جملاتی از کتاب راه هنرمند
جولیا کامرون
▪️سه صفحه درباره هر چیزی که فکرش را میکنی بنویس.
▪️سه صفحه دستخط معمولی و در دفتر که به طور تداعی آزاد و بدون تفکر مینویسید و دست از روی کاغذ بر نمیدارید.
▪️این کار، سانسورچی درونت را تربیت میکند تا بگذارد خلق کنی. این صفحات صبحگاهی، وسیله اصلی شفای خلاقیت است.
▪️نوشتن مثل نگاه کردن به قطب نمای درونی است. ما آن را نگاه می کنیم و راهمان را پیدا می کنیم.
▪️وقتی صادقانه می نویسیم، نوشته گرم می شود و بالا می گیرد. وقتی ما می ترسیم حقیقت را بگوییم و دست و پایمان می لرزد، نثرمان هم ترسان و لرزان می شود.
▪️قلمتان را روی کاغذ بگذارید و یک روز از زندگی ایده آل خود را شرح دهید.
▪️یک پیاده روی طولانی می تواند نوشتن را برایتان از نو شیرین کند. بیست دقیقه پیادهروی سریع میتواند بهشدت آگاهی را دگرگون کند.
▪️ما باید آگاهانه و مدام مخزن تصاویرمان را پر کنیم و این کار را با تمرکز روی اطرافمان انجام میدهیم. این ابزار صرفاً تمرین مشاهده است.
@Writing_lovers
جولیا کامرون
▪️سه صفحه درباره هر چیزی که فکرش را میکنی بنویس.
▪️سه صفحه دستخط معمولی و در دفتر که به طور تداعی آزاد و بدون تفکر مینویسید و دست از روی کاغذ بر نمیدارید.
▪️این کار، سانسورچی درونت را تربیت میکند تا بگذارد خلق کنی. این صفحات صبحگاهی، وسیله اصلی شفای خلاقیت است.
▪️نوشتن مثل نگاه کردن به قطب نمای درونی است. ما آن را نگاه می کنیم و راهمان را پیدا می کنیم.
▪️وقتی صادقانه می نویسیم، نوشته گرم می شود و بالا می گیرد. وقتی ما می ترسیم حقیقت را بگوییم و دست و پایمان می لرزد، نثرمان هم ترسان و لرزان می شود.
▪️قلمتان را روی کاغذ بگذارید و یک روز از زندگی ایده آل خود را شرح دهید.
▪️یک پیاده روی طولانی می تواند نوشتن را برایتان از نو شیرین کند. بیست دقیقه پیادهروی سریع میتواند بهشدت آگاهی را دگرگون کند.
▪️ما باید آگاهانه و مدام مخزن تصاویرمان را پر کنیم و این کار را با تمرکز روی اطرافمان انجام میدهیم. این ابزار صرفاً تمرین مشاهده است.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سازو کار آفرینش، ژرف و پیچیده است در قبال هر جملهٔ بیادماندنی، زندگی هنرمند را میگیرد و بر هستی او دست درازی میکند.
غزاله علیزاده
@Writing_lovers
غزاله علیزاده
@Writing_lovers
صحنه بندی داستان
اگر کتاب چه گونه فیلم نامه بنویسیم نوشته «سید فیلد» را خوانده باشید (که من به رماننویسها خواندنش را توصیه میکنم)، دیدهاید که نوعی تکه تکه کردن خلاصه فیلمنامه به فیلم نامهنویسها توصیه شده است، من گمان میکنم برای رماننویسی هم میشود همین کار را کرد. یعنی خلاصهای را که نوشتهایم، تبدیل کنیم به تعدادی سرفصل خیلی کوتاه از هر اتفاق. منظورم از خیلی کوتاه چیزی در حدود یک یا دو خط است.
سرفصلی که مثلا نشان بدهد چه کسی دارد چه کاری را در کجا انجام میدهد. مثلا برای شروع شازده احتجاب میتوان نوشت:
۱۔ شازده آخر شب به خانه برمی گردد و به اتاق خودش می رود. ۲- دربارهٔ فلان موضوع فکر می کند. ۳-...
و اتفاق هایی که در رمان معمولا در چند صفحه یا حتی بیشتر میافتند اما از لحاظ موضوع تغییری نمیکنند، میتوانند زیر یک سرفصل آورده شوند. این کار -اگر چه با کمی دشواری بیشتر نسبت به فیلمنامه- برای رمان هم شدنی و مفید است و آن دیدگاه کلی را که ممکن است احيانا خلاصه رمان به ما نداده باشد (یا به روشنی نداده باشد)، صحنه بندی خواهد داد. در نتیجه تکه کردن ماجرا و شمارهگذاری این تکهها موقع نوشتن، به ما امکان میدهد که رمان را حتی کلیتر و از بالاتر ببینیم (نسبت به خلاصه)، بلکه حتی نسبت به جزء به جزء اتفاقهای رمانمان قضاوت کنیم و تکههای آن را با سادگی بیشتری جابه جا یا حذف و اضافه کنیم.
حسین سناپور
📚منبع : کتاب «یک شیوه برای رمان نویسی»
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
اگر کتاب چه گونه فیلم نامه بنویسیم نوشته «سید فیلد» را خوانده باشید (که من به رماننویسها خواندنش را توصیه میکنم)، دیدهاید که نوعی تکه تکه کردن خلاصه فیلمنامه به فیلم نامهنویسها توصیه شده است، من گمان میکنم برای رماننویسی هم میشود همین کار را کرد. یعنی خلاصهای را که نوشتهایم، تبدیل کنیم به تعدادی سرفصل خیلی کوتاه از هر اتفاق. منظورم از خیلی کوتاه چیزی در حدود یک یا دو خط است.
سرفصلی که مثلا نشان بدهد چه کسی دارد چه کاری را در کجا انجام میدهد. مثلا برای شروع شازده احتجاب میتوان نوشت:
۱۔ شازده آخر شب به خانه برمی گردد و به اتاق خودش می رود. ۲- دربارهٔ فلان موضوع فکر می کند. ۳-...
و اتفاق هایی که در رمان معمولا در چند صفحه یا حتی بیشتر میافتند اما از لحاظ موضوع تغییری نمیکنند، میتوانند زیر یک سرفصل آورده شوند. این کار -اگر چه با کمی دشواری بیشتر نسبت به فیلمنامه- برای رمان هم شدنی و مفید است و آن دیدگاه کلی را که ممکن است احيانا خلاصه رمان به ما نداده باشد (یا به روشنی نداده باشد)، صحنه بندی خواهد داد. در نتیجه تکه کردن ماجرا و شمارهگذاری این تکهها موقع نوشتن، به ما امکان میدهد که رمان را حتی کلیتر و از بالاتر ببینیم (نسبت به خلاصه)، بلکه حتی نسبت به جزء به جزء اتفاقهای رمانمان قضاوت کنیم و تکههای آن را با سادگی بیشتری جابه جا یا حذف و اضافه کنیم.
حسین سناپور
📚منبع : کتاب «یک شیوه برای رمان نویسی»
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
مزیت نگه داشتن دفترچه یادداشت این است که شما با وضوح و اطمینان خاطر از تغییراتی که دائماً از سر میگذرانید، آگاه میشوید.
دفترچه یادداشت اثبات میکند که در شرایطی که غیر قابل تحمل به نظر میرسید، زندگی کردهاید، به اطراف نگاه میکردید و مشاهداتتان را مینوشتید، ما میتوانیم امروز عاقلتر باشیم زیرا قادریم به عقب نگاه کنیم و شجاعتمان را بپذیریم که حتی در جهالت محض پابرجا بودیم.
فرانتس کافکا
@Writing_lovers
دفترچه یادداشت اثبات میکند که در شرایطی که غیر قابل تحمل به نظر میرسید، زندگی کردهاید، به اطراف نگاه میکردید و مشاهداتتان را مینوشتید، ما میتوانیم امروز عاقلتر باشیم زیرا قادریم به عقب نگاه کنیم و شجاعتمان را بپذیریم که حتی در جهالت محض پابرجا بودیم.
فرانتس کافکا
@Writing_lovers
آفریدن دنیایی به ضرورت دنیای واقعی، برای کسانی که یکبار آن را شناختهاند، از امتیازات هنرمندان بزرگ است. دانته، دوزخی میآفریند تا دشمنان خود را در آن جای دهد. مولیر که بدبخت است از بدبختیهایش نبوغی برای خویش میسازد و فرانسواز «مئی په» را خلق میکند. «مئی په» نام یک شهر، یک کشور یا شاید یک دنیاست که او ساخته است. در مئی په تاکسیها در پیاده رو میایستند تا وسط خیابان را برای بچهها آزاد بگذارند. روزی که فرانسواز از خوردن دسر محروم شده است، قنادهای «مئی په» دم در مغازههایشان ایستادهاند و بین رهگذرها شیرینی تر، تقسیم میکنند...
