در تمام دوران جوانیام، بیوقفه مینوشتم، آنچه را نوشته بودم بررسی میکردم، دوباره مینوشتم و آنها را دور می ریختم. در نتیجه میتوانستم روزی یک جمله بنویسم که حسی در آن وجود داشت. لعنت بر این، احساسات همان چیزی است که من در هنر دوست دارم، نه مهارت پنهان کردن احساسات.
جک کرواک
@Writing_lovers
جک کرواک
@Writing_lovers
در پی درخواستهای مکرر علاقهمندان به نویسندگی، دورۀ آنلاین_آفلاین عناصر داستان، کانال «نویسندگی و نوشتن» برگزار میکند:
زمان پنجشنبهها ساعت ۶ عصر
ثبتنام از طریق آیدی زیر:
@Nevis_admin
@Writing_lovers
زمان پنجشنبهها ساعت ۶ عصر
ثبتنام از طریق آیدی زیر:
@Nevis_admin
@Writing_lovers
نوشتن منظم روزانه
به جای اینکه مشخص کنید هر روز چند ساعت کار کنید، تعداد کلماتی را که هر روز باید بنویسید، معین کنید. بیشتر داستان نویسان موفق همین کار را میکنند و سفت و سخت این برنامه را رعایت میکنند. اگر به جای آن زمان خاصی را تعیین کنید ممکن است به راحتی زمانی را که در کلنجار رفتن با جملات و پاراگرافها تلف میشود، هدر برود. شما میتوانید مشخص کنید که هر روز سه ساعت باید بنویسید اما مهم این است که در این سه ساعت چقدر مینویسید. پس به جای تعیین زمان در هر روز، تعداد کلماتی را هر روز مینویسید، مشخص کنید. زمان بندی منظم در نویسندگی یا تعیین میزان کلماتی که هر روز باید بنویسید هنگامی که به عادت تبدیل شود، مفیدترین ابزار شما در حرفه نویسندگی است.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختمان رمان
@Writing_lovers
به جای اینکه مشخص کنید هر روز چند ساعت کار کنید، تعداد کلماتی را که هر روز باید بنویسید، معین کنید. بیشتر داستان نویسان موفق همین کار را میکنند و سفت و سخت این برنامه را رعایت میکنند. اگر به جای آن زمان خاصی را تعیین کنید ممکن است به راحتی زمانی را که در کلنجار رفتن با جملات و پاراگرافها تلف میشود، هدر برود. شما میتوانید مشخص کنید که هر روز سه ساعت باید بنویسید اما مهم این است که در این سه ساعت چقدر مینویسید. پس به جای تعیین زمان در هر روز، تعداد کلماتی را هر روز مینویسید، مشخص کنید. زمان بندی منظم در نویسندگی یا تعیین میزان کلماتی که هر روز باید بنویسید هنگامی که به عادت تبدیل شود، مفیدترین ابزار شما در حرفه نویسندگی است.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختمان رمان
@Writing_lovers
زمانی که مینویسم به عنوان یک نقشه بردار، محقق روانشناسی، فضانورد و ... عمل می کنم و حتی در زمینه هایی که قبلاً به طور کامل کاوش شده است هم کوتاهی بخرج نمیدهم و کنجکاوی میکنم.
ویلیام باروز
@Writing_lovers
ویلیام باروز
@Writing_lovers
داشتن دفتر یادداشت روزانه، کاری مفید و ضروری است. برای یک فرد دوستدار نویسندگی، این دفتر یادداشت گنجینه بزرگی خواهد بود؛ زیرا در آن مطالب مهم و اتفاقاتی که برای یک فرد رخ میدهد، نوشته میشود.
علی اشرف درویشیان
@Writing_lovers
علی اشرف درویشیان
@Writing_lovers
چطور شخصیتهای پیچیدهتری خلق کنیم؟
شخصیتی داستانی را در نظر بگیرید که هدفی جاه طلبانه دارد، او شخصیتی بسیار محبوب و در مد مشهور است و دنبال کنندههای زیادی در شبکههای اجتماعی دارد اما خواسته و تمایل دارد تا شهرت بیشتری بدست بیاورد.
چطور میتوانیم شخصیت پردازی بهتری برای او داشته باشیم ؟ میتوانیم اینگونه شخصیت او را پیچیده کنیم و به آن بعد بدهیم: او شخصیتی بسیار دست و دلباز است و به دوستان و اطرافیانش با مهربانی در زمینه مد مشاوره میدهد در عین حال براساس ظاهر مردم آنها را قضاوت میکند. مهربانی او باعث میشود با او همدل شویم اما بخاطر ضعف شخصیتیاش برایش نگران میشویم. از طرفی او ایدههای هوشمندانه دارد اما آنقدر روی شهرت تمرکز کرده است و با اینکه دنبال کنندههای زیادی دارد، هیچ دوست واقعی ندارد. همین نکات ساده، کمک میکند تا داستانهایی با شخصیتهای گیرا و طرحهایی مهیج تر بنویسیم.
https://www.instagram.com/p/CQ35Ud9Jguw/?utm_medium=share_sheet
شخصیتی داستانی را در نظر بگیرید که هدفی جاه طلبانه دارد، او شخصیتی بسیار محبوب و در مد مشهور است و دنبال کنندههای زیادی در شبکههای اجتماعی دارد اما خواسته و تمایل دارد تا شهرت بیشتری بدست بیاورد.
