نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توصیه‌های نویسندگی

مارگارت اتوود

«وقتی پنجاه یا شصت صفحه نوشتم، آن وقت می‌توانم درباره ساختار فکر کنم. »

@Writing_lovers
چطور عمیق‌تر بنویسیم؟

«نویسندگی فقط نوشتن نیست. نویسنده باید علاوه بر مطالعه با انواع هنرها آشنایی داشته باشد؛ نقاشی، موسیقی، آواز، سینما و... را دنبال کند. برای یادگیری نویسندگی باید جامع‌الاطراف بود.»

کیهان خانجانی

استیو جابز معتقداست: «خلاقیت یعنی اتصال چیزها و آدم‌ها فقط به این دلیل می‌توانند، فلان کار خلاقانه را انجام دهندکه توانسته‌اند تجربیاتشان را به هم مرتبط کنند و چیزی جدیدی شکل دهند. متاسفانه بسیاری از مردم به اندازه کافی تجربه‌های متنوع ندارند و راه‌حل‌هایی که ارائه می‌دهند خطی است، چون به اندازه کافی نقطه ندارند که آنها را بهم وصل کنند. هر کس تجربه بیشتری داشته باشد، بهتر می‌تواند نقاط را بهم وصل کند و خلاقیت بیشتری از خود بروز دهد.»

بدین ترتیب است که نویسنده‌ای چون فلوبر، حتی به مطالعه علوم مختلف می‌پردازد. او برای نوشتن رمان‌ها و پروراندن شخصیت‌هایش ناچار می‌شود، فصل به فصل هر چه دانستنی است فراگیرد تا ماجرا‌ها را پیش ببرد و در این مسیر به مطالعه دستورالعمل‌های کشاورزی، باغبانی، شیمی، کالبد شناسی، پزشکی، زمین‌شناسی و ... می‌پردازد. در نامه‌ای که اوت ۱۸۷۳ می‌نویسد، توضیح می‌دهد: «با این هدف ۱۹۴ کتاب خوانده و از یکایک آنهایادداشت برداشته‌ام.» و از ورای نامه‌هایش می‌بینیم که به متون مذهبی و تربیت‌شناسی روی آورده است. رشته‌ای که به گفته کالوینو:«ناچارش می‌کند تا به متنوع‌ترین دانش‌ها بپردازد.»

بنابراین لازم است برای نوشتن خلاقانه‌تر، تجربیات‌تان را گسترش دهید؛ از کنجکاوی دست برندارید و تلاش کنید نقاط مختلف آن را به هم متصل کنید، تا بتوانید عمیق‌تر و بهتر بنویسید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
برای رسیدن به کمال، باید از روی آثار شاعران بزرگ گذشته، رونویسی کنیم.

دانته

@Writing_lovers
Forwarded from Einstein astro
Albert Einstein


« من هیچ گونه استعداد برجسته ای ندارم، فقط مشتاقانه کنجکاوم »

🔸چشمانم را می بندم
دستانم را بال هایم را می گشایم
بر لبه ی پرتگاهی بلند
رو به افق های دور آن سوی کوه های سر بر فلک ساییده که کلاهی از برف بر سر کرده اند به سفیدی ابرها
بی هیچ تردیدی
پرواز خواهم کرد
اینجا بر لبه ی پرتگاهِ زمین نشستن و نگریستن آن همه دلبری های آسمان در آن دور دست ها دردی درمان نمی کند
باید پرواز کرد و همسفر شد با کارناوال شگفتی هایش...

@Einstein_astronomy

@Einstein_astronomy

@Einstein_astronomy

یکی از فعال ترین انجمن های نجومی

با جدید ترین اخبار نجومی ناسا و ...

شما هم در این کانال علمی نجومی عضو شوید

تا از بهترین مطالب های نجوم و ... استفاده

کنید تا بتوانید علم خودتان را گسترش دهید🪐


انجمن نجوم انیشتین

@Einstein_astronomy
هر چه بیشتر در فنِ نوشتن کار می‌کنم، بیشتر پی می‌برم که، هیچ چیز جالب‌تر و هیجان انگیزتر از صداقت نیست.

ویلیام زینسر


@Writing_lovers
نوشتن یعنی صداقت. صادق بودن و کسل‌کننده بودن هم‌زمان غیرممکن است. هر وقت موقع نوشتن گیر می‌کنم، از خودم می‌پرسم «آیا من نمی‌توانم حقیقت را بگویم؟ آیا چیزی هست که من نمی‌گویم، چیزی که از گفتنش می‌ترسم؟»
وقتی پاسخ بله است، نشان می‌دهد که باید چه بنویسم. هر سستی و ضعفی که در نوشتن باشد،‌ گفتن حقیقت فوراً آن را رفع می‌کند.

جولیا کامرون

@Writing_lovers
شهامت و وقار نوشتن

ویلیام وردزرث شاعر مشهور و تأثیرگذار انگلیسی، تقریبا هر روز برای راهپیمایی‌های طولانی به کوهستان یا ساحل دریا می‌رفت. در همین پیاده‌روی‌‌ها بود که او برای بسیاری از اشعارش الهام گرفت. از جمله «به یک پروانه»، «به یک کوکو»، «به یک چکاوک»، «به یک مارگریت»، و «به یک گل مامیران کوچک» را سرود. توماس دوکوینسی، دوست او حدس می‌زد که وردزرث در طول حیاتش باید چیزی حدود ۱۷۵۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰۰ مایل راه رفته باشد. وردزرث اشعاری درباره پدیده‌های طبیعی سرود که تا آن زمان شعرا به آنها گذرا یا سنتی نگریسته بودند، ولی او از آنها به عنوان شریف‌ترین موضوع هنرش سخن می‌گفت. ایده‌های او با مقاومت‌های خصمانه روبروشد و تمام جهان به «ابیاتی در سوگ بچه خوک شیرخوار، و قصیده‌ای برای مادربزرگمان و...» می‌خندیدند و هجویه اشعارش در روزنامه‌های ادبی منتشر می‌شد اما بنظر می‌رسید قانع کردن آقای وردزرث نسبت به واقعیت، آسان نبود.
او صبور بود. به لیدی بومانت گفت:« از واکنش امروزی نسبت به این اشعار، غمی به دل راه ندهید. به لحظه‌ای بیندیشید که بی‌تردید سرنوشت آنهاست، که به غمزدگان آرامش می‌بخشد، که به نور روز روشنایی آفتاب می‌تاباند و شادان را خوشحال تر می‌کند. به جوانان و افراد شریف، در هر سنی می‌آموزد که ببینند، بیندیشند و حس کنند و در فضیلت‌شان پایبندتر شوند، این وظیفه آنهاست که به اعتقاد من وفادارانه انجام خواهند داد، آنگاه که سال‌ها بعد هر آنچه فانی است، در گورمان به خاک تبدیل شده‌ایم.»
دوکوینسی تعریف می‌کند: «تا سال ۱۸۲۰ نام وردزرث را زیر پا لگد می‌کردند. او از سال ۱۸۲۰ تا ۱۸۳۰ سرسختانه مبارزه کرد و از سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۵ فاتح شده بود. سلیقه‌ها آرام دگرگونی اساسی پیدا کرد و مردم کتابخوان، به تدریج از مسخره کردن دست برداشتند و آموختند از آن اشعار لذت ببرند، حتی سرود پروانه‌ها و غزل‌هایی درباره مامیران را از حفظ کنند و گردشگران را به نقاطی که الهام بخش اشعار بود، جلب کرد و بالای تپه‌ها و کنار دریاچه‌ها به دنبال مناظری گشتند که قدرتشان را او در اشعارش ثبت کرده بود. وردزرث در سال ۱۸۴۳ به مقام ملک الشعرایی برگزیده شد و در ۱۸۵۰، زمان مرگ شاعر در هشتاد سالگی، کمابیش تمام انتقادات جدی در سراسر جهان با ایده‌های او همدل بودند و تحسینش می‌کردند.

@Writing_lovers
شاهنامه، اقیانوسی از داستان‌هاست.



اورهان پاموک


@Writing_lovers
آدم باید کار خودش را بکند. در هر امر طبیعی اینگونه است. من فکر کردم که یک کار می‌توانم انجام دهم و آن کار نوشتن است. تصمیم گرفتم این کار را به بهترین شکل انجام دهم. جنگل به وقتش سبز می‌شود و به وقتش برگریزان می‌شود.

محمود دولت آبادی

@Writing_lovers
جملاتی که ما را به پرگویی وامی‌دارد


نیچه گفته است: «در نوشته‌های هر خلوت نشینی، پژواکی از بیابان‌های تهی به گوش می‌رسد.» دربارهٔ این جمله بنویسید و تلاش کنید دیدگاه‌تان را راجع به آن، در قالب یک داستان دربیاورید.

جعفر مدرس صادقی، از جمله نویسندگانی است که داستان‌هایش، فضایی وهم‌ناک و کابوس‌وار دارد. شخصیت‌های داستان‌های او سرگردان و سردرگم‌اند. در رمان «گاوخونی»، ورود ناگهانی ذهن ناخودآگاه شخصیت‌ داستان را، در واقعیت می‌بینیم. تاریکی مطلقی که شخصیت داستان نمی‌تواند از آن معنایی بیرون بکشد و خود را در آن گم شده حس می‌کند.

برای نوشتن تمرین حاضر می‌توانید رمان «گاوخونی» جعفر مدرس صادقی را بخوانید. توصیه «هالی برنت» را در زمینهٔ آفریدن داستان، فراموش نکنید:
«قبل از این‌که شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خون‌تان پرِ الکل داستان می‌شود و تصاویری را که ذهن‌تان آکنده از آن‌هاست، بارور می‌کنید.»

#نوشتن

معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
سرپیچی از کلیشه‌ها هدف اصلی خلاقیت من نیست. به اعتقادم این رویکرد، کمتر از دنبال کردن کورکورانه کلیشه‌ها خطرناک نیست. می‌گویم «خطرناک» زیرا داستانی که با این هدف شروع می‌شود اغلب فریب خورده و اغراق آمیز است. در واقع، من معتقدم که وقتی نویسنده از لحاظ احساسی صادق باشد، به طور خودکار وجود یک دیدگاه واحد و کلیشه‌ای را زیر سوال می‌برد و این کمک می‌کند تا داستان را حقیقتا انسانی کند. به همین خاطر مدام به خودم یادآوری می‌کنم که مهمترین چیز این است که صادقانه باقی بمانم.

چیماماندا

@Writing_lovers
نوشتن یک روش خاص برای صحبت کردن است: شما صحبت می‌کنید و حرف زدن را قطع نمی‌کنید.

ژول رنارد


@Writing_lovers
به جای اینکه بگویید «باید کامل‌ترین کار را انجام دهم اما نمی‌دانم چگونه؟» بگویید:«فقط روی کاغذ حرف می‌زنم. هر چه بیشتر حرف می‌زنم شانس بیشتری برای تسلط و بهتر گفتن خواهم داشت.»


ژرژ سالزمن

📚 کتاب «اگر می‌توانید حرف بزنید، پس حتما می‌توانید بنویسید.»

@Writing_lovers