هیچ شاعر بزرگی بدون اشتیاقی آتشین و اندک بهرهای از دیوانگی قادر به زندگی نیست.
سیسرو
@Writing_lovers
سیسرو
@Writing_lovers
اگر نمیتوانیم داستان را شروع کنیم چه راهحلی وجود دارد؟
بسیاری وقتها شما ایده ی خوبی برای نوشتن دارید. گاهی اما ایده هم به ذهنتان نمی آید. در هر حال اصلا انگار واژه ها یادتان نیست و نمیتوانید بنویسید. در اینصورت این مراحل را انجام دهید. شما دچار بیماری کاغذ سفید شده اید. در نویسندگی این حالت ناتوانی در نوشتن را کاغذ سفید میگویند.
1. یک کتاب بردارید. هر کتابی
2. تصادفی یک صفحه را باز کنید.
3. یک پاراگراف بخوانید و یک اسم پیدا کنید. مثلا جوراب .. درخت ..
4. اسم را بالای صفحه بنویسید
5. حالا هر چه به ذهنتان آمد در مورد آن اسم بنویسید
6. اگر در مرحله ی اول هیچ ننوشتید بروید کارهای معمولی خودتان را انجام دهید. ذهن شما درگیر این کلمه و اسم است. بعد از چند ساعت دوباره تلاش کنید
7. ذهن هر انسانی خود به خود به سمت روایت می رود. نوشتن در مورد آن اسم را ادامه بدهید حتما تبدیل به یک روایت میشود.
الان شما یک چیزی نوشته اید. خوب نیست. ولی از ننوشتن خیلی بهتر است و حال خوشی دارید.
نظام الدین مقدسی
وبلاگ
@Writing_lovers
بسیاری وقتها شما ایده ی خوبی برای نوشتن دارید. گاهی اما ایده هم به ذهنتان نمی آید. در هر حال اصلا انگار واژه ها یادتان نیست و نمیتوانید بنویسید. در اینصورت این مراحل را انجام دهید. شما دچار بیماری کاغذ سفید شده اید. در نویسندگی این حالت ناتوانی در نوشتن را کاغذ سفید میگویند.
1. یک کتاب بردارید. هر کتابی
2. تصادفی یک صفحه را باز کنید.
3. یک پاراگراف بخوانید و یک اسم پیدا کنید. مثلا جوراب .. درخت ..
4. اسم را بالای صفحه بنویسید
5. حالا هر چه به ذهنتان آمد در مورد آن اسم بنویسید
6. اگر در مرحله ی اول هیچ ننوشتید بروید کارهای معمولی خودتان را انجام دهید. ذهن شما درگیر این کلمه و اسم است. بعد از چند ساعت دوباره تلاش کنید
7. ذهن هر انسانی خود به خود به سمت روایت می رود. نوشتن در مورد آن اسم را ادامه بدهید حتما تبدیل به یک روایت میشود.
الان شما یک چیزی نوشته اید. خوب نیست. ولی از ننوشتن خیلی بهتر است و حال خوشی دارید.
نظام الدین مقدسی
وبلاگ
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنم نویسندگی یا زایش طبیعی
میگویند شبی در یک مهمانی، ویراستار یک مؤسسه انتشاراتی از ونه گات پرسید: چرا کتاب تازهای نمینویسی؟
ونه گات پاسخ میدهد: برای یک کتاب مطلب دارم.
ویراستار اصرار میکند که: تعریف کن ببینم.
و دونفری به اتاق خواب میروند. واقعیت این است که ونه گات هنوز طرح دقیق و روشنی در ذهن نداشت اما شروع کرد به تعریف کردن که ماحصل آن شد کتاب شیپورهای تایتان.
ونهگات خود درباره روش نوشتن این داستان میگوید: نور چشم مادران فرزندی است که به طور طبیعی به دنیا آمده باشد و شیپورهای تایتان کتابی است از این دست. وی میگوید : این تنها کتابی است که از نوشتن آن لذت بردهام.
این تجربه بعدها مبنای یکی از صحنه های سلاخ خانه شماره پنج قرار گرفت. در این صحنه کسی از شخصیت داستان کیلگور تراوت میپرسد: کدام یک از رمانهایتان از همه مشهورتر است؟ تراوت که دارد تخم ماهی قزال آلا با کرم پنیر کرمدار و نان میخورد هر چه درباره یک سرآشپز فرانسوی به ذهنش میرسد به هم میبافد و ضمن حرف زدن داستان سرآشپز را از خودش در میآورد.
