✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
روز دلانگیزی در خلیج بود و نسیم خنکی میوزید. به ساحل و کوههای پشت آن نگاه میکردم ...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
روز دلانگیزی در خلیج بود و نسیم خنکی میوزید. به ساحل و کوههای پشت آن نگاه میکردم ...
#نوشتن
@Writing_lovers
تابهحال هیچ دفتر خاطراتی نخواندهام که داستانی شگفت در آن نباشد. همۀ ما داستان خود را داریم: همهمان سختیهایی در زندگی داریم، همه لحظاتی سرشار از خوشی داریم. آدم فکر میکند در جهان تنهاست، اما اینگونه نیست.
مکنامارا
شکارچی خاطرات: زندگی آدمهای معمولی چه هیجانی میتواند داشته باشد؟
منبع : ترجمان
@Writing_lovers
مکنامارا
شکارچی خاطرات: زندگی آدمهای معمولی چه هیجانی میتواند داشته باشد؟
منبع : ترجمان
@Writing_lovers
یکی از نمودهای رنج در نوشتن وقتی است که نویسنده میکوشد کارش را کنترل کند. این جریان مربوط به همان میل دستیابی به نتیجه است. جملهٔ «میخواهم شخصیتم این کار را بکند...» هر وقت از خودتان جملهای با «میخواهم ...» در مورد کارتان شنیدید، حواستان را جمع کنید. این یعنی برنامهای از پیش تعیین شده دارید که اگر عمیق بنویسید وبگذارید شخصیت ها با شما حرف بزنند و به جهتی غیر از دلخواه شما بروند، دلگیر میشوید. اگر از ابتدا بدانید به کجا میروید پس سفرتان اجباری، بیفایده و قابل پیش بینی و مستقیم است. اصلا نیازی نیست این همه چیز بدانید. لازم نیست رئیس همه چیزباشید، همانطور که لازم نیست تمام دنیا روی دوش شما باشد. چند ثانیه آن را زمین بگذارید؛ دنیا همچنان به چرخشش ادامه میدهد. داستان تان را با دقت بررسی کنید. راهنمایی نکنید. بعد از اینکه داستان جهت و صدای خودش را پیدا کرد، تنش بیشتری وارد آن کنید؛ ولی تا زمانی که مواد لازم برای این کار ندارید دست به چنین حرکتی نزنید. تلاش برای کنترل اثر، راه مستقیمی است که نوشتن ختم به رنج میشود.
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
@Writing_lovers
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
از صبح آنقدر عوض شدهام که نمیدانم کی هستم....
نقل قولی از «آلیس در سرزمین عجایب»
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
از صبح آنقدر عوض شدهام که نمیدانم کی هستم....
نقل قولی از «آلیس در سرزمین عجایب»
#نوشتن
@Writing_lovers
افکاری که بدون رنج حاصل شدهاند فاقد منبع مهم انگیزه هستند. به قول پروست، ما تا مشکلی نداشته باشیم عملا چیزی نمیآموزیم. حافظه بی نقص، ابزار کارآمدی برای مطالعه پدیده حافظه نیست.
آلن دوباتن
📚پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند.
@Writing_lovers
آلن دوباتن
📚پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند.
@Writing_lovers
نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست pinned «🟡🟢🟠دورههای آموزشی آنلاین کانال نویسندگی و نوشتن: ✍ کارگاه آموزش داستاننویسی: در این دورهٔ جامع، نوشتن برایتان راحت میشود و یاد میگیرید نوشتههایتان را براساس اصول داستاننویسی بنویسید. این دوره برای کسانی مناسب است که به دنبال نوشتن و ویرایش کتاب…»
یادداشتهای متفاوت من
یادداشتهای امروزم را با زاویه دید دوم شخص و خطاب به خودم نوشتم. این کار باعث شد به سراغ موضوعاتی بروم که در حالت عادی به سراغشان نمیرفتم و زاویه نگاهم را به موضوعات اطرافم تغییر داد. بعد از پایانش حس بسیار خوبی داشتم:
این شعر از «خیام» را هم از صبح مثل یک ورد میخوانی. فکر میکنی این معنایی است که دل هر لحظه نهفته است و قدرت آن را دارد تا رسالتت را به تو یادآوری کند. کتابهایی که باید بنویسی و به قول استاد باید بدانی که در این دویدنها چطور سگی، دنبالت گذاشته، باید هراس زمان را حس کنی و آنطور که شایسته است تلاش کنی:
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
برساز ترانهای و پیشآور می
کافکند بخاک صد هزاران جم و کی
این آمدن تیرمه و رفتن دی
از میان کتابها، «خاطرات یک مغ»، «آلیس در سرزمین عجایب» و «راز فال ورق» کتابهایی هستند که جادو درون خود دارند و تو از خواندنشان لذت میبری. میتوانی هرازگاهی به بخشهایی از آنها مراجعه کنی و امید داشته باشی که جواب سؤالات روزانهات را بدهند.