چطور میتوانیم شخصیت پردازی بهتری برای او داشته باشیم ؟ میتوانیم اینگونه شخصیت او را پیچیده کنیم و به آن بعد بدهیم: او شخصیتی بسیار دست و دلباز است و به دوستان و اطرافیانش با مهربانی در زمینه مد مشاوره میدهد در عین حال براساس ظاهر مردم آنها را قضاوت میکند. مهربانی او باعث میشود با او همدل شویم اما بخاطر ضعف شخصیتیاش برایش نگران میشویم. از طرفی او ایدههای هوشمندانه دارد اما آنقدر روی شهرت تمرکز کرده است و با اینکه دنبال کنندههای زیادی دارد، هیچ دوست واقعی ندارد. همین نکات ساده، کمک میکند تا داستانهایی با شخصیتهای گیرا و طرحهایی مهیج تر بنویسیم.
https://www.instagram.com/p/CQ35Ud9Jguw/?utm_medium=share_sheet
Instagram
Instagram
در زندگی شما لحظهای میرسد که باید خواندن کتابهای دیگران را متوقف کنید و شروع به نوشتن کتاب خود کنید.
آلبرت انیشتین
@Writing_lovers
آلبرت انیشتین
@Writing_lovers
در دوره ای که داستان هایم را بیرون می دادم خیلی سال بود که می نوشتم. به من پاره کردن را یاد داده بودند. اینجا پاره کردن معنی ندارد. ادبیات یعنی نوشتن. برای این کار می نویسم و چیزی از خودم به جا می گذارم که آن جهان موازی خودم را ساخته باشم. مهم نوشتن است و تمام دردی که ما داریم این است که ما نمی نویسیم.
احمد محمود
@Writing_lovers
احمد محمود
@Writing_lovers
Forwarded from بیاض | عاطفه طیّه (عاطفه طیّه)
دو زن، دو قصه
روزبهروز به تعداد نویسندگان زن افزوده میشود و چه بهتر! در بیست سال اخیر سعی کردهام تا حد ممکن پیگیر باشم و دستکم آثار نویسندگان مشهور را بخوانم. گاه پراکندهگوییهایی بودهاند با عناوین زرد و دهنپرکن که به مرز روایت هم نزدیک نشده بودهاند، گاهی هم کارهایی بودهاند کارستان که بیمداهنه مـایهٔ مباهاتند و موجب دلگرمی. آنچه اهمیت دارد این است که این کارخانه دارد کار میکند و گسترش مییابد و گاه کالاهایی بسیار ارجمند تولید میکند.
بین رمانهایی که این سالها از نویسندگان زن خواندهام دو تا را بسیار پسندیدهام. یکی «از شیطان آموخت و سوزاند» اثر فرخنده آقایی، دیگر هم «پیاده» از بلقیس سلیمانی.
شخصیت اصلی رمان خانم آقایی زنیست مطلقه که تنگدست و تنها، از اینجا رانده و از آنجا مانده، در شهر بیدروپیکر تهران دنبال لقمهٔ نانی میگردد و سقفی امن که شب را سحر کند. زنی کارآمد، باتجربه و دستوپادار، با طبعی بلند که زیر آسمان بیرحم تهران نه شخصیت خوبش به کار میآید، نه هنرهایش.
شخصیت اصلی رمان خانم سلیمانی برعکس رمان خانم آقایی زنیست بیدستوپا، ساده و بیسواد که با شوهرش به تهران آمده؛ پس از به زندان افتادن مردش و متارکهٔ اجباری، دارد در این شهر بیسروصاحب، از ایندر به آندر میزند و برای زنده ماندن تلاش میکند. کسوکار بیچیز و ساده و زودباورش که کسوکاری هم نیستند، همدست شوهر نافهمش به او تهمت زدهاند و از خود راندهاند که برود هر جا، سرش را بگذارد و بمیرد.
زن کاربلد و بلندنظر و باهنر رمان خانم آقایی و زن نادان و شکمو و چشمودلناسیر رمان خانم سلیمانی اگرچه دو شخصیت مختلف دارند ولی در رهاشدگی شبیه به همند، هر دو روزبهروز چشموگوششان بازتر میشود، دنیا و کسوناکسش را بینقابتر میبینند و قانون جنگل را بهتر یاد میگیرند. آنها شکستخورده، تحقیر شده، تجاوز دیده، رکب خورده، گرسنه مانده، هر دو از سویدای دل یک چیز را میخواهند؛ زندگی.
دو رمان روایتی گرم و جاندار دارند با جزئیات دقیق داستانی و تصاویر دریادماندنی. این زنان را ببینید. زنان رها شده...
