خطر نوشتن خطری درونی است. با شهامت به اعماق وجود خود سر میزنید و آن اعماق را به سطح میرسانید تا دنیا آن را تفسیر کند و درمورد آن نظر بدهد.
این کار بزرگ و مهمی است.
لرن هرینگ
راز اصلی هنرمندانه زیستن
آیا شما هم شادی عمیق را تجربه نمیکنید و از زندگیتان رضایت ندارید؟
درباره شاد بودن کتابهای زیادی نوشته شده است و در همه آنها به روشهای متعددی برای داشتن حس و حال بهتر، اشاره شده است.
اما یک نکته در اغلب کتابهایی از این دست، ناگفته مانده است. اگر فقط بتوانید همین یک نکته را به خوبی در زندگیتان به کار بگیرید می توانید شادی عمیق را تجربه کنید.
به گمان من اصل مهمی که باید برای حس رضایت عمیق بر آن تمرکز کنید؛ خلق کردن است. خلق کردن حس نابی است که ظاهرا فقط نصیب نوابغ و هنرمندان میشود.
موضوع اصلی این است که ابتدا باید ذهنیت معمولی بودن را از خود دور کنید. باید چنان کار کنید که میکل آنژ نقاشی می کرد، بتهون سمفونی میساخت و شکسپیر شعر میسرود.
شاید کار مورد علاقه تان نوشتن یک کتاب یا خلق یک اثر هنری باشد، در این صورت شما نیاز دارید تا در طول روز برای علایقتان به اندازه کافی وقت بگذارید و چیزی را خلق کنید. این چیزی است که برای سر حال و پرانرژی بودن به آن نیاز دارید.
بنابراین دست به کار شوید، دفتری تهیه کنید و روزانه به نوشتن بپردازید. برای نوشتن منتظر ایده نمانید. بنویسید نوشتن خود راه بیان ایده هایتان را به شما نشان میدهد. با خودتان قرار بگذارید سه صفحه می نویسم و در طولانی مدت به برنامه تان پایبند بمانید.
فراموش نکنید در تاریخادبیات یادداشت های روزانه منبع آثار ادبی بی شماری شدند. یادداشت های روزانه کافکا، گوستاو فلوبرو... به آثار ادبی فوق العادهای بدل شدند.
لئو تولستوی از طریق یادداشت های روزانه اش که در آنها از خود انتقاد می کرد راه رسیدن به ادبیات را یافت.
پس بگذارید تکرار کنم وقتی شما تمنای خلق کردن چیزی را دارید برای آن تلاش کنید و زندگی متفاوت خود را آغاز کنید. اینگونه خواهید توانست تا شادی و رضایت واقعی و عمیق را تجربه کنید.
@Writing_lovers
این کار بزرگ و مهمی است.
لرن هرینگ
راز اصلی هنرمندانه زیستن
آیا شما هم شادی عمیق را تجربه نمیکنید و از زندگیتان رضایت ندارید؟
درباره شاد بودن کتابهای زیادی نوشته شده است و در همه آنها به روشهای متعددی برای داشتن حس و حال بهتر، اشاره شده است.
اما یک نکته در اغلب کتابهایی از این دست، ناگفته مانده است. اگر فقط بتوانید همین یک نکته را به خوبی در زندگیتان به کار بگیرید می توانید شادی عمیق را تجربه کنید.
به گمان من اصل مهمی که باید برای حس رضایت عمیق بر آن تمرکز کنید؛ خلق کردن است. خلق کردن حس نابی است که ظاهرا فقط نصیب نوابغ و هنرمندان میشود.
موضوع اصلی این است که ابتدا باید ذهنیت معمولی بودن را از خود دور کنید. باید چنان کار کنید که میکل آنژ نقاشی می کرد، بتهون سمفونی میساخت و شکسپیر شعر میسرود.
شاید کار مورد علاقه تان نوشتن یک کتاب یا خلق یک اثر هنری باشد، در این صورت شما نیاز دارید تا در طول روز برای علایقتان به اندازه کافی وقت بگذارید و چیزی را خلق کنید. این چیزی است که برای سر حال و پرانرژی بودن به آن نیاز دارید.
بنابراین دست به کار شوید، دفتری تهیه کنید و روزانه به نوشتن بپردازید. برای نوشتن منتظر ایده نمانید. بنویسید نوشتن خود راه بیان ایده هایتان را به شما نشان میدهد. با خودتان قرار بگذارید سه صفحه می نویسم و در طولانی مدت به برنامه تان پایبند بمانید.
فراموش نکنید در تاریخادبیات یادداشت های روزانه منبع آثار ادبی بی شماری شدند. یادداشت های روزانه کافکا، گوستاو فلوبرو... به آثار ادبی فوق العادهای بدل شدند.
لئو تولستوی از طریق یادداشت های روزانه اش که در آنها از خود انتقاد می کرد راه رسیدن به ادبیات را یافت.
پس بگذارید تکرار کنم وقتی شما تمنای خلق کردن چیزی را دارید برای آن تلاش کنید و زندگی متفاوت خود را آغاز کنید. اینگونه خواهید توانست تا شادی و رضایت واقعی و عمیق را تجربه کنید.
@Writing_lovers
تجربه برای نویسنده مثل بال برای پرنده است.
نویسندگان و شاعران همیشه از اینکه مجبور به انجام کارهای جنبی برای گذران زندگی بودهاند ابراز ناراحتی کردهاند اما حتی کاری مثل کارگری در کارخانه لامپ سازی برای شاعری، تجربه های فراوانی دارد. کافکا کارمند ادارهٔ بیمه بود و محمود دولت آبادی مشاغل مختلفی مثل کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوهکشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... را تجربه کرد و بعدها از تمام مشاغلی که در دوران نوجوانی و جوانی تجربه کرد، در آثارش استفاده کرد.
@Writing_lovers
نویسندگان و شاعران همیشه از اینکه مجبور به انجام کارهای جنبی برای گذران زندگی بودهاند ابراز ناراحتی کردهاند اما حتی کاری مثل کارگری در کارخانه لامپ سازی برای شاعری، تجربه های فراوانی دارد. کافکا کارمند ادارهٔ بیمه بود و محمود دولت آبادی مشاغل مختلفی مثل کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوهکشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... را تجربه کرد و بعدها از تمام مشاغلی که در دوران نوجوانی و جوانی تجربه کرد، در آثارش استفاده کرد.
@Writing_lovers
خواهش میکنم، درخواست میکنم، التماس میکنم، تلویزیون را از خانههایتان بیرون بیندازید و به جای آن یک کتابخانه دوستداشتنی بگذارید.
رولد دال
@Writing_lovers
رولد دال
@Writing_lovers
❤1
اگر کتابی داشته باشی، هیچکس نمیتواند تو را زندانی کند.
چون با آن کتاب میتوانی جسمت را پشت سر بگذاری.
ژاکلین میچارد
@Writing_lovers
چون با آن کتاب میتوانی جسمت را پشت سر بگذاری.
ژاکلین میچارد
@Writing_lovers
اگر میخواهید کمی بلندپرواز باشید...
«صرفنظر از اينكه به كجا میرويد و چه میکنيد، كل زندگی شما در محدودۀ مغزتان میگذرد.»
تری ژوزفسن
اگر میخواهید قدم محکمی بردارید و کمی بلند پرواز باشید، شاید پیشنهادهای زیر برایتان جالب باشد:
۱_ در صورتی که قصد خریدن کتابهای الهامبخش در زمینهی نویسندگی دارید، کتابهای «جولیا کامرون» بهترین گزینه هستند.
۲_دیدن ویدئوهای انگیزشی «الیزابت گیلبرت» منابع الهامبخشی برای نوشتن و خلاقیت هستند. میتوانید این ویدئوها را از آپارات تهیه کنید.
۳_زندگی نامه بزرگان را بخوانید. پیشنهاد می کنم از زندگی نامهی دکتر حسابی شروع کنید. مطالعهی شرححال اشخاص برجستهی تاریخ، دید وسیعتر و دقیقتری به شما میدهد و ایدههای خوبی برای رویارویی با موانع پیشرویتان، در اختیار شما میگذارد.
۴_ برای منظم کردن ذهنتان، شروع به نوشتن افکار تان کنید. لازمنیست به نوشتن اطلاعات جزئی روزمره بپردازید بلکه اعمال و افکارتان را در سه ساعت مختلف و مشخص روز، ثبت کنید.
اینکار حس فوق العاده خوبی به شما میدهد. وقتی قرار بر این باشد که افکارتان را بنویسید، سعی میکنید در طول روز به چیزهای بهتری برای نوشتن فکر کنید، همین کار به خودی خود در نهایت، سبب بهبود سطح زندگیتان و تمایز شما از دیگران میشود.
@Writing_lovers
«صرفنظر از اينكه به كجا میرويد و چه میکنيد، كل زندگی شما در محدودۀ مغزتان میگذرد.»
تری ژوزفسن
اگر میخواهید قدم محکمی بردارید و کمی بلند پرواز باشید، شاید پیشنهادهای زیر برایتان جالب باشد:
۱_ در صورتی که قصد خریدن کتابهای الهامبخش در زمینهی نویسندگی دارید، کتابهای «جولیا کامرون» بهترین گزینه هستند.
۲_دیدن ویدئوهای انگیزشی «الیزابت گیلبرت» منابع الهامبخشی برای نوشتن و خلاقیت هستند. میتوانید این ویدئوها را از آپارات تهیه کنید.
۳_زندگی نامه بزرگان را بخوانید. پیشنهاد می کنم از زندگی نامهی دکتر حسابی شروع کنید. مطالعهی شرححال اشخاص برجستهی تاریخ، دید وسیعتر و دقیقتری به شما میدهد و ایدههای خوبی برای رویارویی با موانع پیشرویتان، در اختیار شما میگذارد.
۴_ برای منظم کردن ذهنتان، شروع به نوشتن افکار تان کنید. لازمنیست به نوشتن اطلاعات جزئی روزمره بپردازید بلکه اعمال و افکارتان را در سه ساعت مختلف و مشخص روز، ثبت کنید.
اینکار حس فوق العاده خوبی به شما میدهد. وقتی قرار بر این باشد که افکارتان را بنویسید، سعی میکنید در طول روز به چیزهای بهتری برای نوشتن فکر کنید، همین کار به خودی خود در نهایت، سبب بهبود سطح زندگیتان و تمایز شما از دیگران میشود.
@Writing_lovers
تجربه برای نویسنده مثل بال برای پرنده است.
نویسندگان و شاعران همیشه از اینکه مجبور به انجام کارهای جنبی برای گذران زندگی بودهاند ابراز ناراحتی کردهاند اما حتی کاری مثل کارگری در کارخانه لامپ سازی برای شاعری، تجربه های فراوانی دارد. کافکا کارمند ادارهٔ بیمه بود و محمود دولت آبادی مشاغل مختلفی مثل کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوهکشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... را تجربه کرد و بعدها از تمام مشاغلی که در دوران نوجوانی و جوانی تجربه کرد، در آثارش استفاده کرد.
@Writing_lovers
نویسندگان و شاعران همیشه از اینکه مجبور به انجام کارهای جنبی برای گذران زندگی بودهاند ابراز ناراحتی کردهاند اما حتی کاری مثل کارگری در کارخانه لامپ سازی برای شاعری، تجربه های فراوانی دارد. کافکا کارمند ادارهٔ بیمه بود و محمود دولت آبادی مشاغل مختلفی مثل کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوهکشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... را تجربه کرد و بعدها از تمام مشاغلی که در دوران نوجوانی و جوانی تجربه کرد، در آثارش استفاده کرد.
@Writing_lovers
یادگیری نوشتن به معنای یادگیری فکر کردن است.
تا زمانی که چیزی را در نوشته هایت بیان نکنی، آن را به روشنی نمی فهمی.
اس_آی_هایاکاوا
@Writing_lovers
تا زمانی که چیزی را در نوشته هایت بیان نکنی، آن را به روشنی نمی فهمی.
اس_آی_هایاکاوا
@Writing_lovers
هنر شجاع بودن
دوست دارم از وسواسی صحبت کنم که بیشتر مواقع در کارهای مان به چشم میخورد. وسوسهی شروع نکردن اغلب به این خاطر است که میخواهیم نشان دهیم که دارای استعداد ویژه ای هستیم و اگر یک روز کاری انجام دادیم، آن کار بسیارخوب خواهد بود.
شروع نکردن ما را از شرمندگی نجات میدهد باید در مقابل این وسوسه مقاومت کنیم. از اینکه بنویسیم و ببینیم مزخرف است، نهراسیم. خطر شروع ضعیف را به جان بخریم و شجاع باشیم.
کیتنت باتچن گفته است:
آنچه جسارت در آن نباشد هیچ چیز نیست.
فرقی نمی کند میخواهد نوشتن باشد یا هر فعالیت دیگری، اگر از شکست میترسی، بدون معطلی آن را شروع کن. امیدوارم این نوشته شور و شوق شجاع بودن را در تو ایجاد کند تا از تجربه هایت بنویسی.
لازم نیست بدانی قرار است چه چیزی بنویسی یا بدانی نوشته هایت دارد به کجا میرود. مهم این است که هر روز بنویسی، ایده بی نقض، معمولا وقتی خود را به تونشان میدهد که مقدار زیادی از آن را نوشته ای. تنها اشتیاق برای نوشتن و با دقت نگریستن است که می تواند راهی برای جاری شدن ایدهها باز کند.
پس شرمندگی شروع ضعیف را بپذیر. آن وقت است که می توانی آموخته ها و تجربیاتت را به کار بگیری و سرانجامروزی درجه یک بودن را تجربه کنی.
@Writing_lovers
دوست دارم از وسواسی صحبت کنم که بیشتر مواقع در کارهای مان به چشم میخورد. وسوسهی شروع نکردن اغلب به این خاطر است که میخواهیم نشان دهیم که دارای استعداد ویژه ای هستیم و اگر یک روز کاری انجام دادیم، آن کار بسیارخوب خواهد بود.
شروع نکردن ما را از شرمندگی نجات میدهد باید در مقابل این وسوسه مقاومت کنیم. از اینکه بنویسیم و ببینیم مزخرف است، نهراسیم. خطر شروع ضعیف را به جان بخریم و شجاع باشیم.
کیتنت باتچن گفته است:
آنچه جسارت در آن نباشد هیچ چیز نیست.
فرقی نمی کند میخواهد نوشتن باشد یا هر فعالیت دیگری، اگر از شکست میترسی، بدون معطلی آن را شروع کن. امیدوارم این نوشته شور و شوق شجاع بودن را در تو ایجاد کند تا از تجربه هایت بنویسی.
لازم نیست بدانی قرار است چه چیزی بنویسی یا بدانی نوشته هایت دارد به کجا میرود. مهم این است که هر روز بنویسی، ایده بی نقض، معمولا وقتی خود را به تونشان میدهد که مقدار زیادی از آن را نوشته ای. تنها اشتیاق برای نوشتن و با دقت نگریستن است که می تواند راهی برای جاری شدن ایدهها باز کند.
پس شرمندگی شروع ضعیف را بپذیر. آن وقت است که می توانی آموخته ها و تجربیاتت را به کار بگیری و سرانجامروزی درجه یک بودن را تجربه کنی.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 داستان نویسی از زبان کورت ونهگات
بخش دوم: مقایسه سیندرلا، مسخ و هملت
کانال نویسندگی و نوشتن
@Writing_lovers
بخش دوم: مقایسه سیندرلا، مسخ و هملت
کانال نویسندگی و نوشتن
@Writing_lovers
مشقت نوشتن
وولفگات میگوید: « وقتی که مینویسم، احساس میکنم یک مرد بی دست و پا با مدادشمعی در دهانم هستم.»
باید شروع به کار کرد و خط خطی کرد و مرتکب اشتباه شد. وسواس شکل خشن و ظالمانه ایدهآلیستی است در حالیکه نامرتب بودن دوست حقیقی یک هنرمند است.
آن لاموت
📚کتاب پرنده به پرنده
@Writing_lovers
وولفگات میگوید: « وقتی که مینویسم، احساس میکنم یک مرد بی دست و پا با مدادشمعی در دهانم هستم.»
باید شروع به کار کرد و خط خطی کرد و مرتکب اشتباه شد. وسواس شکل خشن و ظالمانه ایدهآلیستی است در حالیکه نامرتب بودن دوست حقیقی یک هنرمند است.
آن لاموت
📚کتاب پرنده به پرنده
@Writing_lovers
مطالعهی این کتاب بر مدل ذهنی شما تأثیرگذار خواهد بود: «از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم» اثری از هاروکی موراکامی
معرفی کتاب: به مناسبت ۹ آگوست روز جهانی عاشقان کتاب
@Writing_lovers
معرفی کتاب: به مناسبت ۹ آگوست روز جهانی عاشقان کتاب
@Writing_lovers
« از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم» نوعی خاطرهنویسی است که هاروکی موراکامی در آن روایت نویسنده شدن و شروع دوی حرفهایاش را در کنار هم روایت میکند.
او معتقد است میان دویدن و نویسندگی شباهتهایی وجود دارد. استقامت و تداوم راز نهفته در هر دو است. آنچه اهمیت دارد پشتكار و تمرین است و تلاش برای یافتن چشمهی خلاقیت و توانایی و عواملی که به آدم انگیزه میدهد.
ماجرا از آنجا آغاز میشود که نویسنده بعدازظهر اول آوریل ۱۹۸۷ در حین تماشای مسابقه بیسبال فکر نوشتن یک رمان به سرش میزند.
موراکامی در این کتاب از خصوصیات فردیاش، نگاهش به زندگی، چیزهایی که دوست دارد یا ندارد، خاطراتش، جزئیاتی که حین دویدن توجهاش را جلب میکنند، احساساتی که در حین تمرینات روزانۀ دو تجربه میکند و دانستههایش از داستاننویسی که حین دویدنهای روزانه آموخته، حرف میزند.
@Writing_lovers
او معتقد است میان دویدن و نویسندگی شباهتهایی وجود دارد. استقامت و تداوم راز نهفته در هر دو است. آنچه اهمیت دارد پشتكار و تمرین است و تلاش برای یافتن چشمهی خلاقیت و توانایی و عواملی که به آدم انگیزه میدهد.
ماجرا از آنجا آغاز میشود که نویسنده بعدازظهر اول آوریل ۱۹۸۷ در حین تماشای مسابقه بیسبال فکر نوشتن یک رمان به سرش میزند.
موراکامی در این کتاب از خصوصیات فردیاش، نگاهش به زندگی، چیزهایی که دوست دارد یا ندارد، خاطراتش، جزئیاتی که حین دویدن توجهاش را جلب میکنند، احساساتی که در حین تمرینات روزانۀ دو تجربه میکند و دانستههایش از داستاننویسی که حین دویدنهای روزانه آموخته، حرف میزند.
@Writing_lovers
در حوزهی علم، ترجیحاً جدیدترین آثار را مطالعه کنید و در حوزهی ادبیات، قدیمیترینها را.
ادوارد بولور-لیتون
@Writing_lovers
ادوارد بولور-لیتون
@Writing_lovers
کار شاعر و نویسنده آن است که غم نهفته در دل شکوهمندترین چیزها را باز نماید و شکوه نهفته درون غمبارترین اشیاء را.
توماس هاردی
@Writing_lovers
توماس هاردی
@Writing_lovers
به دنبال کلیشه ها باشید
بدون تردید برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب باید دقت بالایی داشت، باید خوب مشاهده کرد، دایره واژگانی غنی داشت، کتابهای خوب خواند و با دقت و تمرکز بیشتری به جهان نگاه کرد.
همه این راهها بسیار ارزشمندند اما یکی از انواع مشاهده ها توجه به کلیشه هاست. دنیا و نگاه ما آدمها، پر از کلیشه های متعدد است. کلیشه هایی در مشاهده و تفکر، کلیشه های بیانی، کلیشه های استدلالی، کلیشه های دریافتی و کلیشه های واکنشی.
اولین قدم برای اینکه بتوانید به بیان تفکرات منحصر به فرد خودتان برسید، این است که فهرستی از کلیشه ها تهیه کنید. برای رویاروی با خود واقعی تان و استفاده از آن در نوشته هایتان، باید بتوانید کلیشه را شناسایی کنید و برخلاف آن از قاعده ای حرف بزنید که مخصوص و منحصر به خود شماست.
این کار حسی از رهایی به شما می دهد و کمک می کند تا از چیزهایی بنویسید که خود واقعی تان در آن حضور دارد و صرفا تقلید یا پیروی از جریانات مبتذل جامعه و کلیشه ها نیست.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
بدون تردید برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب باید دقت بالایی داشت، باید خوب مشاهده کرد، دایره واژگانی غنی داشت، کتابهای خوب خواند و با دقت و تمرکز بیشتری به جهان نگاه کرد.
همه این راهها بسیار ارزشمندند اما یکی از انواع مشاهده ها توجه به کلیشه هاست. دنیا و نگاه ما آدمها، پر از کلیشه های متعدد است. کلیشه هایی در مشاهده و تفکر، کلیشه های بیانی، کلیشه های استدلالی، کلیشه های دریافتی و کلیشه های واکنشی.
اولین قدم برای اینکه بتوانید به بیان تفکرات منحصر به فرد خودتان برسید، این است که فهرستی از کلیشه ها تهیه کنید. برای رویاروی با خود واقعی تان و استفاده از آن در نوشته هایتان، باید بتوانید کلیشه را شناسایی کنید و برخلاف آن از قاعده ای حرف بزنید که مخصوص و منحصر به خود شماست.
این کار حسی از رهایی به شما می دهد و کمک می کند تا از چیزهایی بنویسید که خود واقعی تان در آن حضور دارد و صرفا تقلید یا پیروی از جریانات مبتذل جامعه و کلیشه ها نیست.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers