نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
به عقیده تئودور ویسنر ماده داستانی را باید اینطور پیدا کرد:« مشخص کن از چه رنج میبری. رنجی جانکاه که نظرت را راجع به زندگی تغییر داده. از چه رنجیده‌ای چه زمانی و چه کسانی مسبب آن بوده‌اند؟ مهم نیست رنج تو کوچک یا بزرگ، خیلی شخصی و خصوصی و جز اسرار است یا نه، به محض شناختنش دست به کارشو و سعی کن بر پایه شخصیت ها و اعمالشان داستانی بیافرینی.»

وقتی به دنبال مادهٔ داستانی در کمال صداقت به این پرسش ها پاسخ بده: قلبت از چه شکسته، چه‌چیزی کم و بیش به روحت آسیب زده، از چه تا حد مرگ میترسی؟ چه چیزی بیش از همه آزارت می‌دهد یا تو را به وجد می‌آورد؟ اشک تو کی در می‌آید ؟ وقت بگذار و در پاسخ دادن به اینها آزاد نویسی کن. به حافظه‌ات مجال بده تا لحظات حساس زندگی ات را بکاود. از نحوه ترکیب لحظه‌های به ظاهر پراکنده غافل نباش.


از کتاب📚 «اندیشه های نو در رمان نویسی»


@Writing_lovers
یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید بدانید این است که خلاقیت شما چه هنگام اوج می‌گیرد. من دریافتم که این زمان برای من، روشنایی صبح است. نه در روشنایی بودن، بلکه پیش از آن‌که روشنایی برسد آنجا بودن. این، به نحوی، به من توش و توان می‌دهد و تدارک پا نهادن به فضایی است که فقط می‌توانم آن را غیر دنیوی بخوانم و نوعی آمادگی برای درگیر شدن با فضایی مرموز است.

تونی موریسون

@Writing_lovers
موضوع دیگری که باید درباره نوشتن گفت، در مورد تجربه کردن است. من این روزها مشغول خواندن خاطرات مارکز هستم. تکان دهنده است. گاهی کتاب را میبندم و از خودم می پرسم یعنی من هم زندگی کرده ام؟ او تجربیات فراوان و عجیب و غریب و گوناگونی دارد که بیشتر آنها حاصل زندگی مردانه اوست. من خاطرات سیلویا پلات را هم خوانده ام و اینها را با هم مقایسه کرده ام. گذشته از نبوغ این دو آدم و نوع نوشتن و تفاوت هایشان، یک چیزهایی هم دقیقا به جنسیتشان مربوط می شد. اما هر دو این نویسنده ها خارجی هستند. فرض کنید من خیلی هم بااستعداد باشم، وقتی می خواهم بنویسم چقدر تجربه دارم؟ چقدر اجازه تجربه کردن به من داده می‌شود؟ من از این موضوع هم رنج می‌کشم که نمی‌توانم از محدوده‌ای خارج شوم. من حتی نمی‌توانم از سرزمین خودم دورتر بروم؛ نمی‌توانم از اتاق خودم، از - مشکلات دور و بر خودم دور شوم.



فریبا وفی


@Writing_lovers
هر زمان که احساس کردید از زندگی خسته شده اید، شروع به نوشتن کنید: مدتهاست که فهمیده ام نوشتن، جوهر یک داروی عالی برای همه بیماریهای بشری است.


کلایو استپلز لوئیس

@Writing_lovers
صحنه پردازی در داستان


هر صحنه در داستان یعنی یک حادثه. هر صحنه مکانی است که حادثه در آن رخ می‌دهد و باید بتوانید طوری صحنه ها را بنویسید که تک تک آنها به یادماندنی شود و چیزی تروتازه در آن باشد. به صحنه های داستانی‌تان دوباره نگاهی بیندازید و قسمت های ملال آور را حذف کنید.

جیمز اسکات بل
طرح و ساختار رمان

@Writing_lovers
نوشتن یک کتاب داستانی دروغ بافتن به هم است برای خلق حقیقتی بزرگ.



خالد حسینی


@Writing_lovers
حتی در صحنه هایی که شخصیت های موافق و متحد هم حضور دارند، مثلا در صحنه ای که دو شخصیت بایک هدف مشترک‌اند، باید تنش وجود داشته باشد. در غیر اینصورت حاصل کار شما صحنه ای پر از گفتگوهای خسته کننده برای تبادل اطلاعات بین دو نفر خواهدشد. حتی در صحنه های آرام می‌شود افکار و دیدگاههای شخصیت را که بیانگر نگرانی و اضطراب های اوست در صحنه برملا کرد و تنش احساسی صحنه را بالا برد.

جیمز اسکات بل
طرح و ساختار رمان


@Writing_lovers
نوشتن... واقعا سخت است، اما یکی از مهم‌ترین گام‌ها ادامه دادن است. تمام کاری که باید بکنید این است که نوشتن را ادامه دهید. تا زمانی که مرتب بنویسید هیچ چیز نمی‌تواند واقعا به شما آسیب بزند. به غیر از احساس گناه برای ننوشتن. پس به نوشتن ادامه دهید.

شرلی جکسن


@Writing_lovers
برای نوشتن در مکانِ مشرف خودتان بنشینید همان جایی که پیام‌های تله‌پاتیک را در آنجا دریافت می‌کنید. چنین جایی برای من، صندلی آبیِ داخل اتاق کارم است. برای شما ممکن است مبل داخل ایوان، صندلی گهواره‌ای داخل آشپزخانه، و یا حتی تخت‌خوابتان باشد.


استیون کینگ

@Writing_lovers 
توصیه‌های «لی اسمیت» در مورد رمان نویسی :



۱ ) روزنامه ای محلی را یک هفته بخوان. خبر ماجراهایی را که جنبه ی انسانی دارند از روزنامه ببر و به هر یک همچون موضوعی برای نوشتن رمان نگاه کن.


۲ ) در سمساری ها و حراجی ها به دنبال اشیایی بگرد که ممکن است در زندگی گذشته یا حال شخصیت هایت از آنها استفاده شده باشد.


۳ ) فهرستی تهیه کن از ماجراهایی که داستان آنها را در کودکی شنیده ای. یکی از آنها را با صدای راوی آن بنویس. اگر راوی دیگری هم بوده و ماجرا را یکسره طوری دیگری نقل کرده، روایت او را هم بنویس و به امکان بروز تنش های ناشی از وجود تفاوت بین آنها توجه کن.


۴ ) فرض کن شخصیت رمانت برخی از وقایع دوران کودکی خود را فراموش کرده است. ببین که به یادآوردن یکی از آنها چطور ممکن است. داستانی را که درباره ی زندگی او نقل می کنی تحت تاثیر قرار دهد.


۵ ) صحنه ای بنویس که نشان دهد شخصیت در جهانی زندگی می کند که گویی به آن تعلق ندارد.


۶ ) کارهایی را در نظر بگیر که می دانی ممکن است شخصیت هایت در روز خاصی از زندگی خود انجام دهند. صحنه یا اولین فصل را به اتفاقی کاملا متفاوت در آن روز اختصاص بده.


۷ ) آخرین جمله های رمانت را بر کاغذی بنویس و آن را به دیوار سنجاق کن تا بدانی مقصدت کجاست. ناچار نیستی که این آخرین سطور را واقعا در پایان داستانت بیاوری


📚 اندیشه های نو در رمان نویسی

باربارا شوپ

@Writing_lovers
اگر نویسنده‌ای به رغم استعدادش، نوشتن را به دلیل چاپ نشدن رها کند، نویسنده نیست. اراده خلاق بودن، هنرمند را هنرمند می‌کند و این صفت بخشی از تعریف استعداد است.


آندری تارکوفسکی


@Writing_lovers
مسلما کار غریبی است که زندگی ات را صرف این کنی که بنشینی تنها در اتاقی، قلم به دست، ساعت تا ساعت، روز تا روز و سال تا سال و با زحمت بسیار کاغذها را با واژگانی سیاه کنی برای خلق چیزهایی که جز در سر تو در جای دیگری وجود ندارند. اصلا چرا کسی در این دنیا بخواهد دست به چنین کاری بزند؟ تنها پاسخم به این سؤال این است که چون مجبور است و راه دیگری ندارد.



پل استر


@Writing_lovers
بیایید داستان بنویسیم

فوت و فن نوشتن داستان

مهدی میر کیایی

#معرفی_کتاب

@Writing_lovers
خوانش خلاقانه آثار داستانی بزرگ جهان بسیار بیشتر از حضور در کلاس‌های داستان‌نویسی می‌تواند در خدمت نویسندگان جوان باشد. اغلب فکر می‌کنند اگر تکنیک‌ها را بدانند دیگر نویسنده می‌شوند در حالی که گرچه دانستن تکنیک و به ویژه درست به کار بردن آن حیاتی است اما فقط روبنای کار نویسندگی است. زیربنا، توانایی فکر کردن مانند یک نویسنده است.

محمد حسن شهسواری

@Writing_lovers
انتخاب صحنه

انتخاب نوع صحنه های رمان یا همان مواد خام اتفاقها باز از همان چاشنی هایی است که شما به طرح داستان خود می زنید. اما ما هروقت تصمیم می گیریم چیزی بنویسیم، ذهنمان به طور طبیعی به سمت خلق صحنه های تکراری می رود.

برای همین هم لازم است تخیلمان را جوری تربیت کنیم که قبل از اینکه درباره نوشتن صحنه رمانمان تصمیم بگیریم، ذهنمان چندین نوع صحنه پردازی را به ما پیشنهاد بدهد.

این کار را می شود با کمی تأمل و نوشتن فوری فهرستی از صحنه پردازی های احتمالی برای هر اتفاق داستان انجام داد. بعد هم منتظر بمانیم تا چیزی در ذهنمان جرقه بزند.

چنین کاری را حتی می توان در گرما گرم نوشتن یک صحنه هم انجام داد؛ مثلا شاید بخواهید در شروع صحنه ای یک پلیس به در خانه ای هجوم ببرد و با یک آدم خلافکار درگیری مسلحانه پیدا کند و بعد او را بکشد.

اما یک لحظه مکث کنید. آیا نمی‌شود در این صحنه پلیسی کشته شود؟ یا یک آدم بی گناه در خانه؟ یا یک گربه؟ یا اصلا پلیس به خانه هجوم ببرد، ولی ببیند خانه خالی است؟

درباره نوع صحنه پردازی تان فکر کنید و بعد صحنه تان را جوری بنویسید که برای خواننده تازگی داشته باشد.

جیمز اسکات بل

📚طرح و ساختار رمان

@Writing_lovers
یک خواننده خوب، همیشه یک نویسنده خوب نیست، اما یک نویسندهٔ خوب همیشه یک خواننده خوب است.


برونه

@Writing_lovers
برای اینکه‌ یک خواننده معمولی نباشید؛ جیمز اسکات بل در کتاب «طرح و ساختار رمان» دو تمرین مفید پیشنهاد می‌دهد که پرداختن به آن برای نویسنده ثمربخش است و آنها را اینجا به ترتیب برایتان می‌گذارم.



@Writing_lovers