نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نابغه‌های قرن 21 افرادی هستند که می‌توانند از جریان ثابت ارتباطات ایمیل ها، توییت ها، فیس بوک، تماس های تلفنی و غیره، دور شوند.


راد جودکینز
از کتاب: هنر تفکر خلاق


@Writing_lovers
تنها واقعیت بی شک و تردید در مورد نوشتن و تلاش برای تبدیل شدن به یک نویسنده این است که باید سخت کار کنید، نه با فکر کردن درباره چیزی که هنوز ننوشته‌اید و نه سخن گفتن در مورد آن بلکه فقط با نوشتن و اینجا یک حقیقت وحشتناک وجود دارد، اینکه کار نویسنده مانند هر کار دیگری است.


جانت فریم

@Writing_lovers
مهم ترین اصل در نویسندگی دست یافتن به سبک شخصی و پیدا کردن جسارت هنری است و در این راه نحوهٔ نگارش یک اثر، مهم است.

محمد حسن شهسواری

📚حرکت در مه


@Writing_lovers
1
فقط بنویسید


از هرجا شده شروع کن و هر طور شده ادامه بده و تمامش کن. این مهمترین کاری است که به عنوان نویسنده باید انجام بدهی. حرفی را که می‌خواهی، دیگری بشنود را بگو و چیزی از خودت در داستان قرار بده و آن را تمام‌کن.



@Writing_lovers
تا آنجا که به نوشتن ارتباط دارد، من هيچوقت ياد نگرفتم چطور بنويسم؛ بنابراین به روش قدیمی می نویسم: من عباراتی را در سرم دارم و آنها را با همان سرعت تایپ می کنم.


آیزاک آسیموف

@Writing_lovers
قلمی برداشتم و بر روی کاغذ سفید گذاشتم ولی احساساتم سد راه کلماتم شده بود. صبر خواهم کرد شب وروز تا آنکه بدانم چه باید بگویم و تلاش خواهم کرد تا پلی از کلمات میان خود وجهان بیرون بنا کنم .کلمات را درون تاریکی پرتاب می‌کنم و منتظر بازتاب آن خواهم نشست و اگر بازتابی آمد، گو بسیار ضعیف، کلمات دیگری می‌فرستم.


ریچارد رایت

@Writing_lovers
بالزاک در آرزوهای بر باد رفته می‌نویسد:«یک نابغه آثارش را با اشک‌هایش آبیاری می‌کند.» طرد شدن، تمسخر، بدبختی، شکست، مبارزه بی‌امان با محدودیت‌های شخصی، رویدادهای اصلی هنرمندان بزرگ است و اگر مایلید شریک اقبال آنان شوید، باید پوست کلفت باشید.

استیون ویزنسکی

@Writing_lovers
جادوی زاویه دید

آلیشیا راسلی

ترجمه محسن سلیمانی

انتشارات سوره مهر

#معرفی_کتاب

@Writing_lovers
مهم‌ترین استعداد نویسنده شاید آمیزه‌ای باشد از شور و شوق و پافشاری در طرح پرسش «چه می‌شد اگر... ؟» و نیز نگران رمان خود بودن تا زمانی که به طور کامل از ذهن بر صفحه کاغذ نقش بندد. چنانکه راب فورمن دو گفته است: «وقتی شروع می‌کنم کتابی بنویسم فقط امیدوارم. واقعا فکر می‌کنم با چنین کاری آدمی بفهمد که می‌تواند به حقی که دارد برسد. این حق آدم است که فکرش را روشن به زبان بیاورد و انتظار داشته باشد مردم آن را بشنوند.»


باربارا شوپ

@Writing_lovers
اقتباس از مطالب روزنامه


روزنامه‌ها هر روز درباره حوادث یا تازه‌ درگذشته‌ها می‌نویسند. از این زندگی نامه‌ها برای خلق شخصیت خود الهام بگیرید. از خبرها استفاده کنید و شخصیتی جالب خلق کنید. البته سعی نکنید شخصیت ها و‌حوادث را همانطور که هست وصف کنید بلکه آنها را بازآفرینی کنید. سن و سال و جنسیت و شغل‌شان را عوض کنید و ببینید چه شخصیتی به وجود می‌آید. تخیل‌تان را آزاد بگذارید.


@Writing_lovers
پیش نویس اول همیشه کامل است، چون تنها چیزی که از آن لازم است این است که یکی از آن وجود داشته باشد.



جین اسمایل


@Writing_lovers
تجربه نوشتن


کلمات را روی کاغذ قرار بدهید و داستان‌تان را بنویسید. امروز با استفاده از این خبر، داستانی نوشتم:

یک آقای ۴۷ ساله بدون اینکه مشروب بخورد هرروز مست و سرخوش میشده و شعر میگفته. در حالی که همه فکر میکردند این آقا از می عشق و شراب روحانی مست می‌شود، دکترها کشف کردند که او به یک اختلال نادر دچار است و روده های ایشان خودبخود الکل تولید میکرده!

لازم نیست به جزییات خبر وفادار بمانید. تخیل‌تان را آزاد بگذارید و وجهی از داستان را بنویسید که ذهن و تخیل‌‌تان شما را به سمت آن می‌برد.

معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
توصیه جین‌اسمایل برای مشتاقان‌ رمان‌نویسی



هر رمان نویسی که با او روبرو ‌شدم مشتاق خواندن رمان‌ها بود و خواندن تمام زندگی او بود. برخی مانند جین آوستین مروج عالی خواندن رمان بودند.

افراد زیادی پیش من می آیند و می‌گویند «چنین اتفاقاتی برای ما افتاده و واقعاً جالب است و می‌خواهیم درباره آن رمانی بنویسیم اما نمی‌دانیم چطور؟» آنچه‌ شما برای نوشتن رمان به آن نیاز دارید فقط زندگی نیست بلکه این خواندن رمان ها است که شما را به یک رمان نویس تبدیل می کند. بیشتر رمان نویس‌ها بارها و بارها به زبان رمان‌ها گوش می‌دهند. اگر می‌خواهید یک رمان نویس باشید باید رمان بخوانید و همچنین باید گوش خود را برای زبان توسعه دهید.

هر شخص در جهان، مطالب کافی در زندگی خود دارد تا رمان نویس باشد. نکته مهم این است که باید حساسیت یک رمان نویس را داشته باشید و تنها راهی که می توانید انجام دهید این است که با آشنایی با رمان ها و دوست داشتن آنها و تمایل به نوشتن، یکی از موارد دلخواه خود را خلق کنید.

یکی از دوستان نقاشم به من گفت که گاهی اوقات به موزه می رود و با ترس جلوی یک نقاشی می ایستد و فکر می کند : «من هرگز نمی توانم مثل این کار را انجام دهم.» هیچ رمان نویسی نیست که با عصبانیت در مقابل رمانی بایستد و با خود بگوید : «من هرگز نمی توانم یکی مثل این بنویسم .» هر رمان نویس درباره یک رمان خاص فکر می‌کند: «این بسیار خوب است اما اگر نویسنده فقط این کار یا آن کار را انجام می داد، می توانست خیلی بهتر باشد.»

بنابراین، به محض این که مثلاً آناکارنینا را در دست گرفتید و با خودتان فکر کردید، او باید مواردی را انجام می داد که جایش در داستان خالی است، شما در مسیری قرار دارید که شما را به سمت نوشتن رمان خودتان سوق می‌دهد.

این یک چیز جالب در مورد رمان‌ها است. مهم نیست آن رمان چقدر شهرت داشته باشد، وقتی با آن در اتاق خواب خود در تنهایی می‌نشینید، می‌توانید دربارهٔ آن هر طور می‌خواهید فکر کنید و آن فکر انتقادی و این احساس که آنچه می‌خوانید کاملاً درست نیست، شما را به سمت نوشتن رمان خود‌تان سوق می‌دهد. چنین افکاری باید گرامی داشته شوند.

ترجمه: معصومه حامی دوست

@Writing_lovers
1
من همیشه به داستان‌هایم فکر می‌کنم و این کار مورد علاقه من است. نویسندگان جوان اغلب از من درباره برنامه‌ریزی و نحوه نوشتن‌ احتمالی‌ام سوال می‌کنند؛ اما به نظرم مهم‌ترین چیز داشتن یک روند و یک روتین نویسندگی نیست. روتین فکرکردن و تفکر است که اهمیت دارد. برنامه نوشتن هم مفید است، اما من دست کم به ۱۰۰ ساعت فکر درباره ایده‌هایم نیاز دارم.

فردریک بکمن


@Writing_lovers
Forwarded from ضیما (ضیاء مازندرانی)
«... می‌دونی چیه؟ قبلاً یا خونواده داشتم، یا کار، یا چیز دیگه‌ای
همیشه سدّ راهم بوده
ولی حالا خونه رو فروختم،
یه جایی پیدا کردم، یه جور استودیوی بزرگ، که باید ببینی
چه دلباز و چقدر نورانیه.
اولین باره که تو عمرم یه گوشه‌ای دارم که می‌تونم با خیال راحت
بشینم و وقت کافی داشته باشم تا یه چیزایی بنویسم.»



نه، جان من! اگه چیزی برای نوشتن داشته باشی، نوشتنی‌هات رو می‌نویسی، حتی اگه روزی شونزده‌ساعت هم تو معدن زغال‌سنگ کار کنی
یا
اگه تو یه اتاق فسقلی زندگی کنی با سه تا بچۀ قد و نیم‌قد،
و کمک هزینۀ دولتی،
نوشتنی‌هات رو می‌نویسی حتی اگه یه قسمت از مغزت و بدنت رو منفجر کرده باشن،
نوشتنی‌هات رو می‌نویسی حتی اگه کور باشی
یا فلج
یا مجنون،
نوشتنی‌هات رو می‌نویسی حتی اگه یه گربه داره از کمرت راست بالا می‌ره،
حتی اگه همۀ شهر رو
زلزله
سیل
بمباران
یا حریق
داره نابود می‌کنه.


بله، جان من! هوا و نور و زمان و فضا
هیچ ربطی به قضیه ندارن
و هیچ چیزی به زندگیت اضافه نمی‌کنن
مگر عمر طولانی‌تر تا بگردی و بهانه‌های دیگه‌ای پیدا کنی
برای توجیه «تنبلی»!

● چارلز بوکوفسکی، شاعر آلمانی-آمریکایی (١٩٢٠-١٩٩٤)/ مترجم: وازريك درساهاكيان.

@ZiyaMazandarani