Forwarded from دَردِلنِگاشتگان (Sepehr Soleyman)
شبی در اتاقم
از دلشکستگیِ تنهایی و رنج بیهمصحبتی، به دنبال فرار میگشتم.
مست تماشای نقاشیهای ایرانی بودم،
و به دکلمه شاملو گوش میدادم. ناگهان در خیابان نوازندهای سوزناکترین لالایی بشر را با سازش نواخت
و از جماع ناخواستهی این سه اثیریِ آدمتکانده، اندیشهی اینجا متولد شد...
کانال من...
دردلنگاشتگان، شوربای شعر، واژه، آشفتگی و نوا...
https://t.me/dardelnegashtegan
از دلشکستگیِ تنهایی و رنج بیهمصحبتی، به دنبال فرار میگشتم.
مست تماشای نقاشیهای ایرانی بودم،
و به دکلمه شاملو گوش میدادم. ناگهان در خیابان نوازندهای سوزناکترین لالایی بشر را با سازش نواخت
و از جماع ناخواستهی این سه اثیریِ آدمتکانده، اندیشهی اینجا متولد شد...
کانال من...
دردلنگاشتگان، شوربای شعر، واژه، آشفتگی و نوا...
https://t.me/dardelnegashtegan
Telegram
دَردِلنِگاشتگان
شوربای شعر، واژه، آشفتگی و نوا
@Sepehrsoleyman
@Sepehrsoleyman
تجربه جهان از راه گوش، برای نویسنده اهمیت زیادی دارد. موسیقی کمک میکند تا چیزها را پردازش کنیم و احساسات ناگفتهمان را بیان کنیم. علاوه بر این گوش دادن به کتابهای صوتی میتواند برای تمرکز مفید باشد. از آخرین باری که کتاب صوتی گوش دادهام زمان زیادی میگذرد. امروز دوباره یک بخش از کتاب «جوانی پاتریک مودیانو» را شنیدم. واقعا تجربه متفاوتی است. آیا گوش دادن به کتابهای صوتی جایی در برنامههای هفتگی یا ماهیانه شما دارد؟ عنوان آخرین کتاب صوتی که گوش دادید چه بود؟
نشانی در صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CQdQ55_h-We/?utm_medium=share_sheet
نشانی در صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CQdQ55_h-We/?utm_medium=share_sheet
نوشتن ( یعنی خود را نویسنده در نظر گرفتن) چیزی دارد که بر نحوه فکر کردن و ناگزیر نحوه بیانمان تأثیر میگذارد. نوشتن به نویسنده اجازه نشخوار کردن و خیالبافی میدهد و بخشهای بزرگتری از مغز را درگیر میکند. استفاده از قلم بجای تایپ کامپیوتری هم بخشهای متفاوتی از مغز را فعال میکند. شاید ماجرا این است که وقتی مینویسیم، جریان فکر تغییر میکند و باعث آزاد شدن جملاتی میشود که در کرانههای آگاهیمان، پنهان بودهاند. انگار ریتمی در نوشتن هست که نتهای ناشنیده را به چنگ میآورد.
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
@Writing_lovers
بهترین نصیحتی که در اوایل کارم به من شد، این بود که تا زمانی که جوان هستم و نوشتن هنوز الهام بخش است، تکنیک را یاد بگیرم، چون بعدا الهام از بین خواهد رفت و تکنیک برای جبران غیبت آن مورد نیاز است. اگر به موقع متوجه این موضوع نشده بودم، الان نمیتوانستم ساختار را از پیش تصور کنم. ساختار یک مسئله کاملا فنی است، و اگر در ابتدای سفر نوشتاریتان با آن برخورد نکنید، دیر خواهد شد.
گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
موقعیت هایی برای نوشتن
خواب و رؤیا
از چرت بعد ازظهر چشمم را که باز کردم این ترکیب توی ذهنم آمد: «شلاق قمارباز سیاه». نمیدانمچه مفهومی دارد یا چرا به ذهنم خطور کرده! یادداشتش میکنم. دو ساعت بعد تصمیم میگیرم کاملشترش کنم. شلاق قمارباز سیاه ژلهای... شاید چند روز دیگر بشود چند صفت دیگر به آن اضافه کرد و برایش داستانهایی ساخت. یک مجموعه داستان درباره قمارباز سیاه و ماجرای شلاقش. یا ماجرای ژله ای شدنش.
تصویرها
لئوناردو داوینچی تصاویر مختلف را در ابرها و خطوط سیمانی جستجو میکرد و آنها را در دفترش یادداشت میکرد. او معتقد بوداینکار برای خلاقیت خوب است:
در دستشویی یک جوجه تیغی است. با شلنگ رویش آب میریزم، شکلش تغییر میکند به یک خرس تبدیل میشود که از توی کوزه عسل میخورد. بعد هم میشود کلم بروکلی و بعد تبدیل به یک خرس بزرگ قهوهای و آخرش هم پروانه میشود. فهمیدم کنارش یک جادوگر زندگی میکند. یک تصویر میتواند هزار چیز باشد. یک برگ میتواند گربه باشد. یک دوچرخه میتواند تبدیل به پروانه شود و هزاران وضعیت را تجربه کنند.
استعاره
لحظات کوتاه میتوانند همچون استعارهای در دل همه لحظههای دیگر وارد شوند. زیبایی و شادیای که همچون برق آسمان، گذرا ظاهر میشود و تاریکی را برای لحظاتی کنار میزند. ما توان نادیده گرفتنش را نداریم و در مقابل هجومش به زانو در میآییم. باید آن را به صورت یک استعاره کوچک برداری و در جیبت بگذاری و در مواجهه با روزمرگی ها نگاهی به آن بیندازی و گاهی هم با سرانگشتانت لمسش کنی.
مردن از فرط لذت چیزی بود که میشل فوکو آرزویش را داشت. این ایده را توماس مان هم در کتاب «مرگ در ونیز» به صورت مرگ در برابر زیبایی مطرح میکند. ایده من اما به کلی متفاوت از آن است.
اگر قدرت داشته باشیم تا ایده خودمان را بسط و پرورش دهیم، شانس آن را پیدا میکنیم که به نویسنده خوبی تبدیل شویم.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
خواب و رؤیا
از چرت بعد ازظهر چشمم را که باز کردم این ترکیب توی ذهنم آمد: «شلاق قمارباز سیاه». نمیدانمچه مفهومی دارد یا چرا به ذهنم خطور کرده! یادداشتش میکنم. دو ساعت بعد تصمیم میگیرم کاملشترش کنم. شلاق قمارباز سیاه ژلهای... شاید چند روز دیگر بشود چند صفت دیگر به آن اضافه کرد و برایش داستانهایی ساخت. یک مجموعه داستان درباره قمارباز سیاه و ماجرای شلاقش. یا ماجرای ژله ای شدنش.
تصویرها
لئوناردو داوینچی تصاویر مختلف را در ابرها و خطوط سیمانی جستجو میکرد و آنها را در دفترش یادداشت میکرد. او معتقد بوداینکار برای خلاقیت خوب است:
در دستشویی یک جوجه تیغی است. با شلنگ رویش آب میریزم، شکلش تغییر میکند به یک خرس تبدیل میشود که از توی کوزه عسل میخورد. بعد هم میشود کلم بروکلی و بعد تبدیل به یک خرس بزرگ قهوهای و آخرش هم پروانه میشود. فهمیدم کنارش یک جادوگر زندگی میکند. یک تصویر میتواند هزار چیز باشد. یک برگ میتواند گربه باشد. یک دوچرخه میتواند تبدیل به پروانه شود و هزاران وضعیت را تجربه کنند.
استعاره
لحظات کوتاه میتوانند همچون استعارهای در دل همه لحظههای دیگر وارد شوند. زیبایی و شادیای که همچون برق آسمان، گذرا ظاهر میشود و تاریکی را برای لحظاتی کنار میزند. ما توان نادیده گرفتنش را نداریم و در مقابل هجومش به زانو در میآییم. باید آن را به صورت یک استعاره کوچک برداری و در جیبت بگذاری و در مواجهه با روزمرگی ها نگاهی به آن بیندازی و گاهی هم با سرانگشتانت لمسش کنی.
مردن از فرط لذت چیزی بود که میشل فوکو آرزویش را داشت. این ایده را توماس مان هم در کتاب «مرگ در ونیز» به صورت مرگ در برابر زیبایی مطرح میکند. ایده من اما به کلی متفاوت از آن است.
اگر قدرت داشته باشیم تا ایده خودمان را بسط و پرورش دهیم، شانس آن را پیدا میکنیم که به نویسنده خوبی تبدیل شویم.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
یک بار از ویلیام سارویان، که رمانهایش بیش از هر نویسندهای شور و حال دارد، پرسیدند:« اسم رمان بعدی تان چیست؟» سارویان جواب داد:«من هنوز نه نام آن را میدانم و نه میدانم طرح آن چیست. من فقط یک ماشین تحریر و چند تا کاغذ سفید دارم و خودم را. با اینها رمان تازه ام را مینویسم.»