مئی په
آندره موروا
📚منبع: «داستانهایی با قهرمانان کوچک از نویسندگان بزرگ»
ترجمه رضا سید حسینی
#کتابی_که_میخوانم
@Writing_lovers
مئی په
آندره موروا
📚منبع: «داستانهایی با قهرمانان کوچک از نویسندگان بزرگ»
ترجمه رضا سید حسینی
#کتابی_که_میخوانم
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش نویسندگان بزرگ
برای من، توصیف زندگی خصوصی اشخاص مهمترین نکته است. من با توصیف انواع شرایط پیچیده زندگی شروع کردم و بعد ناگهان فهمیدم که تا زمانی که یاد نگیرم درباره زندگی خصوصیام بنویسم، نوشتن را یاد نمیگیرم. داستان برایم جایی است که در آن سعی میکنم به نوعی یک راز خانوادگی را فاش کنم: تأملات، تجربیات و همه چیزهایی که ما داریم صرف نظر از طبقه، ملیت و زبانمان.... موضوعی برای نوشتن است. من علاقمندم از چنین روشی استفاده کنم. به عنوان مثال تولستوی، درمورد زندگی خصوصی خود نوشت، همینطور بونین، نابوکوف و ... همه نویسندگان در مقیاس کوچک قبل از هر چیز تجربیات خصوصی و شخصی خود را مطالعه کردند و فقط بعد از آن بود که درباره سیاست، اقتصاد، آموزش و... نوشتند.
آندری روبانوف
@Writing_lovers
برای من، توصیف زندگی خصوصی اشخاص مهمترین نکته است. من با توصیف انواع شرایط پیچیده زندگی شروع کردم و بعد ناگهان فهمیدم که تا زمانی که یاد نگیرم درباره زندگی خصوصیام بنویسم، نوشتن را یاد نمیگیرم. داستان برایم جایی است که در آن سعی میکنم به نوعی یک راز خانوادگی را فاش کنم: تأملات، تجربیات و همه چیزهایی که ما داریم صرف نظر از طبقه، ملیت و زبانمان.... موضوعی برای نوشتن است. من علاقمندم از چنین روشی استفاده کنم. به عنوان مثال تولستوی، درمورد زندگی خصوصی خود نوشت، همینطور بونین، نابوکوف و ... همه نویسندگان در مقیاس کوچک قبل از هر چیز تجربیات خصوصی و شخصی خود را مطالعه کردند و فقط بعد از آن بود که درباره سیاست، اقتصاد، آموزش و... نوشتند.
آندری روبانوف
@Writing_lovers
برای نوشتن در وهله اول نیاز به تفکر آزادانه دارید، آزادی برای اینکه از غلط و بیمعنی نوشتن نترسید. در ابتدا ویرایش نکنید و دست و پا چلفتی و تند و سریع باشید.
آنتون چخوف
@Writing_lovers
آنتون چخوف
@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توصیههای نویسندگی
مارگارت اتوود
«وقتی پنجاه یا شصت صفحه نوشتم، آن وقت میتوانم درباره ساختار فکر کنم. »
@Writing_lovers
مارگارت اتوود
«وقتی پنجاه یا شصت صفحه نوشتم، آن وقت میتوانم درباره ساختار فکر کنم. »
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور عمیقتر بنویسیم؟
«نویسندگی فقط نوشتن نیست. نویسنده باید علاوه بر مطالعه با انواع هنرها آشنایی داشته باشد؛ نقاشی، موسیقی، آواز، سینما و... را دنبال کند. برای یادگیری نویسندگی باید جامعالاطراف بود.»
کیهان خانجانی
استیو جابز معتقداست: «خلاقیت یعنی اتصال چیزها و آدمها فقط به این دلیل میتوانند، فلان کار خلاقانه را انجام دهندکه توانستهاند تجربیاتشان را به هم مرتبط کنند و چیزی جدیدی شکل دهند. متاسفانه بسیاری از مردم به اندازه کافی تجربههای متنوع ندارند و راهحلهایی که ارائه میدهند خطی است، چون به اندازه کافی نقطه ندارند که آنها را بهم وصل کنند. هر کس تجربه بیشتری داشته باشد، بهتر میتواند نقاط را بهم وصل کند و خلاقیت بیشتری از خود بروز دهد.»
