برای همه نویسندگان یک نقطهٔ شروع وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: «استفاده از زبان و شایستگیهای آن» و طبق یک سخن حکیمانه، «سبک» عبارت است از دانستن این موضوع که چه زمانی به قدر کفایت گفته شده است.
سبک شیوه بیان
هالی و وایت
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری :رضا فرد
@Writing_lovers
سبک شیوه بیان
هالی و وایت
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری :رضا فرد
@Writing_lovers
❤1
هنگامی که یک نویسنده میگوید که او بدون فکر کردن به قوانین کار میکند؛ این فقط بدان معنا است که او بدون اینکه بفهمد از قوانینی که میداند، استفاده میکند.
امبرتو اکو
@Writing_lovers
امبرتو اکو
@Writing_lovers
Nature stretcheth out her arms to embrace man, only let his thoughts be of equal greatness.
«طبیعت بازوانش را میگشاید تا آدمی را در آغوش کشد، بگذار تا اندیشهی آدمی به همین اندازه بزرگ باشد.»
طبیعت
رالف والدو امرسِن
مترجم: علیرضا طاقدره
در دست انتشار
در این کانال، زبان انگلیسی را در شاهکارهای باشکوه ادبی دنبال کنید:
The Silk Road of the Mind
👇👇👇
https://t.me/thesilkroadofthemind
https://t.me/thesilkroadofthemind
«طبیعت بازوانش را میگشاید تا آدمی را در آغوش کشد، بگذار تا اندیشهی آدمی به همین اندازه بزرگ باشد.»
طبیعت
رالف والدو امرسِن
مترجم: علیرضا طاقدره
در دست انتشار
در این کانال، زبان انگلیسی را در شاهکارهای باشکوه ادبی دنبال کنید:
The Silk Road of the Mind
👇👇👇
https://t.me/thesilkroadofthemind
https://t.me/thesilkroadofthemind
❤1
برای یک هنرمند در زمینهی شعر و قصه هیچ چیز کارسازتر از خواندن آن اثر به زبان اصلی نیست، هر نویسندهای باید دست کم یکی از آثار داستانی بزرگ جهان را به زبان اصلی بخواند.
شاپور جورکش
📚گفتمان سکوت
شاهرخ تندرو صالح
@Writing_lovers
شاپور جورکش
📚گفتمان سکوت
شاهرخ تندرو صالح
@Writing_lovers
ما به فهرست درستها و نادرستها، بایدها و نبایدها نیازی نداریم، ما به کتابها، زمان و سکوت احتیاج داریم.
فیلیپ پولمن
از صفحه اینستاگرام مینیمالها
@Writing_lovers
فیلیپ پولمن
از صفحه اینستاگرام مینیمالها
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت اصلی بین هنرمند و مردم عادی این است که هنرمند باید به طور فعال شرایطی را ایجاد کند که اکثر مردم سعی میکنند از آن اجتناب کنند: حالت تنهایی
جیمز بالدوین
@Writing_lovers
جیمز بالدوین
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترفندی برای حفظ خلاقیت در نویسندگی
نویسندگان بزرگ عموما برای سر ذوق نگه داشتن خود در روند نوشتن، ترقندهایی به کار میبردند تا خودشان را برای پیشروی در داستان ترغیب کنند. کارهایی مثل ارائه گزارش دربارهٔ آنچه مینویسند یا نوشتن نامه درباره پیشرفت کارشان.
من عادت به نوشتن فهرستی دارم از هر آنچه باید در داستانم رخ بدهد. اینکه الان کجای متن هستم و چه کار باید انجام دهم، داستانم در حال حاضر چه وضعی دارد و چرا زحمت نوشتنش را به خودم دادهام، در شروع نوشته چه حسی به آن داشتهام و با چه دشواریهایی مواجهام. همه اینها را موقع نوشتن داستان در صفحاتی جداگانه ثبت میکنم. این گزارش، کمکم میکند تا به شکل واضحتری به نوشتهام، فکر کنم.
مراجعه به تجربیات دیگر نویسندگان و مشاهده تلاشهای گاه افراطیشان در این زمینه، میتواند الهام بخش ما باشد:
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان «شرق عدن» با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتش خود را سر ذوق نگه میداشت. این یادداشتها، بعدها در قالب کتاب جدیدی به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت، چاپ شد.
احمد محمود هم در نامهای خطاب به یکی از دوستانش درباره این عادت نجات بخش، میگوید:
«یک بار پشت میزم بیهوش شده بودم. لحظاتی که میرفتهام به طرف بیهوشی گزارش وضعم را و داروهایی را که خوردهام نوشتهام و دنبال نوشته خطخطی شده و رفتهام. همین گزارش به پزشک خیلی کمک کرده بود در بازگرداندنم.»
نوشتن درباره فرایند نوشتنمان و فراز و فرودهای آن، ما را به فرد خلاقتری تبدیل میکند. این کار با فعال کردن ذهن ناخودآگاهمان، به پیشروی و تنظیم نوشتهمان کمک میکند و از ما نویسندگان بهتری میسازد.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
نویسندگان بزرگ عموما برای سر ذوق نگه داشتن خود در روند نوشتن، ترقندهایی به کار میبردند تا خودشان را برای پیشروی در داستان ترغیب کنند. کارهایی مثل ارائه گزارش دربارهٔ آنچه مینویسند یا نوشتن نامه درباره پیشرفت کارشان.
من عادت به نوشتن فهرستی دارم از هر آنچه باید در داستانم رخ بدهد. اینکه الان کجای متن هستم و چه کار باید انجام دهم، داستانم در حال حاضر چه وضعی دارد و چرا زحمت نوشتنش را به خودم دادهام، در شروع نوشته چه حسی به آن داشتهام و با چه دشواریهایی مواجهام. همه اینها را موقع نوشتن داستان در صفحاتی جداگانه ثبت میکنم. این گزارش، کمکم میکند تا به شکل واضحتری به نوشتهام، فکر کنم.
مراجعه به تجربیات دیگر نویسندگان و مشاهده تلاشهای گاه افراطیشان در این زمینه، میتواند الهام بخش ما باشد:
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان «شرق عدن» با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتش خود را سر ذوق نگه میداشت. این یادداشتها، بعدها در قالب کتاب جدیدی به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت، چاپ شد.
احمد محمود هم در نامهای خطاب به یکی از دوستانش درباره این عادت نجات بخش، میگوید:
«یک بار پشت میزم بیهوش شده بودم. لحظاتی که میرفتهام به طرف بیهوشی گزارش وضعم را و داروهایی را که خوردهام نوشتهام و دنبال نوشته خطخطی شده و رفتهام. همین گزارش به پزشک خیلی کمک کرده بود در بازگرداندنم.»
نوشتن درباره فرایند نوشتنمان و فراز و فرودهای آن، ما را به فرد خلاقتری تبدیل میکند. این کار با فعال کردن ذهن ناخودآگاهمان، به پیشروی و تنظیم نوشتهمان کمک میکند و از ما نویسندگان بهتری میسازد.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 داستان| رابرت مککی| فصل اول (۶)
🔹️ باید عاشق نوشتن باشید و تنهایی را تحمل کنید. اما صرفاً عشق کافی نیست. هدف ما باید داستان خوبی باشد که خوب هم نقل شود. مهارت در خوب نقل کردن داستان، عملی مکانیکی و تقلیدی نیست. بلکه تسلط بر اموری است که توسط آن میان خود و مخاطب نوعی علاقهٔ مشترک ایجاد میکنیم.
🔹️ اما مهارت در داستانگویی به چه معنی است؟
یعنی دست یافتن به مجموعه ابزارهایی که مخاطب را عمیقاً درگیر کند. این درگیری را حفظ کند و در پایان به او تجربهای با معنا و تکان دهنده دهد.
🔹️ جالب است بدانید، دو نوع فیلمنامهٔ بد داریم. این را به کرّات تجربه کردهام:
۱. فیلمنامه بدی که یک داستان شخصی است.
۲. فیلمنامه بدی که یک موفقیت تضمین شدهٔ تجاری است.
🔹️ دسته اول داستانی است که نویسندهٔ آن فکر میکند برای واقعگرایانه بودن، باید جزئیترین رخدادها را از خاطرات زیستیِ خودش بیان کند. مثل یک گزارشنویسی. این نوع داستان ساختار ضعیفی دارد چون واقعگرایی را با حقیقت اشتباه گرفته است. واقعیت امری جزئی و فرعی است ولی حقیقت در زیر سطح واقعیت قرار دارد و مستقیماً قابل مشاهده نیست. چنین نویسندهای از حقیقت زندگی غافل میماند.
🔹️ دسته دوم اما حاوی تصاویری چشم نواز است. نمونه این داستانها را در هالیوود زیاد میبینیم. اکشنهای پر زد و خورد و سرشار از ستیز و گریز که در پایان پیش خودمان میگوییم: این همه بزن و بکُش فقط برای همین؟!
