راهی برای انجام آرزوهای به تعویق افتاده
اغلب ما دلمان میخواهد تا به علاقهی حقیقیمان بپردازیم، اما انبوه کارها به ما فرصت نمیدهند.
گاهی شغل ثابت و یا کارهایی که فکر میکنیم اصلیتر هستند، وقتمان را میگیرند و فرصتهای کوتاهی که دست میدهد هم تمرکز لازم را برای انجام کار مورد علاقه مان، به ما نمیدهد.
پس چاره چیست؟ چطور میتوانیم در میان اینهمه شلوغی به کاری که دوست داریم بپردازیم؟ چطور تمرکز کافی را برای انجام دادن فعالیت دلخواهمان به وجود بیاوریم؟
ممکن است این کار نوشتن کتاب یا هر کار دلخواه دیگری باشد، فرقی نمیکند. پیشنهاد میکنم طی هفته، روز یا روزهایی را خالی کنید و فقط به آن کار خاص بپردازید. هر کاری دیگری را در آن روز بخصوص، تعطیل کنید و تمام انرژیتان را صرف افراط در کار مورد علاقه تان کنید.
به قول ویلیام فاکنر قلمپایتان را بشکنید و در اتاقتان بنشینید و بنویسید. جوزف کنراد هم از همسرش میخواست تا در اتاقش را قفل کند و فقط برای ناهار خبرش کند.
زندگی همهی غولهای ادبیات را که نگاه کنید میبینید از این روش استفاده میکردند. بالزاک، دیکنز، فلوبر، اسکات و ... خودشان را با عذابی الیم ساعتها در اتاق زندانی میکردند یا به میزی میبستند و کار میکردند.
خودتان را در اتاقتان زندانی کنید، درها را ببندید. غرق شدن در کار چاره بهدست آوردن تمرکز است و این انزوا فرصت لازم را برای دنبال کردن رؤیای به تعویق افتادهتان، به شما میدهد.
@Writing_lovers
اغلب ما دلمان میخواهد تا به علاقهی حقیقیمان بپردازیم، اما انبوه کارها به ما فرصت نمیدهند.
گاهی شغل ثابت و یا کارهایی که فکر میکنیم اصلیتر هستند، وقتمان را میگیرند و فرصتهای کوتاهی که دست میدهد هم تمرکز لازم را برای انجام کار مورد علاقه مان، به ما نمیدهد.
پس چاره چیست؟ چطور میتوانیم در میان اینهمه شلوغی به کاری که دوست داریم بپردازیم؟ چطور تمرکز کافی را برای انجام دادن فعالیت دلخواهمان به وجود بیاوریم؟
ممکن است این کار نوشتن کتاب یا هر کار دلخواه دیگری باشد، فرقی نمیکند. پیشنهاد میکنم طی هفته، روز یا روزهایی را خالی کنید و فقط به آن کار خاص بپردازید. هر کاری دیگری را در آن روز بخصوص، تعطیل کنید و تمام انرژیتان را صرف افراط در کار مورد علاقه تان کنید.
به قول ویلیام فاکنر قلمپایتان را بشکنید و در اتاقتان بنشینید و بنویسید. جوزف کنراد هم از همسرش میخواست تا در اتاقش را قفل کند و فقط برای ناهار خبرش کند.
زندگی همهی غولهای ادبیات را که نگاه کنید میبینید از این روش استفاده میکردند. بالزاک، دیکنز، فلوبر، اسکات و ... خودشان را با عذابی الیم ساعتها در اتاق زندانی میکردند یا به میزی میبستند و کار میکردند.
خودتان را در اتاقتان زندانی کنید، درها را ببندید. غرق شدن در کار چاره بهدست آوردن تمرکز است و این انزوا فرصت لازم را برای دنبال کردن رؤیای به تعویق افتادهتان، به شما میدهد.
@Writing_lovers
در احساس ترس و نگرانی و خشم و افسوس، بیوقفه بنویسید. آن سوی آه و نالههای شما، بعضی چیزها منتظرند تا آشکار شوند.
هنریت کلاوسر
@Writing_lovers
هنریت کلاوسر
@Writing_lovers
👍1
👍1
از اینجا شروع می کنم...
«از اینجا شروع میکنم...» این جملهی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف میزند.
جایی که احساساتی همچون خشم، انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان میدهد چطور میتوان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و به سرچشمهی خود رسید.
تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرکبکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه میگیرد.
نوشتهتان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنیهای درونتان هدایت کند.
بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز میکنید. در پایان به دنبال یکعنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.
@Writing_lovers
«از اینجا شروع میکنم...» این جملهی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف میزند.
جایی که احساساتی همچون خشم، انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان میدهد چطور میتوان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و به سرچشمهی خود رسید.
تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرکبکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه میگیرد.
نوشتهتان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنیهای درونتان هدایت کند.
بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز میکنید. در پایان به دنبال یکعنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.
@Writing_lovers
نوشتن داروست.
پادزهری موثر برای زخمها است.
مصاحبی شایسته برای هر تغییر سخت است.
جولیا کامرون
@Writing_lovers
پادزهری موثر برای زخمها است.
مصاحبی شایسته برای هر تغییر سخت است.
جولیا کامرون
@Writing_lovers
وقتی کتابی را با قلبت بفهمی مثل این است که خانهای را درون سینهات حمل میکنی.
هشام_مطر
@Writing_lovers
هشام_مطر
@Writing_lovers
توصیه جان گریشام به نویسندهها:
سه دسته کلمه در دنیا وجود دارد. کلماتی که بلد هستیم، کلماتی که باید بلد باشیم و کلماتی که هیچکس بلد نیست. کلمات دسته سوم را فراموش کنید و سعی کنید تلاش زیادی برای یادگیری کلمات دسته دوم کنید.
@Writing_lovers
سه دسته کلمه در دنیا وجود دارد. کلماتی که بلد هستیم، کلماتی که باید بلد باشیم و کلماتی که هیچکس بلد نیست. کلمات دسته سوم را فراموش کنید و سعی کنید تلاش زیادی برای یادگیری کلمات دسته دوم کنید.
@Writing_lovers
دوستان خوب کانال نویسندگی، مطلب زیر دربارهی شیوههای استفاده از صفتها، نوشتهی رضا بابایی هست که خوندنش میتونه برای پرهیز از کلیشه نویسی مفید باشه.
برای پرهیز از کلیشهنویسی غیر از تنوع واژگانی، از «حُسن تعبیر» هم میتوان سود جُست. حُسن تعبیر، یعنی ارادهٔ معنایی خاص به کمک تعبیر یا ترکیبی که برای آن وضع نشده است، اما کنایهوار و به مدد قرینه بر آن دلالت میکند. برای مثال اگر نویسندهای بخواهد به هر دلیلی از کلمهٔ «نوشتن» پرهیز کند، چارهای جز توسل به حُسن تعبیر ندارد و مثلاً میتواند بهجای آن بگوید:
#نگاشتن، #قلمرویکاغذگرداندن، #قلمرابهجولاندرآوردن، #سیاهکردنکاغذهایسفید، #نقاشیباکلمات، #رستاخیزکلمات، #حروفچینی، #بهرشتهتحریردرآوردن، #قلمفرسایی، #واژهنگاری و...
در واقع معانی و مفاهیم همچون جوانان خوشاندام و رشیدی هستند که میتوانند هر روز با لباسی نو و مناسب آن روز از خانهٔ ذهن بیرون بیایند. آنکه همیشه و در همهجا با یک لباس به چشم آید، اندکاندک از چشم میافتد و حتی ممکن است دیده نشود. الفاظ، جامههایی است بر تن معانی. ما هرگز معانی را عریان نمیبینیم، اما هیچ معنایی هم نیست که مجبور و محکوم ابدی به پوشیدن یک لفظ و عبارت باشد. نویسندگان، آناناند که برای هر معنا که میشناسند، میتوانند لباسهای متعدد از بازار سخن بخرند و بر تن آن بپوشانند؛ گاه خود نیز دست به قیچی شوند و جامهای نو بدوزند.
همچنین صفتهای مشهوری که برای هر گونه موصوفی از آنها استفاده میشود، فایده و اثر خود را از دست میدهند. به طور مثال صفت «خوب»، «بد» یا « قشنگ» که از چسبیدن به هیچ اسمی اِبا ندارند:
هوای خوب، کفش خوب، خانهٔ خوب، نقد خوب، خدای خوب، خاطرهٔ خوب...
از قدیم گفتهاند کلیدی که به هر دری بخورد، هواست و صفات هرز نیز همین گونه است. بهتر است برای هر موصوفی، از اختصاصیترین صفات آن استفاده شود. به مثالهای زیر توجه کنید:
هوای مطبوع، کتاب خواندنی، کفش راحت و مناسب، خاطرات دلانگیز و شیرین، نقد نکتهسنجانه، خدای بزرگ و مهربان و...
رضا بابایی، بهتر بنویسیم، صص ۱۲۳_۱۲۴ و ۲۰۳_۲۰۴
@Writing_lovers
#نگاشتن، #قلمرویکاغذگرداندن، #قلمرابهجولاندرآوردن، #سیاهکردنکاغذهایسفید، #نقاشیباکلمات، #رستاخیزکلمات، #حروفچینی، #بهرشتهتحریردرآوردن، #قلمفرسایی، #واژهنگاری و...
در واقع معانی و مفاهیم همچون جوانان خوشاندام و رشیدی هستند که میتوانند هر روز با لباسی نو و مناسب آن روز از خانهٔ ذهن بیرون بیایند. آنکه همیشه و در همهجا با یک لباس به چشم آید، اندکاندک از چشم میافتد و حتی ممکن است دیده نشود. الفاظ، جامههایی است بر تن معانی. ما هرگز معانی را عریان نمیبینیم، اما هیچ معنایی هم نیست که مجبور و محکوم ابدی به پوشیدن یک لفظ و عبارت باشد. نویسندگان، آناناند که برای هر معنا که میشناسند، میتوانند لباسهای متعدد از بازار سخن بخرند و بر تن آن بپوشانند؛ گاه خود نیز دست به قیچی شوند و جامهای نو بدوزند.
همچنین صفتهای مشهوری که برای هر گونه موصوفی از آنها استفاده میشود، فایده و اثر خود را از دست میدهند. به طور مثال صفت «خوب»، «بد» یا « قشنگ» که از چسبیدن به هیچ اسمی اِبا ندارند:
هوای خوب، کفش خوب، خانهٔ خوب، نقد خوب، خدای خوب، خاطرهٔ خوب...
از قدیم گفتهاند کلیدی که به هر دری بخورد، هواست و صفات هرز نیز همین گونه است. بهتر است برای هر موصوفی، از اختصاصیترین صفات آن استفاده شود. به مثالهای زیر توجه کنید:
هوای مطبوع، کتاب خواندنی، کفش راحت و مناسب، خاطرات دلانگیز و شیرین، نقد نکتهسنجانه، خدای بزرگ و مهربان و...
رضا بابایی، بهتر بنویسیم، صص ۱۲۳_۱۲۴ و ۲۰۳_۲۰۴
@Writing_lovers
«برای نوشتن وقتی چیزی به شما الهام میشود صبر نکنید، فوراً بنویسیدش. صبر نکنید تا زمان برای نوشتن به دست بیاورید و دوباره بخواهید آن حالِ الهامبخش و شکوفا را بازسازی کنید، همانموقع آن را بنویسید و تمامش کنید. هرگز دوباره حالوهوای احساس و ادراک اولیه را به دست نخواهید آورد.»
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
👍2
قبلِ اینکه شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ هم داستان کوتاه و هم رمان. تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خونتان پرِ الکل داستان میشود و تصاویری را که ذهنتان آکنده از آنهاست، باور میکنید.
هالی برنت
@Writing_lovers
هالی برنت
@Writing_lovers
چگونه نویسندهای تمام وقت باشیم؟
خودتان را از گشتن به دنبال کیفیت رها کنید. شاید این جمله در ابتدا عجیب به نظر بیاید و در تضاد با آموزههای رایج باشد، اما این دقیقا همان توصیهای است که برای نوشتن به آن نیاز دارید. جولیا کامرون جمله جالبی در این زمینه دارد، او می گوید: « تو از کمیت مراقبت کن، کیفیت را به فرشتگان الهام بسپار.»
پیشنهاد میکنم حتی وقتی که هیچ حرف یا ایدهای ندارید و مجبور به نوشتن روزمرگیهایتان هستید، به سراغ نوشتن بروید.
در ابتدای کار به سبک و دستور زبان و اشتباهات املایی توجه نکنید. به یاد داشته باشید در این نوع نوشتن، شیوهی نادرست وجود ندارد. فقط به سرعت و هر چه بیشتر بنویسید. این روش وسیله شفای خلاقیتتان میشود.
