نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نباید مطالعه روزانه را ترک کنیم؛ زیرا بدین وسیله می توانیم از میان ازدحام شتاب آلود زندگی روزمره، لحظه ای آرامش به دست آوریم.

باربارا کینگ


@Writing_lovers
صادق ترین . بی توقع ترین . مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کسی کتاب است.

مارک تواین


@Writing_lovers
برای نویسنده شدن و نویسنده ماندن تنها یک راز وجود دارد: هر روز ۱۵ دقیقه بدون وقفه بنویس.
پرسیلا لانگ


@Writing_lovers
‏اگر فقط می توانستیم به خودمان اجازه ی "بد"نوشتن بدهیم، بسیاری از ما به واقع بسیار خوب می نوشتیم.


جولیا کامرون-حق نوشتن


@Writing_lovers
در مقابل دنیای پر از وقاحتی که او را دربر می‌گرفت، فقط یک سلاح داشت و آن‌هم کتاب‌هایی بود که از کتابخانه به امانت می‌گرفت.

میلان کوندرا



@Writing_lovers
اول بنویسید، سپس ویرایش کنید.

فرآیند نوشتن و ویرایش کردن در دو بخش متفاوت از مغز اتفاق می‌افتد: سمت راست مغز مربوط است به خلاقیت و سمت چپ، مربوط به تحلیل.

برای نوشتن یک متن خوب، لازم است این مراحل را بگذرانید:

۱. طرح اولیه را بدون اینکه چیزی را کم و زیاد کنید بنویسید.

۲. بعد از کامل شدن، مدتی آن را کنار بگذارید.

۳. برای ویرایش، به متن برگردید و الماس را صیقل دهید.

جان موران


@Writing_lovers
سعی کنید به سوال‌ زیر حداقل با ۱۰۰ کلمه جواب دهید:

چرا وقتی در جمع هستم باز هم احساس تنهایی می‌کنم؟


@Writing_lovers
مشکل خیلی از نویسنده ها این است که مدام امروز و فردا می‌کنند. شاید دلیلش این باشد که آنها مجبور نیستند بنویسند، خودتان را مجبور به نوشتن کنید.

جودی دلتون
«مطالعه مرکز خلاقیت هر نویسنده‌ای است.»


استیون کینگ

@Writing_lovers🖌
‍ در تهران وقتی که در اتاقم می‌نشستم، میان نوشتن گاهی یکّه می‌خوردم، دستپاچه می‌شدم. حسی غریب، اطمینان مرا می‌بُرد. به خاطرم می‌گذشت که جای نوشتن جای دیگر است. اما آیا جایی هست که مال من باشد؟ فکر نمی‌کنم. باید از این توقع بی‌پایه گذشت. در اتاق مسافرخانه هم باید شعر گفت. روی نیمکت پارک هم باید قصه نوشت. سختگیری را جای دیگر باید خرج کرد... من سر جایم نیستم؛ ولی کار می‌کنم. و هر روز کار می‌کنم... .

سهراب سپهری، بخشی از نامه به شاهین (هنوز در سفرم، صفحه‌ی 65)

@Writing_lovers🖌
بالاترین لذت نوشتن

همیشه از خواندن مطالب کتابها و مجلات و اصولا هر نوع خواندنی که چیزی به من یاد دهد، حس و حال خوبی داشته‌ام. یادم است در کودکی کف آشپزخانه می نشستم و ساعت‌ها به خواندن مطالب روزنامه های سبزی مشغول می‌شدم.

عکس‌ها، شعرها و مطالب روزنامه با چارچوب منضبطی که داشتند مرا شیفته‌ی خود می‌کرد. کمی که بزرگتر شدم خواندن رمان و کتاب های تخصصی رشته ادبیات جای چنین مطالعه دیوانه‌واری را گرفت.

یکی از بخش های لذت بخش هر مطالعه‌ ام فکر کردن به نویسنده خوشبخت آن کتاب‌ها بود. این فکر به تدریج اشتیاقی سوزان برای نوشتن را در من برانگیخت و باعث شد تا هر روز بخشی از وقتم را به نوشتن اختصاص دهم. نوشتن خاطرات، داستان و تحلیل کتابهایی که می خواندم یا فیلمی که می‌دیدم و موسیقی که می‌شنیدم، همچنین نوشتن از تجربیاتی عجیب و‌غریب که گاهی اوقات با آن مواجه می‌شدم برایم لذت بخش بود.

