نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
در خیلی از داستان‌هایم با خودم شروع می‌کنم، مثل داستان «ملاقات با شاعر» که نیمی از ماجراهایش واقعی است؛ اما از نیمه دوم کنار می‌روم و سعی می‌کنم در داستان ناپدید شوم.‌

گلی ترقی

@Writing_lovers
برای نوشتن باید تشنه زیستن باشید، شب‌ها گرداگرد شهر یا شهرک محل زندگی‌تان و روزها در طبیعت گسترده به گردش‌های طولانی بروید و در حال خوراک رساندن به فرشته الهام باشید.


ری برادبری

@Writing_lovers
دیوید زالای چگونه در خلق داستانش از نوشتن الهام گرفت؟

در پاییز ۲۰۱۲ یک داستان ۳۰ صفحه‌ای برای «گرانتا» نوشتم که نامش «اروپا» بود. در آن زمان نسبت به تمام فرایند داستان‌نویسی احساس دلسردی می‌کردم و این داستان کوچک و ساده، راهی بود برای برگرداندن حس اشتیاقم به نوشتن. در واقع گفتن آنچه می‌خواستم بنویسم خیلی سخت بود پس من مثل اغلب موارد خیلی تصادفی وارد ماجرا شدم تا اراده‌ام را برای نوشتن حفظ کنم.

در بهار ۲۰۱۳ متوجه شدم کارم نتیجه داده چون شوق زیادی برای بیشتر نوشتن داشتم. ایده‌ خاصی را درباره مجموعه داستانی در ذهن داشتم که به گونه‌ای با یکدیگر در ارتباط باشند و دست در دست هم چیزهایی را بیان کنند که هیچ یک از آن‌ها به تنهایی نتوانند آن را ابراز کنند. چنین کتابی به نوعی نقشه یا ساختار یکپارچه نیاز داشت.

و من آن‌قدر قوی نبودم که داستان‌های پخش و پلا را تبدیل به یک اثر متحد، یکپارچه و جدانشدنی کنم. سپس من آن چیز را در غزل وحشتناکی که یک یا دو سال قبل از آن نوشته بودم، پیدا کردم. در طول دلسردی‌ام نسبت به ادبیات داستانی مدتی را به قالب نظم سنتی پرداخته بودم و یکی از بدترین شعرهایی که در آن زمان سرودم، غزلی بود درباره سه عصر بشری. یک روز عصر تصادفا داشتم آن را می‌خواندم و یکی از آن لحظه‌های شفاف و نادر اتفاق افتاد؛ لحظاتی که تمام هنرمندان خلاق برایش سپاس‌گزار هستند. یکی از آن لحظه‌هایی که در آن دری را که هفته‌ها یا ماه‌ها خودتان را به آن می‌کوبیدید، به راحتی و با میل خود به روی شما باز می‌شود.

پس از آن من فقط داستان‌ها را نوشتم. در ابتدا هفت داستان بودند که شاید اشاره‌ای به «شکسپیر» داشتند. بعدها این عدد را به ۹ رساندم. تمام این داستان‌ها به استثنای «اروپا» کاملا مناسب مکانی بودند که در ساختار این کتاب پیدا کرده بودم. این کتاب مجموعه‌ای از مطالب پخش و پلا که با فرصت‌طلبی شکل یک کتاب ساختارمند را به خود گرفته بودند، نبود بلکه فرم یک کتاب را داشت که مطالبی درباره واقعیت را با مفهوم‌پردازی خود منطبق کرده بود.

@Writing_lovers
همیشه به نویسندگان جوانی که به من مراجعه می‌کنند توصیه می‌کنم، از جایی شروع کنند که می‌شناسند. بخصوص خانواده، چرا که شناخت خوبی از اعضای آن داریم. این شناخت به ترسیم وتصویر کردن چهره شخصیت‌های داستان کمک می‌کند. بخصوص نوشتن با زاویه دید اول شخص مفرد به صمیمانه تر نوشتن نویسنده کمک می‌کند. 

علی‌اشرف درویشیان

@Writing_lovers
وقتی قلم در دست دارم برای دوستان یا حتی خودم نمی‌نویسم، برای نوشتن می‌نویسم و برای لذت نوشتن. اگر به فکر بیفتم که فلانی چه خواهد گفت، یا آدم‌های غریبه چه نظری خواهند داشت، دستم از کار می‌افتد.


