نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتابخانه،‌ معبد یادگیری است و یادگیری بیشتر از جنگ موجب آزار افراد شده است.

کارل رولن

@Writing_lovers
هنگام نوشتن، اغلب قسمت‌ها را با صدای بلند می‌خوانم. گوش یک سانسور خوب است. من هرگز به یک‌ عبارت یا به یک نوشته اعتماد نمی‌کنم مگر وقتی که دریابم آنچه‌ نوشته‌ام، برای همه قابل درک است.


ارنست همینگوی


@Writing_lovers
وقتی نوشته‌ای از تو رد می‌شود یا به شدت مورد نقد قرار می‌گیرد، نااميد نشو و در مورد خودت قضاوت نکن. این چیزی است که هر نويسنده‌ای با آن روبرو می‌شود.

يک نکته ساده:
يک پاراگراف ديگر بنويس یک مشکل را حل کن، یک قسمت تازه ایجاد کن. لازم نیست بلافاصله مشکل را در مقیاس جهانی حل کنی و اگر در یک نقطه گیر کرده‌ای، تمام متن خود را قضاوت نکن.

ولادیمیر باگنکو

@Writing_lovers
به‌ خواننده خود‌‌ اعتماد کنید، سعی نکنید همه چیز را توصیف کنید. اشاره کنید و آنها با استفاده از تخیلات‌شان شما را دنبال می‌کنند. بعضی اوقات می‌توانید ردی از نان بگذارید و خوانندگان، شما را دنبال می‌کنند و در جنگل گم نمی‌شوند.

پائولو کوئیلو

@Writing_lovers
هر کتاب خوب یک تجربهٔ فشرده از یک نویسنده است؛ جهان‌بینی فردی هنرمند، نگرش او در زمینهٔ انگیزه‌ها و چگونگی بروز چیزها در جهان. هر نویسنده طرحی از نظم پنهان جهان ارائه می‌کند. او باید فرمی را که بی‌شباهت به فرم دیگران است، طراحی کند. طرحی که آشکارا متعلق به خود او است اما داستان صرفا چیزی نیست که باید بگویید بلکه نحوهٔ بیان را هم شامل می‌شود. در حقیقت وقتی شما با شکل داستان بازی می‌کنید، محتوای فکری و عاطفی آن رشد می‌کند.


رابرت مک‌کی

@Writing_lovers
من معتقدم اگر اثر درخشانی جایی چاپ شود راه نفوذ و ارائه‌ خودش را از در بسته و پنجره کور هم پیدا می‌کند.




احمد شاملو


@Writing_lovers
روز ناگهان باشکوه می‌شود. درخت‌های اکتبر زیر نور خورشید می‌درخشند، رنگ‌ها شورش می‌کنند: سرخها و قهوه‌ای‌های بی‌قرار. گاهی باد برمی‌خیزد، یک دسته پرنده را به پرواز در می‌آورد، برگها را در هوا و در میانه بزرگراه می‌رقصاند. از علفزار بزرگی که گاوهایش با سستی لم داده‌اند و علف نشخوار می‌کنند می‌گذرم. 

📚من پنیرم

رابرت کو‌رمیه

رابرت کورمیه از نویسندگانی است که برای رده سنی نوجوان می‌نویسد و من همیشه از خواندن نثرش کیف می‌کنم. نویسند‌گان محبوب، همیشه رؤیای نوشتن برای کودکان و نوجوانان را دارند اما بعضی از نویسندگان مثل کورمیه، هیچوقت نوشتن در این حال و هوای دوست‌داشتنی را ترک نمی‌کنند و با نثر شیرین و صمیمی‌شان، مخاطبین را با هر سنی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند و آثاری جاودانه خلق می‌کنند.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
هر نویسنده ای با شخصیت‌ها و قریحه نویسندگی‌اش تنها در پی یک چیز است: یافتن خویش. آدم های زیادی هستند که مسائل شان مستقیم یا غیرمستقیم به مسائل من نزدیک است و من پیش خودم تصور می‌کنم که آنها وقتی کتابم را می‌خوانند و پاسخی می‌یابند، احساس خوشبختی خواهند کرد.

ژرژ سیمنون

@Writing_lovers
تجربه‌های کتابخوانی یک نویسنده

اولین تجربه کتاب‌خوانی من به زمانی برمی‌گردد که یک کتاب کودک با عنوان "داستان های یک جادوگر شرور" نوشته هانا کرن را خواندم. کتاب‌های این نویسنده در من حس امنیت ایجاد کرد. به این ترتیب من "روزنامه جادوگران" خودم را نوشتم و آنرا برای دوستانم می‌فرستادم.

سالها بعد "هری پاتر و سنگ جادو" را از کتاب خانه قرض گرفتم و آن قدر شیفته اش شدم که تمام کتاب را در رایانه ام تایپ کردم. فکر می کنم از این طریق بود که نوشتن را آموختم.

اما آنچه تأثیر فوق العاده‌ای بر جریان نوشتن من داشت شعر بود. شعرهای آنا انکوئیست طرز فکر مرا تغییر داد. هنگامی که خواندن آثار این شاعر هلندی که دخترش را در یک تصادف از دست داده بود شروع کردم بسیار جوان بودم. من اولین بار نحوه بیان و شرح عزاداری و غم را نه در انجیل یا کتاب کودکان بلکه از شعرها آموختم و این شاعر بود که الهام بخش من برای نوشتن آثار خودم شد.

