نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
موقعیت هایی برای نوشتن


خواب‌ و رؤیا

از چرت بعد ازظهر چشمم را که باز کردم این ترکیب توی ذهنم آمد: «شلاق قمارباز سیاه». نمی‌دانم‌‌چه مفهومی دارد یا چرا به ذهنم خطور کرده! یادداشتش می‌کنم. دو ساعت بعد تصمیم می‌گیرم کاملش‌ترش کنم. شلاق قمارباز سیاه ژله‌ای... شاید چند روز دیگر بشود چند صفت دیگر به آن اضافه کرد و برایش داستانهایی ساخت. یک مجموعه داستان درباره قمارباز سیاه و ماجرای شلاقش. یا ماجرای ژله ای شدنش. 


تصویرها

لئوناردو داوینچی تصاویر مختلف را در ابرها و خطوط سیمانی جستجو می‌کرد و آنها را در دفترش یادداشت می‌کرد. او معتقد بوداینکار برای خلاقیت خوب است:

در دستشویی یک جوجه تیغی است. با شلنگ رویش آب می‌ریزم، شکلش تغییر می‌کند به یک خرس تبدیل می‌شود که از توی کوزه عسل می‌خورد. بعد هم می‌شود کلم بروکلی و بعد تبدیل به یک خرس بزرگ قهوه‌ای و آخرش هم پروانه می‌شود. فهمیدم کنارش یک جادوگر زندگی می‌کند. یک تصویر می‌تواند هزار چیز باشد. یک برگ می‌تواند گربه باشد. یک دوچرخه می‌تواند تبدیل به پروانه شود و هزاران وضعیت را تجربه کنند. 


استعاره

لحظات کوتاه می‌توانند همچون استعاره‌ای در دل همه لحظه‌های دیگر وارد شوند. زیبایی و شادی‌ای که همچون برق آسمان، گذرا ظاهر می‌شود و تاریکی را برای لحظاتی کنار می‌زند. ما توان نادیده گرفتنش را نداریم و در مقابل هجومش به زانو در می‌آییم. باید آن را به صورت یک استعاره کوچک برداری و در جیبت بگذاری و در مواجهه با روزمرگی ها نگاهی به آن بیندازی و گاهی هم با سرانگشتانت لمسش کنی.

مردن از فرط لذت چیزی بود که میشل فوکو آرزویش را داشت. این ایده را توماس مان هم در کتاب «مرگ در ونیز» به صورت مرگ در برابر زیبایی مطرح می‌کند. ایده من اما‌ به کلی متفاوت از آن است.

اگر قدرت داشته باشیم تا ایده خودمان را بسط و پرورش دهیم، شانس آن را پیدا می‌کنیم که به نویسنده خوبی تبدیل شویم. 


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
یک بار از ویلیام سارویان، که رمان‌هایش بیش از هر نویسنده‌ای شور و حال دارد، پرسیدند:« اسم رمان ‌بعدی تان چیست؟» سارویان جواب ‌داد:«من هنوز نه نام آن را می‌دانم و نه می‌دانم طرح آن چیست. من فقط یک ماشین تحریر و چند تا کاغذ سفید دارم و خودم را. با اینها رمان تازه ام را می‌نویسم.»

برای همین آثار سارویان این قدر تر و تازه به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد او به این توصیه قدیمی رضایت نمی‌داد که می‌گوید:«درباره همان چیزی بنویس که می‌دانی» چون او از همان اول متوجه شده بود که کلید خلق اثری نو و تازه این است که درباره همان شخصیتی بنویسی که هستی.

با این حال مراقب یک چیز باشید؛ نوشتن درباره همان شخصیتی که هستید معنی‌اش این نیست که زندگی نامه‌تان را بنویسید بلکه به این معناست که نگاهی دقیق به درون خود بیندازید و از خلق کلیشه‌ها و شخصیت های قالبی دوری کنید.

جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختار رمان
محسن سلیمانی

@Writing_lovers
در تمام دوران جوانی‌ام، بی‌وقفه می‌نوشتم، آنچه را نوشته بودم بررسی می‌کردم، دوباره می‌نوشتم و آنها را دور می ریختم. در نتیجه می‌توانستم روزی یک جمله بنویسم که حسی در آن وجود داشت. لعنت بر این، احساسات همان چیزی است که من در هنر دوست دارم، نه مهارت پنهان کردن احساسات.


