حس خلاقانه نوشتن خواهد آمد، البته اگر شما اجازه بفرمایید. اما برای اینکه حس نوشتن بیاید، باید یک منبع الهام بخش خلاقانه برای خود پیدا کرده و مرتبا به آن رجوع کنید. بهترین ایده کارهایم زمانی به ذهنم رسید که در حین رانندگی به گاوی کنار جاده خیره میشدم. تنها نیمساعت در روز مینویسم و مابقی را اطراف مزارع رانندگی می کنم و هر گاه گاو متفاوتی میبینم، به آن خیره میشوم تا ایده خلاقانهای مناسب روحیاتم به ذهنم خطور کند.
گرترود استاین
@Writing_lovers
گرترود استاین
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚معرفی سه مجموعه داستان مهم منتشر شده در سال ۱۳۹۹
آثار منتشر شده سال ۹۹ در زمینه داستان کوتاه، هر سال به اندازه فصلی یک کتاب گیرمان میآید که خلاقه باشد و بازتولید نباشد.
۱) مجموعه داستان «خانه تاریک برادرم» نوشته کیومرث سلیمانی| نشر پرسش
۲) «هاملت در نم نم باران» نوشته اصغر عبدالهی| نشر چشمه
۳) «حافظه پروانهای» نوشته بهناز علیپور گسکری| نشر آگه
کیهان خانجانی
منبع : روزنامه سازندگی. سال۴. شماره ۹۰۴. ۱۷فروردین. ۱۴۰۰
@Writing_lovers
آثار منتشر شده سال ۹۹ در زمینه داستان کوتاه، هر سال به اندازه فصلی یک کتاب گیرمان میآید که خلاقه باشد و بازتولید نباشد.
۱) مجموعه داستان «خانه تاریک برادرم» نوشته کیومرث سلیمانی| نشر پرسش
۲) «هاملت در نم نم باران» نوشته اصغر عبدالهی| نشر چشمه
۳) «حافظه پروانهای» نوشته بهناز علیپور گسکری| نشر آگه
کیهان خانجانی
منبع : روزنامه سازندگی. سال۴. شماره ۹۰۴. ۱۷فروردین. ۱۴۰۰
@Writing_lovers
برای یک نوشته خوب، شما به سه چیز نیاز دارید: از بهترین نویسندگان بخوانید، اجرای بهترین سخنرانان را ببنید و سخت تمرین کنید تا سبک خود را ارتقا دهید.
بن جانسون
@Writing_lovers
بن جانسون
@Writing_lovers
نویسندگان زبده همیشه میدانند که داستانی که صرفا به عشق/نفرت، حقیقت/دروغ، بردگی/ آزادی، شهامت/بزدلی میپردازد، تقریبا به طور قطع اثری پیش پا افتاده و بی اهمیت است. وقتی داستانی ضعیف است، مسلم بدانید دلیل آن ضعیف بودن نیروهای مخالف است. بجای اینکه نیروی خلاقه خود را صرف ابداع جنبههای دوست داشتنی و جذاب برای قهرمان و دنیای آن کنید، جبهه منفی را به نحوی بسازید که با ایجاد یک رشته واکنشهای زنجیرهای به شکلی طبیعی و صادقانه موجب تقویت ابعاد مثبت داستان شود.
رابرت مککی
📚داستان
@Writing_lovers
رابرت مککی
📚داستان
@Writing_lovers
اگر کسی کتابی بهتر از بقیه همنوعانش بنویسد یا سخنی نیکوتر بگوید، جهان راه خود را بهسوی خانه او خواهد گشود، حتی اگر در قلب جنگل مسکن داشته باشد.
امرسون
@Writing_lovers
امرسون
@Writing_lovers
عادت مؤثر نویسندگان بزرگ
گابریل گارسیا مارکز در مصاحبه ای با پاریس ریویو، بر اساس تجربههای شخصی خود به نویسندگان جوان توصیه کرد، آنچه را که میدانند بنویسند:
«اگر از من بخواهید که توصیه ای به نویسندگان جوان بکنم، من به آنها میگویم که آن چیزی را بنویسند که زمانی برای خودشان اتفاق افتاده، همیشه به راحتی می توان تشخیص داد که متن یک نویسنده برخاسته از تجربیات شخصی اوست یا آنچه از دیگران شنیده یا خوانده. همیشه از این نکته متحیرم که مرا به خاطر تخیلات قوی ام تشویق می کنند، در حالیکه به واقع تمامی آثار من پایه ای در واقعیت دارند. مشکل اینجاست که واقعیت های حوزه کارائیب، بیشتر شبیه تخیلات رام نشدنی است.»
