ضرورت انجام کارهای عبث
امروز حین قدم زدن، به طور مقاومت ناپذیری میخواستم به خانه و پشت میز کارم برگردم؛ نه به این خاطر که قدم زدن را بیفایده دیدم بلکه به دلیل هجوم بیامان ایدههایی که به ذهنم خطور میکرد.
بنظرم آنچه باعث حضور استثنایی ایدهها در پیادهروی امروز شد، ساعت نامتعارف و غیر معمولی بود که برای پیادهروی، در نظر گرفته بودم. کاری به ظاهر غیرضروری و عبث که به برکت آن توانستم چند ساعت مداوم بنویسم.
از افکاری که حین پیادهروی به ذهنم خطور کرد یکی این بود که چقدر خوب میشد اگر گاهی کاری عبث را تجربه کنیم. یا اینکه چطور ممکن است فردی به اهمیت رشد شخصی آگاه باشد اما خود را از داشتن یک الگوی عینی محروم کند؟ چطور یک آدم هوشمند میتواند امکانات غنی این بازی مهیج و جذاب را نادیده بگیرد؟
«در واقع برای سنجش درجه کامیابی خود، کافی است نگاهی به الگویی بیندازیم که برای خود برگزیدهایم.»
پیام مخفی این گزارهها این است که «برای خودت الگوهای بزرگ انتخاب کن. الگوهایی چنان دور و گاه غیرقابل دسترس که برایش به زحمت و تقلا بیفتی. چون حتی اگر این کاری عبث بنظر بیاید، باعث میشود تا استعدادهایت را بارور کنی.»
ناگفته پیداست آنچه بیان شد فقط بخشی از شقوق یک ماجرا است؛ اما حتی اگر برگزیدن الگویی برای خود، یک بازی عبث باشد، ارزش آزمودن دارد. لازم است گاهی برای یافتن مسیرهای تازهٔ ذهنی، کاری عبث را تجربه کنیم. چنانکه مهدی اخوان ثالث، سرودن شعر را عبثترین کار ممکن میدانست اما خود را از آن ناگزیر میدید و همین کار به ظاهر عبث او را از دیگران متمایز میکرد. بنابراین خوب است گاهی برای عبث، کاری عبث را تجربه کنیم.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
امروز حین قدم زدن، به طور مقاومت ناپذیری میخواستم به خانه و پشت میز کارم برگردم؛ نه به این خاطر که قدم زدن را بیفایده دیدم بلکه به دلیل هجوم بیامان ایدههایی که به ذهنم خطور میکرد.
بنظرم آنچه باعث حضور استثنایی ایدهها در پیادهروی امروز شد، ساعت نامتعارف و غیر معمولی بود که برای پیادهروی، در نظر گرفته بودم. کاری به ظاهر غیرضروری و عبث که به برکت آن توانستم چند ساعت مداوم بنویسم.
از افکاری که حین پیادهروی به ذهنم خطور کرد یکی این بود که چقدر خوب میشد اگر گاهی کاری عبث را تجربه کنیم. یا اینکه چطور ممکن است فردی به اهمیت رشد شخصی آگاه باشد اما خود را از داشتن یک الگوی عینی محروم کند؟ چطور یک آدم هوشمند میتواند امکانات غنی این بازی مهیج و جذاب را نادیده بگیرد؟
«در واقع برای سنجش درجه کامیابی خود، کافی است نگاهی به الگویی بیندازیم که برای خود برگزیدهایم.»
پیام مخفی این گزارهها این است که «برای خودت الگوهای بزرگ انتخاب کن. الگوهایی چنان دور و گاه غیرقابل دسترس که برایش به زحمت و تقلا بیفتی. چون حتی اگر این کاری عبث بنظر بیاید، باعث میشود تا استعدادهایت را بارور کنی.»
ناگفته پیداست آنچه بیان شد فقط بخشی از شقوق یک ماجرا است؛ اما حتی اگر برگزیدن الگویی برای خود، یک بازی عبث باشد، ارزش آزمودن دارد. لازم است گاهی برای یافتن مسیرهای تازهٔ ذهنی، کاری عبث را تجربه کنیم. چنانکه مهدی اخوان ثالث، سرودن شعر را عبثترین کار ممکن میدانست اما خود را از آن ناگزیر میدید و همین کار به ظاهر عبث او را از دیگران متمایز میکرد. بنابراین خوب است گاهی برای عبث، کاری عبث را تجربه کنیم.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 «داستان» رابرت مککی| فصل اول(۲)
🔹داستان از واقعیت نمیگریزد بلکه انسان را در جستجوی واقعیت به پیش میبرَد و بهترین تلاش ما برای معنا بخشیدن به هرج و مرج هستی است.
🔹به این جملهٔ مهم ارسطو دقت کنید:
ضعف در داستانگویی، باعث انحطاط جامعه میشود.
🔹ما نیازمند هجویهها و تراژدیهای راستین هستیم. درامها و کمدیهایی که زوایای تاریک روح بشر و جامعهٔ انسانی را روشن کنند. در غیر اینصورت به قول ییتس:
هستهٔ مرکزی از هم خواهد پاشید.
🔹این مثال عین حقیقت است. در فیلم «بازیگر» یکی از مدیران هالیوود به تیم رابینز میگوید: احتمالاً دشمنان زیادی دارم. چون سالانه بیش از بیست هزار داستان به استودیو پیشنهاد میشود؛ در حالی که تولید ما تنها دوازده فیلم در سال است.
🔹از زمان ظهور نئورئالیسم تا یورش عظیم موج نو، سینماهای آمریکا انباشته از آثار فیلمسازان نابغهٔ اروپایی بود. اما پس از مرگ یا بازنشست شدن این اساتید، در بیست و پنج سال گذشته شاهد زوال سینمای اروپا هستیم.
🔹 مؤلفان امروزی اروپا، قادر نیستند داستانهایی به قوت نسل گذشته بگویند. اساتیدی چون:
رنوار، برگمان، فلینی، بونوئل، وایدا، کلوزو، رنه و آنتونیونی.
🔹 اما سینمای آسیا، سینمای آمریکا و اروپا را در مینوَردد. چون فیلمسازان آسیایی، داستانگوهای فوق العادهای هستند. آنها هم سودای داستانگویی دارند و هم توان زیبا گفتن آن را.
🖊 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامهنویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمد_گذر_آبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔹داستان از واقعیت نمیگریزد بلکه انسان را در جستجوی واقعیت به پیش میبرَد و بهترین تلاش ما برای معنا بخشیدن به هرج و مرج هستی است.
🔹به این جملهٔ مهم ارسطو دقت کنید:
ضعف در داستانگویی، باعث انحطاط جامعه میشود.
🔹ما نیازمند هجویهها و تراژدیهای راستین هستیم. درامها و کمدیهایی که زوایای تاریک روح بشر و جامعهٔ انسانی را روشن کنند. در غیر اینصورت به قول ییتس:
هستهٔ مرکزی از هم خواهد پاشید.
🔹این مثال عین حقیقت است. در فیلم «بازیگر» یکی از مدیران هالیوود به تیم رابینز میگوید: احتمالاً دشمنان زیادی دارم. چون سالانه بیش از بیست هزار داستان به استودیو پیشنهاد میشود؛ در حالی که تولید ما تنها دوازده فیلم در سال است.
🔹از زمان ظهور نئورئالیسم تا یورش عظیم موج نو، سینماهای آمریکا انباشته از آثار فیلمسازان نابغهٔ اروپایی بود. اما پس از مرگ یا بازنشست شدن این اساتید، در بیست و پنج سال گذشته شاهد زوال سینمای اروپا هستیم.
🔹 مؤلفان امروزی اروپا، قادر نیستند داستانهایی به قوت نسل گذشته بگویند. اساتیدی چون:
رنوار، برگمان، فلینی، بونوئل، وایدا، کلوزو، رنه و آنتونیونی.
🔹 اما سینمای آسیا، سینمای آمریکا و اروپا را در مینوَردد. چون فیلمسازان آسیایی، داستانگوهای فوق العادهای هستند. آنها هم سودای داستانگویی دارند و هم توان زیبا گفتن آن را.
🖊 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامهنویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمد_گذر_آبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔸 بریدههایی از بهترین وبلاگها
🔸 نکات نگارشی و ویرایشی برای نوشتن بهتر و صحیحتر
🔸 هر شب یک موسیقی بیکلام و آرامش بخش
🔸 به رسم خواندن و خوانده شدن
و...
🌌✨ اینجا گوشهای از دنیای وبلاگ نویس هاست 🪄
https://t.me/joinchat/uOWvXw4Q9w41NmNk
🔸 نکات نگارشی و ویرایشی برای نوشتن بهتر و صحیحتر
🔸 هر شب یک موسیقی بیکلام و آرامش بخش
🔸 به رسم خواندن و خوانده شدن
و...
🌌✨ اینجا گوشهای از دنیای وبلاگ نویس هاست 🪄
https://t.me/joinchat/uOWvXw4Q9w41NmNk
نویسنده کارش این است که شخصیتهای داستانی را زنده و با جنب و جوش بسازد. بعد از آن کاری ندارد جز آنکه، دنبال آدمهای زندهای که ساخته بیفتد و گزارشگر احوالشان باشد و طرح را موافق با حرکت شخصیتهای داستانی تغییر بدهد و پیش ببرد.
تولستوی از پوشکین میگوید: «یک روز کسی نزد پوشکین رفت، دید که او میخندد. پرسید:« چرا میخندی؟» گفت :«ناتالیا به من حقه زد، دارد شوهر میکند» توجه فرمودید ؟ نویسنده میبیند که قضیه این طور پیش آمده است و این نشان میدهد که شخصیت داستان خود را درست ساخته است.
اگر مصالح داستان، خوب ساخته شده باشد، علیه طرح میشورند و شورش آنها به معنای درهم ریختن طرح ذهنی نویسنده است اما با پیگیری شخصیتهاست که طرح واقعی شکل خواهد گرفت.
ابراهیم یونسی
📚چگونه مینویسم؟
کاظم رهبر
@Writing_lovers
تولستوی از پوشکین میگوید: «یک روز کسی نزد پوشکین رفت، دید که او میخندد. پرسید:« چرا میخندی؟» گفت :«ناتالیا به من حقه زد، دارد شوهر میکند» توجه فرمودید ؟ نویسنده میبیند که قضیه این طور پیش آمده است و این نشان میدهد که شخصیت داستان خود را درست ساخته است.
اگر مصالح داستان، خوب ساخته شده باشد، علیه طرح میشورند و شورش آنها به معنای درهم ریختن طرح ذهنی نویسنده است اما با پیگیری شخصیتهاست که طرح واقعی شکل خواهد گرفت.
ابراهیم یونسی
📚چگونه مینویسم؟
کاظم رهبر
@Writing_lovers
جملاتی که ما را به پرگویی وامیدارند.
«برای انسان، هیچ چیز هراسآورتر از نبودن پاسخ نیست.»
والتر بنیامین
درباره این جملهٔ والتر بنیامین بنویسید. میتوانید در تأیید یا رد آن بنویسید. از آن انتقاد کنید یا برعکس در ستایشش داستانی تعریف کنید. از هراس خودتان از نبود پاسخها بنویسید یا کاملا برعکس میتوانید از رنجتان از پاسخهای قطعی بگویید. آیا این رنج مختص آدمی است یا حیوانات و گیاهان هم چنین رنجی را تجربه میکنند. میتوانید درباره هریک از این موارد یا پیامهای ضمنی و فرضهای ممکنی که در این گزاره وجود دارد، فلسفه بافی یا قلمفرسایی کنید.
از داستانهایی که خواندنش میتواند مفید باشد، داستان «ناخمن» نوشته لئونارد مایکلز است. ناخمن یک ریاضیدان است. او در یقینیترین علوم استاد است و معنای اسمش به عبری «به آرامش رسیده» میشود اما برخلاف نامش، دچار نوعی بحران است؛ چرا که آدمی همواره در مواجه با زندگی، افراد و موقعیتها، به مواردی برمیخورد که توضیح ریاضی ندارند و این شکاف میتواند منجر به تقلایی هراس آور شود.
#نوشتن
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
«برای انسان، هیچ چیز هراسآورتر از نبودن پاسخ نیست.»
والتر بنیامین
درباره این جملهٔ والتر بنیامین بنویسید. میتوانید در تأیید یا رد آن بنویسید. از آن انتقاد کنید یا برعکس در ستایشش داستانی تعریف کنید. از هراس خودتان از نبود پاسخها بنویسید یا کاملا برعکس میتوانید از رنجتان از پاسخهای قطعی بگویید. آیا این رنج مختص آدمی است یا حیوانات و گیاهان هم چنین رنجی را تجربه میکنند. میتوانید درباره هریک از این موارد یا پیامهای ضمنی و فرضهای ممکنی که در این گزاره وجود دارد، فلسفه بافی یا قلمفرسایی کنید.
از داستانهایی که خواندنش میتواند مفید باشد، داستان «ناخمن» نوشته لئونارد مایکلز است. ناخمن یک ریاضیدان است. او در یقینیترین علوم استاد است و معنای اسمش به عبری «به آرامش رسیده» میشود اما برخلاف نامش، دچار نوعی بحران است؛ چرا که آدمی همواره در مواجه با زندگی، افراد و موقعیتها، به مواردی برمیخورد که توضیح ریاضی ندارند و این شکاف میتواند منجر به تقلایی هراس آور شود.
#نوشتن
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
ایدهها مثل خرگوش هستند. یک جفت از آنها تهیه کنید؛ یاد بگیرید ازشان مراقبت کنید، خیلی زود یک دوجین از آنها خواهید داشت.
جان اشتاین بک
@Writing_lovers
جان اشتاین بک
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعر میتواند شما را از راههای محدودی که میبینید و حس میکنید، رها کند. شعر خواندن و شعر سرودن، راههای جدیدی برای تجربه کردن جهان، در اختیار شما قرار میدهد.
جیم موریسون
@Writing_lovers
جیم موریسون
@Writing_lovers
همه آنچه شما به عنوان یک نویسنده باید انجام دهید این است که یک نگاه دقیق به خود بیندازید تا دیگران را درک کنید.
آیزاک آسیموف
@Writing_lovers
آیزاک آسیموف
@Writing_lovers
جف دایر: ده فرمان نویسنده
۱. هرگز نگران امکانات تجاری پروژهتان نباشید.
۲. در مکانهای عمومی ننویسید.
۳. از جمله نویسندگانی نباشید که خودشان را مجبور میکنند، دنبالرو بیچون و چرای یک نویسنده باشند.
۴. دفترچهای داشته باشید. در زندگی به عنوان یک نویسنده، آنچه بیشتر از آن پشیمانم این است که هرگز دفترچه خاطرات نداشتم یا روزانه نگاری نکردهام.
۵. شما دائماً باید بیش از یک ایده برای کار خود داشته باشید.
۶. مراقب کلیشه ها باشید. نه فقط کلیشههایی که مارتین آمیس علیه آنها میجنگید. كليشه هم در بيان هست هم در پاسخ. كليشهٔ مشاهده داريم و كليشهٔ انديشه و حتی كليشهٔ استنباط.
۷. همیشه گزینههای تصحیح و ذخیره خودکار رایانهتان را به روز رسانی کنید. در ویرایش خودکار با چند ضربه كليدی كوتاه، واژهها كامل و با املای درست پديدار میشوند: «ماك» میشود «ماكياولی»، «فوی» میشود «فوتوگرافی» ... نبوغ!
۸. هر روز تمرین کنید. خود را عادت بده كه مشاهداتت را به قلم بياوری.
۹.تاسف و پشیمانی، بد نیست. تأسف، سوخت کار است. در صفحات شعلهور شده و به شوق و آرزو تبدیل میشود.
۱۰. هرگز دوچرخه بیترمز سوار نشوید. اگر مطلبی بيش از حد دشوار مینمايد، رهايش كن و به كاری ديگر بپرداز. سعی كن بدون پافشاری زندگي كنی. اما پشتِكار را بگير.
جف دایر نویسنده انگلیسی است ، دریافت کننده جایزه سامرست موام ، جایزه آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و ... نویسنده چهار رمان و هفت کتاب داستان، که به ۲۴ زبان جهان ترجمه شده است.
@Writing_lovers
۱. هرگز نگران امکانات تجاری پروژهتان نباشید.
۲. در مکانهای عمومی ننویسید.
۳. از جمله نویسندگانی نباشید که خودشان را مجبور میکنند، دنبالرو بیچون و چرای یک نویسنده باشند.
۴. دفترچهای داشته باشید. در زندگی به عنوان یک نویسنده، آنچه بیشتر از آن پشیمانم این است که هرگز دفترچه خاطرات نداشتم یا روزانه نگاری نکردهام.
۵. شما دائماً باید بیش از یک ایده برای کار خود داشته باشید.
۶. مراقب کلیشه ها باشید. نه فقط کلیشههایی که مارتین آمیس علیه آنها میجنگید. كليشه هم در بيان هست هم در پاسخ. كليشهٔ مشاهده داريم و كليشهٔ انديشه و حتی كليشهٔ استنباط.
۷. همیشه گزینههای تصحیح و ذخیره خودکار رایانهتان را به روز رسانی کنید. در ویرایش خودکار با چند ضربه كليدی كوتاه، واژهها كامل و با املای درست پديدار میشوند: «ماك» میشود «ماكياولی»، «فوی» میشود «فوتوگرافی» ... نبوغ!
۸. هر روز تمرین کنید. خود را عادت بده كه مشاهداتت را به قلم بياوری.
۹.تاسف و پشیمانی، بد نیست. تأسف، سوخت کار است. در صفحات شعلهور شده و به شوق و آرزو تبدیل میشود.
۱۰. هرگز دوچرخه بیترمز سوار نشوید. اگر مطلبی بيش از حد دشوار مینمايد، رهايش كن و به كاری ديگر بپرداز. سعی كن بدون پافشاری زندگي كنی. اما پشتِكار را بگير.
جف دایر نویسنده انگلیسی است ، دریافت کننده جایزه سامرست موام ، جایزه آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و ... نویسنده چهار رمان و هفت کتاب داستان، که به ۲۴ زبان جهان ترجمه شده است.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 داستان رابرت مک کی| فصل اول(۳)
🔹 امروزه نویسندگان تازهکار، بدون اینکه این حرفه را به خوبی بیاموزند، پشت ماشین تحریر مینشینند. اینکه من فیلم های زیادی دیدهام و همیشه هم نمره ادبیاتم ۲۰ بوده است، پس میتوانم فیلمنامه بنویسم، همان قدر اشتباه است که بگوییم من سمفونیهای زیادی شنیدهام و پیانو هم مینوازم، پس میتوانم یک سمفونی بنویسم.
🔹 خلق یک فیلمنامهٔ خوب، به دشواریِ خلق یک سمفونی باشکوه است و از برخی جهات، دشوارتر. چون آهنگساز با خلوص ریاضیوارِ نتها سر و کار دارد ولی ما با دنیای پیچیده و دشواری مواجه هستیم به نام سرشت و ذات بشر.
🔹نویسندهٔ تازه کار از تجربیاتش ایده میگیرد و مینویسد. باید هم چنین باشد، ولی نویسندهٔ حرفهای و تمام وقت «خودشناسی» می کند. یعنی مشاهدهٔ زندگی و تفکر در چگونگیِ واکنش ما به آن.
🔹تکنیک از نظر نویسندهٔ تازه کار، مجموعه تجربیاتی است که از فیلم ها، رمانها و نمایشنامهها بدست آورده و آن را غریزی میپندارد. حال یا از آن تقلید میکند یا احساس میکند،آوانگارد است و بر علیه آن عمل میکند و ماحصل کار میشود نسخه برداری بی معنایی از آثار تجاری یا هنری.
🔹 دههٔ ۱۹۲۰ طوفانی تا دههٔ پرآشوب ۱۹۶۰ آثار بیبدیلی در سینما، ادبیات و تئاتر خلق شد. در همه آنها، داستان، نگاهی از درون به بیرون داشت. در این نوع نگاه، ستون فقرات داستان شامل توجه به خواستههای درونی انسان، نیروهای متخاصم، نقاط عطف، پیشروی، بحران و نقطه اوج است.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
🔹 امروزه نویسندگان تازهکار، بدون اینکه این حرفه را به خوبی بیاموزند، پشت ماشین تحریر مینشینند. اینکه من فیلم های زیادی دیدهام و همیشه هم نمره ادبیاتم ۲۰ بوده است، پس میتوانم فیلمنامه بنویسم، همان قدر اشتباه است که بگوییم من سمفونیهای زیادی شنیدهام و پیانو هم مینوازم، پس میتوانم یک سمفونی بنویسم.
🔹 خلق یک فیلمنامهٔ خوب، به دشواریِ خلق یک سمفونی باشکوه است و از برخی جهات، دشوارتر. چون آهنگساز با خلوص ریاضیوارِ نتها سر و کار دارد ولی ما با دنیای پیچیده و دشواری مواجه هستیم به نام سرشت و ذات بشر.
🔹نویسندهٔ تازه کار از تجربیاتش ایده میگیرد و مینویسد. باید هم چنین باشد، ولی نویسندهٔ حرفهای و تمام وقت «خودشناسی» می کند. یعنی مشاهدهٔ زندگی و تفکر در چگونگیِ واکنش ما به آن.
🔹تکنیک از نظر نویسندهٔ تازه کار، مجموعه تجربیاتی است که از فیلم ها، رمانها و نمایشنامهها بدست آورده و آن را غریزی میپندارد. حال یا از آن تقلید میکند یا احساس میکند،آوانگارد است و بر علیه آن عمل میکند و ماحصل کار میشود نسخه برداری بی معنایی از آثار تجاری یا هنری.
🔹 دههٔ ۱۹۲۰ طوفانی تا دههٔ پرآشوب ۱۹۶۰ آثار بیبدیلی در سینما، ادبیات و تئاتر خلق شد. در همه آنها، داستان، نگاهی از درون به بیرون داشت. در این نوع نگاه، ستون فقرات داستان شامل توجه به خواستههای درونی انسان، نیروهای متخاصم، نقاط عطف، پیشروی، بحران و نقطه اوج است.
🖋 مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه نویسی
#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس
@Writing_lovers
منظورت را بگو... بگو چه میبینی و اگر میتوانی از آن، یک عکس برای خواننده بگیر.
استیون کینگ
@Writing_lovers
استیون کینگ
@Writing_lovers
درباره هنر داستان نویسی و سرایندگی کافی است، لحظههای گویای زندگی را دریابی و جرأت کنی که به زبانشان بیاوری. در آن صورت با کلماتی اندک، کلامی بسیار گفتهای.
📚 رنجهای ورتر جوان
گوته
@Writing_lovers
📚 رنجهای ورتر جوان
گوته
@Writing_lovers
Forwarded from بریده کتاب
برای کسی که بخواهد
در تاریکی باقی بماند،
نور بسیار دردناک است.
#نیروی_حال
#اکهارت_تله
🍀🍀
@BoridehKetab_com
با ما هر روز چند خط کتاب بخوانید.
در تاریکی باقی بماند،
نور بسیار دردناک است.
#نیروی_حال
#اکهارت_تله
🍀🍀
@BoridehKetab_com
با ما هر روز چند خط کتاب بخوانید.