نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
می‌شود رمان نویسی را آموخت ولی راه دارد. مثلا من رمان «مادام بوآری» را می‌خوانم و می‌بینم که فلوبر با قهرمان داستانش چه می‌کند. این می‌شود آموزش دیدن من! به نظر من یک نویسنده باید ۱۰۰ صفحه بخواند و یک صفحه بنویسد. شما تا ادبیات جهان و ادبیات کشورت را نشناسی، نمی‌توانی نویسنده خوبی باشی! باید فرهنگت را بشناسی. این‌ها همه وقت می‌خواهد و نمی‌شود فقط کاغذ را جلوی خودت بگذاری و داستان بنویسی. نمی‌توانی بگویی من نیاز به خواندن ندارم. ما بقال نیستیم که ماست خودمان را بخریم و ماست دیگران را نخریم.

محمد قاسم‌زاده

@Writing_lovers
👍1
ساده ترین معیار من برای خواندن داستان، این است که اول ببینم نویسنده فارسی می‌داند یا نه. بعد نگاه می کنم ببینم چقدر زیادی نوشته، وقتی نویسنده‌ از هر سه سطری که می‌نویسد دو سطرش اضافی است، همین باعث پس زدن داستان از جانب مخاطب می‌شود.


هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
برای کتابخانه‌اش بزرگترین اتاق خانه را اختصاص داده بود . گوشه آن پهلوی پنجره یک تشک سفید افتاده بود، رویش دو متکا، جلو آن یک میز کوتاه، روی آن چند جلد کتاب، با یک بسته کاغذ و قلم و دوات گذاشته شده بود . کتابهای روی میز جلد هایش کار کرده بود و باقی کتابها بدون قفسه بندی در طاقچه‌های اطاق روی هم چیده شده بود. تنها تفریح و سرگرمی او خواندن همین کتابها بود که تا نصف شب جلو چراغ نفتی پشت میز آنها را زیر و رو میکرد و میخواند.


📚 داستان «مردی که نفسش را کشت»

صادق‌هدایت

#داستان_بخوانیم‌
@Writing_lovers
تجربه نوشتن


آرتور میلر گفته است: « بهترین شیوهٔ روایت داستان این است که مثل یک رؤیا تعریف شود. ما وقتی رؤیا می‌بینیم با نمادهای گوناگون روبرو می‌شویم و یک نماد جای خود را به‌ نماد بعدی می‌دهد. یک داستان خوب هم باید از نمادی به نماد دیگر در حرکت باشد.»
در دو هفته اخیر تلاش کردم تا چنین داستانی بنویسم. این شیوه از نوشتن در سنت داستان کوتاه ایران چندان باب نیست و هنوز راه‌های ناشناخته زیادی در پیش دارد....

👇👇👇
https://www.instagram.com/p/CLRZseyBs1a/?igshid=1pi3qnjmtkvxg
👍1
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

باد سرتاسر ساحل شنی را درنوردید. او آنجا نشسته بود. چهلمین روز بازگشتش بود...

#نوشتن

@Writing_lovers
زندگی آرام و نوشتن معمولاً مفاهیمی ناسازگار باهم است و کسانی که برای یک زندگی آرام تلاش می‌کنند، بهتر است نویسنده نشوند.


ریونوسکه اکوتاگاوا

@Writing_lovers
باید خود را با مسیر رودخانهٔ داستانمان هم طراز کنیم، با بستر رودخانه ضمیر ناخوداگاهمان، خاطراتمان و احساساتمان و زندگی شخصیت‌های داستان‌مان که می‌توانند در ما جریان یابند. زمانی که ما برخلاف جریان آب در تلاش‌یم، باید بنشینیم، نفس عمیق بکشیم و خود را آرام کرده، آستین‌ها را بالا بزنیم و دوباره آغاز کنیم.

آن‌لموت

📚پرنده به پرنده

@Writing_lovers
👍1
تجربه خواندن


زمانی کتابی تصوراتم از نوشتن را تغییر داد و به من کمک کرد تا در نوشتن دست از محافظه‌کاری بردارم. این کتاب «پستچی» چیستا یثربی بود. روزی که خواندن آن را به پایان رساندم داستان‌هایی درباره آدمهای پیرامونم نوشتم و با جسارت بیشتری از آنها حرف زدم.

به گفتهٔ مری هیگینز کلارک:
«اگر کسی با من غیر دوستانه رفتار کند، من فقط او را در کتاب بعدی‌ام قربانی می‌کنم.»

خواندن این کتاب یک آموزه مهم برای نویسنده دارد: برای نوشتن لازم است دست از محافظه‌کاری برداریم و به آدمها و رفتارهایشان از وجهی دیگر نگاه کنیم. چنانکه استیون کینگ زمانی گفته بود: «اگر می‌خواهید به صادقانه‌ترین شکل ممکن بنویسید، بدانید که دیگر عضویت شما در جامعه آداب‌دانان به پایان رسیده است.»

*نکته این است ‌که کتاب پستچی زمانی باعث تغییر نگرش من شد؛ کتاب متحول کننده هر فرد با دیگری فرق دارد. بنابراین به‌سفر در جهان کتاب‌ها بپردازید و کتاب‌های کلیدی خودتان را پیدا کنید؛ کتابی‌هایی که باعث وسعت دیدتان بشود و تجربه های تازه‌ در اختیارتان قرار بدهد.


معصومه حامی‌دوست
@Writing_lovers
👍1
ما نویسنده‌ها در واقعیت و خیال زندگی می‌کنیم. هر داستان هم ترکیبی از خیال و واقعیت است. آدم‌هایی که هنری دارند ممکن است در زندگی در شرایط روزمره و دشواری قرار بگیرند اما با پناه بردن به نوشتن خودشان را نجات می‌دهند و به خلق آدم‌هایی می‌پردازند که برایشان جالب‌تر از آدم‌های اطراف‌شان است.

گلی ترقی

@Writing_lovers
نویسنده‌ای می‌نویسد و نویسنده دیگری لذت می‌برد.


لذت بردن سرچشمه موفقیت است. این موضوع نه فقط در نوشتن، بلکه به طور کلی در خلاقیت اهمیت دارد. اگر نویسنده‌ای نوشتن را دوست داشته باشد و این باعث لذتش شود، قادر خواهد شد تا بر موانع موجود در راه رسیدن به رویای خود غلبه کند.

اما این هرگز به معنای آسان بودن نوشتن نیست.

ممکن است اولین تلاش‌ها برای نوشتن بسیار ناچیز‌ بنظر بیاید. در این مواقع کلمات مانند سربازان نافرمان، از نشستن در سرجایشان امتناع می‌کنند. جملات فقط توی ذهنمان زیبایند و روی کاغذ وحشتناک به نظر می‌رسند.

این آسان نیست؛ اما اگر در مواقع سقوط بلند نشوید، هرگز راه رفتن را یاد نمی‌گیرید. نکته اصلی این است که باید به کار خودتان ادامه دهید تا بتوانید به تدریج به عنوان ژنرال احترام سربازان خود را بدست آورید و آن وقت است که سرخوشی را در نوشتن‌ تجربه می‌کنید.‌

من چرا می‌نویسم؟
شما به‌ این دلیل نمی‌نویسید که به‌آن نیاز دارید بلکه به این دلیل می‌نویسید که دوستش دارید.


پل لاگتین
@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

اول صدای ماشین‌ها بود و گاهی صدای آدم‌ها که کاری به کار ما نداشتند. صدای همهمه‌ای از دور می‌آمد...

#نوشتن

@Writing_lovers
نويسنده صد صفحه می‌خواند و يک صفحه می‌نويسد. او نياز به تربيت کردن ذهنش دارد؛ برای داستانی ديدن همه چيز.


عباس معروفی

@Writing_lovers
👍1
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

خاطراتش از روزی شروع شد که او را دیده بود که مثل سایه از لابه لای سروها بیرون آمده...

#نوشتن

@Writing_lovers
👍1
اگر بی‌بهره از شور و عشق و لذت می‌نویسی، نیمچه نویسنده‌ای؛ یعنی یک چشمت متوجه بازار فروش و استقبال مشتری است و یک گوش را چنان به محافل آوانگارد سپرده‌ای و از خودت چنان غافلی که دیگر خود را به جا نمی‌آوری، چون که نویسنده قبل از هر چیز باید برانگیخته شده باشد، باید آکنده از تب و شوق باشد. آخرین بار کی قصه‌ای نوشتی که عشق یا نفرت راستینت بر صفحه ی کاغذ راه پیدا کرد؟ آخرین بار کجا جرأت یافتی تا اعتقادهای شدید مطلوبت را رها کنی تا همچون صاعقه بر صفحه کاغذ بکوبند؟ بهترین و بدترین چیزها در زندگی‌ات چیست و کی خیال داری آن ها را به زمزمه یا فریاد ادا کنی؟

ری برادبری

📚ذن در هنر نویسندگی

@Writing_lovers
👍1
من توسط ارواح گمراه احاطه شده‌ام. رویاهای شکست خورده، هذیان‌ها، کابوس‌ها و همه چیزهایی که در زندگی بر من می‌گذرد. اشتباه نکنید آنها مرا عذاب نمی‌دهند بلکه تنها چشم‌اندازی برای دیدن هستند.

ناباکوف

@Writing_lovers
نمی‌توانم بخوابم. یک بی‌ثباتی عجیب درونم را فراگرفته. هیولایی را در سرم حمل می‌کنم که بدون نوشتن نمی‌توانم خودم را از آن آزاد کنم.

کافکا

📚خاطرات


@Writing_lovers