نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
از خوشبختی محض نوشته‌ای در نمی‌آید.

اومبرتو اکو گفته است:«ادبیات، مختص بازندگان است. داستایوفسکی درباره بازندگان می‌نوشت. ‌هکتور شخصیت اصلی ایلیاد یک بازنده است. صحبت دربارهٔ برندگان خیلی ملال آور است.»

چطور ممکن است شخصیت داستان شما هیچ مشکلی نداشته باشد؟ از خوشبختی محض نوشته‌ای در نمی‌آید. نگاهی به داش آکل صادق هدایت بیندازید، ببینید او چطور با انواع مشکلات دست به گریبان است. برای شخصیت‌های داستان‌تان موانعی بتراشید. آسیب پذیری او را نسبت به شرایط بیشتر کنید. در هر حرکتی راهش را مسدود کنید و بدانید اگر مشکل بر روی قهرمان داستان تأثیری نداشته باشد، اصلا مشکل به حساب نمی‌آید. نویسندگان بزرگ معتقدند «یکی از راهها برای پرورش شخصیت اصلی، این است که قدری به ضد قهرمان داستان‌تان میدان بدهید.» ضد قهرمانی که با قدرت، مسائل و موانع پیش روی شخصیت اصلی را زیاد می‌کند و در نتیجه باعث حرکت داستان می‌شود.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
داستان خوب آن است که آدم بگردد زبان طبیعی‌اش را پیدا کند. وقتی زبان طبیعی ‌اش را پیدا کرد آن وقت سبکش روشن می‌شود که چطور باید بنویسد.


مهشید امیرشاهی

@Writing_lovers
دنیایتان را مشاهده کنید.

به چیزهایی که می بینید، فکر کنید. البته به یاد داشته باشید که فکر کردن این نیست که آن چیز یا کسی را که مشاهده می کنید، خوب یا بد، مفید یا مضر در نظر بگیرید. سعی کنید به صورت خودآگاه از قضاوت پرهیز کنید. سریع به سراغ نتیجه گیری نروید. مسئلهٔ مهم نتیجه گیری نیست بلکه این است که مشخصات وضعیتی خاص را به خاطر بسپارید.


هاروکی موراکامی

@Writing_lovers
يک کاغذ سفيد، يک پنجره که بتوان تخيل را پرواز داد، يک مقدار علاقه، اندوختن تجربه زندگی، خواندن کتاب‌های داستان و نمونه‌های درجه‌ يک ادبيات ايران و جهان، شرايط لازم نويسنده شدن است، اما کافی نيست.
نويسنده صد صفحه می‌خواند و يک صفحه می‌نويسد. او نياز به تربيت کردن ذهنش دارد؛ برای داستانی ديدن همه چيز. يک داستان‌نويس جوری چهارچوب ذهنش را برای ساختار داستان تربيت می‌کند که حتی روياهايش هم ساختار داستانی پيدا می‌کند.

عباس معروفی

@Writing_lovers
فیلم تالکین ( ۲۰۱۹) داستان اوایل زندگی جی. آر. آر. تالکین نویسنده هابیت و ارباب حلقه‌ها است.

@Writing_lovers
گارگاه داستان نویسی آنلاین
کیهان خانجانی

@Writing_lovers
شخصیت داستان شما در چه سالی متولد شده است؟ پاسخ به شما کمک می‌کند تا مشخص کنید چه چیزی او را تحت تأثیر قرار داده، موسیقی دلخواه او چیست و وضعیت اقتصادی و اجتماعی که در آن بزرگ شده چه بوده و چه کلماتی دارد.

کریل بیکوف


@Writing_lovers
▫️▫️▫️

اگر کتابی هست که می خواهی بخوانی ولی هنوز نوشته نشده، آن را بنویس.

شل سیلوراستاین

@Writing_lovers
هر نویسنده باید نمازخانهٔ کوچک خود را داشته باشد.


«نمازخانه کوچک من» عنوان داستانی است از هوشنگ گلشیری. همهٔ ما نیازمند خلوتی هستیم که در آن دربارهٔ ‌ناگفته‌هایمان بینیدیشیم و نمازخانه برای نویسنده یعنی همان خلوت.

سوزان کین در کتاب قدرت سکوت می‌گوید:

«به طبیعت بکر بروید. مثل بودا باشید، الهامات خودتان را داشته باشید. من نمی‌گویم که همه ما باید الان برویم و اتاقک‌های خودمان را در جنگل بسازیم و هرگز دوباره با هم حرف نزنیم، ولی من می‌گویم که همه ما می‌توانیم یک لحظه تأمل کنیم و مدت زمان بیشتری را صرف تفکرات درونی خودمان بکنیم.»

این خلوت را برای نویسندهٔ درون خود فراهم کنید. در خلوتی که بیندیشید، آثار خوب بخوانید و خط خطی‌های خودتان را داشته باشید. شک ندارم تمرکز و ایجاد خلوت، در طول زمان جواب خواهد داد و به شما کمک می‌کند تا آنچه درون شماست در رویارویی با کاغذ سفید سرریز شود؛ اینگونه می‌توانید آنچه را که در درون شما می‌گذرد برای بقیه آدم‌ها بیان کنید، چون جهان به شما و آنچه شما به همراه دارید، نیاز دارد!


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
اگر پزشکم به من بگوید که فقط شش دقیقه از زندگیم باقی مانده، ماتم نخواهم گرفت، سریع تر تایپ خواهم کرد.

آیزاک آسیموف

@Writing_lovers
فیلم سینمایی
پای چپ من

فیلمی الهام بخش راجع به نویسندگی و زندگی

@Writing_lovers
گیر افتادن روی کاغذ سفید


گیر افتادن با یک داستان‌و رویارویی با یک شخصیت عجیب که هنوز رازهایش را نمی‌دانیم و ارتباط واقعی‌مان را با آن کشف نکرده‌ایم، بزرگترین هراس در عین‌حال ارزشمندترین‌ گنج‌ ما برای نوشتن است.

اگر به خودمان اجازه بدهیم که بنویسیم، سرانجام در جایی، داستان زندگی ما با آن داستان غیر قابل نفوذ پیوند می‌خورد و آن وقت است که یک داستان اصیل شکل می‌گیرد.

برای به دست آوردن چنین داستانی باید در عین‌ وجود تاریکی و‌ ابهام نوشت و کلمات را به روی کاغذ آورد. آن وقت می‌توانیم به تدریج با یادآوری زخم ها و احساس‌های خاموش‌مان، زندگی‌ پنهان و رازآمیزمان را درک ‌کنیم و داستانی قدرتمند را شکل دهیم.

به گفتهٔ استیون کینگ: «من فکر می‌کنم پیش‌نویس اول هر داستان باید چیزی حدود چهار ماه زمان ببرد، اما سرانجام به جایی می‌رسیم که کار واقعا خوب پیش می‌رود و زمان و دنیای واقعی به نوعی ناپدید می‌شود.»


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
قدرت نهفته در نام گذاری داستانها


همیشه حس کرده‌ام نام‌گذاری کاری تصنعی است. تجربه‌اش را از سر گذرانده‌ام. داستان زنی را نوشتم و اسمش را «خانم اورلاندو» گذاشتم. مبنای کارم زنی بود که در فلوریدا زندگی می‌کرد. این اواخر هم داستانی نوشتم با اسم «دو دیویس و قالیچه» چون همسایه‌ای داشتم به اسم دیویس. من و این آقای دیویس دعوایی داشتیم بر سر یک قالیچه و من شوق عجیبی پیدا کردم تا از این اسم استفاده کنم ولو اینکه اگر اسمش «دو هریس و قالیچه» بود، هم فرقی نمی‌کرد. اما این اسمها همیشه مرا برای نوشتن داستانها ترغیب می‌کرد.


لیدیا دیویس

@Writing_lovers