اگر کسی مطالعهی عمیق نداشته باشد، نمیتواند عمیق و مؤثر بنویسد. واقعیت امر این است که اولین قاعده برای نویسندههای تازهکار، بسیار ساده، بیدردسر و حتی لذتبخش است:
قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ هم داستان کوتاه و هم رمان. تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خونتان پرِ الکل داستان میشود و تصاویری را که ذهنتان آکنده از آنهاست، باور میکنید.
هالی برنت
@Writing_lovers
قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ هم داستان کوتاه و هم رمان. تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خونتان پرِ الکل داستان میشود و تصاویری را که ذهنتان آکنده از آنهاست، باور میکنید.
هالی برنت
@Writing_lovers
دانش کم چیز خطرناکی است.
باید که از چشمهی حکمت
یا هیچ ننوشی یا خود را سیراب کنی.
در این چشمه، جرعه های کوچک و رقیق آدمی را بی خبر می کند
اما نوشیدن ساغرهای پربار، شخص را به هوشیاری باز می گرداند.
الکساندر پوپ
چندی پیش یکی در گفتگویی میگفت:«کتاب خواندن خوب است اما به اندازه» او با اصرار و اظهار فضلی عجیب، سعی داشت تا مخاطبش را قانع کند که دانستن خوب نیست و آدمی را عمیق میکند. او میگفت آگاهی خوب است اما به اندازه.»
این یعنی اشتباه محض. دانش اندک، توهم دانایی ایجاد میکند و مثل سلاح خطرناکی است که میتواند هم جان خود فرد و هم اطرافیانش را به خطر بیندازد.
از وقتی این گفتگو را شنیدهام، فکرم را از جهاتی به خودش مشغول کرده است و تصمیم گرفتم آن را مایه نوشتن این مطلب کنم.
از مردم جامعهام تعجب میکنم چه بهانه های رنگینی برای مطالعه نکردن و کتاب نخواندن دارند. چه فقری دامن گیر جامعهمان شده است.
انگار هم پیمان شده باشند تا از فرقه خاصی پیروی کنند که اصول اولیهاش مطالعه نکردن و مقاومت در مقابل آگاهی است و چه دلایلی محکم و زینت شده ای دارند این جماعت کتاب نخوان.
نمیدانم ایرانیها از چه زمانی دشمن سرسخت آگاهی شدند و به اندیشههای منحط روی آوردند اما این را میدانم کسی که تو را به مطالعهی کم دعوت میکند یا خائن است یا جاهل.
افراد کندذهن و میان مایهای که آگاهی اندک مورد توصیهشان را جز در منابع دست دوم جستجو نمیکنند و با توهم دانایی دیگران را هم به راه غلطشان دعوت میکنند.
داروین می گوید: «جهالت بیش از دانایی، احساس امنیت ایجاد میکند.»
در واقع فرایند آگاهی از آن جهت با درد همراه است وبهمذاق بعضی ها خوش نمیآید که عادات و تعصبات اشتباه و نابهجا را از ما دور میکند. کسی که به خاطر این رنج، خود را از دانش محروم کند به کبکی میماند که سرش را زیر برف فرو کرده است.
پاسخ این افراد، افراط است. افراط در آگاهی، افراط در دانستن، اندیشیدن، عمل کردن و افراط در مطالعه کردن و پیش رفتن.
@Writing_lovers
باید که از چشمهی حکمت
یا هیچ ننوشی یا خود را سیراب کنی.
در این چشمه، جرعه های کوچک و رقیق آدمی را بی خبر می کند
اما نوشیدن ساغرهای پربار، شخص را به هوشیاری باز می گرداند.
الکساندر پوپ
چندی پیش یکی در گفتگویی میگفت:«کتاب خواندن خوب است اما به اندازه» او با اصرار و اظهار فضلی عجیب، سعی داشت تا مخاطبش را قانع کند که دانستن خوب نیست و آدمی را عمیق میکند. او میگفت آگاهی خوب است اما به اندازه.»
این یعنی اشتباه محض. دانش اندک، توهم دانایی ایجاد میکند و مثل سلاح خطرناکی است که میتواند هم جان خود فرد و هم اطرافیانش را به خطر بیندازد.
از وقتی این گفتگو را شنیدهام، فکرم را از جهاتی به خودش مشغول کرده است و تصمیم گرفتم آن را مایه نوشتن این مطلب کنم.
از مردم جامعهام تعجب میکنم چه بهانه های رنگینی برای مطالعه نکردن و کتاب نخواندن دارند. چه فقری دامن گیر جامعهمان شده است.
انگار هم پیمان شده باشند تا از فرقه خاصی پیروی کنند که اصول اولیهاش مطالعه نکردن و مقاومت در مقابل آگاهی است و چه دلایلی محکم و زینت شده ای دارند این جماعت کتاب نخوان.
نمیدانم ایرانیها از چه زمانی دشمن سرسخت آگاهی شدند و به اندیشههای منحط روی آوردند اما این را میدانم کسی که تو را به مطالعهی کم دعوت میکند یا خائن است یا جاهل.
افراد کندذهن و میان مایهای که آگاهی اندک مورد توصیهشان را جز در منابع دست دوم جستجو نمیکنند و با توهم دانایی دیگران را هم به راه غلطشان دعوت میکنند.
داروین می گوید: «جهالت بیش از دانایی، احساس امنیت ایجاد میکند.»
در واقع فرایند آگاهی از آن جهت با درد همراه است وبهمذاق بعضی ها خوش نمیآید که عادات و تعصبات اشتباه و نابهجا را از ما دور میکند. کسی که به خاطر این رنج، خود را از دانش محروم کند به کبکی میماند که سرش را زیر برف فرو کرده است.
پاسخ این افراد، افراط است. افراط در آگاهی، افراط در دانستن، اندیشیدن، عمل کردن و افراط در مطالعه کردن و پیش رفتن.
@Writing_lovers
جملات گمشده
هیچ چیز برای یکنویسنده بدتر از آن نیست که غرق در اندیشهی نوشتن مطلبی باشد و سرانجام وقتی جمله کم کم دارد در ذهنش شکل میگیرد، ناگهان حواسش پرت چیز دیگری شود و آن را یکباره از یاد ببرد.
این معضلی است که همهی کسانی که به نوعی با نوشتن سرو کار دارند، کم و بیش با آن دست به گریبانند. من اسمش را جملات گمشده گذاشته ام. در این جور مواقع فقط خدا میداند چه وقت دوباره بتوانیم به طور اتفاقی یکی از آن جملات را پیدا کنیم.
داستانهای زیادی از قرار گرفتن نویسندگان بزرگ در این شرایط ناخوشایند وجود دارد. داستان زیر حکایتی دربارهی سر والتر اسکات نویسندهی معروف انگلیسی است.
میگویند والتر اسکات روزی هنگام شکار، جملهای به ذهنش رسید که تمامپیش از ظهر را برای یافتنش تلاش کرده بود. پیش از فراموش کردن آن، کلاغی را با تیر زد. یکپر او را کند، نوکش را تیز کرد و مطلب خود را با خون حیوان نوشت.
خبر خوب اینکه لازم نیست برای ثبت افکارتان، به شیوهی خشونت آمیز سر والتر اسکات متوسل شوید و راههای مقرون به صرفهتری برای ثبت آنها وجود دارد.
فرقی نمیکند کجا باشید؛ در خیابان، ماشین، اتوبوس، مهمانی یا بالای کوه، ایدههایتان را درست در زمان دریافتشان با همان جمله بندی که به ذهنتان میرسد بر روی کاغذ بنویسید، اگر کاغذی با خود نداشتید میتوانید از صفحه گوشی همراهتان استفاده کنید. اینکار کمک میکند تا در موقع لزوم ایدهها را با دقیقترین جملاتی که در ذهن دارید ثبت کنید بعدها آنها را در نوشته هایتان کامل کنید.
@Writing_lovers
هیچ چیز برای یکنویسنده بدتر از آن نیست که غرق در اندیشهی نوشتن مطلبی باشد و سرانجام وقتی جمله کم کم دارد در ذهنش شکل میگیرد، ناگهان حواسش پرت چیز دیگری شود و آن را یکباره از یاد ببرد.
این معضلی است که همهی کسانی که به نوعی با نوشتن سرو کار دارند، کم و بیش با آن دست به گریبانند. من اسمش را جملات گمشده گذاشته ام. در این جور مواقع فقط خدا میداند چه وقت دوباره بتوانیم به طور اتفاقی یکی از آن جملات را پیدا کنیم.
داستانهای زیادی از قرار گرفتن نویسندگان بزرگ در این شرایط ناخوشایند وجود دارد. داستان زیر حکایتی دربارهی سر والتر اسکات نویسندهی معروف انگلیسی است.
میگویند والتر اسکات روزی هنگام شکار، جملهای به ذهنش رسید که تمامپیش از ظهر را برای یافتنش تلاش کرده بود. پیش از فراموش کردن آن، کلاغی را با تیر زد. یکپر او را کند، نوکش را تیز کرد و مطلب خود را با خون حیوان نوشت.
خبر خوب اینکه لازم نیست برای ثبت افکارتان، به شیوهی خشونت آمیز سر والتر اسکات متوسل شوید و راههای مقرون به صرفهتری برای ثبت آنها وجود دارد.
فرقی نمیکند کجا باشید؛ در خیابان، ماشین، اتوبوس، مهمانی یا بالای کوه، ایدههایتان را درست در زمان دریافتشان با همان جمله بندی که به ذهنتان میرسد بر روی کاغذ بنویسید، اگر کاغذی با خود نداشتید میتوانید از صفحه گوشی همراهتان استفاده کنید. اینکار کمک میکند تا در موقع لزوم ایدهها را با دقیقترین جملاتی که در ذهن دارید ثبت کنید بعدها آنها را در نوشته هایتان کامل کنید.
@Writing_lovers
👍1
آیا من واقعاً نویسندهام؟
«بی اعتمادی به خود ممکن است مانند یک دوست عمل کند زیرا نشانهای از امید و آرزوست، انعکاس عشق است، عشق به کاری که رویای انجام دادنش را در سر میپروانیم و میل، میل به انجام دادن آن.
اگر زمانی از خود(یا دوستانتان) بپرسید«آیا من واقعاً نویسندهام؟» یا «آیا من واقعاً هنرمندم؟» احتمال اینکه باشید بسیار است.
هنرمند تقلبی کاملاً از خودش مطمئن است در حالی که هنرمند واقعی به حد مرگ میترسد.»
از کتاب نبرد هنرمند
استیون پرسفیلد
@Writing_lovers
«بی اعتمادی به خود ممکن است مانند یک دوست عمل کند زیرا نشانهای از امید و آرزوست، انعکاس عشق است، عشق به کاری که رویای انجام دادنش را در سر میپروانیم و میل، میل به انجام دادن آن.
اگر زمانی از خود(یا دوستانتان) بپرسید«آیا من واقعاً نویسندهام؟» یا «آیا من واقعاً هنرمندم؟» احتمال اینکه باشید بسیار است.
هنرمند تقلبی کاملاً از خودش مطمئن است در حالی که هنرمند واقعی به حد مرگ میترسد.»
از کتاب نبرد هنرمند
استیون پرسفیلد
@Writing_lovers
خواندن دارای تعالی و قدرتی است که با هیچ یک از ابزار ارتباطات برابری نمیکند.
وای. بی. وایت
@Writing_lovers
وای. بی. وایت
@Writing_lovers
👍1
«خود را به جای خواننده بگذارید.»
مو هایدر
تصور کن میخواهی نوشتهٔ مؤثری بنویسی. چه چیزهایی در این مسیر میتواند به تو کمک کند؟ برای یک فرد خلاق راههای متعددی وجود دارد. از جمله بودن در جستجوی ایدهای عالی، افزایش دامنه لغات و واژگان، بازنویسی های مداوم و خواندن و نوشتنهای پیاپی.
اما اگر میخواهی شیوهای فوقالعاده مؤثر را تجربه کنی، انتخاب مخاطب، مناسبترین گزینه است. منظور از انتخاب مخاطب چیست؟
پیشنهاد میکنم برای خودتان یک مخاطب فرضی در نظر بگیرید. کسی که به حرف های شما توجه میکند و سخنانتان را برای او گزینش میکنید.
انتخاب چنین مخاطبی سبب میشود روایتی برای گفتن بیابید و با توجه به زبان و حساسیت در گزینش کلمات، بتوانید سخنتان را به صورت قابل فهم تری ارائه دهید ودر نهایت مجموع این عوامل اشتیاق سخن گفتن و نوشتن را در شما برمیانگیزد و شما را به نویسنده ای مؤثر بدل خواهدکرد. جان اشتاین بک درباره این تجربه مینویسد: «من به این نتیجه رسیدهام که گاهی گزینش یک شخص برگزیده به گونهٔ مخاطب، بسیار دلخواه است، شخصی حقیقی که میشناسی یا شخصی فرضی که باید برای او بنویسی.»
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
مو هایدر
تصور کن میخواهی نوشتهٔ مؤثری بنویسی. چه چیزهایی در این مسیر میتواند به تو کمک کند؟ برای یک فرد خلاق راههای متعددی وجود دارد. از جمله بودن در جستجوی ایدهای عالی، افزایش دامنه لغات و واژگان، بازنویسی های مداوم و خواندن و نوشتنهای پیاپی.
اما اگر میخواهی شیوهای فوقالعاده مؤثر را تجربه کنی، انتخاب مخاطب، مناسبترین گزینه است. منظور از انتخاب مخاطب چیست؟
پیشنهاد میکنم برای خودتان یک مخاطب فرضی در نظر بگیرید. کسی که به حرف های شما توجه میکند و سخنانتان را برای او گزینش میکنید.
انتخاب چنین مخاطبی سبب میشود روایتی برای گفتن بیابید و با توجه به زبان و حساسیت در گزینش کلمات، بتوانید سخنتان را به صورت قابل فهم تری ارائه دهید ودر نهایت مجموع این عوامل اشتیاق سخن گفتن و نوشتن را در شما برمیانگیزد و شما را به نویسنده ای مؤثر بدل خواهدکرد. جان اشتاین بک درباره این تجربه مینویسد: «من به این نتیجه رسیدهام که گاهی گزینش یک شخص برگزیده به گونهٔ مخاطب، بسیار دلخواه است، شخصی حقیقی که میشناسی یا شخصی فرضی که باید برای او بنویسی.»
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
نوشتن روی کاغذ یا تایپ کردن روی صفحه کامپیوتر ؟ کدام را بیشتر دوست دارید؟ چرا؟
توضیح بدهید و جزییات متفاوت را بنویسید. تا جایی که صفحه جا داره به نوشتن ادامه بدید و نوشتهتان را برایم بفرستید.
@Writing_lovers
توضیح بدهید و جزییات متفاوت را بنویسید. تا جایی که صفحه جا داره به نوشتن ادامه بدید و نوشتهتان را برایم بفرستید.
@Writing_lovers
اگر فقط چیزهایی را بخوانید که با آن موافقید هرگز چیزی یاد نخواهید گرفت.
جیمز دی ماکسون
@Writing_lovers
جیمز دی ماکسون
@Writing_lovers
💔1
چطور بهتر و بیشتر از امکانات زبان فارسی استفاده کنیم؟
اگر بخواهیم خوب فکر کنیم و سخنمان را خوب به دیگران انتقال دهیم لازم است امکانات گستردهی زبان فارسی را بشناسیم.
ضرورت فراگیری این مهارت و آشنایی با زیر و بم زبان برای کسی که مینویسد، صد چندان است. در کتابهای آموزش نویسندگی فارسی، تمرینات بسیار کمی برای شناخت امکانات زبان فارسی و ورزیدگی زبانی وجود دارد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم برای شما دوستان خوبم که دغدغه تقویت مهارت زبان و نگارشتان را دارید، از دو منبع خلاق و عظیم زبان نام ببرم. این دو منبع میتواند ظرفیتهای جادویی زبان فارسی را به شما نشان دهد.
شعرها یکی از منابع خلاق زبان فارسی هستند، باید ذوق لازم را برای مطالعهی پیوسته و لذتجویانه آنها در خودتان ایجاد کنید.
آنها را با صدای بلند بخوانید و نگران اشتباهاتتان هنگام خواندن نباشید. با خواندن مداومشان به مرور با اشتباهات کمتری میخوانید و کمکم تأثیر این کار را در استفادهتان از زبان میبینید.
دومین منبع خلاق زبان فارسی، ضرب المثلها هستند. آنها شامل تجربیات و اندیشه های ایرانیان در طول تاریخند و قسمت اصلی آموزش زبان فارسی بهحساب میآیند.
ضرب المثلهای دوست داشتنیتان را رصد کنید و گاهی از آنها در نوشته هایتان استفاده کنید، اشکالی ندارد اگر استفاده از آنها شکلی خشک و میکانیکی به نوشتههایتان بدهد، از این تمرین به عنوان مشقی برای گسترش زبان و افزایش دایره واژگانیتان بهره ببرید.
جان کلام اینکه اگر قصد فراگیری همه جانبهی زبان فارسی را دارید، خودتان را به این دو منبع عظیم تجهیز کنید، شعر بخوانید و ضرب المثلها را بشناسید و از به کارگیریشان در کلام و نوشته هایتان غافل نشوید تا به مرور به ابعاد و ظرفیت های زبان فارسی تسلط پیدا کنید.
@Writing_lovers
اگر بخواهیم خوب فکر کنیم و سخنمان را خوب به دیگران انتقال دهیم لازم است امکانات گستردهی زبان فارسی را بشناسیم.
ضرورت فراگیری این مهارت و آشنایی با زیر و بم زبان برای کسی که مینویسد، صد چندان است. در کتابهای آموزش نویسندگی فارسی، تمرینات بسیار کمی برای شناخت امکانات زبان فارسی و ورزیدگی زبانی وجود دارد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم برای شما دوستان خوبم که دغدغه تقویت مهارت زبان و نگارشتان را دارید، از دو منبع خلاق و عظیم زبان نام ببرم. این دو منبع میتواند ظرفیتهای جادویی زبان فارسی را به شما نشان دهد.
شعرها یکی از منابع خلاق زبان فارسی هستند، باید ذوق لازم را برای مطالعهی پیوسته و لذتجویانه آنها در خودتان ایجاد کنید.
آنها را با صدای بلند بخوانید و نگران اشتباهاتتان هنگام خواندن نباشید. با خواندن مداومشان به مرور با اشتباهات کمتری میخوانید و کمکم تأثیر این کار را در استفادهتان از زبان میبینید.
دومین منبع خلاق زبان فارسی، ضرب المثلها هستند. آنها شامل تجربیات و اندیشه های ایرانیان در طول تاریخند و قسمت اصلی آموزش زبان فارسی بهحساب میآیند.
ضرب المثلهای دوست داشتنیتان را رصد کنید و گاهی از آنها در نوشته هایتان استفاده کنید، اشکالی ندارد اگر استفاده از آنها شکلی خشک و میکانیکی به نوشتههایتان بدهد، از این تمرین به عنوان مشقی برای گسترش زبان و افزایش دایره واژگانیتان بهره ببرید.
جان کلام اینکه اگر قصد فراگیری همه جانبهی زبان فارسی را دارید، خودتان را به این دو منبع عظیم تجهیز کنید، شعر بخوانید و ضرب المثلها را بشناسید و از به کارگیریشان در کلام و نوشته هایتان غافل نشوید تا به مرور به ابعاد و ظرفیت های زبان فارسی تسلط پیدا کنید.
@Writing_lovers