نویسنده در این نوع داستان، واقعیت ساختگی را جایگزین تخیل میکند و از داستان به عنوان دستاویزی برای نمایش جلوههای خیره کنندهٔ بصری استفاده میکند. لذت تماشای جلوههای ویژه، سطحی و زودگذر است. چون تاریخ سینما ثابت کرده است، فیلمهای پر تحرک با همان سرعتی که به شهرت میرسند، فراموش میشوند.
🔹️ در تاریخ سینما، همواره پیشرفت فناوری باعث رکود و عقبگرد سطح کیفی داستان شده است. از اختراع سینما تا ورود صدا به فیلمها در ۱۹۳۰ که مخاطبان فقط به خاطر شنیدن صدای بازیگران فیلم میدیدند؛ رفته رفته سینمای ناطق، اعتبار هنری خود را بازیافت. ولی باز قربانی دستاوردهایی چون رنگ شد و بعدها سینمای سه بعدی، پردهٔ عریض و حالا هم تصاویر کامپیوتری.
🔹️ جلوههای ویژه به خودیِ خود نه خوب هستند نه بد. توسط آن میتوانیم تخیل را واقعی نشان دهیم البته اگر در پسِ آن داستانی محکم وجود داشته باشد. مثل فیلمهای: فارست گامپ و مردان سیاه پوش.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔹️ باید عاشق نوشتن باشید و تنهایی را تحمل کنید. اما صرفاً عشق کافی نیست. هدف ما باید داستان خوبی باشد که خوب هم نقل شود. مهارت در خوب نقل کردن داستان، عملی مکانیکی و تقلیدی نیست. بلکه تسلط بر اموری است که توسط آن میان خود و مخاطب نوعی علاقهٔ مشترک ایجاد میکنیم.
🔹️ اما مهارت در داستانگویی به چه معنی است؟
یعنی دست یافتن به مجموعه ابزارهایی که مخاطب را عمیقاً درگیر کند. این درگیری را حفظ کند و در پایان به او تجربهای با معنا و تکان دهنده دهد.
🔹️ جالب است بدانید، دو نوع فیلمنامهٔ بد داریم. این را به کرّات تجربه کردهام:
۱. فیلمنامه بدی که یک داستان شخصی است.
۲. فیلمنامه بدی که یک موفقیت تضمین شدهٔ تجاری است.
🔹️ دسته اول داستانی است که نویسندهٔ آن فکر میکند برای واقعگرایانه بودن، باید جزئیترین رخدادها را از خاطرات زیستیِ خودش بیان کند. مثل یک گزارشنویسی. این نوع داستان ساختار ضعیفی دارد چون واقعگرایی را با حقیقت اشتباه گرفته است. واقعیت امری جزئی و فرعی است ولی حقیقت در زیر سطح واقعیت قرار دارد و مستقیماً قابل مشاهده نیست. چنین نویسندهای از حقیقت زندگی غافل میماند.
🔹️ دسته دوم اما حاوی تصاویری چشم نواز است. نمونه این داستانها را در هالیوود زیاد میبینیم. اکشنهای پر زد و خورد و سرشار از ستیز و گریز که در پایان پیش خودمان میگوییم: این همه بزن و بکُش فقط برای همین؟!
نویسنده در این نوع داستان، واقعیت ساختگی را جایگزین تخیل میکند و از داستان به عنوان دستاویزی برای نمایش جلوههای خیره کنندهٔ بصری استفاده میکند. لذت تماشای جلوههای ویژه، سطحی و زودگذر است. چون تاریخ سینما ثابت کرده است، فیلمهای پر تحرک با همان سرعتی که به شهرت میرسند، فراموش میشوند.
🔹️ در تاریخ سینما، همواره پیشرفت فناوری باعث رکود و عقبگرد سطح کیفی داستان شده است. از اختراع سینما تا ورود صدا به فیلمها در ۱۹۳۰ که مخاطبان فقط به خاطر شنیدن صدای بازیگران فیلم میدیدند؛ رفته رفته سینمای ناطق، اعتبار هنری خود را بازیافت. ولی باز قربانی دستاوردهایی چون رنگ شد و بعدها سینمای سه بعدی، پردهٔ عریض و حالا هم تصاویر کامپیوتری.
🔹️ جلوههای ویژه به خودیِ خود نه خوب هستند نه بد. توسط آن میتوانیم تخیل را واقعی نشان دهیم البته اگر در پسِ آن داستانی محکم وجود داشته باشد. مثل فیلمهای: فارست گامپ و مردان سیاه پوش.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
وقتی اولین پیش نویس را مینویسم، همیشه به خودم یادآوری میکنم که فقط در حال ریختن شن و ماسه درون جعبه هستم تا بعداً بتوانم قلعه را بسازم.
شانون هیل
@Writing_lovers
شانون هیل
@Writing_lovers
👍4
در نوشتن داستان وقتی را که صرف پاراگراف اول یا دو پارگراف اول میکنم، بیشتر از وقتی است که صرف نوشتن هر قسمت دیگر داستان مینمایم. در داستان نویسی نیز مثل بازی شطرنج قبل از پرداختن به بازی میانی یا حتی قبل از در نظر گرفتن پایان داستان، باید در بازی آغازین مسلط باشید.
همانگونه که ساباتینی با این جمله ناشر و خواننده را به دام انداخت:«او پا به دنیا گذاشت با عطیهای از خنده و این درک که جهان دیوانه است.»
آری رافائل ساباتینی «اسکاراماوچ» را چنین آغاز کرد، همه ما نیز باید بکوشیم که داستان بعدی خود را اینگونه آغاز کنیم و همینطور داستانهای بعدی و بعدی.
جک وب
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری رضا فرد
@Writing_lovers
همانگونه که ساباتینی با این جمله ناشر و خواننده را به دام انداخت:«او پا به دنیا گذاشت با عطیهای از خنده و این درک که جهان دیوانه است.»
آری رافائل ساباتینی «اسکاراماوچ» را چنین آغاز کرد، همه ما نیز باید بکوشیم که داستان بعدی خود را اینگونه آغاز کنیم و همینطور داستانهای بعدی و بعدی.
جک وب
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری رضا فرد
@Writing_lovers
دشمن اصلی نویسندگان، فقدان استعداد نیست، بلکه قطع روند خلاقیت توسط افراد دیگر است. وقفههای مداوم باعث تخریب تخیل است.
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers
❤3
اگر در انتظار لحظهای باشیم که همه چیز کاملا آماده است، هرگز نوشتن را شروع نمیکنیم.
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
👍3❤🔥1❤1
چگونه آغازی زیبا و دلپذیر داشته باشیم؟
اجازه دهید با یک فنجان چای شروع کنیم: یک نفر یک فنجان گرانقیمت چای را روی سطح صاف میزی، به طرف لبهٔ میز میلغزاند. تا زمانی که فنجان در وسط میز است، درامی در کار نیست، اما وقتی که فنجان به لبهٔ میز نزدیک و نزدیکتر میشود و بخصوص وقتی روی لبهٔ میز تلو تلو میخورد و چیزی به افتادن آن روی میز نمانده است؛ تعلیق، درام و یک احساس انتظار وکنجکاوی از عاقبت کار ظاهر میشود. فنجان چای را شخصیت اصلی داستانتان در نظر بگیرید و لحظهای را که فنجان روی لبهٔ میز تلوتلو میخورد، شروع داستانتان.
روی سارل
📚 فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری: رضا فرد
@Writing_lovers
اجازه دهید با یک فنجان چای شروع کنیم: یک نفر یک فنجان گرانقیمت چای را روی سطح صاف میزی، به طرف لبهٔ میز میلغزاند. تا زمانی که فنجان در وسط میز است، درامی در کار نیست، اما وقتی که فنجان به لبهٔ میز نزدیک و نزدیکتر میشود و بخصوص وقتی روی لبهٔ میز تلو تلو میخورد و چیزی به افتادن آن روی میز نمانده است؛ تعلیق، درام و یک احساس انتظار وکنجکاوی از عاقبت کار ظاهر میشود. فنجان چای را شخصیت اصلی داستانتان در نظر بگیرید و لحظهای را که فنجان روی لبهٔ میز تلوتلو میخورد، شروع داستانتان.
روی سارل
📚 فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری: رضا فرد
@Writing_lovers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو با استیون کینگ درباره نوشتن داستان
اینجا هم ویدئوی جالبی از استیون کینگ هست اما کیفیت پایینی دارد. در صورت تمایل میتوانید مراجعه فرمایید.
@Writing_lovers
اینجا هم ویدئوی جالبی از استیون کینگ هست اما کیفیت پایینی دارد. در صورت تمایل میتوانید مراجعه فرمایید.
@Writing_lovers
❤3