نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نوشتن ساده است. کاری که شما باید انجام دهید، این است: اجتناب از کلمات غیر ضروری

مارک تواین

@Writing_lovers
بیست صفحهٔ اول رمان برای حاصل کتاب حساس‌تر است. زادی اسمیت هنگام نوشتن این بیست صفحه معلوم می‌کند که چطور رمانی می‌نویسد و این بخش مملو از آغازهای غلط و چرخش‌های نابجاست. این بیست صفحه پرزحمت‌ترین قسمت رمان هم هستند و به گفتهٔ او در مدت‌زمان پرمخاطره‌ نگارش، در این بیست صفحه بیش از هر وقت دیگری «ماهیت کلی اثر با انتخاب چند کلمه تغییر می‌کند.»

یک روز از زندگی زادی اسمیت

@Writing_lovers
«هنر سیر و سفر» آلن دوباتن، مخصوص کسانی است که عاشق سفر و ادبیاتند. همینطور آلن دوباتن با نحوه نگارشش، به ما یاد می‌دهد چطور احساسات پیچیده‌ترمان را در قالب کلمات و جملات بیان کنیم. بنابراین باید بگوییم این کتاب مخصوص کسانی است که عاشق «سفر، ادبیات و نوشتن» هستند.

#کتابی_که_می‌خوانم

@Writing_lovers
آخرین پیش‌نویس را کنار بگذارید، سپس در حالی که وانمود می‌کنید قبلاً هرگز آن را نخوانده‌اید، بخوانیدش.


نیل گیمن


@Writing_lovers
«بیماری» خود، علت اساسی رو‌کردن به خلاقیت است. آفرینش مرا از درد و توهمات خلاص کرد و شفا داد. من با خلاقیتی که داشتم سلامتی‌ام را بازیافتم.

کی یر گگور



@Writing_lovers
من مدت‌ها از عقب سر به‌یک گدا نگاه می‌کنم یا فلان کورهٔ آهنگر را تماشا می‌کنم،‌نه برای این‌که فورأ آن را وصف کنم بلکه هرنگاه من می‌تواند جزئی از نکات را به‌من اهدا کند. بالمجموع این نکات یک‌وقت می‌توانند به‌من کمک کنند تا این‌که در موقع نوشتن آنچه می‌نویسم تکرار مشاهدات دیگران به‌نظر نیاید.

نامه‌های نیما یوشیج

@Writing_lovers
خواندن، یادگرفتن است. با خواندن، بهتر می‌شویم. این همان‌قدر که در مورد شخصیت‌های داستان‌هایم صادق است، در مورد خودم هم هست.


برنارد مالامود

@Writing_lovers
اگر حقیقت را در مورد خودتان نگویید، نمی‌توانید آن را در مورد دیگران بگویید.

ویرجینیا وولف


@Writing_lovers
کشف صادقانه جهان

نیچه در کتاب «ارادۀ قدرت» می‌نویسد:

برای آن دسته از انسان‌ها که برایم مهم‌اند آرزوی درد و رنج، اندوه، بیماری، بدرفتاری و بی‌آبرویی می‌کنم؛ آرزو می‌کنم بی‌خبر نمانند از خودکم‌بینیِ عمیق، زجرِ بی‌اعتمادی به خود، بدبختیِ درهم‌شکستگان: دلم به حالشان هیچ نمی‌سوزد، چون بر آن‌ها فقط چیزی را آرزو می‌کنم که امروز می‌تواند ثابت کند ارزشی دارند یا نه.

امرسون در مقاله‌ای به سال ۱۸۴۱ می‌نویسد: «بزرگ‌مرد همواره در پی کوچکی است. زیر فشار قرارگرفتن، رنج‌بردن و شکست‌خوردن، بختِ آموختن چیزی تازه را به او می‌دهد».

چنانکه ناباکوف دراین باره گفته است:
«من توسط ارواح گمراه احاطه شده‌ام. رویاهای شکست خورده، هذیان‌ها، کابوس‌ها و همه چیزهایی که در زندگی بر من می‌گذرد. اشتباه نکنید آنها مرا عذاب نمی‌دهند بلکه تنها چشم‌اندازی برای دیدن هستند.»

و «نویسندگی، بیان صادقانه ما و رنج‌هایمان است.» به گفته تولستوی: «آن چیزی که برایش رنج کشیده‌ای به آنان بده. تو مجالی داشته‌ای جستجو کنی، بیندیشی، رنج بکشی پس آن استعدادی را که دست تاریخ به تو بخشیده زیر خاک دفن نکن. این آغاز راه زندگی دوباره است. وظیفه هنر جز این نیست و استعداد داشتن یعنی اطاعت از یک نیاز درونی و برآوردن این نیاز، غرض و وظیفهٔ نویسنده است.»

معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
فهمیدن، محصول دیدن است. تصویر را در کلمات بازنمایاندن و از طریق این بازنمایی، فهم خود را به خواننده منتقل کردن. انتقالِ فهم، پیامِ هر نوشته‌ای است.

