نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
‏مطالعه هر چیزی را عوض می‌کند،
هر چیزی را به سطح بالاتری از وجود و
فراتر از روزمرگی ابلهانه می‌کشاند.‎



کارلوس فوئنتس


@Writing_lovers
چه کسی از آن هیجان غیر طبیعی که بعدا هنگام بازخوانی کتابهای مورد علاقه‌ی کودکی، به سراغ آدم می‌آید برخوردار نشده؟ من تازگی‌ها بعد از فاصله‌ی پنجاه ساله‌ای، کتاب «شیر شمال» هنتی را دوباره خواندم. عجب تجربه‌ای بود!

امروز هم می‌توانم هر کدام از کتاب‌های او را بردارم و ‌مثل دورانی که پسر بچه‌ای بیش نبودم، همان لذت دلربا نصیبم شود، این را خارق‌العاده می‌دانم.

هنری میلر


@Writing_lovers
زمان طلایی نوشتن

یکی از مناسب ترین زمان‌ها برای نوشتن، به محض بیدار شدن از خواب است. اما به چه دلیل این حرف را می‌زنم:

در این زمان ذهن در یکی از با کیفیت‌ترین حالت‌های خود قرار دارد و زمان‌اصلی خلاقیت درست همین زمان است. در این وقت ذهن چندان شلوغ نشده و درهای ضمیر ناخوداگاه هنوز باز است.

نوشتن در این حالت، به خاطر اینکه مجموعه‌ای از عوامل انرژی بخش مثل سکوت و آرامش، تمرکز، تجسم و تخیل را در خود دارد، فرصتی می‌دهد تا با فشار کمتری در شروع روز به خلاقانه ترین ایده‌هایمان برسیم.


چطور از این زمان بهتر استفاده کنیم؟

۱. همیشه کاغذ و خودکاری کنار رختخوابتان آماده داشته باشید و به محض بیدار شدن از خواب بنویسید. در مقابل هر نوع وسوسه‌ای مثل مرتب کردن رختخواب، نگاه کردن به گوشی همراه، روشن کردن زیر کتری و ... مقاومت کنید. همین تمرین ساده کمک می‌کند تا در طول روز راحت‌تر کنترل ذهنتان را بدست بگیرید.

۲. از چیزهای دلخواهتان حرف بزنید. اینکه دوست دارید از چه الگویی در زندگی پیروی ‌کنید و یا چه افرادی را تحسین‌ می‌کنید.

۳. به نوشتن کمتر از ۲۰۰ کلمه رضایت ندهید.

پیشنهاد می‌کنم این تمرین را مانند آیینی روزانه در آغاز روزتان به کار ببرید. از نتایج‌ حاصل از آن در ایده یابی و‌ سروسامان دادن به ذهنتان شگفت زده می‌شوید.


@Writing_lovers
نوشتن برای من مثل ورزش کردن است. آدم مجبور است هر روز ایدۀ جدیدی پیدا کند و آدم ناجور و بی‌سرپایی را به زانو درآورد تا بتواند کار زیباتری ارائه کند. معمولاً سخت است اما وقتی آدم به وسطش می‌رسد (و شروع می‌کند به عرق‌کردن) یک دفعه لذت‌بخش می‌شود و همه‌چیز می‌درخشد مثل این‌که از اول می‌دویده است. اما زیباترین بخش‌اش وقتی است که تمام می‌شود و با یک حس خوب زیر دوش می‌روی یا جلوی یخچال می‌ایستی. نوشتن و ورزش کردن با هم متناسب هستند.

سباستین فیتسک


@Writing_lovers
سهم خلاقیت نویسنده باید بیشتر از مشهودات و ملموسات او باشد.

-هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
اگر نتوانی چیزی را روی کاغذ بیاوری، یعنی هنوز آن را عمیقاً نیاموخته‌ای.


رزا گیلبرت

@Writing_lovers
راهی برای انجام آرزوهای به تعویق افتاده


اغلب ما دلمان می‌خواهد تا به علاقه‌ی حقیقی‌مان بپردازیم، اما انبوه کارها به ما فرصت نمی‌دهند.

گاهی شغل ثابت و یا کارهایی که فکر می‌کنیم اصلی‌تر هستند، وقتمان را می‌گیرند و فرصت‌‌های کوتاهی که دست می‌دهد هم تمرکز لازم را برای انجام کار مورد علاقه مان، به ما نمی‌دهد.

پس چاره چیست؟ چطور می‌توانیم در میان اینهمه شلوغی به کاری که دوست داریم بپردازیم؟ چطور تمرکز کافی را برای انجام دادن فعالیت دلخواهمان‌ به وجود بیاوریم؟

ممکن است این کار نوشتن کتاب یا هر کار دلخواه دیگری باشد، فرقی نمی‌کند. پیشنهاد می‌کنم طی هفته، روز یا روزهایی را خالی کنید و فقط به آن کار خاص بپردازید. هر کاری دیگری را در آن روز بخصوص، تعطیل کنید و تمام انرژی‌تان را صرف افراط در کار مورد علاقه تان کنید.

به قول ویلیام فاکنر قلم‌پایتان را بشکنید و در اتاق‌تان بنشینید و بنویسید. جوزف کنراد هم از همسرش می‌خواست تا در اتاقش را قفل کند و فقط برای ناهار خبرش کند.

زندگی همه‌ی غولهای ادبیات را که نگاه کنید می‌بینید از این روش استفاده می‌کردند. بالزاک، دیکنز، فلوبر، اسکات و ... خودشان را با عذابی الیم ساعتها در اتاق زندانی می‌کردند یا به میزی می‌بستند و کار می‌کردند.

خودتان را در اتاق‌تان زندانی کنید، درها را ببندید. غرق شدن در کار چاره به‌دست آوردن تمرکز است و این انزوا فرصت لازم را برای دنبال کردن رؤیای به تعویق افتاده‌تان، به شما می‌دهد.


@Writing_lovers
‏در احساس ترس و نگرانی و خشم و افسوس، بی‌وقفه بنویسید. آن سوی آه و ناله‌های شما، بعضی چیزها منتظرند تا آشکار شوند.

هنریت کلاوسر


@Writing_lovers
👍1
نوشتن واقعا فکر می‌آفریند یا حداقل ظرفی برای پیدایش آن فراهم می‌آورد.



آرتور کریستال



@Writing_lovers
👍1
از اینجا شروع می کنم...

«از اینجا شروع می‌کنم...» این جمله‌ی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از‌ رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف می‌زند.

جایی که احساساتی همچون خشم، ‌انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان می‌دهد چطور می‌توان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و ‌به سرچشمه‌ی خود رسید.

تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرک‌بکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه می‌گیرد.

نوشته‌تان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه ‌دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنی‌های درونتان هدایت کند.

بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز می‌کنید. در پایان به دنبال یک‌عنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.


@Writing_lovers
نوشتن داروست.
پادزهری موثر برای زخم‌ها است.
مصاحبی شایسته برای هر تغییر سخت است.


جولیا کامرون


@Writing_lovers
وقتی کتابی را با قلبت بفهمی مثل این است که خانه‌ای را درون سینه‌ات حمل می‌کنی.


هشام_مطر


@Writing_lovers
جایی که کتاب‌فروشی ندارد، هویت هم ندارد.



گابریل زوین


@Writing_lovers
توصیه جان گریشام به نویسنده‌ها:

سه دسته کلمه در دنیا وجود دارد. کلماتی که بلد هستیم، کلماتی که باید بلد باشیم و کلماتی که هیچ‌کس بلد نیست. کلمات دسته سوم را فراموش کنید و سعی کنید تلاش زیادی برای یادگیری کلمات دسته دوم کنید.



@Writing_lovers
دوستان خوب کانال نویسندگی، مطلب زیر درباره‌ی شیوه‌های استفاده‌‌ از صفت‌ها، نوشته‌‌ی رضا بابایی هست که خوندنش می‌تونه برای پرهیز از کلیشه نویسی مفید باشه.
برای پرهیز از کلیشه‌نویسی غیر از تنوع واژگانی، از «حُسن تعبیر» هم می‌توان سود جُست. حُسن تعبیر، یعنی ارادهٔ معنایی خاص به کمک تعبیر یا ترکیبی که برای آن وضع نشده است، اما کنایه‌وار و به مدد قرینه بر آن دلالت می‌کند. برای مثال اگر نویسنده‌ای بخواهد به هر دلیلی از کلمهٔ «نوشتن» پرهیز کند، چاره‌ای جز توسل به حُسن تعبیر ندارد و مثلاً می‌تواند به‌جای آن بگوید:

#نگاشتن، #قلم‌روی‌کاغذگرداندن، #قلم‌را‌به‌جولان‌در‌آوردن، #سیاه‌کردن‌کاغذ‌های‌سفید، #نقاشی‌با‌کلمات، #رستاخیز‌کلمات، #حروف‌چینی، #به‌رشته‌تحریر‌درآوردن، #قلم‌فرسایی، #واژه‌نگاری و...

در واقع معانی و مفاهیم همچون جوانان خوش‌اندام و رشیدی هستند که می‌توانند هر روز با لباسی نو و مناسب آن روز از خانهٔ ذهن بیرون بیایند. آن‌که همیشه و در همه‌جا با یک لباس به چشم آید، اندک‌اندک از چشم می‌افتد و حتی ممکن است دیده نشود. الفاظ، جامه‌هایی‌ است بر تن معانی. ما هرگز معانی را عریان نمی‌بینیم، اما هیچ معنایی هم نیست که مجبور و محکوم ابدی به پوشیدن یک لفظ و عبارت باشد. نویسندگان، آنان‌اند که برای هر معنا که می‌شناسند، می‌توانند لباس‌های متعدد از بازار سخن بخرند و بر تن آن بپوشانند؛ گاه خود نیز دست به قیچی شوند و جامه‌ای نو بدوزند.


همچنین صفت‌های مشهوری که برای هر گونه موصوفی از آن‌ها استفاده می‌شود، فایده و اثر خود را از دست می‌دهند. به طور مثال صفت «خوب»، «بد» یا « قشنگ» که از چسبیدن به هیچ اسمی اِبا ندارند:
هوای خوب، کفش خوب، خانهٔ خوب، نقد خوب، خدای خوب، خاطرهٔ خوب...

از قدیم گفته‌اند کلیدی که به هر دری بخورد، هواست و صفات هرز نیز همین ‌گونه است. بهتر است برای هر موصوفی، از اختصاصی‌ترین صفات آن استفاده شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:

هوای مطبوع، کتاب خواندنی، کفش راحت و مناسب، خاطرات دل‌انگیز و شیرین، نقد نکته‌سنجانه، خدای بزرگ و مهربان و...

رضا بابایی، بهتر بنویسیم، صص ۱۲۳_۱۲۴ و ۲۰۳_۲۰۴



@Writing_lovers