نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
رایج‌ترین اشتباه اکثر نویسنده‌های تازه‌کار تقلید و به قول خودشان الهام گرفتن از نویسند‌ه‌های بزرگ است ولی یادتان باشد خواننده‌ها داستان‌های این نویسنده‌های بزرگ را خوانده‌اند و اگر داستان شما شبیه آنها باشد به طور حتم مردود خواهد شد. بهترین صدا، صدای خودتان است. به همان شیوه‌ای بنویسید که صحبت می‌کنید. سعی نکنید طرز صبحت دیگران را بنویسید. به جای استفاده از لغات ادبی نویسنده‌های بزرگ از لغات ساده خودتان استفاده کنید تا ببینید همیشه لغات سخت و ادبی زیبا نیستند.

مارک بودن

@Writing_lovers
💡
ای کسانی که نیازمند تشویق و دل‌گرمی هستید، این را به خاطر داشته باشید: زود دست نکشید. اولین کتابِ کودکِ دکتر سیوس را بیست و سه ناشر رد کردند! ناشر بیست و چهارم شش میلیون نسخه از آن به فروش رساند.

🚩 ان اندرز
@ketab_nakhahad_mord
فیلم سینمایی «۲۰۴۶»
شاهکار وونگ کار ووی

@Writing_lovers
من شش خدمتکار وفادار دارم و همه چيز را مديون آنها هستم. اسم‌شان: کی؟ چرا؟ چه موقع؟ چی؟ کجا؟ و چطور؟

رودیارد کیپلینگ

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

پرده را کنار زدم. ناگهان چشمم به قیافه کسی افتاد که بیرون ایستاده بود و داشت به من نگاه می‌کرد ...


#نوشتن

@Writing_lovers
دفترچه یادداشت قرمز

آنتوان لورین

کتابی داستانی در ستایش داشتن دفترچه یادداشت، نوشتن‌های روزمره و یادداشت برداری‌های گاه به گاهی، عادتی که به تدریج از زندگی مان حذف شده است. دفترچه هایی که به اصطلاح ترجمه زندگی خود ما هستند.

قسمت هایی از کتاب دفترچه یادداشت قرمز

ساعت تقریبا ۱۱ بود. هنوز کف زمین نشسته ولی حالا دور و برش پر از وسیله بود. لوران مجذوب دفترچه یادداشت قرمز رنگی با مارک مولسکین شده بود.

افکار زن ناشناس روی صفحات آن نوشته شده بود. گاهی خط خوردگی داشت، زیر بعضی جملات خط کشیده شده یا بعضی کلمات با حروف بزرگ نوشته شده بود. دست خط، ظریف و زیبا بود. احتمالا افکارش را درست همان لحظه ای که به ذهنش خطور می کردند می نوشته.

در تراس یک کافه یا در مترو. لوران مجذوب افکار او شده بود، که یکی بعد از دیگری در دفترچه نمایان می شدند، افکار درهم، ناراحت کننده، مسخره و مضحک و لذت بخش.

همانطور که داشت به خواب می‌رفت، خودش را قانع کرد که بقیه روزش را اینجا بگذراند، روی این کاناپه، با گربه‌ی سیاهی روی پاهایش؛ و در انتظار زنی که به هوش بیاید و برگردد.



@Writing_lovers
اما نه، انسان ‌بدین سبب نمی‌میرد که به دنیا آمده، زندگی کرده و پیر شده، بلکه به علتی می‌میرد. دانستن این که مامان به علت سن و سالش به مرگ نزدیک بود، از این غافلگیری دهشتناک نکاست. مرگ او همان قدر سبعانه و پیش بینی ناپذیر بود که از کار افتادن موتور هواپیما در سینه آسمان.
مادرم در انزوای احتضار همه را تشویق به خوشبینی می‌کرد و بهای بی‌نهایت هر لحظه را می‌دانست. پافشاری‌های بیهوده‌اش نیز پرده اطمینان بخش ابتذالات روزمره را می‌درید. هیچ مرگی طبیعی نیست. آنچه بر سر انسان می‌آید هرگز نمی‌تواند طبیعی باشد، زیرا حضور انسان، جهان را به پرسش می‌کشد. همه می‌میرند، اما مرگ هر آدمی یک سانحه است. حتی اگر آن را بشناسدو به آن تن در دهد، باز خشونتی است ناروا.

مرگی بسیار آرام
سیمون دوبووار
نشر ماهی

@Writing_lovers
موفق کسی است که صبح از خواب بلند می‌شود و شب به خواب می‌رود و بین این دو، آنچه دوست دارد انجام می‌دهد.

باب دیلن

@Writing_lovers
در هر رمان، قهرمانان یک کولاژ هستند: یک کولاژ از شخصیت‌های مختلفی که می‌شناختید، که شنیدید یا در موردش خواندید. من هر چیزی را که در مورد دیکتاتورهای آمریکای لاتین در گذشته و اوایل قرن حاضر پیدا کردم مطالعه کردم. همچنین با بسیاری از افرادی که تحت دیکتاتوری زندگی می‌کردند صحبت کردم. این کار را برای حداقل یک دهه انجام دادم و هنگامی که یک ایده روشن از اینکه شخصیت من چگونه خواهد بود داشتم، سعی کردم همه چیزهایی را که خواندم و شنیده‌ام برای نوشتن از هر موقعیتی که در زندگی واقعی اتفاق می افتد، فراموش کنم.

گابریل گارسیا مارکز

@Writing_lovers
هدف نخست رمان‌نویس

از کتاب«رمان‌نویس ساده‌نگر و رمان‌نویس اندیشمند» نوشتهٔ اورهان پاموک

@Writing_lovers
به یاد داشته باشید که توصیفات همه جانبه در یک متن، نظرات جهان است. در توصیف، دید خود را پیدا کنید.

آن انرایت

@Writing_lovers
کلمات به تنهایی تاریک هستند و برای نوشتن یک داستان خوب باید از صفات مناسب استفاده کرد. صفتی که هر کلمه را به اندازه خودش توصیف کند نه کمتر و نه بیشتر. اگر متن را خیلی روشن کنید چشم را می زند. مثل این است که خودکاری را دست گرفته باشی و بخواهی به جزئیاتش توجه کنی. بعد از مدت کوتاهی همه جزئیات را می فهمی و دیگر از نگاه کردن به آن حالت به هم می خورد. حالا اگر چیزی را زیادی توصیف کنی، حتی توصیف خوب، مخاطب همین حال را خواهد داشت.

امیر سعادتی

از وبلاگ ساده‌نویسی

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

هر آدمی رنگ خودش را دارد. می‌دانستی؟ ...


#نوشتن


@Writing_lovers
فیلم روز هشتم(The Eighth Day)

یکی از بهترین روایت‌های سینمایی
ساختهٔ ژاکو وان دورمل از فيلمسازان نسل سوم سینمای بلژیک

@Writing_lovers
تمرین:

در این مورد آزادانه بنویسید:

برای اول بار درعمرم سوار قطار می‌شوم. قطار در سر راه از دره تنگی می‌گذرد و کوهی بلند راه آفتاب را بر روی آن بسته است ...

#نوشتن

@Writing_lovers
زل زدن به چیزی عادی

کتاب «بازگشت یکه سوار» را می‌خوانم. پرویز دوائی در این کتاب از لحظه های نادر و بی‌هوای زندگی شخصی اش می‌گوید. نوشته‌های او در مرز داستان کوتاه، خاطره و نامه قرار دارد. نوشته‌هایی شخصی و بی‌اندازه نوستالژیک که کودکی نویسنده در آن برجسته می‌شود. در بخش ششم کتاب می‌نویسد:

در آن سالها که هنوز مدرسه نمیرفتم در زندگی اطرافم چیزهای کوچک قشنگی بود که آدم به هوای آنها بیدار شود. آفتاب صبح زود که روی دیوار ایوان بالا می‌رفت. باد که شبها در پشه بند می‌افتاد. درخت شمشاد باغچه که برگ‌هایش اول سبز روشن بود و خوشمزه بود و آخر سر گلهای ریز قرمزی به اندازه نخود می‌داد. مرغی که در زیر زمن در کته زغالی خوابانده بودند و وعده داده بودند که یکی از جوجه‌هایش را ، خروس چهل تاجش را بمن می‌دهند. کلماتی که به تقلید از خط کتابهای خواهرهایم به شکل رشته زنجیر نامنظمی پشت پنجره یکی از اتاق‌ها در محل دور از نظری نوشته و بخاطر سپرده بودم که بعدها که به مدرسه رفتم و خواندن یاد گرفتم میروم ببینم که چه نوشته‌ام. تماشای باران از پشت پنجره و برف که همه جا را یکدست سفید می‌کرد و انتظار پرواز طیاره قرمزم...

او متفکری است که عمق تجربه‌هایش را در قالب جملاتی ساده و با نثری پرکشش بیان می‌کند. با خواندن آن با لحظه‌های تنهایی و خصوصی اش همراه می‌شوم و دلواپسی‌ها و ذوق‌هایش را تجربه می‌کنم. نثر داستانی اش روشی عالی برای به تصویر کشیدن لحظه‌های خصوصی به شکلی تأثیر گذار است و درس‌های زیادی برای یاد دادن به‌ نویسنده دارد.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
رمان نویس بد قهرمانان خود را می‌آفریند؛ او آنها را هدایت و مجبور به صحبت می‌کند. رمان نویس واقعی به آنها گوش می‌دهد و آنچه را انجام می‌دهند تماشا می‌کند؛ او صدای آنها را می شنود قبل از اینکه حتی با آنها آشنا شود.

آندره ژید

@Writing_lovers