ابراهیم گلستان

@Writing_lovers
اهمیت توصیفات غیرمستقیم


گاهی قرائن یک صدا یا حرکت- از رفت و آمدی، از زیر و بم سخنی، از صدای سایش چیزی بر چیزی- بی‌اینکه دیده باشی کاری را یا حرکتی را و یا اتفاقی را که افتاده، از خود واقعه عمیق‌تر احساس می‌شود. در توصیف داستانی، هم گاهی صدای کسی را می‌شنوی (خودش را نمی‌بینی) صدا چنان است که انگار ماهیت دارد. انگار خود صدا انسانی است با قد و قواره و‌ مشخصاتی خاص خودش. مثلا از نحو صدا تصور می‌کنی: صدا عینک دارد!

تن صدا تیره است؟...سیاه است؟ یا صدا سمعک دارد! این صدا خفه است؟ شنیده نمی‌شود؟ یا اینکه تصور می‌کنی صدا عصا به دست دارد. لرزان است؟..شکسته است؟ خمیده است یا کراوات دارد! یا اینکه شق و رق است! اتوکشیده است و بی هیچ چم و خمی از گلو بیرون می‌آید. یا اینکه صدا می‌لنگد و بازگاهی می‌توان براساس صدایی که می‌شنویم تصویر گوینده را ( او را نمی‌بینیم، ندیده‌ایم) برای خودمان ترسیم کنیم که:

۱. آدمی است با این قد و قواره...
۲. آدمی است با این خصلت...
۳. آدمی شاد است...
۴. آدمی است دلمرده...
و احتمالا بتوان شادی، غمزدگی، دلمردگی و ... را با صدای پرندگان توصیف کرد. فی المثل در توصیف یک صدای خوش بگوییم مثل کاکلی شاد و سرزنده است و جست و‌خیز می‌کند یا برای صدای دل آزار وبدقواره بگوییم مثل جغد فلان و فلان است و همانطور که از گفتار شخصیت‌ها می‌توانیم بفهمیم کیست و چکاره است، از درآمیختن او با اشیا، رنگ‌ها و... می‌توان به نتایج جالبی رسید.

احمد محمود

📚چگونه می‌نویسم؟

@Writing_lovers
من هرگز درباره شخصی که در یک موقعیت ناامیدکننده قرار ندارد، نمی‌نویسم.


استنلی الکین


@Writing_lovers
📚«داستان» رابرت مک‌کی| فصل اول(۱)

«نویسنده و هنر داستانگویی»


🔹داستان پربارترین و شایعترین فرم هنری است.

🔹️کِنِت بِرگِ منتقد در جایی می‌گوید:
داستان‌ها ابزار زندگی هستند.

🔹️پرسشی ابدی که ارسطو در کتاب بزرگش، "اخلاق" مطرح می کند این است: چگونه باید زندگی را گذراند؟

ما بطور خودآگاه ولی اغلب ناخودآگاه، همواره در پی پاسخ سوال مهم ارسطو ایم.

🔹️و همواره در ساعات بیداری خود، در تکاپو هستیم تا:
۱- تلاش برای هماهنگ کردن امکانات و رویاها
۲- تلفیق فکر و احساس
۳- جامهٔ عمل پوشاندن به تمایلات

🔹️بشر از دیرباز به چهار طریق پرسش اساسی ارسطو را پاسخ داده است:
۱- علم
۲- فلسفه
۳- مذهب
۴- هنر

🔹️عطش ما به داستان، سیری‌ناپذیر است چون در پسِ داستان به دنبال یافتن الگوهای زندگی هستیم. نه فکری و ذهنی، بلکه تجربه‌هایی کاملاً شخصی و عاطفی.

🔹️ژان آنویِ نمایشنامه‌نویس می‌گوید:
داستان به زندگی شکل می‌دهد.

🔹️ اما از نگاه بسیاری، سرگرمی، مهم‌ترین دستاورد و رسالت داستان گفتن و داستان خواندن است. از این منظر، سرگرمی عبارت است از شرکت در مراسم داستان بخاطر هدفی که از نظر عقلی و عاطفی ارضاء‌کننده است.

🔹️فیلم‌ها، رمان‌ها و نمایشنامه‌های خوب، چه کُمیک یا تراژیک، مدل تازه‌ای از زندگی ارائه می‌دهند که از معنایی عاطفی نیرو می‌گیرند و مخاطب را سرگرم می‌کنند.

🔹️مثلاً این فیلم‌ها که دارای درونمایه‌های مذکور‌اند:
۱- نابودگران روح / پیروزی سرمایه گذاران بر شیاطین
۲- درخشش / انهدام پیچیدهٔ شیاطین
۳- صحرای سرخ / هماهنگی و یکپارچگی شخصیت
۴- مکالمه / ناهماهنگی و گسست شخصیت


🖊مصطفی پرنیان
هنرجوی فیلمنامه‌نویسی

#داستان
#رابرت_مک_کی
#محمدگذرآبادی
#نشر_هرمس

@Writing_lovers