This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنر به ویژه نویسندگی، کار شبانه روزی است. هر روز باید نوشت. حتی زمان قدم زدن و غذا خوردن و ورزش کردن نباید از تفکر درباره کار هنریتان غافل باشید.
علیاشرف درویشیان
📚چگونه بنویسیم
کاظم رهبر
@Writing_lovers
علیاشرف درویشیان
📚چگونه بنویسیم
کاظم رهبر
@Writing_lovers
👍2
رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
نیاکان ما چکونه زیستند و راز شادزیستنها و سربلندیهایشان چه بود!؟
امروز باید بدانیم:
که گیتی به آغاز چون داشتند!؟
که ایدون به ما خوار بگذاشتند!!
شاهنامه پاسخگوی پرسش بالاست!
اگر رازهایش را به درستی شناخته و واکاوی شوند!
اتالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه بازتابدهنده برآیند پژوهشها و کندوکاوهای گرداننده (سیروس حامی) از رازهای نهفته در ژرفای داستانهای شاهنامه است و با نگاهی دیگرگون، شاهنامه را در جایگاه گزارش تاریخ راستین نیاکان میشناسد و میشناساند!
https://t.me/ShahnamehToosi
نیاکان ما چکونه زیستند و راز شادزیستنها و سربلندیهایشان چه بود!؟
امروز باید بدانیم:
که گیتی به آغاز چون داشتند!؟
که ایدون به ما خوار بگذاشتند!!
شاهنامه پاسخگوی پرسش بالاست!
اگر رازهایش را به درستی شناخته و واکاوی شوند!
اتالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه بازتابدهنده برآیند پژوهشها و کندوکاوهای گرداننده (سیروس حامی) از رازهای نهفته در ژرفای داستانهای شاهنامه است و با نگاهی دیگرگون، شاهنامه را در جایگاه گزارش تاریخ راستین نیاکان میشناسد و میشناساند!
https://t.me/ShahnamehToosi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای همه نویسندگان یک نقطهٔ شروع وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: «استفاده از زبان و شایستگیهای آن» و طبق یک سخن حکیمانه، «سبک» عبارت است از دانستن این موضوع که چه زمانی به قدر کفایت گفته شده است.
سبک شیوه بیان
هالی و وایت
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری :رضا فرد
@Writing_lovers
سبک شیوه بیان
هالی و وایت
📚فنون آموزش داستان کوتاه
ترجمه و گردآوری :رضا فرد
@Writing_lovers
❤1
هنگامی که یک نویسنده میگوید که او بدون فکر کردن به قوانین کار میکند؛ این فقط بدان معنا است که او بدون اینکه بفهمد از قوانینی که میداند، استفاده میکند.
امبرتو اکو
@Writing_lovers
امبرتو اکو
@Writing_lovers
Nature stretcheth out her arms to embrace man, only let his thoughts be of equal greatness.
«طبیعت بازوانش را میگشاید تا آدمی را در آغوش کشد، بگذار تا اندیشهی آدمی به همین اندازه بزرگ باشد.»
طبیعت
رالف والدو امرسِن
مترجم: علیرضا طاقدره
در دست انتشار
در این کانال، زبان انگلیسی را در شاهکارهای باشکوه ادبی دنبال کنید:
The Silk Road of the Mind
👇👇👇
https://t.me/thesilkroadofthemind
https://t.me/thesilkroadofthemind
«طبیعت بازوانش را میگشاید تا آدمی را در آغوش کشد، بگذار تا اندیشهی آدمی به همین اندازه بزرگ باشد.»
طبیعت
رالف والدو امرسِن
مترجم: علیرضا طاقدره
در دست انتشار
در این کانال، زبان انگلیسی را در شاهکارهای باشکوه ادبی دنبال کنید:
The Silk Road of the Mind
👇👇👇
https://t.me/thesilkroadofthemind
https://t.me/thesilkroadofthemind
❤1
برای یک هنرمند در زمینهی شعر و قصه هیچ چیز کارسازتر از خواندن آن اثر به زبان اصلی نیست، هر نویسندهای باید دست کم یکی از آثار داستانی بزرگ جهان را به زبان اصلی بخواند.
شاپور جورکش
📚گفتمان سکوت
شاهرخ تندرو صالح
@Writing_lovers
شاپور جورکش
📚گفتمان سکوت
شاهرخ تندرو صالح
@Writing_lovers
ما به فهرست درستها و نادرستها، بایدها و نبایدها نیازی نداریم، ما به کتابها، زمان و سکوت احتیاج داریم.
فیلیپ پولمن
از صفحه اینستاگرام مینیمالها
@Writing_lovers
فیلیپ پولمن
از صفحه اینستاگرام مینیمالها
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت اصلی بین هنرمند و مردم عادی این است که هنرمند باید به طور فعال شرایطی را ایجاد کند که اکثر مردم سعی میکنند از آن اجتناب کنند: حالت تنهایی
جیمز بالدوین
@Writing_lovers
جیمز بالدوین
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترفندی برای حفظ خلاقیت در نویسندگی
نویسندگان بزرگ عموما برای سر ذوق نگه داشتن خود در روند نوشتن، ترقندهایی به کار میبردند تا خودشان را برای پیشروی در داستان ترغیب کنند. کارهایی مثل ارائه گزارش دربارهٔ آنچه مینویسند یا نوشتن نامه درباره پیشرفت کارشان.
من عادت به نوشتن فهرستی دارم از هر آنچه باید در داستانم رخ بدهد. اینکه الان کجای متن هستم و چه کار باید انجام دهم، داستانم در حال حاضر چه وضعی دارد و چرا زحمت نوشتنش را به خودم دادهام، در شروع نوشته چه حسی به آن داشتهام و با چه دشواریهایی مواجهام. همه اینها را موقع نوشتن داستان در صفحاتی جداگانه ثبت میکنم. این گزارش، کمکم میکند تا به شکل واضحتری به نوشتهام، فکر کنم.
مراجعه به تجربیات دیگر نویسندگان و مشاهده تلاشهای گاه افراطیشان در این زمینه، میتواند الهام بخش ما باشد:
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان «شرق عدن» با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتش خود را سر ذوق نگه میداشت. این یادداشتها، بعدها در قالب کتاب جدیدی به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت، چاپ شد.
احمد محمود هم در نامهای خطاب به یکی از دوستانش درباره این عادت نجات بخش، میگوید:
«یک بار پشت میزم بیهوش شده بودم. لحظاتی که میرفتهام به طرف بیهوشی گزارش وضعم را و داروهایی را که خوردهام نوشتهام و دنبال نوشته خطخطی شده و رفتهام. همین گزارش به پزشک خیلی کمک کرده بود در بازگرداندنم.»
نوشتن درباره فرایند نوشتنمان و فراز و فرودهای آن، ما را به فرد خلاقتری تبدیل میکند. این کار با فعال کردن ذهن ناخودآگاهمان، به پیشروی و تنظیم نوشتهمان کمک میکند و از ما نویسندگان بهتری میسازد.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
نویسندگان بزرگ عموما برای سر ذوق نگه داشتن خود در روند نوشتن، ترقندهایی به کار میبردند تا خودشان را برای پیشروی در داستان ترغیب کنند. کارهایی مثل ارائه گزارش دربارهٔ آنچه مینویسند یا نوشتن نامه درباره پیشرفت کارشان.
من عادت به نوشتن فهرستی دارم از هر آنچه باید در داستانم رخ بدهد. اینکه الان کجای متن هستم و چه کار باید انجام دهم، داستانم در حال حاضر چه وضعی دارد و چرا زحمت نوشتنش را به خودم دادهام، در شروع نوشته چه حسی به آن داشتهام و با چه دشواریهایی مواجهام. همه اینها را موقع نوشتن داستان در صفحاتی جداگانه ثبت میکنم. این گزارش، کمکم میکند تا به شکل واضحتری به نوشتهام، فکر کنم.
مراجعه به تجربیات دیگر نویسندگان و مشاهده تلاشهای گاه افراطیشان در این زمینه، میتواند الهام بخش ما باشد:
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان «شرق عدن» با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتش خود را سر ذوق نگه میداشت. این یادداشتها، بعدها در قالب کتاب جدیدی به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت، چاپ شد.
احمد محمود هم در نامهای خطاب به یکی از دوستانش درباره این عادت نجات بخش، میگوید:
«یک بار پشت میزم بیهوش شده بودم. لحظاتی که میرفتهام به طرف بیهوشی گزارش وضعم را و داروهایی را که خوردهام نوشتهام و دنبال نوشته خطخطی شده و رفتهام. همین گزارش به پزشک خیلی کمک کرده بود در بازگرداندنم.»
نوشتن درباره فرایند نوشتنمان و فراز و فرودهای آن، ما را به فرد خلاقتری تبدیل میکند. این کار با فعال کردن ذهن ناخودآگاهمان، به پیشروی و تنظیم نوشتهمان کمک میکند و از ما نویسندگان بهتری میسازد.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 داستان| رابرت مککی| فصل اول (۶)
🔹️ باید عاشق نوشتن باشید و تنهایی را تحمل کنید. اما صرفاً عشق کافی نیست. هدف ما باید داستان خوبی باشد که خوب هم نقل شود. مهارت در خوب نقل کردن داستان، عملی مکانیکی و تقلیدی نیست. بلکه تسلط بر اموری است که توسط آن میان خود و مخاطب نوعی علاقهٔ مشترک ایجاد میکنیم.
🔹️ اما مهارت در داستانگویی به چه معنی است؟
یعنی دست یافتن به مجموعه ابزارهایی که مخاطب را عمیقاً درگیر کند. این درگیری را حفظ کند و در پایان به او تجربهای با معنا و تکان دهنده دهد.
🔹️ جالب است بدانید، دو نوع فیلمنامهٔ بد داریم. این را به کرّات تجربه کردهام:
۱. فیلمنامه بدی که یک داستان شخصی است.
۲. فیلمنامه بدی که یک موفقیت تضمین شدهٔ تجاری است.
🔹️ دسته اول داستانی است که نویسندهٔ آن فکر میکند برای واقعگرایانه بودن، باید جزئیترین رخدادها را از خاطرات زیستیِ خودش بیان کند. مثل یک گزارشنویسی. این نوع داستان ساختار ضعیفی دارد چون واقعگرایی را با حقیقت اشتباه گرفته است. واقعیت امری جزئی و فرعی است ولی حقیقت در زیر سطح واقعیت قرار دارد و مستقیماً قابل مشاهده نیست. چنین نویسندهای از حقیقت زندگی غافل میماند.
🔹️ دسته دوم اما حاوی تصاویری چشم نواز است. نمونه این داستانها را در هالیوود زیاد میبینیم. اکشنهای پر زد و خورد و سرشار از ستیز و گریز که در پایان پیش خودمان میگوییم: این همه بزن و بکُش فقط برای همین؟!
نویسنده در این نوع داستان، واقعیت ساختگی را جایگزین تخیل میکند و از داستان به عنوان دستاویزی برای نمایش جلوههای خیره کنندهٔ بصری استفاده میکند. لذت تماشای جلوههای ویژه، سطحی و زودگذر است. چون تاریخ سینما ثابت کرده است، فیلمهای پر تحرک با همان سرعتی که به شهرت میرسند، فراموش میشوند.
