بهترین و موثرترین راههای افزایش ذوق نویسندگی دیدارِ پیدرپی با آفرینشهای هنری برجسته است؛ اعم از هنرهای دیداری و شنیداری… مطالعه آثار ممتاز و هنرمندانه، ذوقافزا است. تماشا استعداد را شکوفا میکند. نگاه هوشمندانه، ذهن را آزموده میکند و قلم را چالاک… آنگاه که در هنر دیگران خیره میشویم، همه دریچههای روح خود را گشودهایم تا بر ما ببارد آنچه بر آفرینندگان با ذوق باریده است.
رضا بابایی
📚بهتر بنویسیم
@Writing_lovers
رضا بابایی
📚بهتر بنویسیم
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«رمز و راز غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن»
گفته شده تولستوی با سالهای سال نوشتن دربارۀ خودش، اعتماد به نفس لازم را برای نوشتن شاهکارهایش به دست آورد.
رضا بابایی هم گفته است:
راز زیبانویسی در آسانگیری و بسیار نویسی است. اگر بر خود سخت بگیریم و خود را وادار به آفرینشهای مصنوعی و نفسگیر کنیم، دیر یا زود قلم را بر زمین خواهیم گذاشت.
آن لموت درباره بهترین روش نوشتن میگوید: مینشینی و سعی میکنی که هر روز وتقریبا در یک زمان مشخص به عنوان مثال نه صبح یا ده شب هر روز بنویسی. این بهترین شیوهای است که شما ناخودآگاه خود را برای آن آموزش میدهید. سپس برای یکساعت که به نقطهای مینگری خمیازهای میکشی و دوباره به کاغذ نگاه میکنی. یک صفحه، یک مکان، یک شخصیت که در میان هیاهوی بسیار سعی در گفتنش داری را آغاز میکنی و کلمات را مانند دانه های تسبیح به نخ میکشی تا داستانی بازگوشود.
بنابراین تنها راه غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن این است که هر روز کمی بنویسیم. برنامهٔ نوشتن دیروز من یک داستان کوتاه بود که با تصویر یک نویسنده در یک اتاق و پشت میز تحریر شروع شد. شخصیت های دیگر داستان هم یک عنکبوت و یک غول بودند که با حرفها و سرو صداهای شان نمیگذارند او بنویسد و از آنجا که یک داستان نویس باید روزانه به طور متوسط چهار داستان بخواند در حال خواندن مجموعه داستان«حافظهپروانهای» بهناز علیپور هستم. شما به عنوان نویسنده روزانه چند داستان میخوانید؟
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
گفته شده تولستوی با سالهای سال نوشتن دربارۀ خودش، اعتماد به نفس لازم را برای نوشتن شاهکارهایش به دست آورد.
رضا بابایی هم گفته است:
راز زیبانویسی در آسانگیری و بسیار نویسی است. اگر بر خود سخت بگیریم و خود را وادار به آفرینشهای مصنوعی و نفسگیر کنیم، دیر یا زود قلم را بر زمین خواهیم گذاشت.
آن لموت درباره بهترین روش نوشتن میگوید: مینشینی و سعی میکنی که هر روز وتقریبا در یک زمان مشخص به عنوان مثال نه صبح یا ده شب هر روز بنویسی. این بهترین شیوهای است که شما ناخودآگاه خود را برای آن آموزش میدهید. سپس برای یکساعت که به نقطهای مینگری خمیازهای میکشی و دوباره به کاغذ نگاه میکنی. یک صفحه، یک مکان، یک شخصیت که در میان هیاهوی بسیار سعی در گفتنش داری را آغاز میکنی و کلمات را مانند دانه های تسبیح به نخ میکشی تا داستانی بازگوشود.
بنابراین تنها راه غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن این است که هر روز کمی بنویسیم. برنامهٔ نوشتن دیروز من یک داستان کوتاه بود که با تصویر یک نویسنده در یک اتاق و پشت میز تحریر شروع شد. شخصیت های دیگر داستان هم یک عنکبوت و یک غول بودند که با حرفها و سرو صداهای شان نمیگذارند او بنویسد و از آنجا که یک داستان نویس باید روزانه به طور متوسط چهار داستان بخواند در حال خواندن مجموعه داستان«حافظهپروانهای» بهناز علیپور هستم. شما به عنوان نویسنده روزانه چند داستان میخوانید؟
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
آنجا گورستان ماشینهای قراضه بود. دور زمین یک حصار بود، با یک دروازه آهنی زنگ زده...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
آنجا گورستان ماشینهای قراضه بود. دور زمین یک حصار بود، با یک دروازه آهنی زنگ زده...
#نوشتن
@Writing_lovers
Forwarded from تبارشناسی کتاب
وقتی به لحن و صدای درست رسیدید، بقیه ی کتاب [طرح، سرگذشت، متن] می آید. هر کتابی شاید سرگذشتی متفاوت در وجود شما داشته باشد، اما در کتابی که می خواهید بنویسید زبان بر هر چیز مقدم است و همین زبان است که کتاب را در کنترل خود می گیرد( سرچشمه های تخیل، ادگار لارنس دکتروف/ بر گرفته از کتاب آن سوی بهشت مقاله هایی در حوزه ی سیاست، تاریخ، ادبیات و هنر/ گزیده و ترجمه ی رضا رضایی/ انتشارات فرهنگ جاوید ۱۳۹۹/ ص ۳۰۱)
@tabarshenasi_ketab
@tabarshenasi_ketab
می خواهید نویسنده شوید؟ این کتابها را حتما بخوانید
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/441569-آثار-الهام-بخش-درباره-نوشتن/
@Writing_lovers
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/441569-آثار-الهام-بخش-درباره-نوشتن/
@Writing_lovers
سیمرغ
می خواهید نویسنده شوید؟ این کتابها را حتما بخوانید
اینها راهنماهای درخشانی برای خلاقیت، تعهد و ساختار هستند، خواه قصد نوشتن یک کتاب را داشته باشید و خواه تنها خوب نوشتن را دوست داشته باشید
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
راننده آهسته سرش را برمیگرداند و با چشمهای مسطح و به طور طبیعی دریدهاش نگاهم میکند ...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
راننده آهسته سرش را برمیگرداند و با چشمهای مسطح و به طور طبیعی دریدهاش نگاهم میکند ...
#نوشتن
@Writing_lovers
وقتی نیما مرد، از او چند گونی نوشته و کاغذ پاره به جا مانده بود. نیما تقریباً در تمام عمرش مینوشت. بیشتر روزها در خانه میماند و در کنج اتاقش مینوشت؛ همه چیز هم مینوشت؛ شعر، مقاله، نامه و یادداشت روزانه. این که ۵۰ سال پس از مرگ نویسنده هنوز آثار منتشر نشدهای از او وجود دارد، به خودی خود میتواند چیز هیجانانگیزی باشد.
در این میان دفتر یادداشتهای روزانه نیما از چند جهت اهمیت دارد و خواندنشان نشان میدهد برای شاعر شدن چطور باید فکر کرد و چطور در کوچکترین کارهای روزانه هم باید شاعر بود. سخنان نیما به ما نشان میدهد که چقدر لطیف و حساس است و چطور همیشه شاعرانه حرف میزند.
چرا باید کتاب «یادداشتهای روزانه نیما» را بخوانیم؟
منبع : سیمرغ
@Writing_lovers
در این میان دفتر یادداشتهای روزانه نیما از چند جهت اهمیت دارد و خواندنشان نشان میدهد برای شاعر شدن چطور باید فکر کرد و چطور در کوچکترین کارهای روزانه هم باید شاعر بود. سخنان نیما به ما نشان میدهد که چقدر لطیف و حساس است و چطور همیشه شاعرانه حرف میزند.
چرا باید کتاب «یادداشتهای روزانه نیما» را بخوانیم؟
منبع : سیمرغ
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواندن پروست صدای ویرجینیا وولف را برید. وولف عاشق رمان پروست بود، ولی بیش از حد عاشق آن بود. معتقد بود به حد کافی اِشکال ندارد، نقیض فرضیه والتر بنیامین در تشریح این نکته که چرا افراد نویسنده میشوند: زیرا قادر نیستند کتابی بیابند که کاملا ارضایشان کند. و اِشکال ویرجینیا این بود، که حداقل برای مدتی، تصور کرد آن کتاب را یافته.
📚 پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند
آلن دوباتن
این کتاب در نه فصل نوشته شده است که سرفصلهای آن عبارت است از:
امروز چگونه زندگی را دوست بداریم؟
چگونه برای خودمان بخوانیم؟
چگونه وقت بگذرانیم؟
چگونه با موفقیت رنج ببریم؟
چگونه احساسات خود را بیان کنیم؟
چگونه دوست خوبی باشیم؟
چگونه چشمان خود را باز کنیم؟
چگونه به هنگام عاشقی شاد باشیم؟
چگونه کتابها را زمین بگذاریم؟
@Writing_lovers
📚 پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند
آلن دوباتن
این کتاب در نه فصل نوشته شده است که سرفصلهای آن عبارت است از:
امروز چگونه زندگی را دوست بداریم؟
چگونه برای خودمان بخوانیم؟
چگونه وقت بگذرانیم؟
چگونه با موفقیت رنج ببریم؟
چگونه احساسات خود را بیان کنیم؟
چگونه دوست خوبی باشیم؟
چگونه چشمان خود را باز کنیم؟
چگونه به هنگام عاشقی شاد باشیم؟
چگونه کتابها را زمین بگذاریم؟
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
جین یولن، نویسنده و شاعر آمریکایی، را هانس کریستین آندرسن معاصر لقب دادهاند. این نویسنده پرکار کودک و نوجوان میگوید: «ایده نوشتن کتابهایم رااز همهجا میگیرم، از مجله، روزنامه یا کتاب، گوش دادن به موسیقی، قدم زدن روی چمنزار، گوش دادن به مکالمه میان دو نفر، صحبت کردن با دوستانم و یا حتی تماشای شنای اردکها. همه اینها میتوانند برایم الهام بخش باشند. از وقتی به یاد دارم، تمامی عوامل در دنیا در خدمت من بودند تا از آنها ایده بگیرم.»
@Writing_lovers
@Writing_lovers
توصیه پدرم به من این بود: زیاد بنویس، زیاد دور بریز و برای چاپ شدن نوشتهات اصلا عجله نکن. کتاب اولم در حقیقت کتاب سومم بود. من دو کتاب دیگر هم نوشتم، اما آنها را دور انداختم. این رویه من در نوشتن شد.
بورخس
📚گفتگو با بورخس
@Writing_lovers
بورخس
📚گفتگو با بورخس
@Writing_lovers
نوشتن
«نوشتن بیش از یادآوری با فراموشی مرتبط است.» این جملهٔ فایدروس ِ افلاطون حتما برایتان آشنا است. استیون کینگ میگوید :«می دانم که نوشتن گاهی وقت ها اینطور است، گاهی وقت ها آنچه می نویسید برای همیشه رهایتان میکند، مثل عکس های قدیمی در نور تند آفتاب که کم کم رنگشان می پرد و جز کاغذِ سفید چیزی از آنها نمی ماند.»
شعر زیر از ایلهان برک مضمون مشابهای دارد:
اگر يک نفر
هر آنچه را که
از درونش برمیآيد، بنويسد
بیشک از درون او
کسی رفته است
و نقل قولی از شمس تبریزی:
«سخن را چون نمینویسم در من میماند و هر لحظه مرا روی دگر میدهد.»
بنابراین نوشتن، سپردن مفاهیم و اندیشههایمان در قالب کلمات است به جریان خروشان رودخانهٔ زمان. ایثار بخشی از وجودمان به زمان، برای سپردن و هدیه دادنش به آیندگان.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
«نوشتن بیش از یادآوری با فراموشی مرتبط است.» این جملهٔ فایدروس ِ افلاطون حتما برایتان آشنا است. استیون کینگ میگوید :«می دانم که نوشتن گاهی وقت ها اینطور است، گاهی وقت ها آنچه می نویسید برای همیشه رهایتان میکند، مثل عکس های قدیمی در نور تند آفتاب که کم کم رنگشان می پرد و جز کاغذِ سفید چیزی از آنها نمی ماند.»
شعر زیر از ایلهان برک مضمون مشابهای دارد:
اگر يک نفر
هر آنچه را که
از درونش برمیآيد، بنويسد
بیشک از درون او
کسی رفته است
و نقل قولی از شمس تبریزی:
«سخن را چون نمینویسم در من میماند و هر لحظه مرا روی دگر میدهد.»
بنابراین نوشتن، سپردن مفاهیم و اندیشههایمان در قالب کلمات است به جریان خروشان رودخانهٔ زمان. ایثار بخشی از وجودمان به زمان، برای سپردن و هدیه دادنش به آیندگان.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناباکوف چطور مینوشت؟
نسخه اولیه داستان یا نوشتهاش را با مداد روی برگههای یادداشت خطدار اما بدون شماره مینوشت و برگهها را در جعبههایی با طول زیاد بهاصطلاح فایل میکرد (با پدیده پیچیدهای سروكار نداریم، هر برگ كاغذ معمولی را میشود سه یا چهار قسمت كرد). البته در نظر داشتهباشید ایشان كل رمان یا داستان را از اول تا آخر در ذهن تصویر میكرده و بعد با حفظ طرح كلی مشغول نوشتن میشده و همین بوده كه میتوانسته صحنهها و قسمتهای مختلف را فارغ از ترتیب و به میل خود روی كاغذ بیاورد و جاهای خالی را هر زمان و هر طور كه خواست پر كند. بهنظر ایشان این روش نوآورانه كه بیشتر به نقاشی میماند مثل نوشتن بهترتیب از اول تا آخر كسلكننده نیست. بر اساس روش ناباكوف گام بعدی درهمریختن برگهها و انتخاب دلبخواه صحنه و پخش و بازچیدن آنهاست كه خودش تبحر خاصی در آن داشت. جعبه فایل در ضمن نقش میز كار سیار را هم بازی میكرد. میتوانید مثل ناباكوف در سفر دور امریكا یا سوییس (شما روش ناباكوف را با ماشین دور كشور خودتان یا دور هر كشوری كه میشود امتحان كنید) جعبهتان را همراه ببرید و شبها روی صندلی پشت ماشین لم بدهید (ناگفته پیداست كه باید ماشین را جای مناسبی پارك كردهباشید) و از سكوت و آرامش شبانه نهایت استفاده را ببرید و بنویسید و فایل كنید. البته ناباكوف در جوانی چندان اهل سفر نبوده و ترجیح میداده در رختخواب بماند و آتش به آتش سیگار دود كند و بنویسد، اما از خامی كه درآمده و عقلرس شده سیگار را كنار گذاشته و چسبیده به زندگی و عادتهای سالم تا برای چهار خواهر و برادرش و بعدها پسرش دیمیتری هم الگوی خوبی باشد. در نهایت چندین و چند ماه به همین صورت میگذشته تا بالاخره جناب ناباكوف راضی شود متن را براساس چیدمان نهایی برگهها به همسرش وِرا خانم دیكته كند تا در سه نسخه ماشین شود و تازه وقت بازخوانی و حذفواضافه و ویرایش كل متن برسد- در منبعهای معتبر عكسهایی از فرآیند دیكته- ماشین كردن ناباكوف و ورا خانم موجود است كه میتوانید جستوجو كنید و ببینید. راستی جالب اینكه ناباكوف از مداد پاككندار استفاده میكرده و وسواس او در كار چنان بوده كه پاككن زودتر از خود مداد تمام میشده و بهگفته خودش كلمهای در كارهایش پیدا نمیشود كه دستكم یك بار پاك نشده باشد.
@Writing_lovers
نسخه اولیه داستان یا نوشتهاش را با مداد روی برگههای یادداشت خطدار اما بدون شماره مینوشت و برگهها را در جعبههایی با طول زیاد بهاصطلاح فایل میکرد (با پدیده پیچیدهای سروكار نداریم، هر برگ كاغذ معمولی را میشود سه یا چهار قسمت كرد). البته در نظر داشتهباشید ایشان كل رمان یا داستان را از اول تا آخر در ذهن تصویر میكرده و بعد با حفظ طرح كلی مشغول نوشتن میشده و همین بوده كه میتوانسته صحنهها و قسمتهای مختلف را فارغ از ترتیب و به میل خود روی كاغذ بیاورد و جاهای خالی را هر زمان و هر طور كه خواست پر كند. بهنظر ایشان این روش نوآورانه كه بیشتر به نقاشی میماند مثل نوشتن بهترتیب از اول تا آخر كسلكننده نیست. بر اساس روش ناباكوف گام بعدی درهمریختن برگهها و انتخاب دلبخواه صحنه و پخش و بازچیدن آنهاست كه خودش تبحر خاصی در آن داشت. جعبه فایل در ضمن نقش میز كار سیار را هم بازی میكرد. میتوانید مثل ناباكوف در سفر دور امریكا یا سوییس (شما روش ناباكوف را با ماشین دور كشور خودتان یا دور هر كشوری كه میشود امتحان كنید) جعبهتان را همراه ببرید و شبها روی صندلی پشت ماشین لم بدهید (ناگفته پیداست كه باید ماشین را جای مناسبی پارك كردهباشید) و از سكوت و آرامش شبانه نهایت استفاده را ببرید و بنویسید و فایل كنید. البته ناباكوف در جوانی چندان اهل سفر نبوده و ترجیح میداده در رختخواب بماند و آتش به آتش سیگار دود كند و بنویسد، اما از خامی كه درآمده و عقلرس شده سیگار را كنار گذاشته و چسبیده به زندگی و عادتهای سالم تا برای چهار خواهر و برادرش و بعدها پسرش دیمیتری هم الگوی خوبی باشد. در نهایت چندین و چند ماه به همین صورت میگذشته تا بالاخره جناب ناباكوف راضی شود متن را براساس چیدمان نهایی برگهها به همسرش وِرا خانم دیكته كند تا در سه نسخه ماشین شود و تازه وقت بازخوانی و حذفواضافه و ویرایش كل متن برسد- در منبعهای معتبر عكسهایی از فرآیند دیكته- ماشین كردن ناباكوف و ورا خانم موجود است كه میتوانید جستوجو كنید و ببینید. راستی جالب اینكه ناباكوف از مداد پاككندار استفاده میكرده و وسواس او در كار چنان بوده كه پاككن زودتر از خود مداد تمام میشده و بهگفته خودش كلمهای در كارهایش پیدا نمیشود كه دستكم یك بار پاك نشده باشد.
@Writing_lovers