یک بار شعری از خواب بیدارم کرد و نوشتمش. شعر حکایت از بارشی میکرد، و من گمان کرده بودم صدای قطرات معدود بارانیکه با اصابت بر شیروانی خانهی همسایه بیدارم کرده، انگیزهی نوشتن آن شده است. انگیزهئی قابل قبول که بعدها توضیح شاهد قضیه، دوستم پاشائی، نشان داد مطلقاً واقعیت نداشته چون نه خانهی شیروانیداری در همسایگی او وجود داشت، نه اصلاً آن روز در تاریکی سحرگاهی بارانی باریده بود! آقای پاشائی این قضیه را بعدها در کتابش ــ انگشت و ماه ــ آورد.
گفتوگوی احمد شاملو و بهروز آکرهئی
@Writing_lovers
گفتوگوی احمد شاملو و بهروز آکرهئی
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونه میتوانیم با یادداشتهای خلاقانه درآمد کسب کنیم؟
بخش چهارم
دفترچههای یادداشت ماده ای برای خلق یک اثر هنری هستند و در صورتیکه بتوانند اعتبار نویسنده را به عنوان یک متفکر، ناظر، هنرمند به دست آورند و به ناشر برای کسب درآمد مناسب کمک کنند، ژانری مستقل از ادبیات خواهند بود.
اما هر نویسنده ای قادر به استفاده از ضبط آنها به عنوان ماده ای برای خلق یک اثر هنری نیست. به همین دلیل تعداد کمی از دفترها جز آثار جمع آوری شده گنجانده شدهاند و بیشتر آنها در بایگانی باقی ماندهاند.
طبق آمار برای کسب درآمد از یادداشت های خلاقانه موارد زیر اهمیت زیادی دارد:
۱. شروع به یادداشت برداری کنید و موارد زیادی را جمعآوری کنید.
۲. بر اساس ایدههایتان یک اثر کامل بنویسید (ترجیحاً چند اثر)، که مورد توجه قرار بگیرد.
۳. دفترچههای خود را در زمان حیات خود منتشر کنید.
اگر به نکات اول و سوم الگوریتم احاطه دارید و برای بخش دوم نیازمند کسب مهارتهای بیشتر هستید، دوره آنلاین «یادداشت نویسی خلاق» کانال نویسندگی و نوشتن، میتواند به شما در این زمینه کمک کند.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
بخش چهارم
دفترچههای یادداشت ماده ای برای خلق یک اثر هنری هستند و در صورتیکه بتوانند اعتبار نویسنده را به عنوان یک متفکر، ناظر، هنرمند به دست آورند و به ناشر برای کسب درآمد مناسب کمک کنند، ژانری مستقل از ادبیات خواهند بود.
اما هر نویسنده ای قادر به استفاده از ضبط آنها به عنوان ماده ای برای خلق یک اثر هنری نیست. به همین دلیل تعداد کمی از دفترها جز آثار جمع آوری شده گنجانده شدهاند و بیشتر آنها در بایگانی باقی ماندهاند.
طبق آمار برای کسب درآمد از یادداشت های خلاقانه موارد زیر اهمیت زیادی دارد:
۱. شروع به یادداشت برداری کنید و موارد زیادی را جمعآوری کنید.
۲. بر اساس ایدههایتان یک اثر کامل بنویسید (ترجیحاً چند اثر)، که مورد توجه قرار بگیرد.
۳. دفترچههای خود را در زمان حیات خود منتشر کنید.
اگر به نکات اول و سوم الگوریتم احاطه دارید و برای بخش دوم نیازمند کسب مهارتهای بیشتر هستید، دوره آنلاین «یادداشت نویسی خلاق» کانال نویسندگی و نوشتن، میتواند به شما در این زمینه کمک کند.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
مطلب زیر درباره «یادداشتهای روزانه داستایوفسکی» سرنخهای خوبی درباره مهارت یادداشت روزانه در اختیار شما قرار میدهد:
http://www.madomeh.com/site/news/news/3702.htm
@Writing_lovers
http://www.madomeh.com/site/news/news/3702.htm
@Writing_lovers
ماجراجویی
یادگیری، یادگیری، یادگیری
آن شعلهٔ تابناکی که همه ما برای شادی به آن نیاز داریم.
همچنان کتاب بازگشت یکه سوار را به شکل مورچهای میخوانم. همیشه دوست داشتم کسی ازحال و هوای سالهای گذشته برایم حرف بزند و پرویز دوایی در این کتاب اینکار را برایم انجام می دهد. ( با خودم میگویم چه خوب است ما هم برای آیندگان بنویسیم برای کسی که چون خود من برای شنیدن روایتها کنجکاو است. ) بخشی از کتاب:
پای قصه مجله به صبری تمامی ناپذیر مینشینم و آنقدر توی سر کلمات میزنم تا معنی محو و دوری از مجموعه قصه دستگیرم شود. بیشتر از سر و ته قصه ها چیزی سر درنمی آورم اما این کار این نشستن پای چراغ گردسوز در غروب ها روی صفحه قصه مجله خم شدن عمرمرا به شکل دلپذیری پر میکند.
علاوه بر این طی روزها ی اخیر به پیاده روی میروم و هر چه موسیقی شوپن از هرکجا ممکن است را گوش میدهم. (موسیقی و پیادهروی راههای ذهنی جدید در مغز باز میکنند و فکرهای تازهای به ما میدهند.)
« پرسه زنی نوعی ماجراجویی و گشت گذار در شهر است. فرد ماجراجویی که از نیاز خرید یک مداد به عنوان بهانهای برای قدم زدن در خیابان های شهر استفاده میکند. »
از مقاله «پرسه در خیابان» ویرجینیا وولف
فلانور شارل بودلر هم فردی پرسهزن است که در شهر قدم میزندتا آن را به شکلی مستقیم و بی واسطه تجربه کند. بودلر مینویسد: برای یک پرسه زن یک نظاره گر پرشور، خانه ساختن در قلب جمعیت، لذتی فراوان است. گذار از فراز و نشیبها و چیزهای گذرا و بی نهایت. فرایندی که تنها به قدم زنی در خیابانهای شهر محدود نمیشود بلکه میتواند شیوه ای از تفکر فلسفی و زندگی باشد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
یادگیری، یادگیری، یادگیری
آن شعلهٔ تابناکی که همه ما برای شادی به آن نیاز داریم.
همچنان کتاب بازگشت یکه سوار را به شکل مورچهای میخوانم. همیشه دوست داشتم کسی ازحال و هوای سالهای گذشته برایم حرف بزند و پرویز دوایی در این کتاب اینکار را برایم انجام می دهد. ( با خودم میگویم چه خوب است ما هم برای آیندگان بنویسیم برای کسی که چون خود من برای شنیدن روایتها کنجکاو است. ) بخشی از کتاب:
پای قصه مجله به صبری تمامی ناپذیر مینشینم و آنقدر توی سر کلمات میزنم تا معنی محو و دوری از مجموعه قصه دستگیرم شود. بیشتر از سر و ته قصه ها چیزی سر درنمی آورم اما این کار این نشستن پای چراغ گردسوز در غروب ها روی صفحه قصه مجله خم شدن عمرمرا به شکل دلپذیری پر میکند.
علاوه بر این طی روزها ی اخیر به پیاده روی میروم و هر چه موسیقی شوپن از هرکجا ممکن است را گوش میدهم. (موسیقی و پیادهروی راههای ذهنی جدید در مغز باز میکنند و فکرهای تازهای به ما میدهند.)
« پرسه زنی نوعی ماجراجویی و گشت گذار در شهر است. فرد ماجراجویی که از نیاز خرید یک مداد به عنوان بهانهای برای قدم زدن در خیابان های شهر استفاده میکند. »
از مقاله «پرسه در خیابان» ویرجینیا وولف
فلانور شارل بودلر هم فردی پرسهزن است که در شهر قدم میزندتا آن را به شکلی مستقیم و بی واسطه تجربه کند. بودلر مینویسد: برای یک پرسه زن یک نظاره گر پرشور، خانه ساختن در قلب جمعیت، لذتی فراوان است. گذار از فراز و نشیبها و چیزهای گذرا و بی نهایت. فرایندی که تنها به قدم زنی در خیابانهای شهر محدود نمیشود بلکه میتواند شیوه ای از تفکر فلسفی و زندگی باشد.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
پشت کافه دری مخفی بود. اتاقی شبیه دفترکار یا اتاقی در یک اداره. با میز تحریری و صندلیها و یک چراغ آباژور دار و پنجرهای روشن ...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
پشت کافه دری مخفی بود. اتاقی شبیه دفترکار یا اتاقی در یک اداره. با میز تحریری و صندلیها و یک چراغ آباژور دار و پنجرهای روشن ...
#نوشتن
@Writing_lovers
قسمت مورد علاقه من در آخرین اثر کمدی «جین موری» به نام «خانه تابستانی» صحنهٔ آشپزخانه است. او معتقد است تمامی انسانها چیزی برای شکایت کردن دارند. زمانی که از او پرسیدند : علت شکایت انسانها چیست؟ موهای سرخش را به عقب انداخت و گفت :«وزیدن پرهیاهوی باد بر تنهایی ما، در لبهٔ بیکرانگی» به عنوان یک فرد در جمع هیچ فکر کردهاید هنگامی که آن باد بر ما میوزد چگونه عمل خواهیم کرد؟
اگر به خود آمدید و دریافتید که کارهایی که آغاز کرده بودید نیمه تمام مانده است و یا در میان راه علاقه و تمایل به اتمام آن ندارید شاید به این دلیل است که در آنها چیزی وجود ندارد که شما را به خود جذب کند.
باید خود را در مرکز داستانهایتان قرار دهید، خود و معتقدات حقیقی و درست خود را. این همان هسته اصلی است که شما به آن ایمان دارید و به آن زبان خواهید نوشت. مفاهیمی که همواره موجودیت دارند، حاضر بودند و کسی خلقشان نکرده و بازگو کردن این حقایق کار شماست.
پرنده به پرنده
آن لموت
@Writing_lovers
اگر به خود آمدید و دریافتید که کارهایی که آغاز کرده بودید نیمه تمام مانده است و یا در میان راه علاقه و تمایل به اتمام آن ندارید شاید به این دلیل است که در آنها چیزی وجود ندارد که شما را به خود جذب کند.
باید خود را در مرکز داستانهایتان قرار دهید، خود و معتقدات حقیقی و درست خود را. این همان هسته اصلی است که شما به آن ایمان دارید و به آن زبان خواهید نوشت. مفاهیمی که همواره موجودیت دارند، حاضر بودند و کسی خلقشان نکرده و بازگو کردن این حقایق کار شماست.
پرنده به پرنده
آن لموت
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
باران هنوز میبارید، مثل همیشه. پردهها و ملحفهها و کاغذهای دیواری، همه چیز نم برداشته بود ...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
باران هنوز میبارید، مثل همیشه. پردهها و ملحفهها و کاغذهای دیواری، همه چیز نم برداشته بود ...
#نوشتن
@Writing_lovers
بهترین و موثرترین راههای افزایش ذوق نویسندگی دیدارِ پیدرپی با آفرینشهای هنری برجسته است؛ اعم از هنرهای دیداری و شنیداری… مطالعه آثار ممتاز و هنرمندانه، ذوقافزا است. تماشا استعداد را شکوفا میکند. نگاه هوشمندانه، ذهن را آزموده میکند و قلم را چالاک… آنگاه که در هنر دیگران خیره میشویم، همه دریچههای روح خود را گشودهایم تا بر ما ببارد آنچه بر آفرینندگان با ذوق باریده است.
رضا بابایی
📚بهتر بنویسیم
@Writing_lovers
رضا بابایی
📚بهتر بنویسیم
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«رمز و راز غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن»
گفته شده تولستوی با سالهای سال نوشتن دربارۀ خودش، اعتماد به نفس لازم را برای نوشتن شاهکارهایش به دست آورد.
رضا بابایی هم گفته است:
راز زیبانویسی در آسانگیری و بسیار نویسی است. اگر بر خود سخت بگیریم و خود را وادار به آفرینشهای مصنوعی و نفسگیر کنیم، دیر یا زود قلم را بر زمین خواهیم گذاشت.
آن لموت درباره بهترین روش نوشتن میگوید: مینشینی و سعی میکنی که هر روز وتقریبا در یک زمان مشخص به عنوان مثال نه صبح یا ده شب هر روز بنویسی. این بهترین شیوهای است که شما ناخودآگاه خود را برای آن آموزش میدهید. سپس برای یکساعت که به نقطهای مینگری خمیازهای میکشی و دوباره به کاغذ نگاه میکنی. یک صفحه، یک مکان، یک شخصیت که در میان هیاهوی بسیار سعی در گفتنش داری را آغاز میکنی و کلمات را مانند دانه های تسبیح به نخ میکشی تا داستانی بازگوشود.
بنابراین تنها راه غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن این است که هر روز کمی بنویسیم. برنامهٔ نوشتن دیروز من یک داستان کوتاه بود که با تصویر یک نویسنده در یک اتاق و پشت میز تحریر شروع شد. شخصیت های دیگر داستان هم یک عنکبوت و یک غول بودند که با حرفها و سرو صداهای شان نمیگذارند او بنویسد و از آنجا که یک داستان نویس باید روزانه به طور متوسط چهار داستان بخواند در حال خواندن مجموعه داستان«حافظهپروانهای» بهناز علیپور هستم. شما به عنوان نویسنده روزانه چند داستان میخوانید؟
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
گفته شده تولستوی با سالهای سال نوشتن دربارۀ خودش، اعتماد به نفس لازم را برای نوشتن شاهکارهایش به دست آورد.
رضا بابایی هم گفته است:
راز زیبانویسی در آسانگیری و بسیار نویسی است. اگر بر خود سخت بگیریم و خود را وادار به آفرینشهای مصنوعی و نفسگیر کنیم، دیر یا زود قلم را بر زمین خواهیم گذاشت.
آن لموت درباره بهترین روش نوشتن میگوید: مینشینی و سعی میکنی که هر روز وتقریبا در یک زمان مشخص به عنوان مثال نه صبح یا ده شب هر روز بنویسی. این بهترین شیوهای است که شما ناخودآگاه خود را برای آن آموزش میدهید. سپس برای یکساعت که به نقطهای مینگری خمیازهای میکشی و دوباره به کاغذ نگاه میکنی. یک صفحه، یک مکان، یک شخصیت که در میان هیاهوی بسیار سعی در گفتنش داری را آغاز میکنی و کلمات را مانند دانه های تسبیح به نخ میکشی تا داستانی بازگوشود.
بنابراین تنها راه غلبه بر اعتماد بنفس پایین در نوشتن این است که هر روز کمی بنویسیم. برنامهٔ نوشتن دیروز من یک داستان کوتاه بود که با تصویر یک نویسنده در یک اتاق و پشت میز تحریر شروع شد. شخصیت های دیگر داستان هم یک عنکبوت و یک غول بودند که با حرفها و سرو صداهای شان نمیگذارند او بنویسد و از آنجا که یک داستان نویس باید روزانه به طور متوسط چهار داستان بخواند در حال خواندن مجموعه داستان«حافظهپروانهای» بهناز علیپور هستم. شما به عنوان نویسنده روزانه چند داستان میخوانید؟
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
آنجا گورستان ماشینهای قراضه بود. دور زمین یک حصار بود، با یک دروازه آهنی زنگ زده...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
آنجا گورستان ماشینهای قراضه بود. دور زمین یک حصار بود، با یک دروازه آهنی زنگ زده...
#نوشتن
@Writing_lovers
Forwarded from تبارشناسی کتاب
وقتی به لحن و صدای درست رسیدید، بقیه ی کتاب [طرح، سرگذشت، متن] می آید. هر کتابی شاید سرگذشتی متفاوت در وجود شما داشته باشد، اما در کتابی که می خواهید بنویسید زبان بر هر چیز مقدم است و همین زبان است که کتاب را در کنترل خود می گیرد( سرچشمه های تخیل، ادگار لارنس دکتروف/ بر گرفته از کتاب آن سوی بهشت مقاله هایی در حوزه ی سیاست، تاریخ، ادبیات و هنر/ گزیده و ترجمه ی رضا رضایی/ انتشارات فرهنگ جاوید ۱۳۹۹/ ص ۳۰۱)
@tabarshenasi_ketab
@tabarshenasi_ketab
می خواهید نویسنده شوید؟ این کتابها را حتما بخوانید
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/441569-آثار-الهام-بخش-درباره-نوشتن/
@Writing_lovers
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/441569-آثار-الهام-بخش-درباره-نوشتن/
@Writing_lovers
سیمرغ
می خواهید نویسنده شوید؟ این کتابها را حتما بخوانید
اینها راهنماهای درخشانی برای خلاقیت، تعهد و ساختار هستند، خواه قصد نوشتن یک کتاب را داشته باشید و خواه تنها خوب نوشتن را دوست داشته باشید
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
راننده آهسته سرش را برمیگرداند و با چشمهای مسطح و به طور طبیعی دریدهاش نگاهم میکند ...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
راننده آهسته سرش را برمیگرداند و با چشمهای مسطح و به طور طبیعی دریدهاش نگاهم میکند ...
#نوشتن
@Writing_lovers