بگذارید از تجربه خودم در این زمینه بگویم. روزهایی که زیاد نوشتن را در برنامه روزانهام قرار دادم. هر روز مینوشتم و در شروع کار هیچ وقت ایدهای نداشتم اما به مرور که در حال وهوای نوشتن قرار میگرفتم و وقتی به مرز سه هزار کلمه میرسیدم هربار اتفاق حیرت انگیزی رخ میداد. قصه یا داستانی در نوشته هایم شکل میگرفت که من پیش از آن از وجودشان اطلاعی نداشتم.
با این تمرین به این نتیجه رسیدم که ما پر از قصه ها و داستانهای فراموش شدهایم و فقط کافی است تا نوشتن را به اصل راهنمای خودمان تبدیل کنیم. زیاد نوشتن میتواند ما را به کانون خلاقیت مان متصل میکند.
شما نیز میتوانید این کار را انجام دهید و در نهایت هم خواهید توانست از میان انبوه نوشتههایتان، متن های خوبی برای کتاب فرضی تان انتخاب کنید.
جمله جولیا کامرون را به یاد داشته باشید: «تو از کمیت مراقبت کن، کیفیت را به فرشتگان الهام بسپار.»
@Writing_lovers
خودتان را از گشتن به دنبال کیفیت رها کنید. شاید این جمله در ابتدا عجیب به نظر بیاید و در تضاد با آموزههای رایج باشد، اما این دقیقا همان توصیهای است که برای نوشتن به آن نیاز دارید. جولیا کامرون جمله جالبی در این زمینه دارد، او می گوید: « تو از کمیت مراقبت کن، کیفیت را به فرشتگان الهام بسپار.»
پیشنهاد میکنم حتی وقتی که هیچ حرف یا ایدهای ندارید و مجبور به نوشتن روزمرگیهایتان هستید، به سراغ نوشتن بروید.
در ابتدای کار به سبک و دستور زبان و اشتباهات املایی توجه نکنید. به یاد داشته باشید در این نوع نوشتن، شیوهی نادرست وجود ندارد. فقط به سرعت و هر چه بیشتر بنویسید. این روش وسیله شفای خلاقیتتان میشود.
بگذارید از تجربه خودم در این زمینه بگویم. روزهایی که زیاد نوشتن را در برنامه روزانهام قرار دادم. هر روز مینوشتم و در شروع کار هیچ وقت ایدهای نداشتم اما به مرور که در حال وهوای نوشتن قرار میگرفتم و وقتی به مرز سه هزار کلمه میرسیدم هربار اتفاق حیرت انگیزی رخ میداد. قصه یا داستانی در نوشته هایم شکل میگرفت که من پیش از آن از وجودشان اطلاعی نداشتم.
با این تمرین به این نتیجه رسیدم که ما پر از قصه ها و داستانهای فراموش شدهایم و فقط کافی است تا نوشتن را به اصل راهنمای خودمان تبدیل کنیم. زیاد نوشتن میتواند ما را به کانون خلاقیت مان متصل میکند.
شما نیز میتوانید این کار را انجام دهید و در نهایت هم خواهید توانست از میان انبوه نوشتههایتان، متن های خوبی برای کتاب فرضی تان انتخاب کنید.
جمله جولیا کامرون را به یاد داشته باشید: «تو از کمیت مراقبت کن، کیفیت را به فرشتگان الهام بسپار.»
@Writing_lovers
کانالی برای مجلات، کتابهای کمیاب و قدیمی و گزیدهای از حدود یکصد کانال تلگرامی و یکی از کاملترین کتابخانههای pdf با بیش از صدهزار کتاب در زمینههای ادبیات و علوم انسانی
@litera9
من این کتابخونه رو خیلی دوست دارم.
@litera9
من این کتابخونه رو خیلی دوست دارم.
میدانید نوشتن برای من چه معنایی دارد؟
نوشتن، به طور جدی به تمرکز و زندگی من شکل میدهد. میدانم که وقتی مینویسم، از وقتی که نمینویسم باهوشترم؛ و همینطور وقتی مینویسم صادقترم؛ و احتمالاً انسان مهربانتری هم هستم.
راسل بنکس
@Writing_lovers
نوشتن، به طور جدی به تمرکز و زندگی من شکل میدهد. میدانم که وقتی مینویسم، از وقتی که نمینویسم باهوشترم؛ و همینطور وقتی مینویسم صادقترم؛ و احتمالاً انسان مهربانتری هم هستم.
راسل بنکس
@Writing_lovers