و اگر میخواهی یک داستان_شعر بخوانی، داستان «درختها» از مجموعه « جوی و دیوار و تشنه» ابراهیم گلستان گزینه خوبی است. ابراهیم گلستان در این داستان به تجربه متفاوتی در نوشتن داستان دست زده است.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
یادداشتهای امروزم را با زاویه دید دوم شخص و خطاب به خودم نوشتم. این کار باعث شد به سراغ موضوعاتی بروم که در حالت عادی به سراغشان نمیرفتم و زاویه نگاهم را به موضوعات اطرافم تغییر داد. بعد از پایانش حس بسیار خوبی داشتم:
این شعر از «خیام» را هم از صبح مثل یک ورد میخوانی. فکر میکنی این معنایی است که دل هر لحظه نهفته است و قدرت آن را دارد تا رسالتت را به تو یادآوری کند. کتابهایی که باید بنویسی و به قول استاد باید بدانی که در این دویدنها چطور سگی، دنبالت گذاشته، باید هراس زمان را حس کنی و آنطور که شایسته است تلاش کنی:
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
برساز ترانهای و پیشآور می
کافکند بخاک صد هزاران جم و کی
این آمدن تیرمه و رفتن دی
از میان کتابها، «خاطرات یک مغ»، «آلیس در سرزمین عجایب» و «راز فال ورق» کتابهایی هستند که جادو درون خود دارند و تو از خواندنشان لذت میبری. میتوانی هرازگاهی به بخشهایی از آنها مراجعه کنی و امید داشته باشی که جواب سؤالات روزانهات را بدهند.
و اگر میخواهی یک داستان_شعر بخوانی، داستان «درختها» از مجموعه « جوی و دیوار و تشنه» ابراهیم گلستان گزینه خوبی است. ابراهیم گلستان در این داستان به تجربه متفاوتی در نوشتن داستان دست زده است.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
راهِ ناپیموده
در جنگلی زردْفام دو راه از هم جدا میشدند
افسوس که نمیتوانستم هر دو را انتخاب کنم؛
چرا که فقط یک نفر بودم
ایستادم؛
و تا آنجا که میتوانستم به یکی خیره شدم
تا جایی که میان بوتهها گم شد...
پس بیطرفانه آن دیگری را برگزیدم.
شاید به خاطر اینکه راه نخستین، پوشیده از علف بود
و میخواست پنهان بماند
اگر چه هر دو یکسان لگد کوب شده بودند.
و هر دو در آن صبحگاه همسان به نظر میرسیدند؛
پوشیده از برگ،
بی ردِّپایی بر آن
آه ... و من آن را برای روز دیگر گذاشتم.
با آنکه میدانستم که هر راهی به راهی دیگر میرسد
تردیدم برای بازگشت، مثال نوای پرنده صبحگاهی، پیوسته آواز خوان بود.
سالهای سال بعد روزی
با حسرت به خود خواهم گفت:
در جنگلی دو راه از هم جدا میشد و من
آری! من راهی را در پیش گرفتم که دنجتر بود
و این معنی تفاوت است.
شعری از رابرت فراست
@Writing_lovers
در جنگلی زردْفام دو راه از هم جدا میشدند
افسوس که نمیتوانستم هر دو را انتخاب کنم؛
چرا که فقط یک نفر بودم
ایستادم؛
و تا آنجا که میتوانستم به یکی خیره شدم
تا جایی که میان بوتهها گم شد...
پس بیطرفانه آن دیگری را برگزیدم.
شاید به خاطر اینکه راه نخستین، پوشیده از علف بود
و میخواست پنهان بماند
اگر چه هر دو یکسان لگد کوب شده بودند.
و هر دو در آن صبحگاه همسان به نظر میرسیدند؛
پوشیده از برگ،
بی ردِّپایی بر آن
آه ... و من آن را برای روز دیگر گذاشتم.
با آنکه میدانستم که هر راهی به راهی دیگر میرسد
تردیدم برای بازگشت، مثال نوای پرنده صبحگاهی، پیوسته آواز خوان بود.
سالهای سال بعد روزی
با حسرت به خود خواهم گفت:
در جنگلی دو راه از هم جدا میشد و من
آری! من راهی را در پیش گرفتم که دنجتر بود
و این معنی تفاوت است.
شعری از رابرت فراست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین سرمایه شما، همانی است که در آن زندگی میکنید و داستانهایی است که در اطراف شماست. اگر بعد از آشنایی با نویسندگان بزرگ، کتابهایشان را بر اساس تاریخ نوشته شدن بخوانید و کمی به سبک زندگی آنها هم نگاه کنید، متوجه میشوید که تغییر سبک زندگی آنها بر محتوای آثارشان تأثیر مستقیم دارد.
میثم مدنی
«پستهای کتابخوانی» میثم مدنی در سایتش بسیار خواندنی و آموزندههستند:
چرا کتاب بخوانیم؟ تا نحوه استفاده از جادوی کلمات و افسون واژگان را یاد بگیریم؟
@Writing_lovers
میثم مدنی
«پستهای کتابخوانی» میثم مدنی در سایتش بسیار خواندنی و آموزندههستند:
چرا کتاب بخوانیم؟ تا نحوه استفاده از جادوی کلمات و افسون واژگان را یاد بگیریم؟
@Writing_lovers
گاهنوشتههای میثم مدنی
۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش چهاردهم: تا نحوه استفاده از جادوی کلمات و افسون واژگان را یاد بگیریم. - گاهنوشتههای میثم مدنی
احتمالا خیلی از شما مهدی ضرغامیان رو نمیشناسید! ایشون فکر میکنم حدود ۲۶۰ جلد برای کودکان ما کتاب ویراستاری، ترجمه و تالیف کردن! از اینجا حداقل ۴۳ موردش رو میتونید بخرید. یک مجموعه کتاب شروع کردن با عنوان «افسون کلمات» البته این کتابها برای کودکان هست…
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
دو میز با من فاصله داشت، نگاه سریعی به من انداخت...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
دو میز با من فاصله داشت، نگاه سریعی به من انداخت...
#نوشتن
@Writing_lovers
خیلی مهم است که تخیل خودتان را به تخیل فردی دیگر تبدیل کنید... این کار باعث تقویت «عینی گرایی» در شما می شود و این گونه، چشم اندازی که خلق می کنید، گستردگی و جذابیت به مراتب بیشتری خواهد داشت.
کارول اوتس
برای خواندن اصل مقالهٔ توصیههای «جویس کارول اوتس» دربارهٔ هنر خلق «داستان کوتاه» میتوانید به سایت ایران کتاب مراجعه کنید.
@Writing_lovers
کارول اوتس
برای خواندن اصل مقالهٔ توصیههای «جویس کارول اوتس» دربارهٔ هنر خلق «داستان کوتاه» میتوانید به سایت ایران کتاب مراجعه کنید.
@Writing_lovers
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه» | ایران کتاب
در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم
همه ما مقاطعی احساس میکنیم که به انتهای دنیا رسیده ایم. دانسته های ما پیش پا افتاده و کلیشهای به نظر می آیند، اما من عقیده دارم مشکل نگریستن به مسئله از زاویه ای است که به موضوع نگاه میکنیم.
من به شاگردانم توصیه میکنم در چنین مواقعی روزی یک صفحه درباره هر چیز ، درباره اینکه چقدر از نوشتن متنفر هستند بنویسید. فقط برای اینکه از روماتیسم انگشت دور شوند؛ فقط برای اینکه آنها خود را موظف بدانند که روزانه سیصد کلمه بنویسند.
به جای عاجزانه نگریستن به کامپیوترم و به وسعت دیوانگی پیش رفتن، به خود
گویم: «بسبار خب، بذار ببینم فردا قراره بمیرم، امروز باید چه کنم؟»
در آغاز میتوانید میلیونها دلیل برای تسلیم شدن پیدا کنید، اما خود را ملزم دانستن به اینکه یک بخش یا یک داستان را به اتمام برسانید، نکته بسیار مهمی است. صدای دلسرد کننده همواره هوار میزند «اینها دری وری است.» و شاید هم درست بگوید. شاید فقط در حال تمرین کردن باشید، اما فقط اینگونه است که بهتر خواهید شد.
آن لموت
📚پرنده به پرنده
@Writing_lovers
من به شاگردانم توصیه میکنم در چنین مواقعی روزی یک صفحه درباره هر چیز ، درباره اینکه چقدر از نوشتن متنفر هستند بنویسید. فقط برای اینکه از روماتیسم انگشت دور شوند؛ فقط برای اینکه آنها خود را موظف بدانند که روزانه سیصد کلمه بنویسند.
به جای عاجزانه نگریستن به کامپیوترم و به وسعت دیوانگی پیش رفتن، به خود
گویم: «بسبار خب، بذار ببینم فردا قراره بمیرم، امروز باید چه کنم؟»
در آغاز میتوانید میلیونها دلیل برای تسلیم شدن پیدا کنید، اما خود را ملزم دانستن به اینکه یک بخش یا یک داستان را به اتمام برسانید، نکته بسیار مهمی است. صدای دلسرد کننده همواره هوار میزند «اینها دری وری است.» و شاید هم درست بگوید. شاید فقط در حال تمرین کردن باشید، اما فقط اینگونه است که بهتر خواهید شد.
آن لموت
📚پرنده به پرنده
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
ساعتها زيرِ باران ايستادم و به دانه هایِ باران نگاه كردم. و...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
ساعتها زيرِ باران ايستادم و به دانه هایِ باران نگاه كردم. و...
#نوشتن
@Writing_lovers