شروع کنید به گفتن و سرهم کردن داستانهایی که دوست دارید. این روشی است که ژول سالزمن در کتاب «اگر میتوانید حرف بزنید پس حتما میتوانید بنویسید»، از آن میگوید. این روش به شما کمک می کند تا آمادگی خود را برای نوشتن به دست آورید؛ کمال گرایی و ترس از نوشتن و ... ممکن است مانع شما بشود اما تعریف کردن شفاهی داستانهایی که در ذهن دارید باعث میشود بی ترس و محدودیت صدای قصه گوی درون خود را بشنوید و داستانهای خوبی بنویسید.
این حکایت را از کتاب «نگاهی دیگر بر سلاخ خانه شماره پنج ونه گات» نوشته والتر جیمز میلر و بانی نلسون گرفتهام.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
میگویند شبی در یک مهمانی، ویراستار یک مؤسسه انتشاراتی از ونه گات پرسید: چرا کتاب تازهای نمینویسی؟
ونه گات پاسخ میدهد: برای یک کتاب مطلب دارم.
ویراستار اصرار میکند که: تعریف کن ببینم.
و دونفری به اتاق خواب میروند. واقعیت این است که ونه گات هنوز طرح دقیق و روشنی در ذهن نداشت اما شروع کرد به تعریف کردن که ماحصل آن شد کتاب شیپورهای تایتان.
ونهگات خود درباره روش نوشتن این داستان میگوید: نور چشم مادران فرزندی است که به طور طبیعی به دنیا آمده باشد و شیپورهای تایتان کتابی است از این دست. وی میگوید : این تنها کتابی است که از نوشتن آن لذت بردهام.
این تجربه بعدها مبنای یکی از صحنه های سلاخ خانه شماره پنج قرار گرفت. در این صحنه کسی از شخصیت داستان کیلگور تراوت میپرسد: کدام یک از رمانهایتان از همه مشهورتر است؟ تراوت که دارد تخم ماهی قزال آلا با کرم پنیر کرمدار و نان میخورد هر چه درباره یک سرآشپز فرانسوی به ذهنش میرسد به هم میبافد و ضمن حرف زدن داستان سرآشپز را از خودش در میآورد.
شروع کنید به گفتن و سرهم کردن داستانهایی که دوست دارید. این روشی است که ژول سالزمن در کتاب «اگر میتوانید حرف بزنید پس حتما میتوانید بنویسید»، از آن میگوید. این روش به شما کمک می کند تا آمادگی خود را برای نوشتن به دست آورید؛ کمال گرایی و ترس از نوشتن و ... ممکن است مانع شما بشود اما تعریف کردن شفاهی داستانهایی که در ذهن دارید باعث میشود بی ترس و محدودیت صدای قصه گوی درون خود را بشنوید و داستانهای خوبی بنویسید.
این حکایت را از کتاب «نگاهی دیگر بر سلاخ خانه شماره پنج ونه گات» نوشته والتر جیمز میلر و بانی نلسون گرفتهام.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
اگر من توانستم برای مدتها کار کنم به این خاطر بود که فکر میکردم: «دفعه بعد بسیار بهتر انجامش خواهم داد.»
آکیرا کوروساوا
@Writing_lovers
آکیرا کوروساوا
@Writing_lovers
روشی برای تداوم و پیوستگی صحنه های داستانی
برای وصل کردن صحنهها خساست بخرج دهید! به جای حرام کردن دویست یا سیصد کلمه، میتوانید با یک حرکت سریع، حال و هوای مناسب را در داستان ایجاد کنید. به طور مثال از طریق بیان آب و هوا انتقال میان صحنهها را به وجود آورید. در اینجا مثالی از نقل و انتقال صحنه به وسیله آب و هوا میآورم:
«شماره پلیس را گرفت و وقتی گروهبان جواب داد بریده بریده و در حالی که نفس نفس میزد گفت:«در آپارتمان من قتلی اتفاق افتاده است.»
نویسنده میتوانست بنویسد:
«در همان حال که شخصیت درباره جزییات قتل و آدرسش با گروهبان حرف میزد، ضرب آهنگ یکنواخت باران را از بیرون میشنید. هنوز باران میبارید که پلیس با کفشهای خیس و کثیف، وارد آپارتمانش شد. کفشهای خیس لکههای بزرگی بر روی فرش به وجود آورده بودند. پلیس با نگاههایی پر از سوءظن به او مینگریست.»