یودورا ولتی

@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش فیلمنامه نویسی

درس چهارم: روحیه تدافعی نویسنده


@Writing_lovers
«نوشتن یک رمان، به معنای پیدا کردن راههای متعدد زنده ماندن است.»

این جمله را مادلین تین گفته است. من هم وقتی تلاش می‌کنم بنویسم به دنبال چیزی هستم که جانم را نجات بدهد. مفهومی الهام بخش، راهی نرفته و مسیری کمتر پاخورده، ماجرایی فراموش شده، سخنی شفابخش و دنیایی تازه...

برای این به آب و آتش می‌زنم؛ وسوسه می‌شوم برگردم و همه کتابهای دنیا را بخوانم و آن وقت بیایم سراغ نوشتن. اما تنظیم زمان نوشتن وادارم می‌کند بنشینم و با خالی بودن خودم رویارو بشوم و فقط آن وقت است که نوشتن در یک لحظه مانند شعبده بازی، خرگوش سفید معنا را از درون کلاه خالی سیاه ظاهر می‌کند.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
نوشتن رویدادها و خاطرات، یکی از بهترین راه های شناخت خود است. خانم سندی گراسون در کتاب جرنال نویسی، روشی را برای ارتباط با خرد درونی معرفی می کند و آن را یکی از تسریع کننده‌های فرایند خودشناسی می‌داند.

نمی خواهم در مورد ... بنویسم." این روش نوشتن در واقع حیله ایست برای ناخودآگاه‌تان، تا از حفاظت شما در برابر احساساتی که در زیر سطح مخفی شده اند، دست بردارد و اجازه دهد تا خود واقعی تان بر روی کاغذ سفید، نقش ببندد . 

به‌طور مثال:
نمی خواهم در مورد ....بنویسم

ساعت را برای ده دقیقه بعد کوک کنید و هرچه که به ذهن تان آمد بنویسید. مهم این است که صادق و آسیب پذیر باشید. در مورد سخت ترین چیزهایی که بنظرتان می آید، بنویسید.


@Writing_lovers
اهمیت واقعی مطالعه این است که در فرایند نویسندگی، نوعی سهولت و شناخت ایجاد می‌کند. مطالعهٔ دائم شما را به فضایی می‌کشاند که با اشتیاق و بدون خودآگاهی می‌نویسید. ضمنا دانش شما را توسعه می‌دهد که چه کاری باید انجام بدهید و از انجام چه کاری پرهیز کنید. چه چیزی مبتذل و چه چیزی خوب است. چه چیزی مؤثر و چه چیزی روی صفحه کاغذ بی مورد است. هر چه بیشتر بخوانید، ضعف نگارشتان کمتر خواهد شد.


استیون کینگ

@Writing_lovers
ادبیات یعنی چه؟ یعنی جمله بندی! البته هر ساختار قشنگی هم اسمش ادبیات نیست اما هرچه می‌خواهید بگویید اول باید راه درست گفتن‌ش را پیدا کنید.


ابراهیم گلستان

@Writing_lovers
آنچه در آغاز نیاز دارید، این است که بنویسید تا راهی پیدا کنید که زنده بمانید و بنویسید. چیز دیگری نمی‌توان گفت. در ابتدا نباید زیاد وسواس به خرج بدهید چراکه کتابی که آرزو داشتید هیچگاه به دست نمی‌آید. اگر کتابی شما را از جایی به جای دیگر برد و چیزی دیدید که قبلا ندیده بودید به نقطه درستی رسیده‌اید و این مایه دلگرمی است و نوشتن دارد کارش را درست انجام می‌دهد.

