نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
VID-20210101-WA0011.mp4
10.9 MB
معرفی داستان‌های خواندنی فارسی در سال‌های اخیر


@Writing_lovers
لیدیا دیویس چگونه می‌نویسد؟

داستان را با خودکار در یک دفتر می‌نویسم. از اول تا آخرش را می‌نویسم، ولی این داستان به هیچ وجه داستان نهایی نیست. بعد هم یک دفتر دیگر برمی دارم و دوباره آن را با خودکار می‌نویسم؛ این بار داستان به نسخه نهایی و مورد نظر من نزدیک می‌شود. بعد این دو دفتر را پاره می‌کنم و دور می‌ریزم و بدون آن که به چیزی نگاه کنم داستان را با کامپیوتر می‌نویسم. آن وقت است که یک داستان معقول می‌نویسم.

@Writing_lovers
کلمات جدید

تلونیوس مانک، یکی از محبوب ترین پیانیست ها برای من است. یک بار وقتی کسی از او پرسید چطور توانسته صدای خاصی را از پیانو خارج کند، مانک به کلیدهای پیانو اشاره کرد و گفت:

«نُت جدیدی که نیست. وقتی به کلیدها نگاه می کنید همه ی نت ها از قبل آن جا هستند. ولی اگر واقعاً منظوری از نواختن نتی به خصوص داشته باشید، صدای متفاوتی ایجاد خواهد شد. باید نت هایی را انتخاب کنید که از نواختنشان منظوری دارید!»

اغلب وقتی دارم می نویسم این حرف ها را به یاد می آورم و با خودم فکر می کنم:
«درست است. کلمات جدیدی وجود ندارند. کار ما این است که معانی جدید و مفهوم های فرعی را به کلمات معمولی بدهیم.»
این فکر برایم اطمینان بخش است. این فکر بدین معنی است که هنوز هم محدوده های وسیع و ناشناخته ای در مقابل ما وجود دارد، قلمروهای حاصلخیزی که فقط منتظر ما هستند تا در آن ها زراعت کنیم.

هاروکی موراکامی

از مقالهٔ «توصیه هایی در رابطه با نویسندگی از هاروکی موراکامی»
منبع سایت ایران کتاب

@Writing_lovers
جغد هوس خوردن چای اشک کرده است و با یادآوری چیزهای غم انگیز آنقدر اشک می ریزد تا کتری اش  پر می‌شود و با اشک ها چای درست می‌کند.

از کتاب « جغد در خانه» آرنولد لوبل

@Writing_lovers
داستان‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟
اسماعیل فصیح

@Writing_lovers
من علاقه فراوانی به داستان‌نویسی و داستان‌گویی دارم. به گمانم بیشتر مردم همین‌طورند. بفهمی- نفهمی هر آدمی وقتی بشنود کسی دارد می‌گوید گوش بدهید که دیروز چه به سرم آمد گوش‌هایش تیز می‌شود! مشکل دیگری که واژه‌شناسی ایجاد می‌کند این است که داستان‌های من با هر نامی که باشند ممکن است در هزاران مقوله جا بگیرند. من هیچ دلم نمی‌خواهد درنگ کنم و با خودم فکر کنم که امروز داستانی با موضوع مراقبه فلسفی می‌نویسم یا امروز حکایت می‌نویسم، امروز مصور می‌نویسم، امروز حماسی می‌نویسم و... اسم این کار چیست؛ هجو یا هزل؟ مخلص کلام من به داستان‌هایی که براساس برنامه‌ریزی برای آینده نوشته می‌شوند بدگمانم. کمابیش بی‌هیچ استثنایی همه اینگونه داستان‌ها با ایده یا عبارتی شروع می‌شوند که من می‌توانم سقوط سنگین آن‌ها را ببینم.

لیدیا دیویس

@Writing_lovers
تجربه‌های خواندن و نوشتن


شنبه : طرح داستان

خواندن داستان کوتاه «موضوع موقت» جومپا لاهیری باعث شد گره گشایی و طرح را طور دیگری درک‌کنم.

یکشنبه‌: بازخوانی
یک بخش از شش یادداشت برای هزاره بعدی کالوینو را دوباره خواندم. او نویسنده‌ای است که‌ همیشه نگاهم را به مسایل تغییر می‌دهد.

دوشنبه: دانشجو بمانید

این روزها در دو دوره آموزشی ثبت نام کرده‌ام و دوره یک ساله نشریه بخارا مشترک شده‌ام. به گفته برایان تریسی «همیشه دانشجو بمانید»

سه شنبه : تو درتویی داستان‌ها

سان شاین کورش اسدی را خواندم. در این داستان از شمس تبریزی و سروهای حافظ سخن گفته شده و اسدی از ادبیات کلاسیک استفاده زیباشناسانه کرده است. همچنین موضوع «خط خالی ابروی یار» به نوعی ادامه مضمون «آینه‌های در دار» هوشنگ گلشیری بود.

چهارشنبه : تأثیر خواندن

داستان «همیشه بالا بالاها» ی دیوید فاستر والاس را خواندم. با دیدن جملات ناتالی گلدبرگ در کتاب «تا می‌توانی بنویس» شروع به نوشتن داستانی کردم که طرحش از پیش مشخص نبود. حالا یک داستان جالب یازده صفحه ای دارم که باید بازنویسی شود.

پنج شنبه : خاطره و تخیل

به یک طرح تازه برای داستانم فکر می‌کنم. داستانی که با خاطره و تخیل نوشته می‌شود. فقط باید با شجاعت آن را روی کاغذ آورد. نوشتن داستان نیاز به یک‌جورخوشبینی دارد. باید امیدوار باشی طرح بی قواره و ناقصت چیز خوبی از آب دربیاید.

جمعه‌: زبان و ‌روایت قدرتمند

داستان «بهتر از هیچی» بهمن فرسی از مجموعه «زیر دندان سگ» زبان تازه‌ای دارد و‌ از نظر اندیشه و محتوا قدرتمند و دوست داشتنی است برعکس داستان سوزن که آن را نپسندیدم.

شنبه : ادبیات حقیقی

داستان دو صفحه ای «تمثیل قصر» بورخس در ستایش شعر است. از صمیم قلب آرزودارم چنین اثری خلق کنیم. ادبیاتی که به گفته ناباکف با خواندنش ستون فقرات مان بلرزد و متأثرشویم. نه فقط با غم بلکه ما را شدیدا به یاد خودمان بیاورد. معتقدم نگاه ما ایرانی ها به داستان‌، حتی به زندگی کمی معیوب است و این نگاه در اغلب موارد از ادبیات ما چیزی ساخته افسرده و عبوس و غمگین. در میان داستانهای ایرانی که اخیرا خوانده ام داستان زخم شیر صمدطاهری بی‌اغراق کردن‌ها و سیاه نمایی از جنس زندگی بود.

یکشنبه‌: کتاب‌ها
پیاده‌روی صبحگاهی منجر به خرید کتاب «راهنمای حیرت زدگان» ارنست شوماخر شد. خوشحالم که کتابها هنوز می‌توانند منبع شوق باشند و ما را به کشف جهان‌های تازه امیدوار کنند.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
1
به خودت اجازه بده بگویی آنچه را که دیگران شهامت اندیشیدن به آن را حتی در قلب خود ندارند.


داستایفسکی

@Writing_lovers
جرج ساندرز چگونه می‌نویسد ؟


روش من برای خلق داستان کوتاه: نوشتن، ویرایش و تکرار است. این کار برای چند بار منجر به نوشتن داستان می‌شود.

این مسائل حاصلِ زمانی است که خط به خط داستان‌ها را به صورت هیجان‌انگیز ادامه بدهم. این کار اساساً مایه سرگرمی من است. شما نیز می‌توانید این شیوه را تا پایان داستان دنبال کنید و بعد سر خود را بلند کنید و ببینید چقدر در آن پیشرفت کرده‌اید. من به این روش ایمان دارم.

از نظر من مدیتیشن و نویسندگی دارای یک معنا و مفهوم هستند. وقتی می‌نویسم از اتفاقاتی بهره می‌گیرم که قبلاً دیده یا تجربه کرده‌ام. فقط در هنگام نوشتن تلاش می‌کنم از بیرون به ماجراها نگاه کنم. در هر لحظه از زندگی باید به این موضوع فکر کنیم که این اتفاق چه معنای خاصی در زندگی دارد! نه اینکه هر بار به خود یا دیگران بگوییم «بله خوب می‌دانم یا خوب می‌فهمم!» تفکر بیشتر درباره مسائل زندگی به من کمک می‌کند دست به قلم ببرم.

مصاحبه اختصاصی نشرستاک با جرج ساندرز

@Writing_lovers
داستان نویسی که حداقل یک زبان خارجی نداند و نتواند از منابع اصلی استفاده کند، فکر نمی‌کنم که بتواند کار زیادی بکند.


هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
آموزش و مرور گرامر فرانسه از مبتدی.
.
.
ما را به دوستان تان معرفی کنید.
.
.
@franceavecfatemeh
ترکیبی که برای روایت داستان‌هایمان به آن نیاز داریم.


امروز نوشتن کنار پنجره حالم را به طرز عجیبی خوب کرد. به گفتهٔ رضا دانشور « هماهنگی تن و دست است که صفحهٔ سفید را به ذوق گفتن وامی‌دارد.» قرار دادن خودمان در موقعیت‌های خوب برای نوشتن، ذهنمان را نسبت به انتخاب های داستان باز می‌کند.

امروز قصهٔ نوری را نوشتم که بر دیوار اتاق افتاده بود. تا آنجا که به یاد دارم رد نور اولین چیزی است که از کودکی کنجکاوی‌‌ام را برمی‌انگیخته. اما چطور می‌توان از دل روزمرگی‌ها، تجربه‌هایی تازه برای روایت کردن بیرون کشید؟

کیهان خانجانی زمانی گفته بود: « به این نتیجه رسیده ام که روایت صرف، نجات دهنده نیست، زبان است که می‌تواند کل تجربه را دگرگون کند و رنگ دیگری به آن بزند. »

شاید این همان ترکیبی باشد که برای روایت داستان‌هایمان به آن نیاز داریم.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers