نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
اگر از خواندن بعضی از کتابها لذت

می‌برید اما به سراغ‌شان نمی‌روید،

اصلا دارید با زندگی‌تان چه‌کار می‌کنید؟

@writing_lovers
مسیر درست نوشتن


وقتی داستان‌هایمان را روی کاغذ بیاوریم، داستان‌های بیشتری برای گفتن خواهیم داشت.

امروز وقتی می‌نوشتم ندایی درونم می‌گفت: این داستان درست پیش نمی‌رود و تلاش کردن فایده‌ای ندارد. همهٔ ما هرازگاهی دچار تردید می‌شویم و ممکن است افکاری نظیر این به سراغمان بیاید. هر نویسنده‌ای در هر تاریخ و مکانی همین حس را در مقطعی از زمان داشته است.

پس نباید متوقف ‌شویم و به خودمان اطمینان دهیم که قادر به ترمیم بخش‌های از ریخت افتاده‌اش هستیم و پیوسته راههای جدید را برای گفتنش امتحان کنیم.

این بخش اصلی نوشتن است و ما را در مسیر درست قرار می‌دهد. تمام کاری که باید بکنیم این است که در مسیر نوشتن، مهارت‌هایمان را توسعه دهیم.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
اینکه بدانید داستان، درباره کیست به تمرکز شما روی داستان کمک می‌کند. او را با وضوح و دقت می‌بینید و می‌توانید روی مفهوم کانونی متمرکز شوید. ترس‌ها و آرزوهایش را همزمان تصویر کنید و هدفی برای دنبال کردن به او بدهید.


لورا ویتکامب

📚میانبرهای رمان
#کتابی_که_می‌خوانم
@Writing_lovers
انسان بودن میان دیگر آدمیان و انسان ماندن، نومیدنشدن و سقوط نکردن درمصیبت‌هایی که ممکن است سرت بیاید، زندگی یعنی همین، کار زندگی همین است. من این را درک کرده‌ام. این اعتقاد وارد گوشت و خون من شده است. بله واقعا همین طور است. سری که خلاق بود، بامتعالی‌ترین جلوه‌های هنر بشری زندگی می‌کرد، با نیازهای متعالی روح بالیده و به عرصه رسیده بود، آن سر از روی شانه هایم قطع شده است.خاطره ها و خیالهایی که آفریده‌ام و هنوز جسمیت‌شان نبخشیده‌ام، باقی می‌مانند. شک نیست که آزار و شکنجه‌ام خواهند داد! ولی قلب و گوشت و خون من باقی می مانند که می‌تواند عشق بورزد، رنج ببرد، آرزو کند و بالاخره این زندگی است...

بخشی از «شش پرده مهم از زندگی داستایفسکی به نوشتار خودش»

از وبلاگ انسان درمانی

http://ensandarmani.blogfa.com/post/36


@Writing_lovers
آنچه من از هر نویسنده‌ای، اولین‌شان یا آخرین‌شان، انتظار دارم روایتی ساده و صمیمی از زندگی شخص اوست، نه صرفاً چیزهایی که او دربارهٔ دیگران شنیده است؛ گزارشی مشابه آنچه ممکن بود از سرزمینی دور برای یکی از بستگان خود بفرستد.

هنری دیوید ثورو
📚والدن

«والدن درباره دوران تنهایی نویسنده در اطراف دریاچه والدن ماساچوست است. در این کتاب، که مشهور‌ترین اثر ثورو به شمار می‌رود، او از ۲۶ ماه تنهایی خود می‌گوید.»

@Writing_lovers
«در جنگل‌های سیبری» حاصل تجربه‌ای واقعی از زندگی نویسنده‌ است. درباره شش ماه از زندگی او در قلب جنگل‌‌های پوشیده از برف سیبری، کنار یک دریاچهٔ یخ زده که دما سی درجه زیر صفر است و از هیچ آدمی خبری نیست.

«به خودم قول داده بودم که قبل از چهل سالگی مدتی را تنها در دل جنگل ها زندگی کنم. شش ماه در کلبه ای کنار دریاچه بایکال در سیبری ماندم. جایی دورافتاده که با نزدیک ترین دهکده صدوبیست کیلومتر فاصله داشت، نه همسایه ای بود و نه جاده ای... خلاصه آنجا یک بهشت به تمام معنا بود!
در این گوشه ی دورافتاده، زندگی زیبا و به دور از تجملی را کشف کردم، زندگی‌ای محدود به کارهای ساده و ضروری. روزها را از خلال دریاچه و جنگل نگاه می کردم. هیزم می شکستم، برای شامم ماهی می‌گرفتم، کتاب می‌خواندم و در میان کوه ها راه می‌رفتم. کلبهٔ من برج دیده بانی عالی ای برای شکار کوچک ترین حرکات طبیعت بود. هوش مکان، به من کمک کرد تا زمان را رام کنم و با آن انس بگیرم. کلبه ی من آزمایشگاه این تغییر و تبدیل ها بود و تمام روزها افکارم را روی کاغذ آوردم.»

سیلون تسون
📚درجنگل‌های سیبری

@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فراز و فرودهای نویسندگی

به روایت ابوتراب خسروی

گروه ادبی راویون
@Writing_lovers
اگر نوشتن برایت مهم است باید آماده‌باشی که به‌شدت برایش کار کنی و زندگی‌ات را آنقدر ساده و خلوت کنی که بتوانی هنرت، انرژی و زمانی را که نیاز دارد به آن اختصاص بدهی. طیف کتاب‌های مورد مطالعه‌ات را گسترش بده و ساعت‌های طولانی تمرین کن. باید مثل یک سفالگر، عزم جزمی در دور انداختن قطعه‌های بدشکل داشته باشی. باید عزم جزمی در ریسک کردن و آزمودن‌ فرم‌های تازه داشته باشی تا با هر چیزی که می‌نویسی پیشرفت تازه‌ای کنی.

چیترا کارونی

@Writing_lovers
من یک بار متولد شده‌ام لیکن هزارها بار مرده‌ام. شعر به من یاری داد تا عذاب‌های این مرگ را کمتر حس کنم. شعر تخفیف مرگ‌های من است.

احمد شاملو

📚نام همه شعرهای تو

@Writing_lovers
پس از مدتها یک داستان به زبان اصلی خواندم. سپید دندان نوشتهٔ جک لندن. زندگی و دنیای ذهنی جک لندن همیشه برایم الهام بخش بوده و حالا خوشحالم که بهترین اثرش را به زبان انگلیسی ‌خوانده‌ام. 

 شاپور جورکش گفته است:«برای یک هنرمند در زمینه‌ شعر و قصه هیچ چیز کارسازتر از خواندن اثر به زبان اصلی نیست، هر نویسنده‌ای باید دست کم یکی از آثار داستانی بزرگ جهان را به زبان اصلی بخواند.»

بورخس هم می‌گوید:«مطالعه یک اثر به زبان اصلی، در حکم شناخت و درک کامل اثر است. من آدم‌هایی را می‌شناسم که مطالعه ترجمه شاهکارهای ادبی را نیمه کاره رها کرده‌اند، چون ناخودآگاه متوجه شده‌اند که در فعل و انفعالات ترجمه بخش مهمی از اثر از دست رفته است.»

علاوه بر این امروز، «روزهای هفته» را با تلفظ صحیح به زبان فرانسه از اینجا یاد گرفتم. باید بگویم یکی از مؤثرترین شیوه‌ها برای ایجاد احساس تازگی در نگاهتان به زندگی، یادگیری واژه‌های روزمره به زبان‌های مختلف دنیا است؛ شما هم امتحان کنید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
بیاموزید که باید ذوق و قریحه خودتان را بشناسید و آن را فعال کنید، حتی اگر کوچک و ناچیز به‌ نظر بیاید. مثل کلمه خاصی که دنبالش می‌گردید، همانطور به دنبال یافتن ذوق و استعدادتان باشید.


سوزان فیشر


@writing_lovers
از خوشبختی محض نوشته‌ای در نمی‌آید.

اومبرتو اکو گفته است:«ادبیات، مختص بازندگان است. داستایوفسکی درباره بازندگان می‌نوشت. ‌هکتور شخصیت اصلی ایلیاد یک بازنده است. صحبت دربارهٔ برندگان خیلی ملال آور است.»

چطور ممکن است شخصیت داستان شما هیچ مشکلی نداشته باشد؟ از خوشبختی محض نوشته‌ای در نمی‌آید. نگاهی به داش آکل صادق هدایت بیندازید، ببینید او چطور با انواع مشکلات دست به گریبان است. برای شخصیت‌های داستان‌تان موانعی بتراشید. آسیب پذیری او را نسبت به شرایط بیشتر کنید. در هر حرکتی راهش را مسدود کنید و بدانید اگر مشکل بر روی قهرمان داستان تأثیری نداشته باشد، اصلا مشکل به حساب نمی‌آید. نویسندگان بزرگ معتقدند «یکی از راهها برای پرورش شخصیت اصلی، این است که قدری به ضد قهرمان داستان‌تان میدان بدهید.» ضد قهرمانی که با قدرت، مسائل و موانع پیش روی شخصیت اصلی را زیاد می‌کند و در نتیجه باعث حرکت داستان می‌شود.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
داستان خوب آن است که آدم بگردد زبان طبیعی‌اش را پیدا کند. وقتی زبان طبیعی ‌اش را پیدا کرد آن وقت سبکش روشن می‌شود که چطور باید بنویسد.


مهشید امیرشاهی

@Writing_lovers