This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طریق رسیدن به معناهای تازه در نوشتن
در صفحه اینستاگرام بخوانید:
https://www.instagram.com/p/CPVKKu1h2ZE/?utm_medium=share_sheet
در صفحه اینستاگرام بخوانید:
https://www.instagram.com/p/CPVKKu1h2ZE/?utm_medium=share_sheet
Instagram
زمانی که بیست و پنج ساله و کم تجربه هستی به زور سعی میکنی درباره موضوعی بنویسی و خیلی زود متوجه میشوی که هیچ کاری نمیتوانی بکنی اما بعدها وقتی زمان گذشت و تو به نوشتن ادامه دادی همان موضوع خودش را مفت و مجانی در اختیارت قرار میدهد. آنها ناگهان شکل پیدا میکنند و در زمان خودش حیات مییابند.
کارلوس فوئنتس
📚پنج مصاحبه پاریس ریویو
گزینش و ترجمه : نیلوفر معتمد. انتشارات ناهید
@Writing_lovers
کارلوس فوئنتس
📚پنج مصاحبه پاریس ریویو
گزینش و ترجمه : نیلوفر معتمد. انتشارات ناهید
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من میگویم: «من این کتاب را خواهم نوشت.» و بعد مینشینم و شروع میکنم آن را در خیالم فصلبندی کردن و با خود میگویم فردا چنین و چنان می نویسم. میخوابم و صبح بلند میشوم، میروم پشت میزم، قلم را بر میدارم و چیزهایی به کلی متفاوت از کار در میآیند. شاید این به آن معنی باشد که رویاها به صورت مرموزی در بخشی از زندگی نوشتاریتان دیکته میشوند.
کارلوس فوئنتس
منبع
@Writing_lovers
کارلوس فوئنتس
منبع
@Writing_lovers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 داستان| رابرت مک کی| فصل اول(۴)
🔹️ از نویسندگان زیر، کتاب هایی درباره نویسندگی و درام نویسی وجود دارد. توصیه میکنم آنها را بخوانید: ویلیام آرچر، کِنِت رو و جان هاوارد لاوسون
🔹️ در سالهای اخیر، در امر آموزش داستاننویسی، نگاه درون به بیرون تغییر کرده و بیشتر به بیرون توجه شده است. هنرجویان نیز به زبان، نشانهها و متن سوق داده میشوند و لذا فاقد آموزش لازم هستند.
🔹️ دوران ما، دوران شک اخلاقی، نسبیت باوری و ذهنگرایی است. دورهای که در آن ارزشها، عمیقاً ممزوج و مخلوط شدهاند. زوال اندیشهها باعث شده هنر داستانگویی نیز به زوال مشابهی دچار شود. برخلاف نویسندگان قدیمی، ما هیچ یقینی نداریم.
🔹️ من بیست سال در شبکههای UA و NBC آمریکا، مسئول بررسی داستانهای ارسالی از طرف نویسندگان بودم. غالب آنها ایراداتی داشتند که میتوانم آنها را اینگونه برشمارم:
۱. حوادث پیش پا افتاده
۲. انگیزههای ضعیف
۳. برجسته نبودن چهره قهرمان
۴. تنشهای موجود در قالب داستان فرعی که نامربوط با داستان اصلیاند و به جایی نمیرسند.
۵. شخصیت چیزی بیش از آنچه نشان میدهد، نیست. یعنی کم حجم است.
۶. عدم نگاه به درون زندگی و جامعه
۷. مجموعهای بیجان از قطعات کلیشهای و قابل پیشبینی
۸. طرز روایت نامطلوب
۹. حجم زیاد متن ارسالی
۱۰. اشتباهات دستوری و املایی
۱۱. دیالوگهای دشوار و پیچیده که در دهان لارنس اولیویر هم نمیچرخد 😁
۱۲. توصیفات اضافی و فلسفی
۱۳. توضیح موقعیت دوربین
۱۴. مناسب نبودن تایپ
🔹️ اما برعکس، کمتر داستانی بود که با داشتن موارد زیر، غافلگیرم کند:
۱. پردهٔ اول ناگهان به اوج میرسد.
۲. نقطهٔ اوج پردهٔ اول در بافت فوق العادهای در قصهٔ اصلی و فرعی بسط مییابد.
۳. نقب زدنهای فوق العاده به ژرفای سرشت شخصیتها
۴. نگاهی اعجاب انگیز به جامعهٔ کنونی
۵. لحظهای خنده، لحظهای گریه
۶. اوجِ پردهٔ دوم آنقدر تکان دهنده است که انگار پایان داستان است.
۷. از خاکستر اوجِ پردهٔ دوم، پردهٔ سوم گشوده میشود.