کلمات را نگه دا ید و در وقت مناسب برای آشکار کردن اوج و فرود قلب انسانی، آنگاه که خود را میان دو نیروی ترس و شوق گرفتار میبیند، از آنها استفاده کنید. با کلماتتان همانطور رفتار کنید که با پولتان میکنید.
وال. تیسن
📚فنون آموزش داستان کوتاه
@Writing_lovers
برای وصل کردن صحنهها خساست بخرج دهید! به جای حرام کردن دویست یا سیصد کلمه، میتوانید با یک حرکت سریع، حال و هوای مناسب را در داستان ایجاد کنید. به طور مثال از طریق بیان آب و هوا انتقال میان صحنهها را به وجود آورید. در اینجا مثالی از نقل و انتقال صحنه به وسیله آب و هوا میآورم:
«شماره پلیس را گرفت و وقتی گروهبان جواب داد بریده بریده و در حالی که نفس نفس میزد گفت:«در آپارتمان من قتلی اتفاق افتاده است.»
نویسنده میتوانست بنویسد:
«در همان حال که شخصیت درباره جزییات قتل و آدرسش با گروهبان حرف میزد، ضرب آهنگ یکنواخت باران را از بیرون میشنید. هنوز باران میبارید که پلیس با کفشهای خیس و کثیف، وارد آپارتمانش شد. کفشهای خیس لکههای بزرگی بر روی فرش به وجود آورده بودند. پلیس با نگاههایی پر از سوءظن به او مینگریست.»
کلمات را نگه دا ید و در وقت مناسب برای آشکار کردن اوج و فرود قلب انسانی، آنگاه که خود را میان دو نیروی ترس و شوق گرفتار میبیند، از آنها استفاده کنید. با کلماتتان همانطور رفتار کنید که با پولتان میکنید.
وال. تیسن
📚فنون آموزش داستان کوتاه
@Writing_lovers
Forwarded from بنیاد هنری بوته (Botteh _Art_Institute)
.
#فراخوان_جایزه_ادبی_بوته
(دور اول_داستان کوتاه)
🔸اولین دوره جایزه ادبی بوته، در بخش داستان کوتاه، به صورت سراسری و برای تمامی فارسی زبان های دنیا برگزار می گردد:
۱- داستان پیش از این نمی بایست در کتابی مستقل یا مشترک و یا هرگونه مجله کاغذی منتشر شده باشد. این محدودیت شامل بازه زمانی برگزاری جایزه نیز می شود.
۲- کمینه واژه ها 1000 و بیشینه آن 10000 است . بنابراین از ارسال داستانک خودداری نمایید.
۳- دبیرخانه پذیرای آثار بزرگسال تمامی فارسی نویسان ( داستان هایی به خط و زبان فارسی) می باشد. بدین ترتیب محدودیت جغرافیایی و اقلیمی برای شرکت در جایزه وجود ندارد.
۴- هر نویسنده می تواند تنها با یک داستان با موضوعی آزاد و یک ایمیل مستقل در جایزه شرکت کند. داستان ، لزوماً باید در محیط word و با فونت nazanin 14 نگاشته شده و به صورت ضمیمه ایمیل به نشانی botteh1art.institute@gmail.com ارسال گردد.
۵- ضرورت دارد مشخصات کامل نویسنده به همراه نشانی دقیق ( در مورد نویسندگان خارج از ایران ذکر نام کشور محل اقامت ) و شماره تماس در پایان اثر و نیز در متن ایمیل درج گردد.
۶- داستان ارسالی پیش از این نباید در جوایز ادبی معتبر برگزیده شده باشد.
۷- مهلت ازسال آثار تا پایان تیر ماه 1400 می باشد.
۸- کلیه حقوق مادی و معنوی آثار برگزیده، متعلق به بنیاد هنری بوته بوده و دبیرخانه بنیاد، در گزینش و انتشار داستان های برگزیده در مدیاهای گوناگون رسانه جمعی، مجاز می باشد.
📣 کانال بنیاد هنری بوته در تلگرام و اینستاگرام:
💢@Botteh_Art_Institute
.
#فراخوان_جایزه_ادبی_بوته
(دور اول_داستان کوتاه)
🔸اولین دوره جایزه ادبی بوته، در بخش داستان کوتاه، به صورت سراسری و برای تمامی فارسی زبان های دنیا برگزار می گردد:
۱- داستان پیش از این نمی بایست در کتابی مستقل یا مشترک و یا هرگونه مجله کاغذی منتشر شده باشد. این محدودیت شامل بازه زمانی برگزاری جایزه نیز می شود.
۲- کمینه واژه ها 1000 و بیشینه آن 10000 است . بنابراین از ارسال داستانک خودداری نمایید.
۳- دبیرخانه پذیرای آثار بزرگسال تمامی فارسی نویسان ( داستان هایی به خط و زبان فارسی) می باشد. بدین ترتیب محدودیت جغرافیایی و اقلیمی برای شرکت در جایزه وجود ندارد.
۴- هر نویسنده می تواند تنها با یک داستان با موضوعی آزاد و یک ایمیل مستقل در جایزه شرکت کند. داستان ، لزوماً باید در محیط word و با فونت nazanin 14 نگاشته شده و به صورت ضمیمه ایمیل به نشانی botteh1art.institute@gmail.com ارسال گردد.
۵- ضرورت دارد مشخصات کامل نویسنده به همراه نشانی دقیق ( در مورد نویسندگان خارج از ایران ذکر نام کشور محل اقامت ) و شماره تماس در پایان اثر و نیز در متن ایمیل درج گردد.
۶- داستان ارسالی پیش از این نباید در جوایز ادبی معتبر برگزیده شده باشد.
۷- مهلت ازسال آثار تا پایان تیر ماه 1400 می باشد.
۸- کلیه حقوق مادی و معنوی آثار برگزیده، متعلق به بنیاد هنری بوته بوده و دبیرخانه بنیاد، در گزینش و انتشار داستان های برگزیده در مدیاهای گوناگون رسانه جمعی، مجاز می باشد.
📣 کانال بنیاد هنری بوته در تلگرام و اینستاگرام:
💢@Botteh_Art_Institute
.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشهای خلوت و زمان دار
از من میپرسند آیا شرکت در فراخوانهای ادبی را کار مفیدی میدانم؟ شرکت در فراخوانهای ادبی از آن روی میتواند برای نویسنده جوان مؤثر باشد که او طی آن و در مهلتی مقرر، به تکمیل اثری میپردازد. مهلت و ضربالاجلی که ذهن را آماده میکند تا به زوایای خلاق خودش پی ببرد. این نظم و ضربالاجل همان چیزی است که مژگان قاضیراد در مصاحبهای از آن با عنوان «گنج طلایی» نویسنده نام برده است.
اگرچه برگزاری فراخوانها و جایزههای ادبی میتوانند منجر به رونق نوشتن و دلگرمی نویسندگان جوان شود و بستری برای معرفی آنها به دنیای بیرون فراهم کند، چه بسیار استعدداهایی که توسط این فرشته _اهریمن بلعیده نشده است. دوستان با استعددای که بخاطر تأیید نشدن از سوی داوری جشنوارهها و فراخوانها دلسرد شدند و از نوشتن خلاقانه فاصله گرفتند.
بنابراین از فراخوانها فقط به عنوان یک موقعیت برای نوشتن بیشتر و منضبط تر استفاده کنید، یک دوره تمرینی فشرده برای ارتقای مهارتهای نویسندگیتان و هرگز خلاقیت تان را به آن محدود نکنید و خودتان را بر مبنای معیارهای آن نسنجید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
از من میپرسند آیا شرکت در فراخوانهای ادبی را کار مفیدی میدانم؟ شرکت در فراخوانهای ادبی از آن روی میتواند برای نویسنده جوان مؤثر باشد که او طی آن و در مهلتی مقرر، به تکمیل اثری میپردازد. مهلت و ضربالاجلی که ذهن را آماده میکند تا به زوایای خلاق خودش پی ببرد. این نظم و ضربالاجل همان چیزی است که مژگان قاضیراد در مصاحبهای از آن با عنوان «گنج طلایی» نویسنده نام برده است.
اگرچه برگزاری فراخوانها و جایزههای ادبی میتوانند منجر به رونق نوشتن و دلگرمی نویسندگان جوان شود و بستری برای معرفی آنها به دنیای بیرون فراهم کند، چه بسیار استعدداهایی که توسط این فرشته _اهریمن بلعیده نشده است. دوستان با استعددای که بخاطر تأیید نشدن از سوی داوری جشنوارهها و فراخوانها دلسرد شدند و از نوشتن خلاقانه فاصله گرفتند.