ماریکه لوکاس رینه فلت
برنده جایزه بوکر


@Writing_lovers
برای نوشتن یک داستان باید قادر باشی دیدگاه یکه و فردی خود را نسبت به زندگی بیان کنی.

رابرت مک‌کی


@Writing_lovers
من کتابهایی را نوشته ام که دوست داشتم بخوانم. این همان چیزی است که همیشه مرا وادار می‌کند تا قلم به دست بگیرم. هیچ کس نمی‌خواهد کتابهای مورد نیاز مرا بنویسد، بنابراین باید خودم این کار را انجام بدهم.

کلایو لوئیس

@Writing_lovers
توکایی در قفس
(قصه کودک)

نویسنده: نیما یوشیج
تصویرگر: بهمن دادخواه

@Writing_lovers
وقتی متن اصلاً پیش نمی‌رود چه باید کرد؟

چطور می‌توان برای نوشتن متن انگیزه گرفت؟ روز سوم است و نمی‌توانم حتی یک سطر بنویسم! چگونه شروع کنم؟ کاغذ سفید برایم وحشتناک است! من اغلب با چنین پرسش‌هایی روبرو می‌شوم. در اینجا چند نکته وجود دارد که به من در نوشتن کتابم کمک کرده است و می‌تواند به شما کمک کند:

۱. پشت میز بنشینید.

تفاوت یک نویسنده تازه‌کار و یک نویسنده که آثاری از او منتشر شده، استعداد نیست، بلکه توانایی این است که خودتان را پشت میز نگه‌ دارید. من وقتی کتاب نوشتم، متن را طی 11 ماه تحویل دادم. قرارداد من به معنای واقعی کلمه به نظم و انضباط بستگی داشت. نویسندگانی که نوشتن را به طور منظم انتخاب نکرده‌اند، به مرحله چاپ و نشر نمی‌رسد.

ایده‌های زیادی وجود دارد اما تعداد افرادی که قادر به نشستن پشت میز هستند، بسیار کم است. پشت میز بنشین لپ تاپ خود را باز کن. فایل جدیدی ایجاد کن و بنویس.


۲. متن شما‌ نوشته نشده است؟ این خودش موضوع فوق العاده‌ای است! درباره‌اش بنویس!

روزی چهل بار در عرض اتاق قدم زدم، روی زمین دراز کشیدم، به پهلو چرخیدم، طرف دیگر. بلند شدم، پشت میز نشستم و از این نوشتم چطور نمی‌توانم بنویسم، چطور کلمات مثل دانه‌های شن از انگشتانم می‌گذرند، انگار به من تعلق ندارند،‌ چگونه روی صندلی به خودم پیچ می‌خورم و چطور نمی‌توانم متن را به دنیا بیاورم.

توضیح دهید دقیقاً چطور متن شما نوشته نشده است؟ کجا هستید؟ الان چه خبر است؟ چه چیزی مانع نوشتن شما است؟ سر و صدا؟ درباره اش بنویسید. یا صدای بلند مردم نمی‌گذارد؟ آنها راجع به چه صحبت می‌کنند؟ گفتگوی ‌شان را بنویسید. به اطراف‌تان نگاهی بیندازید، آنها را توصیف کنید، چگونه لباس پوشیده‌اند، چگونه ظاهر شده‌اند. به نظر شما روحیه‌شان چطور است؟ چه می‌شنوید؟ هوا چطور است؟ درباره‌اش بنویسید. درباره هر آنچه مانع نوشتن شما می‌شود بنویسید. آنچه نوشته‌اید را بخوانید و به سراغ موضوع مورد نظر بروید.

۳. اختصاص دادن یک موضوع

اگر به اندازه کافی استراحت کرده‌اید و ذهن‌تان آماده است اما هنوز چیزی ننوشته‌اید (به احتمال زیاد) شما نمی دانید در مورد چه چیزی بنویسید. برای من سخت است که خودم موضوعی برای نوشتن پیدا کنم. اگر موضوعی را برای نوشتن انتخاب نکنید، متن خوبی هم نخواهید نوشت.

من موضوع را اینگونه انتخاب می‌کنم: انگار دارم برای دوستانم صحبت می‌کنم. خودتان را فریب دهید. صفحه‌ای یا ویرایشگر ایمیل را باز کنید و انگار دارید برای دوستان خود می‌نویسید. من با این روش كلی كتاب نوشتم.

رادمیلا هاکوا

@Writing_lovers
من به موضوعی خیلی انسانی نیاز دارم: زندگی، عشق، رنج و برخوردهای شخصی و می‌نویسم بی‌آنکه به نتیجه فکر کنم. آینده کتاب‌های من یا دیگران کوچکترین دلواپسی من است… نویسنده واقعی کسی است که وقتی می نویسد، کمان را تا ته می کشد و سپس آن را به میخ آویزان می کند تا برود با دوستانش چیزی بنوشد. تیر درست به سمت هوا است، به هدف اصابت خواهد کرد یا نه؟ تنها احمق ها می توانند ادعای تصحیح مسیر تیر را بکنند یا در حالی که از زاویه جاودانگی آن را می پایند، پشت سرش بدوند تا چند تا هل کوچولوی تکمیلی به آن بدهند.

خولیو کورتاسار

به نقل از کارین بِریو در کورتاسار افسونگر


@Writing_lovers