نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
ایده‌ها از کجا می‌آیند؟


دیروز دوتا داستان خیلی عجیب و غریب نوشتم از اینکه یک همچین چیزایی توی کله ام بود شگفت زده شدم و تمام دیروز را از نوشتن این داستانهای عجیب خوشحال بودم. حدس می‌زنم ایده داستانها به نوعی با بازخوانی کتاب مورد علاقه ‌ام در ارتباط بود که این روزها دوباره به سراغش رفته‌ام.

اما امروز که هیچ کار خاصی نکردم یک اتفاق خوب و تقریبا مهم افتاد یکباره به خودم آمدم و متوجه شدم در حال تخیل کردن هستم. 

ما هیچ وقت نمی‌گوییم: «امروز روز خیلی خوبی داشتم. نقطه‌ اوجش جایی بود ‏که از پنجره خیره شده بودم. ولی شاید در یک جامعه‌ی بهتر،‌ در یک آرمان‌شهر آدم‌ها همچین جمله‌ای را به همدیگر بگویند.‏»*

دیروز دو داستان یاقوت مقابر شهلا پروین و شام خانوادگی ایشی گورو را هم خواندم. کمی موسیقی گوش دادم و یک متن پنج بخشی با گوش دادن به آهنگ‌ها نوشته‌ام. چیزی در آمد بین داستان و نقاشی یا شاید شعر. گوش دادن به موسیقی برای قوهٔ شنوایی نویسنده مفید است. پاستوفسکی نویسنده روسی می‌گوید : «شنوایی خوب برای نویسنده به نوعی در تماس با موسیقی خوب به وجود می‌آید.» و بنظرم ما به عنوان نویسنده نباید اهمیت این جمله را دست کم بگیریم.

*از کتاب در اهمیت از پنجره به بیرون خیره شدن

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

هوا مه آلود بود. به موج‌هایی چشم دوختم که به کناره‌های استخر می‌خوردند ...

#نوشتن

@Writing_lovers
برای اینکه بتوان به چیزهای معمولی گیرایی نوینی بخشید و حسی نزدیک به چیزی مافوق طبیعی برانگیخت، باید ذهن را از جنبهٔ تخدیر کنندهٔ عادت دور کرد تا هوش مان به سوی شادی و خارق العادگی جهان پیش رویمان هدایت شود.

وردزورث

@Writing_lovers
مطالعه و خواندن، کار هميشگی من است؛ هر چقدر که باشد. من هميشه جيره مواد خواندنی ام را تهيه می کنم تا هنگام نوشتن کمبودی نداشته باشم.» 

ارنست همینگوی

@Writing_lovers
ما با آنچه از زبان، خاطره، روایت و فرهنگ می‌سازیم، هویت می‌گیریم و ایرانی هستیم. ما آن چیزی هستیم که تولید می‌کنیم.


بهرام بیضایی

@Writing_lovers
Forwarded from 📚ŁłТΞRARłΛ📚
📝تمرین نوشتن

این عبارت را در نظر بگیرید: سام مطمئن نبود آیا این علامت خوبی است یا نشانه ای از مصیبت،اما می دانست...
با این سرآغاز شروع کنید و ادامه دهید.آزادانه نوشتن به این معنی است که بدون توقف یا فکر کردن زیاد،فقط بنویسید. فقط با شتاب بنویسید. به هرشکلی که کلمات بیرون می آیند. باید حداقل پنج دقیقه به این نحو بنویسید. اما اگر هم می خواهید بیشترش کنید آزادید.
هیچکس کاری به این نوشته ندارد به جز خودتان و شما هم به آن به جز به دید حرف هایی قلمبه سلمبه نگاه نمی کنید.
فقط احساس کنید که دارید از عصبانیت و حرارت تند تند چیزهایی را روی کاغذ می آورید.

#قدم_به_قدم_تا_نوشتن_داستان
#ترجمه_انیسا_دهقانی
#نشر_افکار
#تمرین_نوشتن
چطور بنویسیم؟
احمد محمود
@Writing_lovers
گاهی دو ساعت، کار روزانه می‌تواند شامل خواندن یک دو داستان کوتاه و نوشتن پیش‌نویس یک طرح باشد. اما گذاشتن همین زمان، به طور مداوم و نشستن پشت میز می‌تواند دریچه‌های جدیدی به روی جهان نویسنده بگشایند. برای نوشتن متن‌های خوب باید خودتان را آماده کنید، سوادتان را کامل کنید؛ بسیار بخوانید و همزمان بسیار بنویسید.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
ماجرا قبل از نوشتن شروع می‌شود. یک ذهن خلوت می‌خواهد. یک ذهن بدون موبایل، یک ذهن که یک روز، دو روز، خودش را گوشه کناری متمرکز کند. با این ذهن شلوغ مثل لانه زنبور نمی‌شود. ذهنی می‌خواهد که اولویت اولش مشخص باشد. اولویتش نوشتن باشد، چیزهای دیگر را کنار بگذارد. باید بروید باغ سالار، یخچال، مثل دیوانه‌ها راه بروید و با خودتان بلند درباره طرحتان حرف بزنید و مردم به شما بخندند. این هزینه ای است که باید برای داستان نویسی بپردازید.

کیهان خانجانی

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

هنوز خنكای اتاقك كاهگلی و آن در چوبی رنگ‌و رورفته‌ای كه پشت آن می‌نشست و به آوازها گوش می‌داد را از ياد نبرده بود ...

#نوشتن

@Writing_lovers
شبی از شبهای زمستان مسافری

کالوینو در رمان «اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» که یک «راهنمای خواندن» به حساب می ‌آید، همهٔ رمز و رازهای خواندن را از نگاه یک کتابخوان حرفه‌ای و دقیق برای ما بیان می‌کند. کتاب اینطور شروع می‌شود:

تو داری شروع به خواندن داستانِ جدیدِ ایتالو کالوینو، اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، می‌کنی. آرام بگیر. حواست را جمع کن. تمام افکار دیگر را از سر دور کن. بگذار دنیایی که تو را احاطه کرده در پس ابر نهان شود. از آن سو، مثل همیشه تلویزیون روشن است، پس بهتر است در را ببندی. فورا به همه بگو: «نه، نمی‌خواهم تلویزیون تماشا کنم!» اگر صدایت را نمی‌شنوند بلندتر بگو: «دارم کتاب می‌خوانم، نمی‌خواهم کسی مزاحم شود.» با این سر و صداها شاید حرف‌هایت را نشنیده باشند: بلندتر بگو، فریاد بزن: «دارم داستان جدید ایتالو کالوینو را می‌خوانم!» یا اگر ترجیح می‌دهی، هیچ نگو، امیدوار باشیم که تو را به حال خود بگذارند. راحت‌ترین حالت را انتخاب کن: نشسته، لمیده، چمباتمه، درازکش، به پشت خوابیده، به پهلو خوابیده، دمرو، توی مبل، نیمکت، مبل متحرک، راحتی، عسلی یا توی یک ننو، اگر داشته باشی و البته یا روی تخت یا توی تخت.

بخش‌های جالبی هم دارد که فقط با دنبال کردن جزییات می‌توانی از آن لذت ببری:

«تعداد بسیاری از داستان‌هایی که نویسندگان معروف نوشته‌اند، کلمه‌به‌کلمه سالیان سال قبل از انتشار، با صدایی گرفته از دهان پدر روایت‌ها شنیده شده…»

«بانوی خواننده، تو چگونه‌ای؟ دیگر وقتش رسیده که این کتاب با ضمیر دوم‌شخص مفرد و فقط خطاب به یـک توی مذکر یا چیزی شبیه به آن یا برادر یک من فرصت‌طلب نباشد و فقط مستقیم خطاب به تو باشد…»

«تا وقتی بدانم در دنیا زنی هست که خواندن را بـرای نفس خواندن دوست دارد، می‌توانم مطمئن باشم که دنیا ادامه دارد.»

«هر کتاب تازه‌ای که می‌خوانم، در کتاب کل و واحدی کـه بـه خـوانده‌های ما شکل داده گنجانده شده…تمام کتاب‌ها، به یک کتاب منتهی می‌شوند»

«حالا بعد از اینکه کتابی به کتابی دیگر بـه دور دنـیا گشته‌ای، از نو به آن بازگشته‌ای…»

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

اینجا صدای رادیو بلند است. باد ملایم است و روی پوستت احساس سرما ایجاد می‌کند ...

#نوشتن

@Writing_lovers
کالوینو چگونه می‌نویسد؟

دو دست‌خط متفاوت دارم. بیشتر از آنکه بنویسم خط می‌زنم. صفحه‌های دستنویس من همیشه مملو از خط‌خوردگی و تصحیح هستند. یک وقتی چندین نسخه دستنویس می‌نوشتم. حالا پس از نوشتن نسخه اول، که با دست آن را نوشته‌ام و خرچنگ قورباغه است، تایپ کردن را آغاز و آنچه نوشته‌ام را کشف می‌کنم.

وقت بازخوانی نسخه تایپی متنی کاملا متفاوت را کشف می‌کنم که آن را هم بازبینی می‌کنم. بعد باز هم اصلاح می‌کنم. در هر صفحه ابتدا سعی می‌کنم با ماشین تحریر اصلاحاتم را وارد کنم، بعد اصلاحات دیگر را با دست انجام می‌دهم. بعضی وقت‌ها صفحه چنان ناخوانا می‌شود که دوباره آن را تایپ می‌کنم.

مدت زمان زیادی را صرف طراحی یک کتاب می‌کنم، طرح داستان را تیتروار می‌نویسم که البته سودی برایم ندارد. آن‌ها را دور می‌ریزم. چیزی که کتاب را شکل می‌دهد خود نوشته است، چیزی است که روی صفحه کاغذ نقش بسته.

همیشه با ایده‌ای کوچک، با یک تصویر شروع و آن را بزرگ می‌کنم. درست است که در ۱۰ سال گذشته معماری آثارم نقش بسیار مهمی داشتند، شاید نقش خیلی مهمی. اما فقط وقتی حس می‌کنم به معماری محکم رسیده‌ام که می‌تواند روی پای خودش بایستد مطمئن می‌شوم اثرم به پایان رسیده.

تجربه زندگی روزمره بر آنچه می‌نویسی تاثیر می‌‌گذارد، اما اینکه لحظه نوشتن کجا هستی خیلی تاثیر ندارد.


@Writing_lovers
دفتر یادداشت برادرم لوبیا
الیف آکارداش

مناسب گروه سنی ج و د است، خاصه بچه‌هایی که دلشان می‌خواهد نویسنده شوند و از فوت و فن‌ها و رمز و رازهای نویسندگی سر دربیاورند.

@Writing_lovers
 از بیست سالگی تا امروز، روزی تقریباً سی و سه صفحه خوانده‌ام و طبق برنامه، یعنی ماهی فقط هزار صفحه، که واقعا زیاد هم نیست.

در هجده، نوزده سالگی، تقریباً با متن‌های قدیمی و اصلی فارسی - شعر و نثر - آشنا بودم. مکررخوانی می‌کردم و علامت‌گذاری و یادداشت‌برداری. دیوانه‌وار می‌خواندم. مجنون تاریخ بیهقی شدم، چهار مقاله عروضی، مرزبان نامه، کلیله و دمنه، عقل سرخ و ... همزمان، گلستان و بوستان – بارها - و حافظ، مولوی، عطار، ناصرخسرو، و آنگاه، نیما، نیما، نیما، نیما، شاملو، اخوان، سایه، کسرایی ... و غوطه‌خوردنی غریب در نثر دوره‌های مختلف قدیم ... از این سو فرورفتن، از آن سو برآمدن، مستِ مست...

نادر ابراهیمی

@Writing_lovers