بنابراین از فراخوانها فقط به عنوان یک موقعیت برای نوشتن بیشتر و منضبط تر استفاده کنید، یک دوره تمرینی فشرده برای ارتقای مهارتهای نویسندگیتان و هرگز خلاقیت تان را به آن محدود نکنید و خودتان را بر مبنای معیارهای آن نسنجید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
راهنمای مشاوره خوانندگان برای کتابهای غیر داستانی
نیل وایت
نشر ترجمان
نیل وایت میگوید: «این کتاب صندلی عقب یک تاکسی متولد شد. جویس ساریکس و من در یکی از همایشهای انجمن کتابداری امریکا، در مسیر برگشت از مرکز گردهمایی بودیم که او از من پرسید تابهحال به نوشتن کتاب فکر کردهام یا نه. من واقعاً مدیون جویس هستم.»
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
نیل وایت
نشر ترجمان
نیل وایت میگوید: «این کتاب صندلی عقب یک تاکسی متولد شد. جویس ساریکس و من در یکی از همایشهای انجمن کتابداری امریکا، در مسیر برگشت از مرکز گردهمایی بودیم که او از من پرسید تابهحال به نوشتن کتاب فکر کردهام یا نه. من واقعاً مدیون جویس هستم.»
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
هر بار که خطری انسان را از خویشتن خویش و از هویت متعالیش دور میکند، هنر رمان «همواره و وفادارانه» به یاری او میشتابد.
میلان کوندرا
@Writing_lovers
میلان کوندرا
@Writing_lovers
احمد محمود از ماجرای نوشتن «رمان مدار صفر درجه» میگوید.
اصلاً نمی توانم بگویم یک رمان چه گونه متولد میشود. گاهی اوقات جملهای ممکن است موجب پیدایش یک رمان بشود. گاهی صد صفحه مطلب هم، نشود. من یادداشت های زیادی برای خودم برمیدارم. این کمد را نگاه کنی پر از یادداشت است. هر کدامشان به دلیلی بوده؛ که ممکن است مأخذ یک داستان باشند، یعنی به اصطلاح جان مایه یک داستان شوند. «مدار صفر درجه» را با خودم قرار گذاشته بودم، موضوعش را هم داشتم، این «یارولی سلمانی» میخواستم بیست تا داستان کوتاه پیوسته بنویسم به نام «قصههای محمد سلمانی». هدفم این بود. این «محمد سلمانی» را می شناختم. شکل و شمایلش را، خلق و خویش را، کارش را، روابطش را، جامعه اش را، ارتباطاتش را، همه را می شناختم و به نظر من جالب آمده بود. یعنی دیدم که این، ظرفیت داستان شدن دارد. اما نه آن ظرفیتی را که یک دفعه 500 صفحه رمان را روی دوشش حمل بکند. دیدم این ظرفیت را دارد که داستانی 10، 15 صفحه ای بشود. فکر کردم بیست تا داستان کوتاه پیوسته به نام «قصه های محمد سلمانی» و شروع کردم به نوشتن. اولیش را که نوشتم دیدم این آقای یارولی دارد شانه خالی می کند از زیر این بریده بریده. میگوید که من ظرفیتم بیش از این حرف هاست که تو فکر کرده ای. من آن نیستم که با بیست تا تکه کوچولو مرا تمام کنی. من آدمی هستم که خیلی کارها می توانم بکنم. رفتم دنبالش و دیدم که این آدم، با آدم هایی توی زندگیش ارتباط دارد، وارد میشوند، خود آن ها ظرفیت هایی دارند. شد جان مایه «مدار صفر درجه» و حرکت کردیم و پیش رفتیم.
@Writing_lovers
اصلاً نمی توانم بگویم یک رمان چه گونه متولد میشود. گاهی اوقات جملهای ممکن است موجب پیدایش یک رمان بشود. گاهی صد صفحه مطلب هم، نشود. من یادداشت های زیادی برای خودم برمیدارم. این کمد را نگاه کنی پر از یادداشت است. هر کدامشان به دلیلی بوده؛ که ممکن است مأخذ یک داستان باشند، یعنی به اصطلاح جان مایه یک داستان شوند. «مدار صفر درجه» را با خودم قرار گذاشته بودم، موضوعش را هم داشتم، این «یارولی سلمانی» میخواستم بیست تا داستان کوتاه پیوسته بنویسم به نام «قصههای محمد سلمانی». هدفم این بود. این «محمد سلمانی» را می شناختم. شکل و شمایلش را، خلق و خویش را، کارش را، روابطش را، جامعه اش را، ارتباطاتش را، همه را می شناختم و به نظر من جالب آمده بود. یعنی دیدم که این، ظرفیت داستان شدن دارد. اما نه آن ظرفیتی را که یک دفعه 500 صفحه رمان را روی دوشش حمل بکند. دیدم این ظرفیت را دارد که داستانی 10، 15 صفحه ای بشود. فکر کردم بیست تا داستان کوتاه پیوسته به نام «قصه های محمد سلمانی» و شروع کردم به نوشتن. اولیش را که نوشتم دیدم این آقای یارولی دارد شانه خالی می کند از زیر این بریده بریده. میگوید که من ظرفیتم بیش از این حرف هاست که تو فکر کرده ای. من آن نیستم که با بیست تا تکه کوچولو مرا تمام کنی. من آدمی هستم که خیلی کارها می توانم بکنم. رفتم دنبالش و دیدم که این آدم، با آدم هایی توی زندگیش ارتباط دارد، وارد میشوند، خود آن ها ظرفیت هایی دارند. شد جان مایه «مدار صفر درجه» و حرکت کردیم و پیش رفتیم.
@Writing_lovers
داستانی جذاب و کودکانه، نویسنده خانم «سوما رازی» از نویسندگان خوب و پر تلاش کانال «نویسندگی و نوشتن».
Forwarded from Deleted Account
دو_داستان_برای_کودکان_نویسنده_سومارازی_یکم_تیر_ماه_1400.pdf
169.4 KB
دو داستان برای کودکان نویسنده سومارازی یکم تیر ماه 1400.pdf
تلاشهای نویسنده برای کشف راههای تازه
ایتالو کالوینو در کتاب ارزشمند «شش یادداشت برای هزاره بعدی» از مجموع تلاشهایش برای درک دنیای ادبیات و روشها و تجربیاتش از نوشتن داستان میگوید. او در بخش «دقت» مینویسد:
در طول سالهای اخیر، تمریناتی در ساختار داستان و تمریناتی در توصیف داشتم. به سان شاگرد مدرسهای که به او موضوع انشا «یک زرافه را توصیف کنید » یا «آسمان پر ستاره را توصیف کنید » داده باشند، خود را واداشتم که یک دفترچه کامل از این تمرینات پر کنم و مواد یک کتاب کامل را از آن برگرفتم. کتاب «آقای پالومار» نوعی یادداشت روزانه درباره مسایل فرعی فرهنگ، راههای ارتباط با دنیا و دلسردی و خوشنودی از کاربرد سکوت و کلام است.»
@Writing_lovers
ایتالو کالوینو در کتاب ارزشمند «شش یادداشت برای هزاره بعدی» از مجموع تلاشهایش برای درک دنیای ادبیات و روشها و تجربیاتش از نوشتن داستان میگوید. او در بخش «دقت» مینویسد:
در طول سالهای اخیر، تمریناتی در ساختار داستان و تمریناتی در توصیف داشتم. به سان شاگرد مدرسهای که به او موضوع انشا «یک زرافه را توصیف کنید » یا «آسمان پر ستاره را توصیف کنید » داده باشند، خود را واداشتم که یک دفترچه کامل از این تمرینات پر کنم و مواد یک کتاب کامل را از آن برگرفتم. کتاب «آقای پالومار» نوعی یادداشت روزانه درباره مسایل فرعی فرهنگ، راههای ارتباط با دنیا و دلسردی و خوشنودی از کاربرد سکوت و کلام است.»
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
🔸 بریدههایی از بهترین وبلاگها
🔸 نکات نگارشی و ویرایشی برای نوشتن بهتر و صحیحتر
🔸 هر شب یک موسیقی بیکلام و آرامش بخش
🔸 به رسم خواندن و خوانده شدن
و...
🌌✨ اینجا گوشهای از دنیای وبلاگ نویس هاست 🪄
https://t.me/joinchat/uOWvXw4Q9w41NmNk
🔸 نکات نگارشی و ویرایشی برای نوشتن بهتر و صحیحتر
🔸 هر شب یک موسیقی بیکلام و آرامش بخش
🔸 به رسم خواندن و خوانده شدن
و...
🌌✨ اینجا گوشهای از دنیای وبلاگ نویس هاست 🪄
https://t.me/joinchat/uOWvXw4Q9w41NmNk