جک کرواک

@Writing_lovers
در پی درخواست‌های مکرر علاقه‌مندان به نویسندگی، دورۀ آنلاین_آفلاین عناصر داستان، کانال «نویسندگی و نوشتن» برگزار می‌کند:

زمان پنجشنبه‌ها ساعت ۶ عصر

ثبت‌نام از طریق آیدی زیر:

@Nevis_admin


@Writing_lovers
4_5942992083366185956.mkv
40.1 MB
پیشنهادهایی برای روایت داستان

جویس کارول اوتس

@Writing_lovers
شعر بخوان و داستانت را بنویس.


هوشنگ گلشیری



@Writing_lovers
قدرت باورنکردنی همه رنگ‌ها را مجسم کن.


گوستاو یونگ


@Writing_lovers
نوشتن منظم روزانه


به جای اینکه مشخص کنید هر روز چند ساعت کار کنید، تعداد کلماتی را که هر روز باید بنویسید، معین کنید. بیشتر داستان نویسان موفق همین کار را می‌کنند و سفت و سخت این برنامه را رعایت می‌کنند. اگر به جای آن زمان خاصی را تعیین کنید ممکن است به راحتی زمانی را که در کلنجار رفتن با جملات و پاراگراف‌ها تلف می‌شود، هدر برود. شما می‌توانید مشخص کنید که هر روز سه ساعت باید بنویسید اما مهم این است که در این سه ساعت چقدر می‌نویسید. پس به جای تعیین زمان در هر روز، تعداد کلماتی را هر روز می‌نویسید، مشخص کنید. زمان بندی منظم در نویسندگی یا تعیین میزان کلماتی که هر روز باید بنویسید هنگامی که به عادت تبدیل شود، مفیدترین ابزار شما در حرفه نویسندگی است.


جیمز اسکات بل

📚طرح و ساختمان رمان

@Writing_lovers
نه مقاله درباره دانته

خورخه لوئیس بورخس

#معرفی_کتاب

@Writing_lovers
زمانی که می‌نویسم به عنوان یک نقشه بردار، محقق روانشناسی، فضانورد و ... عمل می کنم و حتی در زمینه هایی که قبلاً به طور کامل کاوش شده است هم کوتاهی بخرج نمی‌دهم و کنجکاوی می‌کنم.

ویلیام باروز

@Writing_lovers
داشتن دفتر یادداشت روزانه، کاری مفید و ضروری است. برای یک فرد دوستدار نویسندگی، این دفتر یادداشت گنجینه بزرگی خواهد بود؛ زیرا در آن مطالب مهم و اتفاقاتی که برای یک فرد رخ می‌دهد، نوشته می‌شود.


علی اشرف درویشیان


@Writing_lovers
سیصد و پنجاه کلمه تر و تمیز

جیمز اسکات بل

📚طرح و ساختار رمان

@Writing_lovers
چطور شخصیت‌های پیچیده‌تری خلق کنیم؟


شخصیتی داستانی را در نظر بگیرید که هدفی جاه طلبانه دارد، او شخصیتی بسیار محبوب و در مد مشهور است و دنبال کننده‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی دارد اما خواسته و تمایل دارد تا شهرت بیشتری بدست بیاورد.

چطور می‌توانیم شخصیت پردازی بهتری برای او داشته باشیم ؟ می‌توانیم اینگونه شخصیت او را پیچیده کنیم و به آن بعد بدهیم: او شخصیتی بسیار دست و دلباز است و به دوستان و اطرافیانش با مهربانی در زمینه مد مشاوره می‌دهد در عین حال براساس ظاهر مردم آنها را قضاوت می‌کند. مهربانی او باعث می‌شود با او همدل شویم اما بخاطر ضعف شخصیتی‌اش برایش نگران می‌شویم. از طرفی او ایده‌های هوشمندانه دارد اما آنقدر روی شهرت تمرکز کرده است و با اینکه دنبال کننده‌های زیادی دارد، هیچ دوست واقعی ندارد. همین نکات ساده، کمک می‌کند تا داستان‌هایی با شخصیت‌های گیرا و طرح‌‌هایی مهیج تر بنویسیم.
https://www.instagram.com/p/CQ35Ud9Jguw/?utm_medium=share_sheet
در زندگی شما لحظه‌ای می‌رسد که باید خواندن کتاب‌های دیگران را متوقف کنید و شروع به نوشتن کتاب خود کنید.



آلبرت انیشتین

@Writing_lovers
در دوره ای که داستان هایم را بیرون می دادم خیلی سال بود که می نوشتم. به من پاره کردن را یاد داده بودند. اینجا پاره کردن معنی ندارد. ادبیات یعنی نوشتن. برای این کار می نویسم و چیزی از خودم به جا می گذارم که آن جهان موازی خودم را ساخته باشم. مهم نوشتن است و تمام دردی که ما داریم این است که ما نمی نویسیم.

احمد محمود

@Writing_lovers
Forwarded from بیاض | عاطفه طیّه (عاطفه طیّه)
دو زن، دو قصه

روز‌به‌روز به تعداد نویسندگان زن افزوده می‌شود و چه بهتر! در بیست سال اخیر سعی کرده‌ام تا حد ممکن پی‌گیر باشم و دست‌کم آثار نویسندگان مشهور را بخوانم. گاه پراکنده‌گویی‌هایی بوده‌‌اند با عناوین زرد و دهن‌پرکن که به مرز روایت هم نزدیک نشده بوده‌اند، گاهی هم کارهایی بوده‌اند کارستان که بی‌مداهنه مـایهٔ مباهاتند و موجب دلگرمی. آنچه اهمیت دارد این است که این کارخانه دارد کار می‌کند و گسترش می‌یابد و گاه کالاهایی بسیار ارجمند تولید می‌کند.

بین رمان‌هایی که این سال‌ها از نویسندگان زن خوانده‌ام دو تا را بسیار پسندیده‌ام. یکی «از شیطان آموخت و سوزاند» اثر فرخنده آقایی، دیگر هم «پیاده» از بلقیس سلیمانی.

شخصیت اصلی رمان خانم آقایی زنی‌ست مطلقه که تنگ‌دست و تنها، از اینجا رانده و از آنجا مانده، در شهر بی‌دروپیکر تهران دنبال لقمهٔ نانی می‌گردد و سقفی امن که شب را سحر کند. زنی کارآمد، باتجربه و دست‌وپادار، با طبعی بلند که زیر آسمان بی‌رحم تهران نه شخصیت خوبش به کار می‌آید، نه هنرهایش.

شخصیت اصلی رمان خانم سلیمانی برعکس رمان خانم آقایی زنی‌ست بی‌دست‌وپا، ساده و بی‌سواد که با شوهرش به تهران آمده؛ پس از به زندان افتادن مردش و متارکهٔ اجباری، دارد در این شهر بی‌سروصاحب، از این‌در به آن‌در می‌زند و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. کس‌وکار بی‌چیز و ساده و زودباورش که کس‌وکاری هم نیستند، هم‌دست شوهر نافهمش به او تهمت زده‌اند و از خود رانده‌اند که برود هر جا، سرش را بگذارد و بمیرد.

زن کاربلد و بلندنظر و باهنر رمان خانم آقایی و زن نادان و شکمو و چشم‌ودل‌ناسیر رمان خانم سلیمانی اگرچه دو شخصیت مختلف دارند ولی در رهاشدگی شبیه به همند، هر دو روزبه‌روز چشم‌وگوششان بازتر می‌شود، دنیا و کس‌وناکسش را بی‌نقاب‌تر می‌بینند و قانون جنگل را بهتر یاد می‌گیرند. آن‌ها شکست‌خورده، تحقیر شده، تجاوز دیده، رکب خورده، گرسنه مانده، هر دو از سویدای دل یک چیز را می‌خواهند؛ زندگی.

دو رمان روایتی گرم و جاندار دارند با جزئیات دقیق داستانی و تصاویر دریاد‌ماندنی. این زنان را ببینید. زنان رها شده...

(از شیطان آموخت و سوزاند، فرخنده آقایی، انتشارات ققنوس، چاپ چهارم، ۱۳۹۸)

(پیاده، بلقیس سلیمانی، نشر چشمه، ۱۳۹۷)

@atefeh_tayyeh