بدین ترتیب است که نویسندهای چون فلوبر، حتی به مطالعه علوم مختلف میپردازد. او برای نوشتن رمانها و پروراندن شخصیتهایش ناچار میشود، فصل به فصل هر چه دانستنی است فراگیرد تا ماجراها را پیش ببرد و در این مسیر به مطالعه دستورالعملهای کشاورزی، باغبانی، شیمی، کالبد شناسی، پزشکی، زمینشناسی و ... میپردازد. در نامهای که اوت ۱۸۷۳ مینویسد، توضیح میدهد: «با این هدف ۱۹۴ کتاب خوانده و از یکایک آنهایادداشت برداشتهام.» و از ورای نامههایش میبینیم که به متون مذهبی و تربیتشناسی روی آورده است. رشتهای که به گفته کالوینو:«ناچارش میکند تا به متنوعترین دانشها بپردازد.»
بنابراین لازم است برای نوشتن خلاقانهتر، تجربیاتتان را گسترش دهید؛ از کنجکاوی دست برندارید و تلاش کنید نقاط مختلف آن را به هم متصل کنید، تا بتوانید عمیقتر و بهتر بنویسید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
«نویسندگی فقط نوشتن نیست. نویسنده باید علاوه بر مطالعه با انواع هنرها آشنایی داشته باشد؛ نقاشی، موسیقی، آواز، سینما و... را دنبال کند. برای یادگیری نویسندگی باید جامعالاطراف بود.»
کیهان خانجانی
استیو جابز معتقداست: «خلاقیت یعنی اتصال چیزها و آدمها فقط به این دلیل میتوانند، فلان کار خلاقانه را انجام دهندکه توانستهاند تجربیاتشان را به هم مرتبط کنند و چیزی جدیدی شکل دهند. متاسفانه بسیاری از مردم به اندازه کافی تجربههای متنوع ندارند و راهحلهایی که ارائه میدهند خطی است، چون به اندازه کافی نقطه ندارند که آنها را بهم وصل کنند. هر کس تجربه بیشتری داشته باشد، بهتر میتواند نقاط را بهم وصل کند و خلاقیت بیشتری از خود بروز دهد.»
بدین ترتیب است که نویسندهای چون فلوبر، حتی به مطالعه علوم مختلف میپردازد. او برای نوشتن رمانها و پروراندن شخصیتهایش ناچار میشود، فصل به فصل هر چه دانستنی است فراگیرد تا ماجراها را پیش ببرد و در این مسیر به مطالعه دستورالعملهای کشاورزی، باغبانی، شیمی، کالبد شناسی، پزشکی، زمینشناسی و ... میپردازد. در نامهای که اوت ۱۸۷۳ مینویسد، توضیح میدهد: «با این هدف ۱۹۴ کتاب خوانده و از یکایک آنهایادداشت برداشتهام.» و از ورای نامههایش میبینیم که به متون مذهبی و تربیتشناسی روی آورده است. رشتهای که به گفته کالوینو:«ناچارش میکند تا به متنوعترین دانشها بپردازد.»
بنابراین لازم است برای نوشتن خلاقانهتر، تجربیاتتان را گسترش دهید؛ از کنجکاوی دست برندارید و تلاش کنید نقاط مختلف آن را به هم متصل کنید، تا بتوانید عمیقتر و بهتر بنویسید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
Forwarded from Einstein astro✨
Albert Einstein✨
« من هیچ گونه استعداد برجسته ای ندارم، فقط مشتاقانه کنجکاوم »
🔸چشمانم را می بندم
دستانم را بال هایم را می گشایم
بر لبه ی پرتگاهی بلند
رو به افق های دور آن سوی کوه های سر بر فلک ساییده که کلاهی از برف بر سر کرده اند به سفیدی ابرها
بی هیچ تردیدی
پرواز خواهم کرد
اینجا بر لبه ی پرتگاهِ زمین نشستن و نگریستن آن همه دلبری های آسمان در آن دور دست ها دردی درمان نمی کند
باید پرواز کرد و همسفر شد با کارناوال شگفتی هایش...
@Einstein_astronomy✨
@Einstein_astronomy✨
@Einstein_astronomy✨
یکی از فعال ترین انجمن های نجومی
با جدید ترین اخبار نجومی ناسا و ...
