نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چطور بنویسیم؟
احمد محمود
@Writing_lovers
گاهی دو ساعت، کار روزانه می‌تواند شامل خواندن یک دو داستان کوتاه و نوشتن پیش‌نویس یک طرح باشد. اما گذاشتن همین زمان، به طور مداوم و نشستن پشت میز می‌تواند دریچه‌های جدیدی به روی جهان نویسنده بگشایند. برای نوشتن متن‌های خوب باید خودتان را آماده کنید، سوادتان را کامل کنید؛ بسیار بخوانید و همزمان بسیار بنویسید.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
ماجرا قبل از نوشتن شروع می‌شود. یک ذهن خلوت می‌خواهد. یک ذهن بدون موبایل، یک ذهن که یک روز، دو روز، خودش را گوشه کناری متمرکز کند. با این ذهن شلوغ مثل لانه زنبور نمی‌شود. ذهنی می‌خواهد که اولویت اولش مشخص باشد. اولویتش نوشتن باشد، چیزهای دیگر را کنار بگذارد. باید بروید باغ سالار، یخچال، مثل دیوانه‌ها راه بروید و با خودتان بلند درباره طرحتان حرف بزنید و مردم به شما بخندند. این هزینه ای است که باید برای داستان نویسی بپردازید.

کیهان خانجانی

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

هنوز خنكای اتاقك كاهگلی و آن در چوبی رنگ‌و رورفته‌ای كه پشت آن می‌نشست و به آوازها گوش می‌داد را از ياد نبرده بود ...

#نوشتن

@Writing_lovers
شبی از شبهای زمستان مسافری

کالوینو در رمان «اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» که یک «راهنمای خواندن» به حساب می ‌آید، همهٔ رمز و رازهای خواندن را از نگاه یک کتابخوان حرفه‌ای و دقیق برای ما بیان می‌کند. کتاب اینطور شروع می‌شود:

تو داری شروع به خواندن داستانِ جدیدِ ایتالو کالوینو، اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، می‌کنی. آرام بگیر. حواست را جمع کن. تمام افکار دیگر را از سر دور کن. بگذار دنیایی که تو را احاطه کرده در پس ابر نهان شود. از آن سو، مثل همیشه تلویزیون روشن است، پس بهتر است در را ببندی. فورا به همه بگو: «نه، نمی‌خواهم تلویزیون تماشا کنم!» اگر صدایت را نمی‌شنوند بلندتر بگو: «دارم کتاب می‌خوانم، نمی‌خواهم کسی مزاحم شود.» با این سر و صداها شاید حرف‌هایت را نشنیده باشند: بلندتر بگو، فریاد بزن: «دارم داستان جدید ایتالو کالوینو را می‌خوانم!» یا اگر ترجیح می‌دهی، هیچ نگو، امیدوار باشیم که تو را به حال خود بگذارند. راحت‌ترین حالت را انتخاب کن: نشسته، لمیده، چمباتمه، درازکش، به پشت خوابیده، به پهلو خوابیده، دمرو، توی مبل، نیمکت، مبل متحرک، راحتی، عسلی یا توی یک ننو، اگر داشته باشی و البته یا روی تخت یا توی تخت.

بخش‌های جالبی هم دارد که فقط با دنبال کردن جزییات می‌توانی از آن لذت ببری:

«تعداد بسیاری از داستان‌هایی که نویسندگان معروف نوشته‌اند، کلمه‌به‌کلمه سالیان سال قبل از انتشار، با صدایی گرفته از دهان پدر روایت‌ها شنیده شده…»

«بانوی خواننده، تو چگونه‌ای؟ دیگر وقتش رسیده که این کتاب با ضمیر دوم‌شخص مفرد و فقط خطاب به یـک توی مذکر یا چیزی شبیه به آن یا برادر یک من فرصت‌طلب نباشد و فقط مستقیم خطاب به تو باشد…»

«تا وقتی بدانم در دنیا زنی هست که خواندن را بـرای نفس خواندن دوست دارد، می‌توانم مطمئن باشم که دنیا ادامه دارد.»

«هر کتاب تازه‌ای که می‌خوانم، در کتاب کل و واحدی کـه بـه خـوانده‌های ما شکل داده گنجانده شده…تمام کتاب‌ها، به یک کتاب منتهی می‌شوند»

«حالا بعد از اینکه کتابی به کتابی دیگر بـه دور دنـیا گشته‌ای، از نو به آن بازگشته‌ای…»

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

اینجا صدای رادیو بلند است. باد ملایم است و روی پوستت احساس سرما ایجاد می‌کند ...

#نوشتن

@Writing_lovers
کالوینو چگونه می‌نویسد؟

دو دست‌خط متفاوت دارم. بیشتر از آنکه بنویسم خط می‌زنم. صفحه‌های دستنویس من همیشه مملو از خط‌خوردگی و تصحیح هستند. یک وقتی چندین نسخه دستنویس می‌نوشتم. حالا پس از نوشتن نسخه اول، که با دست آن را نوشته‌ام و خرچنگ قورباغه است، تایپ کردن را آغاز و آنچه نوشته‌ام را کشف می‌کنم.

وقت بازخوانی نسخه تایپی متنی کاملا متفاوت را کشف می‌کنم که آن را هم بازبینی می‌کنم. بعد باز هم اصلاح می‌کنم. در هر صفحه ابتدا سعی می‌کنم با ماشین تحریر اصلاحاتم را وارد کنم، بعد اصلاحات دیگر را با دست انجام می‌دهم. بعضی وقت‌ها صفحه چنان ناخوانا می‌شود که دوباره آن را تایپ می‌کنم.

مدت زمان زیادی را صرف طراحی یک کتاب می‌کنم، طرح داستان را تیتروار می‌نویسم که البته سودی برایم ندارد. آن‌ها را دور می‌ریزم. چیزی که کتاب را شکل می‌دهد خود نوشته است، چیزی است که روی صفحه کاغذ نقش بسته.

همیشه با ایده‌ای کوچک، با یک تصویر شروع و آن را بزرگ می‌کنم. درست است که در ۱۰ سال گذشته معماری آثارم نقش بسیار مهمی داشتند، شاید نقش خیلی مهمی. اما فقط وقتی حس می‌کنم به معماری محکم رسیده‌ام که می‌تواند روی پای خودش بایستد مطمئن می‌شوم اثرم به پایان رسیده.

تجربه زندگی روزمره بر آنچه می‌نویسی تاثیر می‌‌گذارد، اما اینکه لحظه نوشتن کجا هستی خیلی تاثیر ندارد.


@Writing_lovers
دفتر یادداشت برادرم لوبیا
الیف آکارداش

مناسب گروه سنی ج و د است، خاصه بچه‌هایی که دلشان می‌خواهد نویسنده شوند و از فوت و فن‌ها و رمز و رازهای نویسندگی سر دربیاورند.

@Writing_lovers
 از بیست سالگی تا امروز، روزی تقریباً سی و سه صفحه خوانده‌ام و طبق برنامه، یعنی ماهی فقط هزار صفحه، که واقعا زیاد هم نیست.

در هجده، نوزده سالگی، تقریباً با متن‌های قدیمی و اصلی فارسی - شعر و نثر - آشنا بودم. مکررخوانی می‌کردم و علامت‌گذاری و یادداشت‌برداری. دیوانه‌وار می‌خواندم. مجنون تاریخ بیهقی شدم، چهار مقاله عروضی، مرزبان نامه، کلیله و دمنه، عقل سرخ و ... همزمان، گلستان و بوستان – بارها - و حافظ، مولوی، عطار، ناصرخسرو، و آنگاه، نیما، نیما، نیما، نیما، شاملو، اخوان، سایه، کسرایی ... و غوطه‌خوردنی غریب در نثر دوره‌های مختلف قدیم ... از این سو فرورفتن، از آن سو برآمدن، مستِ مست...

نادر ابراهیمی

@Writing_lovers
رؤیاپردازی کار روزانه داستان‌نویس‌ است ولی به اشتراک گذاشتن آن‌ها، وظیفهٔ حتی مهم‌تری برای اوست. ما نمی‌توانیم بدون به اشتراک گذاشتن چیزی، داستان‌نویس باشیم.

موراکامی
@Writing_lovers
نکته اصلی برای تمرین نوشتن، نگارش با زمان تعیین‌شده است. شاید زمانی که برای خود تعیین می‌کنید، ۱۰ یا ۲۰ دقیقه یا یکساعت باشد. این به خودتان بستگی دارد. شاید نخست بخواهید از ده دقیقه شروع کنید و پس از یک هفته بر آن بیفزایید.


ناتالی گلدبرگ
📚تا می‌توانی بنویس

@Writing_lovers
علاوه بر هنرمندان ادبیات که به هر حال شیفته آنها هستم، مثل کافکا، داستایوفسکی و کامو، همیشه تصویری از ون‌گوگ جلو من بوده است.

محمود دولت آبادی

@Writing_lovers
VID-20210101-WA0011.mp4
10.9 MB
معرفی داستان‌های خواندنی فارسی در سال‌های اخیر


@Writing_lovers
لیدیا دیویس چگونه می‌نویسد؟

داستان را با خودکار در یک دفتر می‌نویسم. از اول تا آخرش را می‌نویسم، ولی این داستان به هیچ وجه داستان نهایی نیست. بعد هم یک دفتر دیگر برمی دارم و دوباره آن را با خودکار می‌نویسم؛ این بار داستان به نسخه نهایی و مورد نظر من نزدیک می‌شود. بعد این دو دفتر را پاره می‌کنم و دور می‌ریزم و بدون آن که به چیزی نگاه کنم داستان را با کامپیوتر می‌نویسم. آن وقت است که یک داستان معقول می‌نویسم.

@Writing_lovers
کلمات جدید

تلونیوس مانک، یکی از محبوب ترین پیانیست ها برای من است. یک بار وقتی کسی از او پرسید چطور توانسته صدای خاصی را از پیانو خارج کند، مانک به کلیدهای پیانو اشاره کرد و گفت:

«نُت جدیدی که نیست. وقتی به کلیدها نگاه می کنید همه ی نت ها از قبل آن جا هستند. ولی اگر واقعاً منظوری از نواختن نتی به خصوص داشته باشید، صدای متفاوتی ایجاد خواهد شد. باید نت هایی را انتخاب کنید که از نواختنشان منظوری دارید!»

اغلب وقتی دارم می نویسم این حرف ها را به یاد می آورم و با خودم فکر می کنم:
«درست است. کلمات جدیدی وجود ندارند. کار ما این است که معانی جدید و مفهوم های فرعی را به کلمات معمولی بدهیم.»
این فکر برایم اطمینان بخش است. این فکر بدین معنی است که هنوز هم محدوده های وسیع و ناشناخته ای در مقابل ما وجود دارد، قلمروهای حاصلخیزی که فقط منتظر ما هستند تا در آن ها زراعت کنیم.

هاروکی موراکامی

از مقالهٔ «توصیه هایی در رابطه با نویسندگی از هاروکی موراکامی»
منبع سایت ایران کتاب

@Writing_lovers
جغد هوس خوردن چای اشک کرده است و با یادآوری چیزهای غم انگیز آنقدر اشک می ریزد تا کتری اش  پر می‌شود و با اشک ها چای درست می‌کند.

از کتاب « جغد در خانه» آرنولد لوبل

@Writing_lovers