@Writing_lovers
گابریل گارسیا مارکز در مصاحبه ای با پاریس ریویو، بر اساس تجربههای شخصی خود به نویسندگان جوان توصیه کرد، آنچه را که میدانند بنویسند:
«اگر از من بخواهید که توصیه ای به نویسندگان جوان بکنم، من به آنها میگویم که آن چیزی را بنویسند که زمانی برای خودشان اتفاق افتاده، همیشه به راحتی می توان تشخیص داد که متن یک نویسنده برخاسته از تجربیات شخصی اوست یا آنچه از دیگران شنیده یا خوانده. همیشه از این نکته متحیرم که مرا به خاطر تخیلات قوی ام تشویق می کنند، در حالیکه به واقع تمامی آثار من پایه ای در واقعیت دارند. مشکل اینجاست که واقعیت های حوزه کارائیب، بیشتر شبیه تخیلات رام نشدنی است.»
@Writing_lovers
یک اصل در نوشتن این است که نویسنده ناگزیر است بیتوجه به نقدها کارش را انجام بدهد. محمود دولت آبادی درباره نوشتن رمان «زوال کلنل» میگوید:
پیش از نوشتن آن خوابش را دیده بودم. دیگران نقدها نوشتند بر اینکه کوتاه است یا دراز ... من اما نویسنده بودم و باید کارم را انجام میدادم. اگر آن را نمینوشتم باید سر از دیوانهخانه در میآوردم.
📚 رد؛ گفت و گذار سپنج
@Writing_lovers
پیش از نوشتن آن خوابش را دیده بودم. دیگران نقدها نوشتند بر اینکه کوتاه است یا دراز ... من اما نویسنده بودم و باید کارم را انجام میدادم. اگر آن را نمینوشتم باید سر از دیوانهخانه در میآوردم.
📚 رد؛ گفت و گذار سپنج
@Writing_lovers
جوهر شگفتِ نوشتن
کالوم مک کان
این راز نوشتن است:
از مصایب مایه می گیرد و از روزگار مکار
وقتی که دل آدمی را سر می گشایی
– اندا اوبراین Enda O’Brien
نویسنده جوان عزیز،
ما در خطر آن ایم که اشتیاق مان برای آنچه حرفه ما ست از ما ربوده شود. بحران دوران ما این است که در تسلیم دردآلودی زندگی میکنیم به هر آنچه که اقتضای زمانه است.
آن جوهر شگفتِ نوشتنِ صاحب عیار در آن است که نبض زخم ها را بسنجد بی آنکه آلوده خشونت عملی شود. نوشتن راهی است برای اذعان دردها بی آنکه بخواهد درد را بستاید یا آن را تحمل کند. نوشتن به خیال درد راه می دهد و همزمان ما را وامیدارد تا بالغ شویم و با دیوهای خویشتن روبرو شویم. ما برق رنج را لمس می کنیم. ما حامل زخمهاییم اما آنها همین اند: زخم و نه چیزی بیش.
به پا خیز. روشن بدان که برای اینکه قهرمان نوشتن باشی ممکن است ناگزیر باشی نقش دیوانگان را برعهده بگیری. بیچاره یوریک دلقک (در هملت)، بیچاره فلستَف (در نمایشهای شکسپیر)، بیچاره شهروند سرشناس. نقش قهرمان غالبا ابلهانه به نظر میرسد اما بهترین قهرمانان اراده بر آن دارند که این نقش را هر طور هست بازی کنند. در برابر جنگ. در برابر آز. در برابر دیوارها. در برابر ساده سازی. در برابر ندانم کاری و بیمایگی. دیوانه است که باید حقیقت را بازگوید.
خطر کن و خطرناک باش. آنچه را که مردم بی ارزش کردهاند احیا کن و ارزش بخش. به کسی اجازه نده که شوق قلم-کاری تو را ریشخند کند.
نوشتار ما پرتره ای زنده از خود ما ست. جمله خوب توان آن دارد که تکان دهد، اغوا کند و ما را از گیجی و منگی بیرون کشد. الماس باش و سخت. راه خود را بکوب و هموار ساز. آنچه را که همگان دیده اند زیر و رو کن. (دنباله رو نباش و) عظمت تجربه کردن را تصویر کن. بدرخش و خود را برای طرد شدن آماده کن. دشواریها را به آغوش بکش و سخت کار کن.
تنها برای آن لذت ناب بنویس که نوشتن را برای آن برگزیده ایم و نیز برای آن دانشی که میتواند این جهان زیبا و غریب و خشم آلود ما را تغییر دهد. ادبیات شاهد صادق آن است که همه زندگی پیش از این نوشته و ثبت نشده است. تغییر همیشه ممکن است. و سلسله امرهای ممکن هنوز و همچنان پایان ناپذیر است. هر قدر که بخواهی بیشتر ببینی، بیشتر خواهی دید. دست آخر، تنها چیزهایی که ارزش کار کردن دارد آن چیزهایی است که ممکن است قلب تو را بشکند. پس قلب ات را بشکن نویسنده جوان! و به خشم آور.
مجله قلمرو، ترجمه مهدی جامی، شماره ۳
@Writing_lovers
کالوم مک کان
این راز نوشتن است:
از مصایب مایه می گیرد و از روزگار مکار
وقتی که دل آدمی را سر می گشایی
– اندا اوبراین Enda O’Brien
نویسنده جوان عزیز،
ما در خطر آن ایم که اشتیاق مان برای آنچه حرفه ما ست از ما ربوده شود. بحران دوران ما این است که در تسلیم دردآلودی زندگی میکنیم به هر آنچه که اقتضای زمانه است.
آن جوهر شگفتِ نوشتنِ صاحب عیار در آن است که نبض زخم ها را بسنجد بی آنکه آلوده خشونت عملی شود. نوشتن راهی است برای اذعان دردها بی آنکه بخواهد درد را بستاید یا آن را تحمل کند. نوشتن به خیال درد راه می دهد و همزمان ما را وامیدارد تا بالغ شویم و با دیوهای خویشتن روبرو شویم. ما برق رنج را لمس می کنیم. ما حامل زخمهاییم اما آنها همین اند: زخم و نه چیزی بیش.
به پا خیز. روشن بدان که برای اینکه قهرمان نوشتن باشی ممکن است ناگزیر باشی نقش دیوانگان را برعهده بگیری. بیچاره یوریک دلقک (در هملت)، بیچاره فلستَف (در نمایشهای شکسپیر)، بیچاره شهروند سرشناس. نقش قهرمان غالبا ابلهانه به نظر میرسد اما بهترین قهرمانان اراده بر آن دارند که این نقش را هر طور هست بازی کنند. در برابر جنگ. در برابر آز. در برابر دیوارها. در برابر ساده سازی. در برابر ندانم کاری و بیمایگی. دیوانه است که باید حقیقت را بازگوید.
خطر کن و خطرناک باش. آنچه را که مردم بی ارزش کردهاند احیا کن و ارزش بخش. به کسی اجازه نده که شوق قلم-کاری تو را ریشخند کند.
نوشتار ما پرتره ای زنده از خود ما ست. جمله خوب توان آن دارد که تکان دهد، اغوا کند و ما را از گیجی و منگی بیرون کشد. الماس باش و سخت. راه خود را بکوب و هموار ساز. آنچه را که همگان دیده اند زیر و رو کن. (دنباله رو نباش و) عظمت تجربه کردن را تصویر کن. بدرخش و خود را برای طرد شدن آماده کن. دشواریها را به آغوش بکش و سخت کار کن.
تنها برای آن لذت ناب بنویس که نوشتن را برای آن برگزیده ایم و نیز برای آن دانشی که میتواند این جهان زیبا و غریب و خشم آلود ما را تغییر دهد. ادبیات شاهد صادق آن است که همه زندگی پیش از این نوشته و ثبت نشده است. تغییر همیشه ممکن است. و سلسله امرهای ممکن هنوز و همچنان پایان ناپذیر است. هر قدر که بخواهی بیشتر ببینی، بیشتر خواهی دید. دست آخر، تنها چیزهایی که ارزش کار کردن دارد آن چیزهایی است که ممکن است قلب تو را بشکند. پس قلب ات را بشکن نویسنده جوان! و به خشم آور.
مجله قلمرو، ترجمه مهدی جامی، شماره ۳
@Writing_lovers
سه کتاب با ژانری متفاوت که به تازگی خریدهام و برای خواندنشان هیجان زدهام:
کتاب «جادوگران، بدکارگان و ساحران» از انگارههای ایران باستان میگوید.
«کالیبان و ساحره» پر از اطلاعات تازه تاریخی و تحلیل های دقیق جامعه شناسی است و «تاریخ خیال» که به شگفتیهای اروپای قرون وسطا میپردازد.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
کتاب «جادوگران، بدکارگان و ساحران» از انگارههای ایران باستان میگوید.
«کالیبان و ساحره» پر از اطلاعات تازه تاریخی و تحلیل های دقیق جامعه شناسی است و «تاریخ خیال» که به شگفتیهای اروپای قرون وسطا میپردازد.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
تجربه نوشتن
شما باید طی ۶_۵ روزی که داستان را مینویسید، تمام وقت به آن فکر کنید در غیر اینصورت هرگز عبارات دقیقی نخواهید نوشت. لازم است هر عبارت پیش از آنکه روی کاغذ بیاید خوب در ذهن شما ورز داده شود.
آنتوان چخوف
امروز پس از یک هفته کارمداوم نوشتن داستانم را به پایان رساندم. ابتدا ایده داستان را در یک جمله روی کاغذ نوشتم. پر از سؤالات درباره آن بودم؛ بنابراین لازم بود مدتی به جوانب مختلف آن فکر کنم.
وقتی که تصاویر و اجزا داستان شروع به تکرار مداوم خودشان در ذهنم کردند، فرصت را از دست ندادم و آن ها را نوشتم و حین نوشتن آماده دریافت جنبههای تازهای از آن شدم. در این میان اسطورهها و ادبیات کلاسیک به کمکم آمد، جزییات به خودی خود کنار هم قرار گرفت و داستانم تکمیل شد.
حالا نوبت خودکار قرمز است؛ مهمترین چیزی که داستانم به آن نیاز دارد دقت و ظرافت در به کار گیری واژگان مناسب است و من از حالا آمادهٔ نوشتن یک پیش نویس تمیزتر از داستانم هستم.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
شما باید طی ۶_۵ روزی که داستان را مینویسید، تمام وقت به آن فکر کنید در غیر اینصورت هرگز عبارات دقیقی نخواهید نوشت. لازم است هر عبارت پیش از آنکه روی کاغذ بیاید خوب در ذهن شما ورز داده شود.
آنتوان چخوف
امروز پس از یک هفته کارمداوم نوشتن داستانم را به پایان رساندم. ابتدا ایده داستان را در یک جمله روی کاغذ نوشتم. پر از سؤالات درباره آن بودم؛ بنابراین لازم بود مدتی به جوانب مختلف آن فکر کنم.
وقتی که تصاویر و اجزا داستان شروع به تکرار مداوم خودشان در ذهنم کردند، فرصت را از دست ندادم و آن ها را نوشتم و حین نوشتن آماده دریافت جنبههای تازهای از آن شدم. در این میان اسطورهها و ادبیات کلاسیک به کمکم آمد، جزییات به خودی خود کنار هم قرار گرفت و داستانم تکمیل شد.
حالا نوبت خودکار قرمز است؛ مهمترین چیزی که داستانم به آن نیاز دارد دقت و ظرافت در به کار گیری واژگان مناسب است و من از حالا آمادهٔ نوشتن یک پیش نویس تمیزتر از داستانم هستم.
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
داستان میتواند ناجی شما باشد: داستان نجات دهنده است، سخت به دست میآید، اما وقتی به دست آمد در زندگی کمکتان میکند.
جمال میرصادقی
@Writing_lovers
جمال میرصادقی
@Writing_lovers
همیشه صبح روز بعد، متن نوشته شدهتان را بخوانید. این تقریباً همه چیز در بازنویسی کار است، شما باید متن را با یک ذهن تازه دوباره بخوانید.
دیوید آگیلوی
@Writing_lovers
دیوید آگیلوی
@Writing_lovers
برای ورود به رازهای شگفت انگیز زندگیام از دفترچه یادداشت استفاده میکنم. دفترچهای که با خود حمل میکنم و معمولاً وقایعی را در آن شرح میدهم که هرگز رخ ندادهاند و احتمالاً نمیتوانستند رخ دهند.
اسکار وایلد
📚 اهمیت
@Writing_lovers
اسکار وایلد
📚 اهمیت
جدی بودن@Writing_lovers
❤1