۸. یک پردهٔ سوم قدرتمند و با شکوه که آدم را از خود بیخود میکند.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔹️ از نویسندگان زیر، کتاب هایی درباره نویسندگی و درام نویسی وجود دارد. توصیه میکنم آنها را بخوانید: ویلیام آرچر، کِنِت رو و جان هاوارد لاوسون
🔹️ در سالهای اخیر، در امر آموزش داستاننویسی، نگاه درون به بیرون تغییر کرده و بیشتر به بیرون توجه شده است. هنرجویان نیز به زبان، نشانهها و متن سوق داده میشوند و لذا فاقد آموزش لازم هستند.
🔹️ دوران ما، دوران شک اخلاقی، نسبیت باوری و ذهنگرایی است. دورهای که در آن ارزشها، عمیقاً ممزوج و مخلوط شدهاند. زوال اندیشهها باعث شده هنر داستانگویی نیز به زوال مشابهی دچار شود. برخلاف نویسندگان قدیمی، ما هیچ یقینی نداریم.
🔹️ من بیست سال در شبکههای UA و NBC آمریکا، مسئول بررسی داستانهای ارسالی از طرف نویسندگان بودم. غالب آنها ایراداتی داشتند که میتوانم آنها را اینگونه برشمارم:
۱. حوادث پیش پا افتاده
۲. انگیزههای ضعیف
۳. برجسته نبودن چهره قهرمان
۴. تنشهای موجود در قالب داستان فرعی که نامربوط با داستان اصلیاند و به جایی نمیرسند.
۵. شخصیت چیزی بیش از آنچه نشان میدهد، نیست. یعنی کم حجم است.
۶. عدم نگاه به درون زندگی و جامعه
۷. مجموعهای بیجان از قطعات کلیشهای و قابل پیشبینی
۸. طرز روایت نامطلوب
۹. حجم زیاد متن ارسالی
۱۰. اشتباهات دستوری و املایی
۱۱. دیالوگهای دشوار و پیچیده که در دهان لارنس اولیویر هم نمیچرخد 😁
۱۲. توصیفات اضافی و فلسفی
۱۳. توضیح موقعیت دوربین
۱۴. مناسب نبودن تایپ
🔹️ اما برعکس، کمتر داستانی بود که با داشتن موارد زیر، غافلگیرم کند:
۱. پردهٔ اول ناگهان به اوج میرسد.
۲. نقطهٔ اوج پردهٔ اول در بافت فوق العادهای در قصهٔ اصلی و فرعی بسط مییابد.
۳. نقب زدنهای فوق العاده به ژرفای سرشت شخصیتها
۴. نگاهی اعجاب انگیز به جامعهٔ کنونی
۵. لحظهای خنده، لحظهای گریه
۶. اوجِ پردهٔ دوم آنقدر تکان دهنده است که انگار پایان داستان است.
۷. از خاکستر اوجِ پردهٔ دوم، پردهٔ سوم گشوده میشود.
۸. یک پردهٔ سوم قدرتمند و با شکوه که آدم را از خود بیخود میکند.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
سیاسنبو.pdf
3.2 MB
سیاسنبو
محمدرضا صفدری
«مجموعه داستان «سیاسنبو»، از آن کتابهایی است که هر نویسنده باید یک نسخه از آن را در کتابخانه شخصیاش داشته باشد.»
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
محمدرضا صفدری
«مجموعه داستان «سیاسنبو»، از آن کتابهایی است که هر نویسنده باید یک نسخه از آن را در کتابخانه شخصیاش داشته باشد.»
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
شما میتوانید هر چیزی غیر از یک صفحه سفید را، اصلاح کنید و آن را به چیزی بهتر تبدیل کنید.
نورا رابرتز
@Writing_lovers
نورا رابرتز
@Writing_lovers
شخصیت داستانی باید نسبت به آینده نادان باشد و نسبت به گذشته و از کاری که انجام میدهد کاملاً نامطمئن باشد.
آنتونی برجس
@Writing_lovers
آنتونی برجس
@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«اگر وقتی برای خواندن ندارید، وقتی برای نوشتن ندارید.» استیون کینگ
معرفی کتابهایی که شوق نوشتنم را برانگیخت و با آنها بیشتر نوشتم.
@Writing_lovers
معرفی کتابهایی که شوق نوشتنم را برانگیخت و با آنها بیشتر نوشتم.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز در خطر است؟
تابستان در راه است. آیا هدف خاصی برای تابستان دارید؟ من مشغول کار روی داستان جدیدم هستم و دارم همزمان درباره شخصیت پردازی، تحقیق میکنم...
در صفحه اینستاگرام بخوانید
https://www.instagram.com/p/CPqBy7dBxh4/?utm_medium=share_sheet
تابستان در راه است. آیا هدف خاصی برای تابستان دارید؟ من مشغول کار روی داستان جدیدم هستم و دارم همزمان درباره شخصیت پردازی، تحقیق میکنم...
در صفحه اینستاگرام بخوانید
https://www.instagram.com/p/CPqBy7dBxh4/?utm_medium=share_sheet
Instagram
نوشتن وجهی از اندیشیدن است. در واقع وقتی قلم به دست میگیرید اولین کلماتی که مینویسید به ناخودآگاهتان نیشتر میزنید و کلمات از ناخودآگاه شما نشات میگیرد و ناخودآگاه مثل جنگلی است از گذشته. بخشی از کار نویسندگی ارتباط با ناخودآگاه است... وقتی با متون کلاسیک در ارتباط باشید بخشی از ناخودآگاه شما میشود و بهعنوان پشتوانه و منابع متنتان میتوانید استفاده کنید.
ابوتراب خسروی
منبع
@Writing_lovers
ابوتراب خسروی
منبع
@Writing_lovers
روزنامه دنیای اقتصاد
توصیه ابوتراب خسروی به خواندن آثار کلاسیک
ابوتراب خسروی، نویسنده پیشکسوت در ششمین شب از «یک شب، یک نویسنده» نویسندگان و اهل مطالعه را به خواندن آثار کلاسیک تشویق کرد.
👍1
فردی دچار مشکل میشود و با غلبه بر تمام موانع، از آن خارج میشود. مردم عاشق این داستان هستند و هرگز از آن خسته نخواهند شد.
کورت ونهگات
@Writing_lovers
کورت ونهگات
@Writing_lovers
نامههای خصوصی یک کتابخوان
دارم مرگ در ونیز را میخوانم. برایم نوشته بودی پیشترها این کتاب را خواندهای! من تازه شروعش کردهام و بنظرم کتاب جالبی است. کلمه زیبا مرا یاد ونیز میاندازد و عبارت مرگ در ونیز یعنی جان سپاری در برابر زیبایی. این یک فرضیه است فکر کردن به این فرضیه و خواندن خود کتاب، مرا به خواننده مشتاقتری تبدیل میکند. دوست دارم پیش از خواندن کتاب ها تا مرز کنجکاوی مفرط درباره اثر پیش بروم و آنگاه به دستش بگیرم و بخوانمش، برای همین گاهی خواندن بعضی کتابها را به تعویق میاندازم. به گمانم در نظر گرفتن فرضیه ها برای کتاب خواندن ضروری است. اما باید بتوانیم همین که جملات کتاب را میخوانیم، خودمان را آماده کنیم تا فرضیههایمان باطل شود و در عین حال بکوشیم فرضیات خودمان را هم محک بزنیم.
توماس مان چه زیبا از سربرآوردن امیال در آدمی سخن گفته است. ما خودمان این لحظه غیرمنتظره را که به ناگاه میل وهوسی در ما شروع به سربرآوردن وجنبیدن میکند، تجربه کرده ایم اما همیشه بدان بیتوجه بودهایم و کتابها چه خوب ما را متوجه پنهانیترین حالتمان میکند. نوشتههای یک نویسنده قوی، ما را به التفات به خودمان وامیدارد. چیزی نزدیک که بدان بیتوجهیم و سرسری از کنارش میگذریم.
آیا تو بخشی از کتاب برایت معنای ویژهای داشت که تا هم اکنون بیادش بیاوری؟ آیا این کتاب جز کتابهایی است که در عصر یک روز داغ تابستان وقتی که در فروشگاه در حال چرخ زدن هستی وناگاه نگاهت به بستنیهای توی یخچال بیفتد، با خودت فکر کنی آه یادش بخیر آن روز که مرگ در ونیز را میخواندم همین بستنی را میخوردم و ندانی لذت و سرخوشی را که از این یادآوری حس میکنی از خوردن بستنی است یا ویژگی آن کتاب خاص.
میدانی تا چه میزان شیفته خواندن کتابهای حقیقی وصادقانهام اما دست از بازیها هم برای انجام کار دلخواهم برنمیدارم. اعتراف میکنم گاهی چند چیز لذت بخش را با خواندن کتابی هماهنگ میکنم تا وقتی کتابی را میخوانم مجموعهای از چیزهای دلخواه را به یادبیاورم. چیزهایی مثل سفر، غذایی خوشمزه، فیلمی مهیج و یک نوشیدنی به موقع.