جیمز بالدوین

https://www.instagram.com/p/CNILTmkhNCW/?igshid=eizcffr17dfd
فهمیده‌ام انسان وقتی رشد می‌کند که با ترس خود صمیمی باشد. من همیشه آگاهانه از خودم می‌پرسم مکان‌هایی که از آنها ترسیده‌ام، کجا هستند؟ بعد آزمایش‌هایی برای مواجهه با این ترس‌ها تنظیم می‌کنم. اگر به جنگجویان نگاه کنید، می‌بینید که به نبرد می‌روند، می‌ترسند و ادامه می‌دهند و این‌طوری قهرمان می‌شوند. هیچ‌کس قهرمان به دنیا نیامده، ما قهرمانی را به دست می‌آوریم. بنابراین هرچه بیشتر با ترس‌های خود روبه‌رو شوید، بیشتر قدرت خود را از ترس‌های خود پس می‌گیرید. همه تغییرات در ابتدا سخت هستند، اما در پایان پرزرق‌وبرق.

رابین شارما

@Writing_lovers
معتقدم روزهای شما هر کدام یک زندگی در مقیاس کوچک آن هستند. اگر هر روز یک‌درصد بر پیشرفت‌های خود تمرکز کنید، با گذشت زمان منجر به نتایجی انقلابی می‌شود. بنابراین هر روز با وسواسی شدید روی پیشرفتم، کتابم، پیامی که دارم و حرفه‌ام متمرکز شدم. روزها و هفته‌ها و مثل برق و باد سال‌ها گذشتند و من توانستم جنبشی میلیونی اطراف این پیام ایجاد کنم. اما این اتفاق در یک لحظه رخ نداد.

شما می‌بینید که بسیاری از افراد بهانه می‌گیرند: «به این دلیل نمی‌توانم دوره آنلاین را تحمل کنم. به آن دلیل نمی‌توانم کتاب بخوانم. به فلان دلیل نمی‌توانم به سمینار بروم.» می‌گویند «نمی‌توانم کار پیدا کنم یا نمی‌توانم در حرفه خود در جهان اول باشم» و روزانه هفت ساعت به گشت‌وگذار در اینترنت می‌گذرانند.

رابین شارما

@Writing_lovers
می‌نویسیم تا به یاد بیاوریم.

می‌نویسیم تا فراموش کنیم.

می‌نویسیم تا به یقین برسیم.

می‌نویسیم تا مردد شویم.

می‌نویسیم تا تنها شویم.

می‌نویسیم تا از تنهایی بدرآییم.

می‌نویسیم تا درک شویم.

می‌نویسیم تا درک کنیم.

می‌نویسیم تا زنده بمانیم.

می‌نویسیم تا در لحظه باشیم.

نوشتن مانند عشق پراز احساسات متضاد است. همزمان آب و آتش است. مارا می‌کشد و نجات می‌دهد. یاری‌مان می‌دهد تا خودمان را بشناسیم و تصویری از خودمان بر جا بگذاریم. دفترچه‌ای تهیه کنید. اتفاقات، افکار و تلاش‌های روزانه‌تان و هر چه که روزانه می‌آموزید یا شما را به هیجان آورده یا خوشحال کرده را یادداشت کنید. داستان زندگی شما ارزشش را دارد.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
ده توصیه از رابین شارما

نویسنده کتاب «باشگاه پنج صبحی‌ها»


۱. کتاب «نبرد هنرمند» را بخوانید.

۲. فیلم «مشت زن» را ببینید. این فیلم زیبا پر از نکات و مفاهیم ارزشمند است.

۳. هر آخر هفته ۶۰ دقیقه یا کمتر وقت بگذارید و برای هفته پیش رو برنامه ریزی کنید.

۴. با ارزش‌ترین ساعات خودتان را (معمولاً صبح‌ها) صرف انجام کارهای بی‌ارزش نکنید.

۵. امسال خودتان را از شر نیاز به دوست داشتن آزاد کنید.

۶. هر شب از خودتان بپرسید پنج اتفاق خوبی که امروز برایم افتاد چه بود؟

۷. به جزییات تو‌جه کنید. این تفاوت افراد حرفه‌ای و افراد معمولی است.

۸.پروژه‌ای که بیشتر از همه می‌ترساندتان همان پروژه‌ای است که اول باید انجامش دهید.

۹. رسالت شما ادامه دادن راه رهبرانی است که پیشاپیش شما بوده‌اند.

۱۰. یک مربی شخصی استخدام کنید تا شما را به بهترین شکل زندگی تان برساند. این کاری است که سوپراستارها انجام می‌دهند.


@Writing_lovers