سال بلو یک بار گفت: «داستان زندگی نامه نهایی شما است.» به عبارت دیگر ، داستانها بازپرداخت بدهی شما به همه کسانی است که نسبت به شما بیانصاف بوده اند. وقتی مردم کتابهای مرا میخوانند و من به آنها میگویم که این کتابها دارای لحظات زندگینامهای هستند غالبا تعجب میکنند. چگونه زندگی روزمره را ادبی میکنید؟ من به آنها می گویم: «کار هنر همین است.» به قلبت گوش کن. از او بپرس: آیا آنچه میخواهی درباره آن صحبت کنی واقعاً اصیل است؟ اگر بله. پس همین است.»
کالسون وایتهد
@Writing_lovers
کالسون وایتهد
@Writing_lovers
جملاتی که ما را به پرگویی وامیدارد
ژان پل سارتر جملهای دارد با این مضمون: «جهنم هر کس، «دیگری» است.» در این باره بنویسید. تلاش کنید تا دیدگاهتان را درباره این مفهوم، از طریق خلق و حرکت دادن شخصیتها در یک داستان بیان کنید.
محمود دولت آبادی درباره نوشتن رمان «اسبها اسبها از کنار یکدیگر» میگوید: «تِم اصلی کتاب «تنهایی» است: اشخاص در تلاش برای رفع آنند و نمیخواهند مغلوبش شوند. اما اول، فضا در ذهن من آمد و تصویر دو شخصیت «کریما» و «مردی» و این نخستین اهرمی بود که داستان را حرکت داد.» و پس از آن، نویسنده این مضمون را در قالب شخصیتهای داستانی تخیل میکند.
داستان پیشنهادی برای مطالعه درخصوص نوشتن تمرین حاضر، «جنگل واژگون» سلینجر است. سلینجر در این داستان کوتاه، به شکل بسیار دقیقی، حالات روحی عمیق و پیچیدهٔ سرشت بشر را در قالب شخصیت اصلی داستان به تصویر میکشد. شما هم امتحان کنید.
توضیح: وقتی میخواهید از موضوعی تعریفی ارائه بدهید، فقط به معناهای رایج و مترادفش بسنده نکنید، معانی متضادش را هم در نظر بگیرید و از زوایای گوناگون به آن نگاه کنید. مثلا برای گفتن از «تنهایی»، اتصال آدمها به یکدیگر را مورد ستایش قرار بدهید و یا برای تعریف کار از فضیلتهای استراحت کردن بگویید.
#نوشتن
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
ژان پل سارتر جملهای دارد با این مضمون: «جهنم هر کس، «دیگری» است.» در این باره بنویسید. تلاش کنید تا دیدگاهتان را درباره این مفهوم، از طریق خلق و حرکت دادن شخصیتها در یک داستان بیان کنید.
محمود دولت آبادی درباره نوشتن رمان «اسبها اسبها از کنار یکدیگر» میگوید: «تِم اصلی کتاب «تنهایی» است: اشخاص در تلاش برای رفع آنند و نمیخواهند مغلوبش شوند. اما اول، فضا در ذهن من آمد و تصویر دو شخصیت «کریما» و «مردی» و این نخستین اهرمی بود که داستان را حرکت داد.» و پس از آن، نویسنده این مضمون را در قالب شخصیتهای داستانی تخیل میکند.
داستان پیشنهادی برای مطالعه درخصوص نوشتن تمرین حاضر، «جنگل واژگون» سلینجر است. سلینجر در این داستان کوتاه، به شکل بسیار دقیقی، حالات روحی عمیق و پیچیدهٔ سرشت بشر را در قالب شخصیت اصلی داستان به تصویر میکشد. شما هم امتحان کنید.
توضیح: وقتی میخواهید از موضوعی تعریفی ارائه بدهید، فقط به معناهای رایج و مترادفش بسنده نکنید، معانی متضادش را هم در نظر بگیرید و از زوایای گوناگون به آن نگاه کنید. مثلا برای گفتن از «تنهایی»، اتصال آدمها به یکدیگر را مورد ستایش قرار بدهید و یا برای تعریف کار از فضیلتهای استراحت کردن بگویید.
#نوشتن
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
چیز جدیدی اتفاق نمیافتد، فقط همان داستانهای قدیمی هستند که انسانهای تازه از راهرسیده آن را تجربه میکنند.