(از شیطان آموخت و سوزاند، فرخنده آقایی، انتشارات ققنوس، چاپ چهارم، ۱۳۹۸)
(پیاده، بلقیس سلیمانی، نشر چشمه، ۱۳۹۷)
@atefeh_tayyeh
روزبهروز به تعداد نویسندگان زن افزوده میشود و چه بهتر! در بیست سال اخیر سعی کردهام تا حد ممکن پیگیر باشم و دستکم آثار نویسندگان مشهور را بخوانم. گاه پراکندهگوییهایی بودهاند با عناوین زرد و دهنپرکن که به مرز روایت هم نزدیک نشده بودهاند، گاهی هم کارهایی بودهاند کارستان که بیمداهنه مـایهٔ مباهاتند و موجب دلگرمی. آنچه اهمیت دارد این است که این کارخانه دارد کار میکند و گسترش مییابد و گاه کالاهایی بسیار ارجمند تولید میکند.
بین رمانهایی که این سالها از نویسندگان زن خواندهام دو تا را بسیار پسندیدهام. یکی «از شیطان آموخت و سوزاند» اثر فرخنده آقایی، دیگر هم «پیاده» از بلقیس سلیمانی.
شخصیت اصلی رمان خانم آقایی زنیست مطلقه که تنگدست و تنها، از اینجا رانده و از آنجا مانده، در شهر بیدروپیکر تهران دنبال لقمهٔ نانی میگردد و سقفی امن که شب را سحر کند. زنی کارآمد، باتجربه و دستوپادار، با طبعی بلند که زیر آسمان بیرحم تهران نه شخصیت خوبش به کار میآید، نه هنرهایش.
شخصیت اصلی رمان خانم سلیمانی برعکس رمان خانم آقایی زنیست بیدستوپا، ساده و بیسواد که با شوهرش به تهران آمده؛ پس از به زندان افتادن مردش و متارکهٔ اجباری، دارد در این شهر بیسروصاحب، از ایندر به آندر میزند و برای زنده ماندن تلاش میکند. کسوکار بیچیز و ساده و زودباورش که کسوکاری هم نیستند، همدست شوهر نافهمش به او تهمت زدهاند و از خود راندهاند که برود هر جا، سرش را بگذارد و بمیرد.
زن کاربلد و بلندنظر و باهنر رمان خانم آقایی و زن نادان و شکمو و چشمودلناسیر رمان خانم سلیمانی اگرچه دو شخصیت مختلف دارند ولی در رهاشدگی شبیه به همند، هر دو روزبهروز چشموگوششان بازتر میشود، دنیا و کسوناکسش را بینقابتر میبینند و قانون جنگل را بهتر یاد میگیرند. آنها شکستخورده، تحقیر شده، تجاوز دیده، رکب خورده، گرسنه مانده، هر دو از سویدای دل یک چیز را میخواهند؛ زندگی.
دو رمان روایتی گرم و جاندار دارند با جزئیات دقیق داستانی و تصاویر دریادماندنی. این زنان را ببینید. زنان رها شده...
(از شیطان آموخت و سوزاند، فرخنده آقایی، انتشارات ققنوس، چاپ چهارم، ۱۳۹۸)
(پیاده، بلقیس سلیمانی، نشر چشمه، ۱۳۹۷)
@atefeh_tayyeh
یک نویسنده فقط وقتی می نویسد، نوشتن را یاد میگیرد. کلمات باید روی کاغذ بیایند، حتی اگر او از آنها ناراضی باشد. مطمئناً او نمیتواند در ابتدای کار فقط با نگاه کردن بهکاغذ خالی یک پیشنهاد کاملاً مناسب به دست آورد.
پل جانسون
@Writing_lovers
پل جانسون
@Writing_lovers
Fossils (From the "Ammonite" Soundtrack)
Dustin O'Halloran
🎵هیچکس به من نوشتن را یاد نداده. پس چگونه یاد گرفتم بنویسم؟ از گوش دادن به موسیقی
موراکامی
@Writing_lovers
موراکامی
@Writing_lovers
برگزیدگان فراخوان «خاطره نویسی» کانال نویسندگی و نوشتن| تابستان ۱۴۰۰
⭐️ مصطفی پرنیان. تهران. خواهرم آنه.
⭐️ هاجر حسنوند. الشتر لرستان. رویای ما در سقف.
⭐️ عبدالله قُلیان عسکری. بهشهر مازندران. خانه گاله به سر.
⭐️ آلا اسماعیلی. زاهدان. غریبه بیبازگشت.
@Writing_lovers
⭐️ مصطفی پرنیان. تهران. خواهرم آنه.
⭐️ هاجر حسنوند. الشتر لرستان. رویای ما در سقف.
⭐️ عبدالله قُلیان عسکری. بهشهر مازندران. خانه گاله به سر.
⭐️ آلا اسماعیلی. زاهدان. غریبه بیبازگشت.
@Writing_lovers