برای همین آثار سارویان این قدر تر و تازه به نظر میرسد. به نظر میرسد او به این توصیه قدیمی رضایت نمیداد که میگوید:«درباره همان چیزی بنویس که میدانی» چون او از همان اول متوجه شده بود که کلید خلق اثری نو و تازه این است که درباره همان شخصیتی بنویسی که هستی.
با این حال مراقب یک چیز باشید؛ نوشتن درباره همان شخصیتی که هستید معنیاش این نیست که زندگی نامهتان را بنویسید بلکه به این معناست که نگاهی دقیق به درون خود بیندازید و از خلق کلیشهها و شخصیت های قالبی دوری کنید.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختار رمان
محسن سلیمانی
@Writing_lovers
برای همین آثار سارویان این قدر تر و تازه به نظر میرسد. به نظر میرسد او به این توصیه قدیمی رضایت نمیداد که میگوید:«درباره همان چیزی بنویس که میدانی» چون او از همان اول متوجه شده بود که کلید خلق اثری نو و تازه این است که درباره همان شخصیتی بنویسی که هستی.
با این حال مراقب یک چیز باشید؛ نوشتن درباره همان شخصیتی که هستید معنیاش این نیست که زندگی نامهتان را بنویسید بلکه به این معناست که نگاهی دقیق به درون خود بیندازید و از خلق کلیشهها و شخصیت های قالبی دوری کنید.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختار رمان
محسن سلیمانی
@Writing_lovers
در تمام دوران جوانیام، بیوقفه مینوشتم، آنچه را نوشته بودم بررسی میکردم، دوباره مینوشتم و آنها را دور می ریختم. در نتیجه میتوانستم روزی یک جمله بنویسم که حسی در آن وجود داشت. لعنت بر این، احساسات همان چیزی است که من در هنر دوست دارم، نه مهارت پنهان کردن احساسات.
جک کرواک
@Writing_lovers
جک کرواک
@Writing_lovers
در پی درخواستهای مکرر علاقهمندان به نویسندگی، دورۀ آنلاین_آفلاین عناصر داستان، کانال «نویسندگی و نوشتن» برگزار میکند:
زمان پنجشنبهها ساعت ۶ عصر
ثبتنام از طریق آیدی زیر:
@Nevis_admin
@Writing_lovers
زمان پنجشنبهها ساعت ۶ عصر
ثبتنام از طریق آیدی زیر:
@Nevis_admin
@Writing_lovers
نوشتن منظم روزانه
به جای اینکه مشخص کنید هر روز چند ساعت کار کنید، تعداد کلماتی را که هر روز باید بنویسید، معین کنید. بیشتر داستان نویسان موفق همین کار را میکنند و سفت و سخت این برنامه را رعایت میکنند. اگر به جای آن زمان خاصی را تعیین کنید ممکن است به راحتی زمانی را که در کلنجار رفتن با جملات و پاراگرافها تلف میشود، هدر برود. شما میتوانید مشخص کنید که هر روز سه ساعت باید بنویسید اما مهم این است که در این سه ساعت چقدر مینویسید. پس به جای تعیین زمان در هر روز، تعداد کلماتی را هر روز مینویسید، مشخص کنید. زمان بندی منظم در نویسندگی یا تعیین میزان کلماتی که هر روز باید بنویسید هنگامی که به عادت تبدیل شود، مفیدترین ابزار شما در حرفه نویسندگی است.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختمان رمان
@Writing_lovers
به جای اینکه مشخص کنید هر روز چند ساعت کار کنید، تعداد کلماتی را که هر روز باید بنویسید، معین کنید. بیشتر داستان نویسان موفق همین کار را میکنند و سفت و سخت این برنامه را رعایت میکنند. اگر به جای آن زمان خاصی را تعیین کنید ممکن است به راحتی زمانی را که در کلنجار رفتن با جملات و پاراگرافها تلف میشود، هدر برود. شما میتوانید مشخص کنید که هر روز سه ساعت باید بنویسید اما مهم این است که در این سه ساعت چقدر مینویسید. پس به جای تعیین زمان در هر روز، تعداد کلماتی را هر روز مینویسید، مشخص کنید. زمان بندی منظم در نویسندگی یا تعیین میزان کلماتی که هر روز باید بنویسید هنگامی که به عادت تبدیل شود، مفیدترین ابزار شما در حرفه نویسندگی است.
جیمز اسکات بل
📚طرح و ساختمان رمان
@Writing_lovers
زمانی که مینویسم به عنوان یک نقشه بردار، محقق روانشناسی، فضانورد و ... عمل می کنم و حتی در زمینه هایی که قبلاً به طور کامل کاوش شده است هم کوتاهی بخرج نمیدهم و کنجکاوی میکنم.
ویلیام باروز
@Writing_lovers
ویلیام باروز
@Writing_lovers