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
محدودیت در کار خلاقه
اگر تخیل را واداریم که در چهارچوبی محدود عمل کند به بالاترین حد توان خود دست مییابد و غنیترین اندیشهها را میآفریند. اما آزادی مطلق به احتمال قوی باعث بینظمی و تشتت اثر میشود.
تی. اس. الیوت
رابرت فراست گفته است که نوشتن شعر آزاد مثل این است که تنیس را بدون تور بازی کنیم. زیرا چیزی که تخیل را به پرواز درمیآورد، پیروی از قراردادهای خودخواسته است.
به برکت محدودیتی که پیروی از چهارچوبها به قوهٔ خلاقه هنرمند تحمیل میکند، متن به قدرتی دست مییابد که در گفتن آزادانه ممکن نبود.
رابرت مک کی هم در کتابش میگوید: «اصل محدودیت در کار خلاقه به معنی آزادی در محدودهای معین است. این موانع، موانع الهام بخشاند:
قانون طلایی داستان از نظر رابرت مککی: «ما باید تعداد شخصیتها را کاهش دهیم و صحنه را کمتر تغییر دهیم. به جای عجله در زمان، مکان و بین شخصیتها ، یاد بگیرید که از شخصیتهای کم و جهان در مرزهای مشخص استفاده کنید و تمام توجه خود را معطوف به دستیابی برای اشاره به معناها در میان این محدودیتها کنید.
@Writing_lovers
اگر تخیل را واداریم که در چهارچوبی محدود عمل کند به بالاترین حد توان خود دست مییابد و غنیترین اندیشهها را میآفریند. اما آزادی مطلق به احتمال قوی باعث بینظمی و تشتت اثر میشود.
تی. اس. الیوت
رابرت فراست گفته است که نوشتن شعر آزاد مثل این است که تنیس را بدون تور بازی کنیم. زیرا چیزی که تخیل را به پرواز درمیآورد، پیروی از قراردادهای خودخواسته است.
به برکت محدودیتی که پیروی از چهارچوبها به قوهٔ خلاقه هنرمند تحمیل میکند، متن به قدرتی دست مییابد که در گفتن آزادانه ممکن نبود.
رابرت مک کی هم در کتابش میگوید: «اصل محدودیت در کار خلاقه به معنی آزادی در محدودهای معین است. این موانع، موانع الهام بخشاند:
قانون طلایی داستان از نظر رابرت مککی: «ما باید تعداد شخصیتها را کاهش دهیم و صحنه را کمتر تغییر دهیم. به جای عجله در زمان، مکان و بین شخصیتها ، یاد بگیرید که از شخصیتهای کم و جهان در مرزهای مشخص استفاده کنید و تمام توجه خود را معطوف به دستیابی برای اشاره به معناها در میان این محدودیتها کنید.
@Writing_lovers
توصیه من در مورد انسداد نويسنده اين است که شما با این حقیقت روبرو شوید و درک کنید که خوب نوشتن دشوار است اما همیشه میتوانید چیزی بنویسید و سپس با سختی آنچه را نوشتهاید، بهبود ببخشید.
توماس مالون
@Writing_lovers
توماس مالون
@Writing_lovers
Forwarded from دنیای من و کتابخانه ام (🏡)
رستاخیز
لی یو تالستوی
ترجمه:سروش حبیبی
امروز کتاب خوب رستاخیز را به پایان رساندم،
این کتاب قصه ی کاتیوشا و نخلیودف است، نخلیودف که مرتکب به اشتباهی بزرگ شده است سعی دارد جبران کند، اما کم کم متوجه می شود موانعی بر سر راه قرار دارد،او به دنبال این است عدالت اجرا شود اما گاهی متوجه مشکلاتی می شود که خود به تنهایی قادر به حلش نیست، فقر و فلاکت مردم او را آزار می دهد؛ داستان همچنان پیش می رود و درست در نقطه ای به پایان می رسد که خواننده نمی تواند پیش بینی کند.
این کتاب پر از درس زندگی است، و به روشنی نشان می دهد که چقدر افکار و رفتار انسان ها در زندگی یکدیگر تاثیر گذار است.
این کتاب بسیار برایم ارزشمند است، چون به من یاد داد که کوچکترین خطا منجر به چه اتفاقات بزرگی می شود، به شما پیشنهاد می کنم هم این کتاب و هم پول و شیطان از همین نویسنده ی مشهور روسی را بخوانید.
ودر آخر اینکه آثار لی یوتالستوی را با ترجمه سروش حبیبی بخوانید.
#عاطفه_مشتری
#نشر_نیلوفر
@ketabeziba
لی یو تالستوی
ترجمه:سروش حبیبی
امروز کتاب خوب رستاخیز را به پایان رساندم،
این کتاب قصه ی کاتیوشا و نخلیودف است، نخلیودف که مرتکب به اشتباهی بزرگ شده است سعی دارد جبران کند، اما کم کم متوجه می شود موانعی بر سر راه قرار دارد،او به دنبال این است عدالت اجرا شود اما گاهی متوجه مشکلاتی می شود که خود به تنهایی قادر به حلش نیست، فقر و فلاکت مردم او را آزار می دهد؛ داستان همچنان پیش می رود و درست در نقطه ای به پایان می رسد که خواننده نمی تواند پیش بینی کند.
این کتاب پر از درس زندگی است، و به روشنی نشان می دهد که چقدر افکار و رفتار انسان ها در زندگی یکدیگر تاثیر گذار است.
این کتاب بسیار برایم ارزشمند است، چون به من یاد داد که کوچکترین خطا منجر به چه اتفاقات بزرگی می شود، به شما پیشنهاد می کنم هم این کتاب و هم پول و شیطان از همین نویسنده ی مشهور روسی را بخوانید.
ودر آخر اینکه آثار لی یوتالستوی را با ترجمه سروش حبیبی بخوانید.
#عاطفه_مشتری
#نشر_نیلوفر
@ketabeziba
راه دستیابی به ایدههای خوب این است که ایدههای زیادی بدست آورید و عقاید بد را دور بریزید.
لینوس پائولینگ
انیشتین هم گفته است: «اگر در ابتدا این ایده مضحک نیست، پس دیگر امیدی به آن نیست.»
@Writing_lovers
لینوس پائولینگ
انیشتین هم گفته است: «اگر در ابتدا این ایده مضحک نیست، پس دیگر امیدی به آن نیست.»
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی خطوط نوشته شده توسط بزرگان را میخوانیم و حس میکنیم از آنِ ما بوده اند، قلبمان تیر می کشد: آن جرقه های ایده که خفه کردیم چون به قدرت خودمان، به توانمندی مان در خلق حقیقت و زیبایی ایمان نداشتیم.
هنری میلر
@Writing_lovers
هنری میلر
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رؤیاها به یادمان میآورند که جایی گنجینهای است محبوس و محفوظ و نوشتن راهی است برای محک و رسیدن به این گنجینه.
الن سیسکو
سه گام بر نردبان نوشتار
@Writing_lovers
الن سیسکو
سه گام بر نردبان نوشتار
@Writing_lovers
◾️یادداشتهای ادبی
◾️درسگفتارهایی در متون کهن
◾️نقد شعر و داستان
◾️معرفی کتاب
با ما همراه شوید👇
@mohsenahmadvandi
◾️درسگفتارهایی در متون کهن
◾️نقد شعر و داستان
◾️معرفی کتاب
با ما همراه شوید👇
@mohsenahmadvandi
ممکن است نویسنده در شروع کار کلیت داستانی را در ذهنش نداشته باشد. این خصوصیت کشاف نوشتن است که اجزا و شکل و پیکره داستان را پیدا میکند و در نهایت ایجاد داستان بدیع میکند و استمرار در نوشتن، به معنای خلق فضاهای تازه در حین نوشتن است. چرا که نوشتن، کشف است.
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسنده باید ببیند مردم چطور صحبت میکنند و به چه ترتیب میشود با سهولت بیشتر منظور را بیان کرد. مسئله این است که بتوانید با کمترین کلمات، مطلبتان را بیان کنید. باید ببینید کلمات چقدر بار عاطفی دارند و تشخیص دادن این نکات با بودن در متن جامعه و زیاد خواندن بدست میآید. ببینید شما وقتی یک لات چالهمیدانی را وارد داستان میکنید، باید طبعا زبان او هم چالهمیدانی باشد. راننده باید زبان راننده داشته باشد. معلم هم زبان معلمی، وکیل دادگستری هم زبان خودش را دارد. با توجهی که به دقایق کلام میکند، اینها را نویسنده باید در نظر بگیرد. اگر در نظر نگیرد، شخصیت پردازی او ناقص است.
ابراهیم یونسی
@Writing_lovers
ابراهیم یونسی
@Writing_lovers