نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نکاتی مهم دربارهٔ طرح داستان‌هایتان


متن زیر بخش‌هایی انتخاب شده از کتاب «طرح داستان» رابرت اسکولز است که می‌تواند در نوشتن طرح‌ داستان‌هایتان، به شما کمک کند:

داستان، از فرایند تغییر می‌گوید. در آن وضعیت یک انسان تغییر می‌کند؛ یا خود او به نحوی تغییر می‌کند؛ یا تلقی ما از او تغییر می‌کند. اینها حرکت‌های اساسی داستان‌اند. یادگیری خواندن قصه، مستلزم یادگیری «دیدن» این حرکت‌ها، دنبال کردن آنهاست. می‌خواهم ساده‎ترین و صریح‌ترین توصیۀ ممکن را در باب چگونگی ادراک و تعقیب طرحریزی داستان متذکر شوم. این توصیه شامل کارهایی است که باید وقت خواندن انجام دهید و کارهایی که باید پس از یک بار خواندن بکنید. طعم یک قصه خوب را می‌توان چندین بار با لذت چشید، و اغلب هم بار دوم یا سوم از هر نظر بهتر از بار اول است: 

🔸به شروع و پایان توجه کنید. حرکت در داستان همیشه «از» به سوی «به» است. دسترسی به آغاز و پایان به شما برای درکِ جهتِ رسیدن «از» تا «به» کمک می‌کند.

🔸چیزهایی که در داستان رخ می‌دهند برای کسی رخ می دهند. چند شخصیت اصلی یا حتی یک شخصیت اصلی واحد ممکن است کانون واقعیِ توجه ما باشد. در وضعیت شخصیت‌های اصلی (یا شخصیت مرکزی) در آغاز قصه کاوش کنید. این تغییرات تا حدودی روشن می‌کند که قصه اصلاً دربارۀ چیست. 

🔸مراحل همۀ تغییرات مهم را به یاد بسپارید. اگر شخصیتی از یک موقعیت به موقعیت دیگر، یا از یک وضعیت ذهنی به وضعیت ذهنی دیگر رفته باشد، قدم‌هایی که تا تغییر کامل برمی‌دارد مهم هستند و باید به آنها توجه کنید.

🔸به چیزهایی که در حرکت قصه اختلال ایجاد می‌کنند توجه کنید. معمولاً جالب بودن یک قصه را می‌توان به دو دلیل دانست: عواملی که کمک می‌کنند تا به سوی پایانش حرکت کند، و عواملی که چون مانعی بر سر راه آن عمل می‌کنند و کامل شدن آن را به تأخیر می‌اندازند. وقتی موانع را به روشنی ببینیم، مطمئنا می‌توانیم جهتی را که طرح باید داشته باشد بهتر درک کنیم. 


طرح داستان
 
رابرت اسکولز

@Writing_lovers
برای اینکه به دنیای ادبیات بپردازید قبل از هر چیز باید از آنچه در طول مسیر با آن روبرو می‌شوید، نترسید. حتی اگر محبوب باشید، بالاخره شخصی وجود دارد که کار شما را دوست نداشته باشد و او هیچ فرصتی را برای یادآوری این موضوع از دست نخواهد داد. نویسنده‌ای که با نیت‌های جدی به سمت نوشتن می‌آید، باید درک کند که راه زیادی در پیش است. پس نترس و متوقف نشو.

ایزابل آلنده


@Writing_lovers
چطور نویسنده خلاق‌تری باشیم؟


لفظ از ابزار اصلی کار نویسنده است. گاه تلاش برای به کاربردن لفظ به جا و مناسب در داستان، می‌تواند مسیرهای جدیدی برای روایت یک داستان، در اختیار شما بگذارد. استفاده از جملات با الفاظ مناسب، می‌تواند یک متن کلیشه‌ای را به روایتی تازه و باطراوت تبدیل کند. به شرطی که برای تقویت این مهارت، وقت صرف کنید و به شیوهٔ به کار رفتن جملات و ترکیبات در رمان‌ها و داستان‌ها دقیق شوید؛ در این صورت خودتان هم هنگام نوشتن، باحساسیت بیشتری با واژه‌ها و جملات برخورد می‌کنید و فرصت خلق روایت‌های خلاقانه‌تری را پیدا خواهید کرد.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
👍1
فقط نظم است که می‎تواند خلاقیت هنرمند را هدایت کند.


تقی مدرسی

@Writing_lovers
⭐️⭐️⭐️

کارگاه نقد ادبی

(چگونه کتاب بخوانیم و نقد کنیم؟)

در این دوره، متون منتخب ادبیات را می‌خوانیم و از روش‌های مطالعه و نقد آن صحبت می‌کنیم + معرفی فهرستی از کتاب‌ها و مقالات برجستهٔ حوزهٔ ادبیات.

🔸 ۱۰ جلسه
🔸شهریه : ۳۵۰ هزار تومان
🔸مهلت ثبت نام: ۳ شهریور

برای دریافت اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه کنید:
@Nevshtan_admin

کانال نویسندگی و نوشتن|معصومه حامی‌دوست
به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره می‌گویم، بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که می‌گویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»

نه فقط کتابهای داستانی را بلکه کتاب غیرداستانی هم بخوانید هیچ وقت نمی‌شود به قدر کافی معلومات کسب کرد. بیرون از دنیای داستان، قصه‌های واقعی فراوانی وجود دارد کاش وقت برای مطالعه همه آنها وجود داشت.


فای کلرمن


@Writing_lovers 
تجربه خواندن

سالها پیش کتابی خواندم که بر الگوی ذهنی‌ام تأثیر زیادی داشت. آن روزها خواندنش باعث شده بود پر از ایده‌های جدید شوم و با شجاعت برای اجرایی کردن آنها اقدام کنم. نام این کتاب «موفقیت با ذهنیت مثبت» ناپلئون هیل بود.

با طرح کردن پیشنهادهایم تشویق می‌شدم و همین تشویق‌ها در بعضی موارد دشمنانی برایم رقم ‌زده بود، اما من به کلی آدم دیگری شده بودم و از طرح و عملی کردن ایده‌هایم، راضی بودم.

یک روز که منتظر سرویس دانشگاه بودم باران شدیدی شد و تصمیم گرفتم به هتل بزرگ‌ شهر که روبروی ایستگاه بود بروم تا زیر باران خیس نشوم. مرد پشت پیشخوان با خوشرویی مرا پذیرفت.

در زمانی که در انتظار بودم متوجه نکته‌ای درباره وضع لابی هتل شدم که از بیرون به چشم نمی‌آمد. سالن انتظار این هتل بزرگ، تاریک و بی نور بود و از هر طرف در محاصرهٔ شیشه‌های دودی قرار داشت. اتوبوس دانشگاه سر رسید و من از مرد خوشروی پشت پیشخوان خداحافظی کردم.

فکرم به شدت مشغول شده بود. بعد از کلاس با عجله، به کتابخانه دانشگاه رفتم و چند کتاب دربارهٔ نورپردازی هتل‌های بزرگ جهان انتخاب کردم و تا پایان هفته خواندم‌شان. حالا با اطلاعاتی که داشتم بار دیگر پا به درون هتل گذاشتم. مرد خوشرو پشت پیشخوان مشغول نوشتن بود. سلام کردم. باخوشرویی جوابم را داد و من درباره وضعیت نورپردازی هتل برایش گفتم و بعد هم اضافه کردم در صورتی که نیاز به کمک داشته باشند می‌توانم راهنمایی‌شان کنم. مرد، با متانت به پیشنهاد همکاری‌ام گوش داد و در پایان محترمانه جوابم کرد و خداحافظی کردیم.
برایم مهم نبود «نه» شنیده‌ام. مهم این بود که من آنچه را درست می‌دانستم انجام داده‌‌ام. چنان خوشحال بودم که انگار مسئول هتل با من قراداد میلیونی بسته است. از خودم راضی بودم و این بیش از هر چیز ارزش داشت.

دو ماه بعد، شیشه‌های دودی هتل تعویض شده بود و از بیرون می‌توانستی لوسرها و نورپردازی درخشان درون هتل را ببینی. معلوم بود پیشنهادم مسئولان هتل را به فکر انداخته بود و آنها برای تغییر ظاهر هتل بزرگ شهر دست به کار شده بودند. اتفاق خوبی‌ بود. این طراحی، زیبایی خیابان شهر را بیشتر کرده بود و همین برایم کافی بود.

امروز بعد از سالها حین پیاده روی از کنار آن هتل گذشتم، از پشت شیشه به درونش نگاه کردم. روشنایی درون هتل کدرتر شده بود اما آن روز بارانی و تلاشم برای زیر و رو کردن کتابهای خاک گرفتهٔ کتابخانه به وضوح هر چه تمامتر در خاطرم می‌درخشید. حس قدرتمندی بود.

کافی است کتابی را در زمان مناسبش بخوانی تا تأثیرات شگفت انگیزش را در کارکرد ذهن، اعمال و رفتارت ببینی. اما برای اینکه شانس خواندن کتابها در زمان مناسب را داشته باشیم، چه باید بکنیم؟
باید پیوسته مطالعه کنیم. هر چه بیشتر مطالعه کنیم، شانس بیشتری برای خواندن کتابها در وقت دقیقش خواهیم داشت. کتابهایی که به ما می‌گویند دقیق‌تر به جهان اطراف‌مان نگاه کنیم و با شجاعت بیشتری استعدادهایمان را به کار بگیریم.

معصومه حامی دوست

@Writing_lovers
1
هیچ کدام از روشهایی که نویسندگان دیگر توصیه کرده‌اند، شما را به استیون کینگ تبدیل نمی‌کند. پس بهتر است برای نوشتن، آیین‌‌های ویژه خود را خلق کنید. بر عهده شماست که تصمیم بگیرید چه چیزی شما را در موج درست قرار خواهد داد.

ایرن مونت

@Writing_lovers
نوشتن مداوم، با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازه‌ای دربارهٔ خودتان به شما می‌گوید. پس هر روز وقتی برای نوشتن، در نظر بگیرید.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
عادات مؤثر نویسندگان مشهور


مارک تواین عقیدۀ زیادی به خوردن صبحانۀ‌ مقوی و سالم داشت و پس از صرف صبحانه، بدون اتلاف وقت مشغول نوشتن می‌شد و تا ساعت ۵ بعد از ظهر بی‌وقفه می‌نوشت.
نگارش کتاب‌هایش به اندازه‌ای برایش اهمیت داشت که حتی گاهی ناهار را نیز کنار می‌گذاشت. خانواده‌اش به‌خوبی از جدیت او در حین نگارش باخبر بودند و وقتی که مشغول نوشتن بود، کسی از افراد خانواده اجازۀ مزاحمت نداشت. اگر پیشامدی رخ می‌داد و اعضای خانواده به حضور او نیاز ضروری داشتند، نباید نزدیک او می‌شدند و از فاصله‌یی دور با نواختن شیپور او را آگاه می‌کردند. او ۶ روزِ هفته را به همین منوال بدون خستگی کار می‌کرد و یک‌شنبه‌ها را در کنار خانواده می‌گذراند.

@Writing_lovers
نویسنده‌ها به خصوص نویسنده‌های تازه کار، بیشتر بر محصول نهایی کار تکیه دارند؛ آنها سؤالات بازاریابی می‌پرسند؛ می‌پرسند کجا می‌توانند انتشاراتی پیدا کنند؛ درمورد پیش‌پرداخت، تورهای کتاب و مصاحبه‌های تلویزیونی می‌پرسند؛ خیلی کم مطالعه می‌کنند؛ تا به حال نه تنها یک رمان بلکه یک داستان کوتاه را تا آخر نخوانده‌اند. من به آنها می‌گویم حداقل در این مرحله از رشد محصول نهایی اهمیتی ندارد.

من برای این می‌نویسم که نمی‌توانم ننویسم. من ارتباط برقرار کردن را دوست دارم و می‌خواهم کاری را که به آن عشق می‌ورزم انجام بدهم. حتی اگر یک کتاب یا یک مقاله هم نتوانم در زندگی‌‌ام به ثمر برسانم، بازهم می‌نویسم. نوشتن ماندگارتر از یک شغل، یک دوست یا حیوان خانگی است. نوشتن تکانهٔ اصلی زندگی ماست.

من نمی‌گویم به فکر چاپ کردن نباشید بلکه می‌گویم بنویسید. هر وقت می‌توانید بنویسید. هر وقت این قدر خسته‌اید که نمی‌توانید بنویسید باز هم بنویسید. حتی وقتی چیزی برای نوشتن ندارید یا وقتی چیز زیادی برای نوشتن دارید، بازهم بنویسید. هر وقت هم که نمی‌نویسید بخوانید. اگر این الگوی نوشتن و خواندن را حفظ کنید خیلی راحت‌تر به انتشار می‌رسید.

لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز می‌شود

@Writing_lovers
بلند پروازی من برای نوشتن داستان، از خواندن داستان «وقتی از عشق حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم» نوشتهٔ «ریموند کارور» شروع شد. اولین باری که آن را خواندم بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. جملات کوتاه و ساده و شخصیت‌های آشنا، نویسندگی را در ذهن ممکن جلوه می‌داد. این داستان سبب شد شروع به تلاش کردن کنم. البته «کارور» باعث شد من با دیگر نویسندگان معاصر داستان کوتاه چون «توبیاس وولف» و «آلیس مونرو» نیز آشنا شوم.

دیوید سداریس


داستان ریموند کارور
http://elhamiyan.blog.ir/post/146

@Writing_lovers