها را با گوش تیز بشنود. باید این‌ها را به سطح نحوه بیان خود بیاورد، بی‌آنکه سطح آن از بین برود.

میخائیل باختین


@Writing_lovers
شب در مسیر غرب

بریل مارکهام

بخشی از نامه ارنست همینگوی در ستایش کتاب «شب در مسیر غرب» بریل مارکهام:

«کتاب بریل مارکهام ، شب در مسیر غرب، را خوانده‌ای؟ وقتی افریقا بودم نسبتا خوب می‌شناختمش و هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم بتواند و بخواهد که دست به قلم ببرد، مگر برای نوشتن دفترچه‌ پروازش. از قرار معلوم، خیلی هم خوب نوشته، به شکل اعجاب‌انگیزی خوب، آن‌قدر که من از خودم به عنوان یک نویسنده شرمنده شدم. حس کردم صرفا یک نجار کلمات هستم، هر چه را در کار صیقل خورده باشد برمی‌دارد و به‌هم میخ‌شان می‌کنم و بعضی‌ وقت‌ها یک خوک‌دانی معمولی می‌سازم. ولی او فاتحه همه ما که خودمان را نویسنده می‌دانیم خوانده است. آن بخش‌هایی‌اش را که شخصا اطلاع دارم، که یا خودم آن‌جا بودم یا در روایات مردم شنیده‌ام، کاملا حقیقت دارند... امیدوارم این کتاب را بگیری و بخوانی‌اش، چون واقعا کتاب محشری است.»

#معرفی_کتاب

@Writing_lovers