اما بالاترین لذتم در نوشتن، اوقاتی است که صرف ننوشتن می‌شود. این زمانی است که در آن مشغول یافتن و یا تکمیل موضوع هستم. یعنی زمانی که نوشته نیمه تمام مانده است و به نظر می‌رسد قرار نیست پیش برود‌. آن‌وقت است که آن را کنار می‌گذارم و بلند می‌شوم و در حالی که مشغول انجام دادن کارهای روزانه‌ام هستم، یا در حال پیاده روی و حتی زمانی که دراز کشیده‌ام به ادامه آن فکر می‌کنم.

چنین فاصله ای برای کسی که می‌نویسد ضروری است. فرصتی برای اندیشیدن و‌ مشاهده‌ای دقیق‌تر که خون تازه‌ای به زندگیمان وارد می‌کند و به ذهنمان طراوت و تازگی می‌دهد.

به نظر می‌رسد همه‌کسانی که می‌نویسند، این تجربه ناب را درک کرده‌اند. به طور مثال اکو‌ در «اعترافات رمان‌نویس جوان» درباره‌‌ی اوقاتی که نمی‌نویسد، می‌گوید:« هیچ کس نمی‌داند چه می‌کنم. حتی اعضای خانواده ام فکر می‌کنندبه کارهای مختلف مشغولم؛ ولی همیشه بر روی صید ایده‌ها، تصاویر و کلمات برای داستانم تمرکز کرده‌ام.»

@Writing_lovers🖌
باید فوراً بروم و بنویسم.


وقتی یک نفر شب و روز
جز به ماه به هیچ چیز دیگر فکر نکند،
کم‌کم یک خیال ثابت، خیال ماه،
تمام زندگیش را دربر می‌گیرد.
من هم برای خودم یک ماه دارم،
شب و روز گرفتار یک فکر ثابتم:
این که باید بنویسم،
باید بنویسم، باید …
هنوز یک داستان را تمام نکرده
دومی را شروع می‌کنم،
بعد سومی را،
چهارمی را،
بدون وقفه می‌نویسم.
با عجله پست می‌کنم،
باز می‌نویسم،
نمی‌توانم طور دیگری بنویسم.


مرغ دریایی /آنتوان_چخوف 

@Writing_lovers🖌
نوشتن

اغلب تنها نوشتن، فاصله‌ی بین 
تو و ناممکن است.
جز نوشتن چیزی نجاتت نمی دهد،

دیوارها را در برابر هجوم مغولان استوار نگه می دارد؛
تاریکی را نورانی می کند؛
نوشتن آخرین روان پزشک است،
مهربان ترین خدا بین تمام خدایان است.

نوشتن مرگ را می تاراند،
ترکت نمی کند
و نوشتن می خندد
بر خودش 
بر رنج
آخرین توقع است
آخرین تفسیر
نوشتن تمام این هاست...

چارلز بوکوفسکی


@Writing_lovers🖌
نوشتن، بیرون آمدن از صف مردگان است.

کافکا

@Writing_lovers🖌
👍1
«هر چه بیشتر می‌نویسم ، بیشتر می‌فهمم که نویسندگان سعی دارند در کتاب ‌هایشان چه چیزی به من بگویند.»

هنری میلر

نوشتن عادتی است که بر عادات خواندن‌مان تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود تا با دیدی تازه به سراغ کتابها برویم.

در نوشتن نیاز به اطلاعاتی درباره‌ی انتخاب کلمات، شیوه روایت، چگونگی تاثیر گذاری و بیان مفاهیم داریم.

خواندن کتابها می‌توانند این اطلاعات را در اختیار ما بگذارند و به ما کمک می‌کنند تا با دیدی خریدارانه به سراغ آن‌ها برویم.

از آنجا که مهم ترین عامل تحسین هر نوع اثر هنری انجام دادن آن است، با نوشتن یاد می‌گیرید که هر کتاب را چطور بخوانید.

شما اجازه می‌دهید کلمات آن شما را تکان بدهد و با هر سطر آن به وجد بیایید.

همچنین با عناصر ماندنی تر و نیروبخش‌تری مانند دریافت ها، تفکرات و احساسات یک انسان دیگر آشنا می‌شوید.

در این‌صورت بی آنکه شوق خواندن کتاب در شما کم شود با تمام وجودتان می‌خوانید و از هوشیاری بالایتان در هنگام خواندن کتاب شگفت زده می‌شوید.
@Writing_lovers🖌
فرهنگ با نوشتن حفظ می‌شود. وقتی بخواهند فرهنگ و تمدن را تخریب کنند، کافی است تا نوشتار آن را فاقد ارزش‌های فلسفی نشان دهند.

اکو

@Writing_lovers 🖌
👍1