در میان اساطیر رومانیاییها افسانهای درباره اووید، شاعر رومی وجود دارد از این قرار که او را به مکانی دورافتاده در نزدیکی دریای سیاهتبعید کردند: جزیرهای طلسم شده، که در آن ماری دست آموز او را شیفته خود میکند و هم صحبت تنهاییاش میشود و در آنجا اووید مردان و زنانی را میبیند که به آنی پیش چشمان پرحسرت و امیدش به افعی تبدیل میشوند و او کتاب دگردیسیها را مینویسد.
سوفی جوئت
📚گلهای روییده بر گور
@Writing_lovers
سوفی جوئت
📚گلهای روییده بر گور
@Writing_lovers
نویسنده محبوب کسی است که درباره آنچه مردم فکر میکنند، مینویسد اما نویسنده نابغه مردم را به فکر کردن در مورد چیزهای تازه دعوت میکند.
آمبروز بیروس
@Writing_lovers
آمبروز بیروس
@Writing_lovers
فکر روشن این است که شما دائما بجویید، بخوانید، بیاموزید و ذهن خود را نوسازی کنید. این مسئولیت اصلی یک صاحب قلم است.
محمد استعلامی
📚گفتگوها
@Writing_lovers
محمد استعلامی
📚گفتگوها
@Writing_lovers
تقلید یک مرحله طبیعی در شکلگیری آثار هر نویسنده است. اما این پدیده به سن نویسنده و بلوغ ادبی او برمیگردد. تقلید به شما کمک میکند تا ساختارهای اصلی آثار را درک کنید و بر فنون نویسندگی تسلط پیدا کنید. اما نکته اصلی برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب این است که هرچه سریعتر راه خودتان را پیدا کنید.
من هرگز شخصاً از کسی تقلید نکردهام. همیشه زیاد میخواندم و نویسندگان زیادی را دوست داشتهام، اما کسی نبود که به طور خاص از او تقلید کنم. آثار همه نویسندگان را خواندهام؛ هیچ کدام آنها کاملا شبیه من نبودهاند، به همین دلیل در کارم از فرد خاصی تقلید نکردهام. همچنین شما هرگز نمیتوانید در آن واحد از همه تقلید کنید، درست مثل اینکه نتوانید فوتبال و پوکر را همزمان بازی کنید. ظاهراً درک وسعت شایستگی و توانایی تحسین نویسندگان مختلف و درک تنوع استراتژیهای ادبی آنها کمک میکند تا از عطش تقلید نجات پیدا کنیم و چیزی بنویسیم که شبیه خودمان است.
الکسی ایوانف
@Writing_lovers
من هرگز شخصاً از کسی تقلید نکردهام. همیشه زیاد میخواندم و نویسندگان زیادی را دوست داشتهام، اما کسی نبود که به طور خاص از او تقلید کنم. آثار همه نویسندگان را خواندهام؛ هیچ کدام آنها کاملا شبیه من نبودهاند، به همین دلیل در کارم از فرد خاصی تقلید نکردهام. همچنین شما هرگز نمیتوانید در آن واحد از همه تقلید کنید، درست مثل اینکه نتوانید فوتبال و پوکر را همزمان بازی کنید. ظاهراً درک وسعت شایستگی و توانایی تحسین نویسندگان مختلف و درک تنوع استراتژیهای ادبی آنها کمک میکند تا از عطش تقلید نجات پیدا کنیم و چیزی بنویسیم که شبیه خودمان است.
الکسی ایوانف
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادم میآید توی سالهای ۴۱ و ۴۲ دوباره هدایت را خواندم و دیدم هنوز بهش علاقه دارم و برایم کمی تعجب آور بود. شاید هفت هشت سال بعد دوباره خواندم، دیدم باز هم برایم تعجب آور است. یعنی مثال بزنم: وقتی من شازده احتجاب را مینوشتم باید تکلیفم را با بوف کور تعیین میکردم، باید تکلیفم را با بهرام صادقی و سنگ صبور صادق چویک تعیین میگردم؛ به همین دلیل هم مقاله «سی سال رمان نویسی» را نوشتم. یک سال طول کشید تا شازده احتجاب را نوشتم. تکه تکه مینوشتم. اول طرحی بود که خیلی وقت پیش دیدم، یک صفحه بود، فقط یک آدمی که داشت سرفه میکرد و می مرد. مهم این بود که دیگر میدانستم چه اتفاقی افتاده، یعنی میدانستم بوف کور چیست، سنگ صبور چیست و چه اشکالی دارد و بهرام صادقی هم چه کار کرده است. برگشتم و حل کردم برای خودم و گذشتم و وقتی شازده احتجاب را مینوشتم، بوف کور را فهمیدم.
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
باید در نظر داشته باشیم تمام داستان محتوا نیست. نویسنده خلاق همیشه دنبال فرمهای نوین و پرداختهای تازه است.
بهناز علیپور
نویسنده مجموعه داستان حافظه پروانهای
@Writing_lovers
بهناز علیپور
نویسنده مجموعه داستان حافظه پروانهای
@Writing_lovers
رضا قاسمی گفته است:«هر وقت در نوشتن داستانی گیر میافتم، به دیدار تابلوهای نقاشی میروم. دیدن آنها حتی اگر درباره کارم نباشد گره مشکلم را باز میکند.»
برای نوشتن یک متن خوب، همه چیز را امتحانکنید: شمع های تزئینی، تابلوهای نقاشی، کتابخانه، آهنگ شوپن و ...
@Writing_lovers
برای نوشتن یک متن خوب، همه چیز را امتحانکنید: شمع های تزئینی، تابلوهای نقاشی، کتابخانه، آهنگ شوپن و ...
@Writing_lovers
«نوشتن یک هدیه است»
این جملهای است که من از یک کتاب برداشتم و به شعار زندگیام تبدیل شده. من معتقدم نویسندگی خلاق، منبع کشف و شهود است.
برخی فقط به نتیجه نوشتن توجه میکنند، کسانی که به نتیجه توجه میکنند معمولاً با سؤالات نظیر اینکه چه چیزی بنویسم که مخاطب بپسندد؟ آیا ناشر کتابم را چاپ میکند؟ چه تعداد از مخاطبان کتابم را تهیه میکنند و...؟ خلاقیت خود را کور میکنند. اما کسی که به فرآیند نوشتن توجه کند، از ناخودآگاهش مینویسد، به صدای درونش اهمیت میدهد و خودش را قضاوت نمیکند و همین کار باعث شکوفایی خلاقیتش میشود. البته باید هر دو رویکرد را با هم درنظر داشت. یعنی در کنار اینکه خودجوش مینویسیم، به نتیجه هم بیتوجه نباشیم.
بئاته شفر
نویسنده آلمانی و مربی نویسندگی خلاق
@Writing_lovers
این جملهای است که من از یک کتاب برداشتم و به شعار زندگیام تبدیل شده. من معتقدم نویسندگی خلاق، منبع کشف و شهود است.
برخی فقط به نتیجه نوشتن توجه میکنند، کسانی که به نتیجه توجه میکنند معمولاً با سؤالات نظیر اینکه چه چیزی بنویسم که مخاطب بپسندد؟ آیا ناشر کتابم را چاپ میکند؟ چه تعداد از مخاطبان کتابم را تهیه میکنند و...؟ خلاقیت خود را کور میکنند. اما کسی که به فرآیند نوشتن توجه کند، از ناخودآگاهش مینویسد، به صدای درونش اهمیت میدهد و خودش را قضاوت نمیکند و همین کار باعث شکوفایی خلاقیتش میشود. البته باید هر دو رویکرد را با هم درنظر داشت. یعنی در کنار اینکه خودجوش مینویسیم، به نتیجه هم بیتوجه نباشیم.
بئاته شفر
نویسنده آلمانی و مربی نویسندگی خلاق
@Writing_lovers
«سیاسنبو» محمدرضا صفدری از آن کتابهایی است که هر نویسنده باید یک نسخه از آن را در کتابخانه شخصیاش داشته باشد.
کیهان خانجانی
#کتابی_که_میخوانم
@Writing_lovers
کیهان خانجانی
#کتابی_که_میخوانم
@Writing_lovers
چند توصیه برای نوشتن خلاقانه
۱. زاویه دید «اول شخص جمع»، یکی از خلاقانهترین زاویه دیدها است. هرازگاهی از آن برای تمرین نوشتن روزانه استفاده کن. این زاویه دید به تو مجال میدهد تا به چیزها از منظر تازهای نگاه کنی.
۲. باید بتوانی میان اجزا به ظاهر نامرتبط ارتباطی پیدا کنی. یکی از نشانههای نبوغ ارتباط دادن میان امور نامتناسب است.
۳. ساده بنویس اما یادت باشد قرار نیست حقیقت را ساده کنی. باید بتوانی تناقضها و تضادها را با ظرافت نشان بدهی.
۴. وظیفه اصلی نویسنده فقط نقل گذشته نیست بلکه پیش بینی آینده است.
۵. یک ربع از وقتت را صرف دست گرفتن کتاب کن. قدرت الهام بخشی سه صفحه کتاب کاغذی برابری میکند با سی گاه حتی سیصد صفحه کتاب غیرکاغذی.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
۱. زاویه دید «اول شخص جمع»، یکی از خلاقانهترین زاویه دیدها است. هرازگاهی از آن برای تمرین نوشتن روزانه استفاده کن. این زاویه دید به تو مجال میدهد تا به چیزها از منظر تازهای نگاه کنی.
۲. باید بتوانی میان اجزا به ظاهر نامرتبط ارتباطی پیدا کنی. یکی از نشانههای نبوغ ارتباط دادن میان امور نامتناسب است.
۳. ساده بنویس اما یادت باشد قرار نیست حقیقت را ساده کنی. باید بتوانی تناقضها و تضادها را با ظرافت نشان بدهی.
۴. وظیفه اصلی نویسنده فقط نقل گذشته نیست بلکه پیش بینی آینده است.
۵. یک ربع از وقتت را صرف دست گرفتن کتاب کن. قدرت الهام بخشی سه صفحه کتاب کاغذی برابری میکند با سی گاه حتی سیصد صفحه کتاب غیرکاغذی.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
قانون یک دهم
در ابتدای نوشتن داستان، همیشه شرایط و قهرمانان خاصی در ذهنم وجود دارد اما ابتدا ایدهها فقط در حوزه خیال است و بعد در روند نوشتن کتاب، به سمت واقعیت گرایش پیدا میکند. آن وقت برای اطمینان از جنبههای واقع گرایانه آن، بیشتر جستجو و فکر میکنم. در مرحله بعد چیزی را که ادبیات نیست از آن حذف میکنم و یا چیزی را که متناسب با متن است مینویسم. ادبیات هم مانند هر فرایند هنری دیگری باید براساس قانون یک دهم انجام شود. یعنی هرچه نوشته میشود ادبیات نیست. انتقال ایدهها و ایجاد معیارها برای خلق ادبیات ضروری است.
خلاقیت به معنای گزینشهای خلاقه است و نوشتن فقط به معنای پر کردن داستان با همان تعداد حادثه که طراحی کردهایم، جایی در نویسندگی ندارد. اصول فنی این حرفه ایجاب میکند که بسیار بیش از آنچه احتمالا استفاده میکنید، بنویسید و آن گاه از میان این حجم انبوه و قابل استفاده، لحظات بکری را که در مورد شخصیت و دنیای قابل باور او حقیقی است، انتخاب کنید. خلاقیت یعنی ده به یک، گاهی حتی بیست به یک. یعنی شما قبل از رسیدن به لحظه زیبای پایانی، ده روش دیگر را امتحان کردهاید و در نهایت بهترین را انتخاب کردهاید.
پیتر ولادیمیر
@Writing_lovers
در ابتدای نوشتن داستان، همیشه شرایط و قهرمانان خاصی در ذهنم وجود دارد اما ابتدا ایدهها فقط در حوزه خیال است و بعد در روند نوشتن کتاب، به سمت واقعیت گرایش پیدا میکند. آن وقت برای اطمینان از جنبههای واقع گرایانه آن، بیشتر جستجو و فکر میکنم. در مرحله بعد چیزی را که ادبیات نیست از آن حذف میکنم و یا چیزی را که متناسب با متن است مینویسم. ادبیات هم مانند هر فرایند هنری دیگری باید براساس قانون یک دهم انجام شود. یعنی هرچه نوشته میشود ادبیات نیست. انتقال ایدهها و ایجاد معیارها برای خلق ادبیات ضروری است.
خلاقیت به معنای گزینشهای خلاقه است و نوشتن فقط به معنای پر کردن داستان با همان تعداد حادثه که طراحی کردهایم، جایی در نویسندگی ندارد. اصول فنی این حرفه ایجاب میکند که بسیار بیش از آنچه احتمالا استفاده میکنید، بنویسید و آن گاه از میان این حجم انبوه و قابل استفاده، لحظات بکری را که در مورد شخصیت و دنیای قابل باور او حقیقی است، انتخاب کنید. خلاقیت یعنی ده به یک، گاهی حتی بیست به یک. یعنی شما قبل از رسیدن به لحظه زیبای پایانی، ده روش دیگر را امتحان کردهاید و در نهایت بهترین را انتخاب کردهاید.
پیتر ولادیمیر
@Writing_lovers
کار اصلی نویسنده، نور تاباندن به جایی است که نور تابانده نشده. باید کاری کنیم که اثر انگشت خودمان را بر جا بگذاریم چون چیزی که فرق میکند فقط اثر انگشت آدمها است.
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
هنر در بسیاری مواقع محصول هراسها و اضطرابهای هنرمند است؛ هراسهایت تو را به مرکز ناخودآگاهیات میرساند و داستانهایی ارزشمند به تو میدهد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
📚📚📚
تغییر جملهبندی، مسیر اندیشه را تغییر میدهد. نبود تنوع در زبان، نثر را ملال آور، خسته کننده و پر از سوتفاهم میکند. در این میان، ممارست و به کرات خواندن نمونههای عالی نحو مثل شعر حافظ، غزل سعدی و اشعار اخوانثالث و شفیعی کدکنی حسگرهای زیباشناسی نویسنده و شاعر را فعال میکند.
محمود فتوحی
منبع: فایل صوتی نقش نحو در خوانش شعر فارسی
@Writing_lovers
تغییر جملهبندی، مسیر اندیشه را تغییر میدهد. نبود تنوع در زبان، نثر را ملال آور، خسته کننده و پر از سوتفاهم میکند. در این میان، ممارست و به کرات خواندن نمونههای عالی نحو مثل شعر حافظ، غزل سعدی و اشعار اخوانثالث و شفیعی کدکنی حسگرهای زیباشناسی نویسنده و شاعر را فعال میکند.
محمود فتوحی
منبع: فایل صوتی نقش نحو در خوانش شعر فارسی
@Writing_lovers
نوشتن آسان نیست. اصلا مشکل است، گاهی مشکل تر هم میشود. نباید انتظار داشت یکدفعه معجزه شود. کار، زحمت، مطالعه، نوشتن، موسیقی و... کار، کار به اضافه جنم. نویسنده باید عادت کند هر روز چیزی بنویسد اگرچه آن را پاره کند و دور بریزد. گویا ماکسیم گورکی است که میگوید در نوشتن هیچ معجزهای وجود ندارد بجز کار و کار و کار...
اما برای کشف حقیقت نیاز نیست نویسنده هر چه را میبیند بنویسد بلکه باید کشف کند که این انسان توانایی انجام چه کارهایی را دارد که به آنها دست نزده و آن وقت به منعکس کردن کارهایی که بالقوه در این آدم هست دست بزند و چنین است که این آدم در کل داستان رنگین تر میشود.
احمد محمود
@Writing_lovers
اما برای کشف حقیقت نیاز نیست نویسنده هر چه را میبیند بنویسد بلکه باید کشف کند که این انسان توانایی انجام چه کارهایی را دارد که به آنها دست نزده و آن وقت به منعکس کردن کارهایی که بالقوه در این آدم هست دست بزند و چنین است که این آدم در کل داستان رنگین تر میشود.
احمد محمود
@Writing_lovers