شما هم در این کانال علمی نجومی عضو شوید
تا از بهترین مطالب های نجوم و ... استفاده
کنید تا بتوانید علم خودتان را گسترش دهید🪐
✨انجمن نجوم انیشتین✨
@Einstein_astronomy✨
« من هیچ گونه استعداد برجسته ای ندارم، فقط مشتاقانه کنجکاوم »
🔸چشمانم را می بندم
دستانم را بال هایم را می گشایم
بر لبه ی پرتگاهی بلند
رو به افق های دور آن سوی کوه های سر بر فلک ساییده که کلاهی از برف بر سر کرده اند به سفیدی ابرها
بی هیچ تردیدی
پرواز خواهم کرد
اینجا بر لبه ی پرتگاهِ زمین نشستن و نگریستن آن همه دلبری های آسمان در آن دور دست ها دردی درمان نمی کند
باید پرواز کرد و همسفر شد با کارناوال شگفتی هایش...
@Einstein_astronomy✨
@Einstein_astronomy✨
@Einstein_astronomy✨
یکی از فعال ترین انجمن های نجومی
با جدید ترین اخبار نجومی ناسا و ...
شما هم در این کانال علمی نجومی عضو شوید
تا از بهترین مطالب های نجوم و ... استفاده
کنید تا بتوانید علم خودتان را گسترش دهید🪐
✨انجمن نجوم انیشتین✨
@Einstein_astronomy✨
هر چه بیشتر در فنِ نوشتن کار میکنم، بیشتر پی میبرم که، هیچ چیز جالبتر و هیجان انگیزتر از صداقت نیست.
ویلیام زینسر
@Writing_lovers
ویلیام زینسر
@Writing_lovers
نوشتن یعنی صداقت. صادق بودن و کسلکننده بودن همزمان غیرممکن است. هر وقت موقع نوشتن گیر میکنم، از خودم میپرسم «آیا من نمیتوانم حقیقت را بگویم؟ آیا چیزی هست که من نمیگویم، چیزی که از گفتنش میترسم؟»
وقتی پاسخ بله است، نشان میدهد که باید چه بنویسم. هر سستی و ضعفی که در نوشتن باشد، گفتن حقیقت فوراً آن را رفع میکند.
جولیا کامرون
@Writing_lovers
وقتی پاسخ بله است، نشان میدهد که باید چه بنویسم. هر سستی و ضعفی که در نوشتن باشد، گفتن حقیقت فوراً آن را رفع میکند.
جولیا کامرون
@Writing_lovers
شهامت و وقار نوشتن
ویلیام وردزرث شاعر مشهور و تأثیرگذار انگلیسی، تقریبا هر روز برای راهپیماییهای طولانی به کوهستان یا ساحل دریا میرفت. در همین پیادهرویها بود که او برای بسیاری از اشعارش الهام گرفت. از جمله «به یک پروانه»، «به یک کوکو»، «به یک چکاوک»، «به یک مارگریت»، و «به یک گل مامیران کوچک» را سرود. توماس دوکوینسی، دوست او حدس میزد که وردزرث در طول حیاتش باید چیزی حدود ۱۷۵۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰۰ مایل راه رفته باشد. وردزرث اشعاری درباره پدیدههای طبیعی سرود که تا آن زمان شعرا به آنها گذرا یا سنتی نگریسته بودند، ولی او از آنها به عنوان شریفترین موضوع هنرش سخن میگفت. ایدههای او با مقاومتهای خصمانه روبروشد و تمام جهان به «ابیاتی در سوگ بچه خوک شیرخوار، و قصیدهای برای مادربزرگمان و...» میخندیدند و هجویه اشعارش در روزنامههای ادبی منتشر میشد اما بنظر میرسید قانع کردن آقای وردزرث نسبت به واقعیت، آسان نبود.
او صبور بود. به لیدی بومانت گفت:« از واکنش امروزی نسبت به این اشعار، غمی به دل راه ندهید. به لحظهای بیندیشید که بیتردید سرنوشت آنهاست، که به غمزدگان آرامش میبخشد، که به نور روز روشنایی آفتاب میتاباند و شادان را خوشحال تر میکند. به جوانان و افراد شریف، در هر سنی میآموزد که ببینند، بیندیشند و حس کنند و در فضیلتشان پایبندتر شوند، این وظیفه آنهاست که به اعتقاد من وفادارانه انجام خواهند داد، آنگاه که سالها بعد هر آنچه فانی است، در گورمان به خاک تبدیل شدهایم.»
دوکوینسی تعریف میکند: «تا سال ۱۸۲۰ نام وردزرث را زیر پا لگد میکردند. او از سال ۱۸۲۰ تا ۱۸۳۰ سرسختانه مبارزه کرد و از سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۵ فاتح شده بود. سلیقهها آرام دگرگونی اساسی پیدا کرد و مردم کتابخوان، به تدریج از مسخره کردن دست برداشتند و آموختند از آن اشعار لذت ببرند، حتی سرود پروانهها و غزلهایی درباره مامیران را از حفظ کنند و گردشگران را به نقاطی که الهام بخش اشعار بود، جلب کرد و بالای تپهها و کنار دریاچهها به دنبال مناظری گشتند که قدرتشان را او در اشعارش ثبت کرده بود. وردزرث در سال ۱۸۴۳ به مقام ملک الشعرایی برگزیده شد و در ۱۸۵۰، زمان مرگ شاعر در هشتاد سالگی، کمابیش تمام انتقادات جدی در سراسر جهان با ایدههای او همدل بودند و تحسینش میکردند.
@Writing_lovers
ویلیام وردزرث شاعر مشهور و تأثیرگذار انگلیسی، تقریبا هر روز برای راهپیماییهای طولانی به کوهستان یا ساحل دریا میرفت. در همین پیادهرویها بود که او برای بسیاری از اشعارش الهام گرفت. از جمله «به یک پروانه»، «به یک کوکو»، «به یک چکاوک»، «به یک مارگریت»، و «به یک گل مامیران کوچک» را سرود. توماس دوکوینسی، دوست او حدس میزد که وردزرث در طول حیاتش باید چیزی حدود ۱۷۵۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰۰ مایل راه رفته باشد. وردزرث اشعاری درباره پدیدههای طبیعی سرود که تا آن زمان شعرا به آنها گذرا یا سنتی نگریسته بودند، ولی او از آنها به عنوان شریفترین موضوع هنرش سخن میگفت. ایدههای او با مقاومتهای خصمانه روبروشد و تمام جهان به «ابیاتی در سوگ بچه خوک شیرخوار، و قصیدهای برای مادربزرگمان و...» میخندیدند و هجویه اشعارش در روزنامههای ادبی منتشر میشد اما بنظر میرسید قانع کردن آقای وردزرث نسبت به واقعیت، آسان نبود.
او صبور بود. به لیدی بومانت گفت:« از واکنش امروزی نسبت به این اشعار، غمی به دل راه ندهید. به لحظهای بیندیشید که بیتردید سرنوشت آنهاست، که به غمزدگان آرامش میبخشد، که به نور روز روشنایی آفتاب میتاباند و شادان را خوشحال تر میکند. به جوانان و افراد شریف، در هر سنی میآموزد که ببینند، بیندیشند و حس کنند و در فضیلتشان پایبندتر شوند، این وظیفه آنهاست که به اعتقاد من وفادارانه انجام خواهند داد، آنگاه که سالها بعد هر آنچه فانی است، در گورمان به خاک تبدیل شدهایم.»
دوکوینسی تعریف میکند: «تا سال ۱۸۲۰ نام وردزرث را زیر پا لگد میکردند. او از سال ۱۸۲۰ تا ۱۸۳۰ سرسختانه مبارزه کرد و از سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۵ فاتح شده بود. سلیقهها آرام دگرگونی اساسی پیدا کرد و مردم کتابخوان، به تدریج از مسخره کردن دست برداشتند و آموختند از آن اشعار لذت ببرند، حتی سرود پروانهها و غزلهایی درباره مامیران را از حفظ کنند و گردشگران را به نقاطی که الهام بخش اشعار بود، جلب کرد و بالای تپهها و کنار دریاچهها به دنبال مناظری گشتند که قدرتشان را او در اشعارش ثبت کرده بود. وردزرث در سال ۱۸۴۳ به مقام ملک الشعرایی برگزیده شد و در ۱۸۵۰، زمان مرگ شاعر در هشتاد سالگی، کمابیش تمام انتقادات جدی در سراسر جهان با ایدههای او همدل بودند و تحسینش میکردند.
@Writing_lovers