برایم بنویس درباره گوستاو اشنباخ چه فکر میکنی؟ آیا این موضوع که او در نوشتن متنش دچار مشکل شده و تصمیمش برای پیادهروی، موضوع مهیجی برای شروع یک داستان است؟ آنجا که ناتوانیاش را در نوشتن، تجزیه و تحلیل میکند چطور دیدی؟ بنظرت نثر و ترجمه کار خوب از آب در آمده؟ اینکه پایان داستان در آغاز لو رفته است بنظرت از جذابتش کم نمیکند؟ میدانم همیشه موقع خواندن به جزییات کوچک توجه داری و ویژگی خوب تو در نوشتن درباره کتابها، مرا مشتاق میکند تا بخواهم نظراتت را دراین باره بشنوم. پس حتما از خواندن این کتاب برایم بنویس.
آ. ن
بیاندازه مشتاق شنیدن نظراتت هستم
از کتاب نامههای خصوصی یک کتابخوان
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
دارم مرگ در ونیز را میخوانم. برایم نوشته بودی پیشترها این کتاب را خواندهای! من تازه شروعش کردهام و بنظرم کتاب جالبی است. کلمه زیبا مرا یاد ونیز میاندازد و عبارت مرگ در ونیز یعنی جان سپاری در برابر زیبایی. این یک فرضیه است فکر کردن به این فرضیه و خواندن خود کتاب، مرا به خواننده مشتاقتری تبدیل میکند. دوست دارم پیش از خواندن کتاب ها تا مرز کنجکاوی مفرط درباره اثر پیش بروم و آنگاه به دستش بگیرم و بخوانمش، برای همین گاهی خواندن بعضی کتابها را به تعویق میاندازم. به گمانم در نظر گرفتن فرضیه ها برای کتاب خواندن ضروری است. اما باید بتوانیم همین که جملات کتاب را میخوانیم، خودمان را آماده کنیم تا فرضیههایمان باطل شود و در عین حال بکوشیم فرضیات خودمان را هم محک بزنیم.
توماس مان چه زیبا از سربرآوردن امیال در آدمی سخن گفته است. ما خودمان این لحظه غیرمنتظره را که به ناگاه میل وهوسی در ما شروع به سربرآوردن وجنبیدن میکند، تجربه کرده ایم اما همیشه بدان بیتوجه بودهایم و کتابها چه خوب ما را متوجه پنهانیترین حالتمان میکند. نوشتههای یک نویسنده قوی، ما را به التفات به خودمان وامیدارد. چیزی نزدیک که بدان بیتوجهیم و سرسری از کنارش میگذریم.
آیا تو بخشی از کتاب برایت معنای ویژهای داشت که تا هم اکنون بیادش بیاوری؟ آیا این کتاب جز کتابهایی است که در عصر یک روز داغ تابستان وقتی که در فروشگاه در حال چرخ زدن هستی وناگاه نگاهت به بستنیهای توی یخچال بیفتد، با خودت فکر کنی آه یادش بخیر آن روز که مرگ در ونیز را میخواندم همین بستنی را میخوردم و ندانی لذت و سرخوشی را که از این یادآوری حس میکنی از خوردن بستنی است یا ویژگی آن کتاب خاص.
میدانی تا چه میزان شیفته خواندن کتابهای حقیقی وصادقانهام اما دست از بازیها هم برای انجام کار دلخواهم برنمیدارم. اعتراف میکنم گاهی چند چیز لذت بخش را با خواندن کتابی هماهنگ میکنم تا وقتی کتابی را میخوانم مجموعهای از چیزهای دلخواه را به یادبیاورم. چیزهایی مثل سفر، غذایی خوشمزه، فیلمی مهیج و یک نوشیدنی به موقع.
برایم بنویس درباره گوستاو اشنباخ چه فکر میکنی؟ آیا این موضوع که او در نوشتن متنش دچار مشکل شده و تصمیمش برای پیادهروی، موضوع مهیجی برای شروع یک داستان است؟ آنجا که ناتوانیاش را در نوشتن، تجزیه و تحلیل میکند چطور دیدی؟ بنظرت نثر و ترجمه کار خوب از آب در آمده؟ اینکه پایان داستان در آغاز لو رفته است بنظرت از جذابتش کم نمیکند؟ میدانم همیشه موقع خواندن به جزییات کوچک توجه داری و ویژگی خوب تو در نوشتن درباره کتابها، مرا مشتاق میکند تا بخواهم نظراتت را دراین باره بشنوم. پس حتما از خواندن این کتاب برایم بنویس.
آ. ن
بیاندازه مشتاق شنیدن نظراتت هستم
از کتاب نامههای خصوصی یک کتابخوان
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM