✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
خاطرات جالب هستند اصولا زمانی که در بطن ماجرا هستیم توجهی به آنها نداریم. در آن زمان هرگز تصور نمیکردم...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
خاطرات جالب هستند اصولا زمانی که در بطن ماجرا هستیم توجهی به آنها نداریم. در آن زمان هرگز تصور نمیکردم...
#نوشتن
@Writing_lovers
پیشنویس اول، آنانی را که مینویسند از آنانی که فقط در مورد آن صحبت میکنند، جدا میکند.
مارتا آلدرسون
@Writing_lovers
مارتا آلدرسون
@Writing_lovers
دستوالعملی برای پرورش اندیشه
هر زمان که احساس می کنید از زندگی خسته شدهاید، شروع به نوشتن کنید: همانطور که مدت هاست فهمیدم نوشتن جوهر یک درمان عالی برای تمام بیماری های انسانی است.
کلایو لوئیس
در حال بازنویسی صحنه پایانی یک داستان هستم. قرار است به زودی آن را در جمع نویسندگان بخوانم، فضایی که مدتها است از آن دور بودم. همزمان داستانهای مجموعه «جوی و دیوار و تشنه» ابراهیم گلستان و «پرنده به پرنده» آن لاموت را میخوانم. خواندن، در فواصل نوشتن برایم فوق العاده الهام بخش است. باعث میشود برگردم و به جزییات کارم فکر کنم، نقشه بکشم و در نتیجه رضایت بیشتری از آن داشته باشم. شما چگونه خلاقیتتان را فعال میکنید؟ آیا عادت دارید هنگام نوشتن به سراغ متنهای دیگر بروید یا ترجیح میدهید به هیچ متنی مراجعه نکنید؟
خواندن کتاب «هیچ دوستی بجز کوهستان» تمام شد. از آنجا که کتاب پر از خطوط نامریی سانسور بود. به تازگی مطالعه نسخه انگلیسی آن را شروع کردهام.
یک دستورالعمل برای پرورش اندیشه: اگر روزانه حتی یک صفحه کتاب بخوانی و فقط و فقط یک خط راجع به آن بنویسی بزودی شاهد رشد اندیشهات خواهی بود وگرنه با کپی کردن مطالب این و آن، برای همیشه یک کپیکار باقیخواهی ماند. محتوایی که براساس تجربیات حقیقی افراد نوشته میشود، بسیار گرانقدرتر از کانالی پر از کپی های تکراری است.
اینجا یکی از کانالهای تلگرام است که تجربیات تازهای در آن میبینم و از خواندن مطالبش لذت میبرم. از تجربیات حقیقی خودتان دربارهٔ هنر، نوشتن، کتابها و زندگی بنویسید و نبوغ خودتان را نشان دهید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
هر زمان که احساس می کنید از زندگی خسته شدهاید، شروع به نوشتن کنید: همانطور که مدت هاست فهمیدم نوشتن جوهر یک درمان عالی برای تمام بیماری های انسانی است.
کلایو لوئیس
در حال بازنویسی صحنه پایانی یک داستان هستم. قرار است به زودی آن را در جمع نویسندگان بخوانم، فضایی که مدتها است از آن دور بودم. همزمان داستانهای مجموعه «جوی و دیوار و تشنه» ابراهیم گلستان و «پرنده به پرنده» آن لاموت را میخوانم. خواندن، در فواصل نوشتن برایم فوق العاده الهام بخش است. باعث میشود برگردم و به جزییات کارم فکر کنم، نقشه بکشم و در نتیجه رضایت بیشتری از آن داشته باشم. شما چگونه خلاقیتتان را فعال میکنید؟ آیا عادت دارید هنگام نوشتن به سراغ متنهای دیگر بروید یا ترجیح میدهید به هیچ متنی مراجعه نکنید؟
خواندن کتاب «هیچ دوستی بجز کوهستان» تمام شد. از آنجا که کتاب پر از خطوط نامریی سانسور بود. به تازگی مطالعه نسخه انگلیسی آن را شروع کردهام.
یک دستورالعمل برای پرورش اندیشه: اگر روزانه حتی یک صفحه کتاب بخوانی و فقط و فقط یک خط راجع به آن بنویسی بزودی شاهد رشد اندیشهات خواهی بود وگرنه با کپی کردن مطالب این و آن، برای همیشه یک کپیکار باقیخواهی ماند. محتوایی که براساس تجربیات حقیقی افراد نوشته میشود، بسیار گرانقدرتر از کانالی پر از کپی های تکراری است.
اینجا یکی از کانالهای تلگرام است که تجربیات تازهای در آن میبینم و از خواندن مطالبش لذت میبرم. از تجربیات حقیقی خودتان دربارهٔ هنر، نوشتن، کتابها و زندگی بنویسید و نبوغ خودتان را نشان دهید.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
Forwarded from Art 4
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️محمد حسن شهسواری:
.
بسیاری بر من محبت میورزند و میپرسند چه آثار معاصر ایرانی را برای خواندن پیشنهاد میکنم. متاسفانه من بر ادبیات داستانی دههی نود آن چنان تسلطی ندارم اما در مورد دههی هشتاد میتوانم بر تجربهی نیکوی جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعات تکیه کنم. این جایزه در پایان دههی هشتاد بهترین آثار (۱۰ رمان و ۱۰ مجموعه داستان) را از نظر خود معرفی کرد.
توصیهی اکید من برای کسی که میخواهد نویسنده شود این است که این بیست اثر را بخواند. حتی اگر خوشش هم نیاید واجب است که بداند در دورهای از ادبیات کشور، چه آثاری مورد توجه منتقدان و رسانهها و مردم بوده است.
نخست ده مجموعه داستان برتر دههی هشتاد بر اساس حرف الفبا.
احتمال پرسه و شوخی/ یعقوب یادعلی/ نیمنگاه.
باغهای شنی/ حمیدرضا نجفی/ نیلوفر.
بلبل حلبی/ محمد کشاورز/ چشمه.
پوکهباز/ کوروش اسدی/ آگه.
تمام زمستان مرا گرم کن/ علی خدایی/ مرکز.
جایی دیگر/ گلی ترقی/ نیلوفر.
خنده در خانهی تنهایی/ بهرام مرادی/ اختران.
عاشقیت در پاورقی/ مهسا محبعلی/ چشمه.
کنسرت تارهای ممنوعه/ حسین مرتضاییان آبکنار/ آگه.
هتل مارکوپولو/ خسرو دوامی/ نیلوفر.
اما مجموعه داستان برتر دهه از نظر منتقدان و نویسندگان مصبوعات: تمام زمستان من را گرم کن/ علی خدایی.
از اینستا
@art_charrah
▫️محمد حسن شهسواری:
.
بسیاری بر من محبت میورزند و میپرسند چه آثار معاصر ایرانی را برای خواندن پیشنهاد میکنم. متاسفانه من بر ادبیات داستانی دههی نود آن چنان تسلطی ندارم اما در مورد دههی هشتاد میتوانم بر تجربهی نیکوی جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعات تکیه کنم. این جایزه در پایان دههی هشتاد بهترین آثار (۱۰ رمان و ۱۰ مجموعه داستان) را از نظر خود معرفی کرد.
توصیهی اکید من برای کسی که میخواهد نویسنده شود این است که این بیست اثر را بخواند. حتی اگر خوشش هم نیاید واجب است که بداند در دورهای از ادبیات کشور، چه آثاری مورد توجه منتقدان و رسانهها و مردم بوده است.
نخست ده مجموعه داستان برتر دههی هشتاد بر اساس حرف الفبا.
احتمال پرسه و شوخی/ یعقوب یادعلی/ نیمنگاه.
باغهای شنی/ حمیدرضا نجفی/ نیلوفر.
بلبل حلبی/ محمد کشاورز/ چشمه.
پوکهباز/ کوروش اسدی/ آگه.
تمام زمستان مرا گرم کن/ علی خدایی/ مرکز.
جایی دیگر/ گلی ترقی/ نیلوفر.
خنده در خانهی تنهایی/ بهرام مرادی/ اختران.
عاشقیت در پاورقی/ مهسا محبعلی/ چشمه.
کنسرت تارهای ممنوعه/ حسین مرتضاییان آبکنار/ آگه.
هتل مارکوپولو/ خسرو دوامی/ نیلوفر.
اما مجموعه داستان برتر دهه از نظر منتقدان و نویسندگان مصبوعات: تمام زمستان من را گرم کن/ علی خدایی.
از اینستا
@art_charrah
اهمیت خواندن داستان برای نویسنده
كتاب خواندن یكی از اولین دلمشغولیهایم بود و هر چه بزرگتر شدم، بیشتر هم شد. به نظرم محال است كسی كه در نوجوانی ولع خواندن نداشته، بتواند نویسنده شود. خواننده واقعی میفهمد كه كتابها به خودی خود یك دنیا هستند- و این دنیا غنیتر و جالبتر از هر دنیایی است كه قبلا در آن سفر كردهایم. به گمانم همین باعث میشود مردها و زنهای جوان نویسنده شوند- همین سعادتی كه آدم در كتابها پیدا میكند. هنوز آن قدر عمر نكردهاید تا مسائل زیادی داشته باشید كه دربارهشان بنویسید، ولی زمانی میرسد كه میفهمید برای این كار ساخته شدهاید.
اورهان پاموک
@Writing_lovers
كتاب خواندن یكی از اولین دلمشغولیهایم بود و هر چه بزرگتر شدم، بیشتر هم شد. به نظرم محال است كسی كه در نوجوانی ولع خواندن نداشته، بتواند نویسنده شود. خواننده واقعی میفهمد كه كتابها به خودی خود یك دنیا هستند- و این دنیا غنیتر و جالبتر از هر دنیایی است كه قبلا در آن سفر كردهایم. به گمانم همین باعث میشود مردها و زنهای جوان نویسنده شوند- همین سعادتی كه آدم در كتابها پیدا میكند. هنوز آن قدر عمر نكردهاید تا مسائل زیادی داشته باشید كه دربارهشان بنویسید، ولی زمانی میرسد كه میفهمید برای این كار ساخته شدهاید.
اورهان پاموک
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
اتوبوس از چندین تپه در مسیر خود عبور کرد و وارد جنگل سرو شدیم ..
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
اتوبوس از چندین تپه در مسیر خود عبور کرد و وارد جنگل سرو شدیم ..
#نوشتن
@Writing_lovers
تنها وقتی کاغذ سفید آماده است، میشود طرح زدن را شروع کرد. اولین قدم را بردار، مقدمات کار را آماده کن و به این عادت ادامه بده.
کنفسیوس
@Writing_lovers
کنفسیوس
@Writing_lovers
پروژهای را شروع کنید که شما را مجبور می کند هر روز چیزی بنویسید. وبلاگ، دفتر خاطرات، یادداشت روزانه و ... از همه چیزهایی که به طور ناگهانی به آن میرسید، ایدههای که به نظرتان قابل درک نیست، گفتگوی جالب افراد، درباره فیلمها و کتابها و آنچه راجع به خودتان کشف میکنید، بنویسید. نوشتن باعث نوشتن بیشتر میشود.
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
شاهکارهای دنیا هم درونمایه های یکسانی دارند؛ مثل عشق، مرگ، انتقام، جدایی و... این درونمایه های یکسان باید طوری در شیوه های روایی و زبان و مهم تر از همه با نگاهی تازه در زبان و نوع پرداخت بیان شوند که کاری اغناکننده خلق شود تا خواننده آن را تکرار مکررات نبیند و خودش را پس از خواندن مغبون احساس نکند.
بهناز علیپور گسکری
@Writing_lovers
بهناز علیپور گسکری
@Writing_lovers
فرآیند نوشتن یک ابزار قدرتمند برای درک و شناخت خود است. نوشتن مستلزم آن است که نویسنده بداند که خودش کیست؛ او را وادار میکند، شاگرد شود و از طبیعت بشر بیاموزد، به تجربیاتش توجه کند، تا ریشهٔ آنها را بفهمد. نویسنده خودش را در تجربه خالص زندگی فرو میبرد و آن را درون اثر هنری وارد میکند و بدین ترتیب معنای زندگی را خلق میکند.
یوهان بوهلر
@Writing_lovers
یوهان بوهلر
@Writing_lovers
Forwarded from قنوت جویبار (Fa. Babaki)
کوله ی تاریکی هایم را برمی دارم
گام می نهم
در دشت کاغذی کتاب
دنبال نوری
شعله ای
شمعی ..
این جا صفحه های ستاره باران زیادی یافته ام
فصل های پرباران دیده ام
و هنوز منتظرم
خورشید را در یکی از این فصل ها پیدا کنم
#فاطمه_بابکی
📚روز کتاب و کتابخوانی مبارک 📚
@ghonootj
گام می نهم
در دشت کاغذی کتاب
دنبال نوری
شعله ای
شمعی ..
این جا صفحه های ستاره باران زیادی یافته ام
فصل های پرباران دیده ام
و هنوز منتظرم
خورشید را در یکی از این فصل ها پیدا کنم
#فاطمه_بابکی
📚روز کتاب و کتابخوانی مبارک 📚
@ghonootj
اگر دیالوگ های داستان شما خطی به نظر می رسد، آن را بازنویسی کنید، وانمود کنید که شخصیت ها به هیچ وجه نمیدانند دقیقا چه منظوری دارند. هیچ کس مستقیم نمیگوید «من دیوانه ام»، آنها می توانند از صد روش دیگر این حرف را بزنند.
کریل بیکوف
@Writing_lovers
کریل بیکوف
@Writing_lovers
روزی که نویسنده تصمیم میگیرد هیچکس دیگری را خشنود نکند، نبوغ خود را کشف میکند.
آندره مالراوکس
@Writing_lovers
آندره مالراوکس
@Writing_lovers
یک پاراگراف جالب از کتاب «رمان نویس سادهنگر، رماننویس اندیشمند» نوشتهٔ اورهان پاموک که دیروز حین گشت وگذار در کتابخانه دانشگاه دیدم و دارم میخوانمش. پاموک در این کتاب از تجارب رماننویسیاش میگوید:
«در یکی از صحبت های تالستوی خوانده بودم که کاری بسیار ساده را به زبان فرمول در آورده بود. تالستوی میگفت: «اگر در یک رمان شخصیت خیلی بد باشد، باید کمی خوبی به او اضافه کرد. اگر زیادی خوب باشد کمی بدی.»
من نیز با همان بیان ساده میخواهم چیزی مشابه را بگویم: فکر می کنم در رمانی که مینویسم اگر ببینم مرکز وضوح بیشتری دارد، آن را اندکی پنهان میکنم و اگر مرکز بیش از اندازه پنهان باشد اندکی به آن وضوح میبخشم.
@Writing_lovers
«در یکی از صحبت های تالستوی خوانده بودم که کاری بسیار ساده را به زبان فرمول در آورده بود. تالستوی میگفت: «اگر در یک رمان شخصیت خیلی بد باشد، باید کمی خوبی به او اضافه کرد. اگر زیادی خوب باشد کمی بدی.»
من نیز با همان بیان ساده میخواهم چیزی مشابه را بگویم: فکر می کنم در رمانی که مینویسم اگر ببینم مرکز وضوح بیشتری دارد، آن را اندکی پنهان میکنم و اگر مرکز بیش از اندازه پنهان باشد اندکی به آن وضوح میبخشم.
@Writing_lovers
✍تمرین:
در این مورد آزادانه بنویسید:
در حالی که به صدای باران گوش میدادم صفحات روزنامه را ورق زدم. افکارم پریشان بودند. نمیدانستم از این به بعد چه باید بکنم و جهان پیرامونم چه تغییراتی را برایم رقم خواهد زد...
#نوشتن
@Writing_lovers
در این مورد آزادانه بنویسید:
در حالی که به صدای باران گوش میدادم صفحات روزنامه را ورق زدم. افکارم پریشان بودند. نمیدانستم از این به بعد چه باید بکنم و جهان پیرامونم چه تغییراتی را برایم رقم خواهد زد...
#نوشتن
@Writing_lovers
ریموند چندلر نویسنده بزرگ در مکاتبات خصوصی خود اعتراف کرد که حتی اگر چیزی ننویسد باز هم هر روز پشت میز کارش مینشیند و تمرکز میکند. من آرزوی پشت اين قضيه را درک ميکنم. به این معنا چندلر بر روی استقامت فیزیکی، که برای اراده یک نویسنده حرفهای بسیار ضروری است، کار می کرد. چنین تمرینات روزانهای برای او حیاتی بود.
هاروکی موراکامی
@Writing_lovers
هاروکی موراکامی
@Writing_lovers
❤1
فیلم سینمایی «نابغه»، داستان واقعی رابطهٔ پیچیدهٔ توماس وولف، نویسندهٔ آمریکایی (جود لا) با مکس پرکینز (کالین فرث)، ویراستار آثارش است. مکس پرکینز ویراستار آثار نویسندگانی چون ارنست همینگوی، اسکات فیتز جرالد و توماس وولف بود و از او به عنوان معروفترین ویراستار ادبی یاد شده است.
#معرفی_فیلم
@Writing_lovers
#معرفی_فیلم
@Writing_lovers