نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
داستان نویسی که حداقل یک زبان خارجی نداند و نتواند از منابع اصلی استفاده کند، فکر نمی‌کنم که بتواند کار زیادی بکند.


هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
آموزش و مرور گرامر فرانسه از مبتدی.
.
.
ما را به دوستان تان معرفی کنید.
.
.
@franceavecfatemeh
ترکیبی که برای روایت داستان‌هایمان به آن نیاز داریم.


امروز نوشتن کنار پنجره حالم را به طرز عجیبی خوب کرد. به گفتهٔ رضا دانشور « هماهنگی تن و دست است که صفحهٔ سفید را به ذوق گفتن وامی‌دارد.» قرار دادن خودمان در موقعیت‌های خوب برای نوشتن، ذهنمان را نسبت به انتخاب های داستان باز می‌کند.

امروز قصهٔ نوری را نوشتم که بر دیوار اتاق افتاده بود. تا آنجا که به یاد دارم رد نور اولین چیزی است که از کودکی کنجکاوی‌‌ام را برمی‌انگیخته. اما چطور می‌توان از دل روزمرگی‌ها، تجربه‌هایی تازه برای روایت کردن بیرون کشید؟

کیهان خانجانی زمانی گفته بود: « به این نتیجه رسیده ام که روایت صرف، نجات دهنده نیست، زبان است که می‌تواند کل تجربه را دگرگون کند و رنگ دیگری به آن بزند. »

شاید این همان ترکیبی باشد که برای روایت داستان‌هایمان به آن نیاز داریم.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چندی پیش یکی از همراهان کانال لطف کردند و این فایل ویدئویی الهام بخش از سخنرانی خانم حمیرا قادری را برایم فرستادند. این نویسنده هراتی با داستان «باز باران اگر می‌بارید» موفق به دریافت لوح تقدیر در سومین دورهٔ جایزه ادبی صادق هدایت در سال ۱۳۸۳ شده‌اند و گوش دادن به سخنانشان می‌تواند برای نویسندگان جوان بسیار آموزنده باشد.

@Writing_lovers
نقشهٔ کشف راههای موجود


امروز یک صحنه از داستان جدیدم را با در نظر گرفتن زمان و کلمات مورد نیاز، نوشتم و روشهای جدیدی را برای گفتن آن بررسی کردم.

نوشتن کار سختی است در مواردی با وسواس می‌نویسی و می‌فهمی بیشتر راه را اشتباه آمده‌ای و بخش زیادی از آن زائد و بی‌فایده است.

بنابراین لازم است باشکیبایی و تفکر، همهٔ راههای ممکن را روی کاغذ امتحان کنیم تا بخش‌های جدید داستان، خود را به ما نشان بدهد.

اگرچه ترسیم نقشهٔ دقیق و از پیش تعیین شده‌، برای نوشتن داستان بسیار نیروبخش است اما آنچه سبب می‌شود تا راههای ممکن بیشتری به ذهنمان خطور کند و بتوانیم بهترین فرم‌ها را برای بیان داستانمان کشف کنیم، نوشتن آن بر روی کاغذ است.

این نکته را از خاطر نبریم که تصمیمات اصلی نویسنده، در روند نوشتن اتفاق می‌افتد و در یک فرایند طبیعی، خود نویسنده همیشه منتظر است ببیند کارش چطور از آب در می‌آید.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
نقل قولی از شرود آندرسون
@Writing_lovers
حتما شنیده‌اید: نویسنده‌ها می‌گویند باورشان نمی‌شود که واقعا نویسنده شده‌اند، تا وقتی که مثلا در هواپیما کسی را ببینند که دارد کتابشان را می‌خواند. این اتفاق همین چند روز پیش در سالن ورزش برای خودم رخ داد. زنی که روی دوچرخه کناری‌ام نشسته بود، کتابم در دستش بود و داشت می‌خواند. از او پرسیدم آیا از آن خوشش آمده یا نه. گفت بله و من هم تصمیم گرفتم به او بگویم که نویسنده‌اش من هستم.

کارولینا گارسیا
@Writing_lovers
اگر از خواندن بعضی از کتابها لذت

می‌برید اما به سراغ‌شان نمی‌روید،

اصلا دارید با زندگی‌تان چه‌کار می‌کنید؟

@writing_lovers
مسیر درست نوشتن


وقتی داستان‌هایمان را روی کاغذ بیاوریم، داستان‌های بیشتری برای گفتن خواهیم داشت.

امروز وقتی می‌نوشتم ندایی درونم می‌گفت: این داستان درست پیش نمی‌رود و تلاش کردن فایده‌ای ندارد. همهٔ ما هرازگاهی دچار تردید می‌شویم و ممکن است افکاری نظیر این به سراغمان بیاید. هر نویسنده‌ای در هر تاریخ و مکانی همین حس را در مقطعی از زمان داشته است.

پس نباید متوقف ‌شویم و به خودمان اطمینان دهیم که قادر به ترمیم بخش‌های از ریخت افتاده‌اش هستیم و پیوسته راههای جدید را برای گفتنش امتحان کنیم.

این بخش اصلی نوشتن است و ما را در مسیر درست قرار می‌دهد. تمام کاری که باید بکنیم این است که در مسیر نوشتن، مهارت‌هایمان را توسعه دهیم.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
اینکه بدانید داستان، درباره کیست به تمرکز شما روی داستان کمک می‌کند. او را با وضوح و دقت می‌بینید و می‌توانید روی مفهوم کانونی متمرکز شوید. ترس‌ها و آرزوهایش را همزمان تصویر کنید و هدفی برای دنبال کردن به او بدهید.


لورا ویتکامب

📚میانبرهای رمان
#کتابی_که_می‌خوانم
@Writing_lovers
انسان بودن میان دیگر آدمیان و انسان ماندن، نومیدنشدن و سقوط نکردن درمصیبت‌هایی که ممکن است سرت بیاید، زندگی یعنی همین، کار زندگی همین است. من این را درک کرده‌ام. این اعتقاد وارد گوشت و خون من شده است. بله واقعا همین طور است. سری که خلاق بود، بامتعالی‌ترین جلوه‌های هنر بشری زندگی می‌کرد، با نیازهای متعالی روح بالیده و به عرصه رسیده بود، آن سر از روی شانه هایم قطع شده است.خاطره ها و خیالهایی که آفریده‌ام و هنوز جسمیت‌شان نبخشیده‌ام، باقی می‌مانند. شک نیست که آزار و شکنجه‌ام خواهند داد! ولی قلب و گوشت و خون من باقی می مانند که می‌تواند عشق بورزد، رنج ببرد، آرزو کند و بالاخره این زندگی است...

بخشی از «شش پرده مهم از زندگی داستایفسکی به نوشتار خودش»

از وبلاگ انسان درمانی

http://ensandarmani.blogfa.com/post/36


@Writing_lovers
آنچه من از هر نویسنده‌ای، اولین‌شان یا آخرین‌شان، انتظار دارم روایتی ساده و صمیمی از زندگی شخص اوست، نه صرفاً چیزهایی که او دربارهٔ دیگران شنیده است؛ گزارشی مشابه آنچه ممکن بود از سرزمینی دور برای یکی از بستگان خود بفرستد.

هنری دیوید ثورو
📚والدن

«والدن درباره دوران تنهایی نویسنده در اطراف دریاچه والدن ماساچوست است. در این کتاب، که مشهور‌ترین اثر ثورو به شمار می‌رود، او از ۲۶ ماه تنهایی خود می‌گوید.»

@Writing_lovers