🔹️ در تاریخ سینما، همواره پیشرفت فناوری باعث رکود و عقبگرد سطح کیفی داستان شده است. از اختراع سینما تا ورود صدا به فیلمها در ۱۹۳۰ که مخاطبان فقط به خاطر شنیدن صدای بازیگران فیلم میدیدند؛ رفته رفته سینمای ناطق، اعتبار هنری خود را بازیافت. ولی باز قربانی دستاوردهایی چون رنگ شد و بعدها سینمای سه بعدی، پردهٔ عریض و حالا هم تصاویر کامپیوتری.
🔹️ جلوههای ویژه به خودیِ خود نه خوب هستند نه بد. توسط آن میتوانیم تخیل را واقعی نشان دهیم البته اگر در پسِ آن داستانی محکم وجود داشته باشد. مثل فیلمهای: فارست گامپ و مردان سیاه پوش.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔹️ باید عاشق نوشتن باشید و تنهایی را تحمل کنید. اما صرفاً عشق کافی نیست. هدف ما باید داستان خوبی باشد که خوب هم نقل شود. مهارت در خوب نقل کردن داستان، عملی مکانیکی و تقلیدی نیست. بلکه تسلط بر اموری است که توسط آن میان خود و مخاطب نوعی علاقهٔ مشترک ایجاد میکنیم.
🔹️ اما مهارت در داستانگویی به چه معنی است؟
یعنی دست یافتن به مجموعه ابزارهایی که مخاطب را عمیقاً درگیر کند. این درگیری را حفظ کند و در پایان به او تجربهای با معنا و تکان دهنده دهد.
🔹️ جالب است بدانید، دو نوع فیلمنامهٔ بد داریم. این را به کرّات تجربه کردهام:
۱. فیلمنامه بدی که یک داستان شخصی است.
۲. فیلمنامه بدی که یک موفقیت تضمین شدهٔ تجاری است.
🔹️ دسته اول داستانی است که نویسندهٔ آن فکر میکند برای واقعگرایانه بودن، باید جزئیترین رخدادها را از خاطرات زیستیِ خودش بیان کند. مثل یک گزارشنویسی. این نوع داستان ساختار ضعیفی دارد چون واقعگرایی را با حقیقت اشتباه گرفته است. واقعیت امری جزئی و فرعی است ولی حقیقت در زیر سطح واقعیت قرار دارد و مستقیماً قابل مشاهده نیست. چنین نویسندهای از حقیقت زندگی غافل میماند.
🔹️ دسته دوم اما حاوی تصاویری چشم نواز است. نمونه این داستانها را در هالیوود زیاد میبینیم. اکشنهای پر زد و خورد و سرشار از ستیز و گریز که در پایان پیش خودمان میگوییم: این همه بزن و بکُش فقط برای همین؟!
نویسنده در این نوع داستان، واقعیت ساختگی را جایگزین تخیل میکند و از داستان به عنوان دستاویزی برای نمایش جلوههای خیره کنندهٔ بصری استفاده میکند. لذت تماشای جلوههای ویژه، سطحی و زودگذر است. چون تاریخ سینما ثابت کرده است، فیلمهای پر تحرک با همان سرعتی که به شهرت میرسند، فراموش میشوند.
🔹️ در تاریخ سینما، همواره پیشرفت فناوری باعث رکود و عقبگرد سطح کیفی داستان شده است. از اختراع سینما تا ورود صدا به فیلمها در ۱۹۳۰ که مخاطبان فقط به خاطر شنیدن صدای بازیگران فیلم میدیدند؛ رفته رفته سینمای ناطق، اعتبار هنری خود را بازیافت. ولی باز قربانی دستاوردهایی چون رنگ شد و بعدها سینمای سه بعدی، پردهٔ عریض و حالا هم تصاویر کامپیوتری.
🔹️ جلوههای ویژه به خودیِ خود نه خوب هستند نه بد. توسط آن میتوانیم تخیل را واقعی نشان دهیم البته اگر در پسِ آن داستانی محکم وجود داشته باشد. مثل فیلمهای: فارست گامپ و مردان سیاه پوش.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers